صد سال بریل در ایران و ضرورت بازاندیشی در زیست بوم بریل فارسی

آغاز حیات رسمی بریل در ایران به ورود کشیش آلمانی (ارنست جی کریستوفل) در (1304) به تبریز و تأسیس مدرسه نابینایان در این شهر بازمی‏‌گردد. کریستوفل در اولین گام لاجرم برای تدریس و آموزش به نابینایان فارسی زبان، الفبای بریل منطبق با زبان فارسی را با همکاری محمدعلی خاموشی ابداع نمود. با این احتساب، اکنون ما در جایی ایستاده‌‏ایم (1404) که یک قرن از حیات «بریل فارسی» می‌‏گذرد. قرنی که در آن، مجموعه‌ای از رویه‌ها، نهادها، قواعد، و سازوکارهای رسمی و غیررسمی، در راستای تثبیت، آموزش، ترویج و نهادینه‌سازی بریل در میان افراد با آسیب بینایی شکل گرفت. تأسیس مدارس ویژه نابینایان در تبریز و اصفهان، تلاش برای تثبیت علائم بریل فارسی در سطوح ملی و بین‌المللی، شکل‌گیری نهادهای مدنی نابینایان، تربیت معلمان، راه‌اندازی تدریجی چاپخانه‌های بریل و ورود ماشین‌های چاپ، همگی مؤلفه‌هایی بودند که در مجموع، امکان شکل‌گیری آنچه می‌توان به تسامح «زیست‌بوم بریل فارسی» نامید را فراهم آوردند؛ زیست‌بومی که در دهه‌های نخست، توان آن را داشت که بریل را به‌عنوان ابزار کانونی دسترسی نابینایان به اطلاعات و منابع مطالعاتی تثبیت کند.

بااین‌حال، ارزیابی وضعیت کنونی بریل فارسی نشان می‌دهد که این زیست‌بوم، به‌تدریج و به‌ویژه در دو دهه اخیر، بخش قابل‌توجهی از قدرت مانور و توان حمایتگری خود را از دست داده است. کمرنگ‌شدن، افول و به‌حاشیه‌رفتن تسریعی بریل در ایران، امروز به یکی از واقعیت‌های انکارناپذیر حوزه آموزش و تأمین نیازهای اطلاعاتی نابینایان بدل شده است. این وضعیت را نه می‌توان امری طبیعی و اجتناب‌ناپذیر دانست و نه می‌توان آن را صرفاً هم‌راستا با روندهای جهانی تلقی کرد؛ چراکه اقتضائات، امکانات، سطح دسترسی به فناوری‌ها و زیرساخت‌های مرتبط با دسترسی به اطلاعات در ایران، تفاوت‌های معناداری با بسیاری از کشورها، به‌ویژه کشورهای توسعه‌یافته، دارد.

مسئله زمانی پیچیده‌تر می‌شود که توجه کنیم افول بریل در ایران، نه‌تنها با سرعتی بیش از میانگین جهانی رخ داده، بلکه هم‌زمان، جایگزین یا مکملی که بتواند به‌نحوی مؤثر، پایدار و فراگیر، خلأ ناشی از تضعیف بریل را پُر کند نیز به‌درستی تمهید نشده است. در چنین شرایطی، کاهش نقش بریل نه‌تنها به بهبود وضعیت دسترسی نابینایان به اطلاعات منجر نشده، بلکه در بسیاری موارد، شکاف اطلاعاتی میان این قشر و سایر افراد جامعه را عمیق‌تر کرده است.

برای فهم چرایی این وضعیت، پیش از هرگونه راه‌حل‌یابی، باید به این پرسش بنیادین پرداخت که در خود زیست‌بوم بریل فارسی چه رخ داده است. شواهد تاریخی نشان می‌دهد که اگرچه این زیست‌بوم در نیم‌قرن نخست حیات خود شکل گرفت و کارکردهایی مثبت داشت، اما از همان ابتدا با نارسایی‌هایی همراه بود؛ نارسایی‌هایی که در قالب عدم استمرار برخی رویه‌ها، ضعف ارتباط نهادمند میان اجزا، فقدان سازوکارهای مؤثر برای انباشت و انتقال تجربه، نبود توازن میان دروندادها و بروندادها و محدودیت در بازخوردگیری و اصلاح تدریجی بروز یافت. این کاستی‌ها تا زمانی که بریل تقریباً تنها ابزار فراگیر دسترسی نابینایان به منابع اطلاعاتی بود، کمتر به چشم می‌آمد؛ اما با ورود تدریجی شیوه‌ها و امکان‌های جدید، پیامدهای آن آشکار شد.

در این مرحله، بریل به‌عنوان بازیگر اصلی و دارای تقدم تاریخی، وارد مواجهه‌هایی شد که می‌توان آن‌ها را حاصل تغییر در میدان تأمین نیازهای اطلاعاتی نابینایان دانست. در منطق چنین مواجهه‌هایی، امکان‌های نوظهور با برجسته‌سازی مزیت‌های خود و هم‌زمان پررنگ‌کردن محدودیت‌های بریل، کوشیدند جایگاه بیشتری بیابند. در مقابل، زیست‌بوم بریل فارسی، به‌دلیل ناتوانی در بازتنظیم سازوکارهای درونی و نشان‌دادن واکنشی مقتضی، نتوانست نسبت خود را با این تحولات به‌درستی بازتعریف کند و به‌تدریج در موضعی تدافعی قرار گرفت.

نکته قابل‌تأمل آن است که فاصله زمانی میان ورود بریل به ایران و شکل‌گیری نخستین مواجهه‌های جدی با این امکان‌های جدید، چند دهه به طول انجامید؛ فاصله‌ای که می‌توانست فرصتی ارزشمند برای تقویت بنیان‌های زیست‌بوم بریل، رفع ضعف‌ها و آماده‌سازی برای تحولات پیشِ‌رو باشد. بااین‌حال، این ظرفیت تاریخی به‌طور کامل بالفعل نشد و در نتیجه، بریل در زمان بروز این تحولات، از انعطاف و توان لازم برای حفظ جایگاه تثبیت‌شده خود برخوردار نبود.

بررسی تحولات آموزش نابینایان در فاصله سال‌های ۱۳۰۴ تا ۱۳۵۰، به‌ویژه در دهه‌های ۳۰ و ۴۰، نشان می‌دهد که این دوره را می‌توان «پیچ حساس حیات آموزشی نابینایان و ازجمله بریل فارسی» نامید. مجموعه‌ای از رخدادهای نهادی، آموزشی و اجتماعی در این برهه رخ داد که هر یک، به‌نحوی ایجابی یا سلبی، بر جایگاه بریل اثر گذاشتند. بااین‌حال، وجه مشترک بسیاری از این تحولات، تأثیرپذیری آن‌ها از زیست‌بومی بود که علی‌رغم شکل‌گیری اولیه، به‌لحاظ ارتباط میان اجزا و به‌اشتراک‌گذاری تجربیات، دچار نوعی خودبسندگی بود.

از این منظر، افول کنونی بریل را باید نه حاصل یک عامل منفرد، بلکه برآیند انباشته‌شدن مجموعه‌ای از نارسایی‌ها دانست که در مواجهه‌ای ناپخته با تحولات حوزه دسترسی به اطلاعات، خود را آشکار کرده‌اند. بازاندیشی در جایگاه بریل فارسی، مستلزم عبور از نگاه‌های تقابلی و حرکت به‌سوی رویکردی است که بتواند نسبت بریل را با سایر شیوه‌های دسترسی، در قالب یک کل منسجم، پویا و بازتعریف‌پذیر صورت‌بندی کند. تنها در چنین چارچوبی است که می‌توان به بازسازی جایگاه بریل و جلوگیری از تعمیق شکاف اطلاعاتی میان نابینایان و سایر افراد جامعه امید بست.

*  پژوهشگر و فعال حوزه خط بریل

5959

کد مطلب 2165596

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
9 + 4 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین