انسان در پیشگاه تاریخ حساب پس می‌دهد

حسین نیکبخت گفت: تحقق عدالت طبق تعریفی که کانت از آن دارد ورای توانایی‌های انسانی نیست و انسان‌ها مجاز نیستند این وظیفه را یکسره به خدا واگذارند، بلکه باید با راهنمایی مشیت الهی با یکدیگر همکاری کنند تا عدالت، بدون نیاز به مداخلۀ معجزه‌آسای الهی، در همین جهان و در جریان تاریخ محقق شود.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، متن زیر حاصل گفت و گو محمدحسن ابوالحسنی از سرویس دین و اندیشه ایبنا با حسین نیکبخت مترجم کتاب «سایه خدا؛ کانت، هگل، و گذار از ملکوت به تاریخ» است. او می نویسد: کتاب «سایه خدا: کانت، هگل و گذار از ملکوت به تاریخ» در ۵۷۵ صفحه به تازگی توسط انتشارات ققنوس منتشر شده است. این کتاب نوشته مایکل روزن است و مطالعه‌ای مفصل درباره فلسفه کانت و هگل عرضه می‌کند. روزن از منظر ایدئالیسم آلمانی به پدیده سکولاریزاسیون نگریسته و بینش ژرفی پیشروی مخاطب گذاشته. بخش مهمی از تلاش او، تشخیص سهم کانت، هگل و ایدئالیست‌های آلمانی در فرایند سکولاریزاسیون بوده است. نیکبخت در دانشگاه شیراز، لیسانس کامپیوتر گرفته و بااین‌حال جذب فلسفه شده و به شکل خودآموخته مطالعه کرده. تمرکز وی بر ایدئالیسم آلمانی بوده و در این زمینه تعدادی از آثار مهم و ارزشمند را ترجمه کرده، مثل: هگل و هستی‌شناسی قدرت (ساختار سلطه اجتماعی در سرمایه‌داری)، استیلای امر منفی (شرحی انتقادی بر فلسفه هگل)، مواجهه‌ای نامتعارف با منطق هگل. این گفت و گو را می خوانید:

****

انسان در پیشگاه تاریخ حساب پس می‌دهد
حسین نیکبخت

 لطفاً توضیح دهید مضامین اصلی کتاب و هدف آن چیست؟ روزن قصد دارد چه منظور بنیادی را به ما منتقل کند؟

مسئلۀ سکولاریزاسیون در مرکز بحث روزن است. اما این کتاب را به دو شیوه می‌شود قرائت کرد. از یک سو می‌توان آن را به‌مثابۀ روایتی رو به جلو قرائت کرد که هدف آن بررسی معنای سکولاریزاسیون، نحوۀ ظهور و تحقق آن، نتایج مثبت آن و چالش‌هایی است که نهایتاً پیش روی ما می‌گذارد. از سوی دیگر می‌توان کتاب را از چشم‌انداز پایان آن قرائت کرد.

روزن در انتهای فصل آخر کتاب نقل‌قولی از آدورنو ارائه می‌دهد که در آن آوشویتس با زلزلۀ لیسبون مقایسه می‌شود، و، چنان‌که خودِ روزن در مصاحبه‌ای می‌گوید، می‌توان بحثِ ارائه‌شده در کتاب را پاسخی به این پرسش دانست که چرا آن مقایسه بسیار مهم است و باید جدی گرفته شود. به هر روی در خلال بحث، مسائل مهمی مطرح و بررسی می‌شوند، ازجمله مسئلۀ دادباوری، آزادی، شر، نیهیلیسم، زوال ارزش‌ها و تنهایی وجودی در زمانۀ حاضر.

روزن بخشی از کتاب را به تعبیر کانت از دین عقلانی اختصاص داده. لطفاً به اختصار توضیح دهید که نظریه کانت درباره دین عقلانی چه اجزا و مولفه‌هایی دارد؟

دین مدنظر کانت، به تعبیر روزن، دینی سقراطی است، یعنی عمیقاً مبتنی بر توجیه – ترکیب ایمان با عقل – است. چنین دینی الزامات مهمی دارد. یکی این‌که خدای عادل نباید دمدمی‌مزاج باشد و به طریقی خودسرانه عمل کند. بنابراین مثلاً لطف و بخشش یا خشم خدا نمی‌تواند به‌نحوی گزینشی شامل حال عده‌ای شود و شامل حال عده‌ای دیگر نشود.

الزام دیگر این است که انسان‌ها نباید به دلیل گناه نیاکانشان مجازات شوند و داوری خدای عادل در مورد انسان‌ها باید مبتنی بر اصولی اخلاقی باشد که برای آن‌ها شناخت‌پذیرند. بنابراین گرچه کانت دین را رد نمی‌کند، اما پیگیری دین عقلانی مدنظر وی تا نهایت منطقی آن به تضعیف وابستگی انسان‌ها به خدا می‌انجامد و رابطۀ انسان و خدا غیرشخصی می‌شود.

انسان در پیشگاه تاریخ حساب پس می‌دهد

روزن معتقد است فیلسوفان آلمانی زمینه‌ساز گذار از ملکوت به تاریخ شدند. یعنی باعث شدند اعمال انسان نه در پیشگاه خداوند بلکه در پیشگاه آیندگان محک زده شود. این گذار چگونه صورت گرفت؟ کانت و هگل و سایر ایدئالیست‌ها چگونه تاریخ را جایگزین ملکوت کردند؟

کانت بر این باور بود که خیرخواهی خدا فرمانروایی او بر جهانی عادلانه را ایجاب می‌کند و عدالت، از دید وی، مستلزم تناسبِ درست بین خوشبختی و شایستگی اخلاقی است. اما گرچه با ایدۀ کانت از عدالت به سوی خدا و آموزۀ داوری نهایی پس از مرگ سوق می‌یابیم، تحقق عدالت طبق تعریفی که کانت از آن دارد ورای توانایی‌های انسانی نیست و انسان‌ها مجاز نیستند این وظیفه را یکسره به خدا واگذارند، بلکه باید با راهنمایی مشیت الهی با یکدیگر همکاری کنند تا عدالت، بدون نیاز به مداخلۀ معجزه‌آسای الهی، در همین جهان و در جریان تاریخ محقق شود.

انسان در پیشگاه تاریخ حساب پس می‌دهد
ایمانوئل کانت

 بنابراین نزد کانت می‌توان خطوط کلی بینشی به تاریخ به‌مثابۀ حرکت به سوی عدالت از رهگذر همکاری انسان‌ها با یکدیگر را یافت. این بینش را ایدئالیست‌های بعد از کانت بسط دادند. فیشته این ایده را پیش نهاد که هر انسانی حلقه‌ای از زنجیرۀ عظیم و بی‌پایان تقلاهای بشری است و توفیق و بداقبالی او به توفیق و بداقبالی همگان وابسته است.

بنابراین هر انسانی می‌تواند با پیشبرد پروژه‌های ناتمام گذشتگان در تاریخ نقش‌آفرینی کند و از این طریق به فناناپذیری تاریخی دست یابد. اما درحالی‌که کانت و فیشته ایدۀ فناناپذیری تاریخی را به‌عنوان مکمل آموزۀ داوری نهایی و فناناپذیری شخصی مطرح کردند، اندیشۀ هگل حاکی از گسست از آن آموزه و حرکتی قاطع از ملکوت به سوی تاریخ است. در واقع، Geist [روح/خدای] مدنظر هگل تاریخی است، یعنی به مرور زمان تکامل می‌یابد و برای تحقق خود به جهان و انسان‌ها نیاز دارد. بنابراین روح هگلی به‌واقع موجودیتی جمعی است که انسان‌ها می‌توانند در نسبت با آن به فناناپذیری تاریخی دست یابند.

آیا مکاتب یا جریان‌های فکری دیگر ظرفیت پیشبرد این گذار را نداشتند؟ به عبارت دیگر آیا این گذار، یکی از عملکردهای ویژه و منحصر بفرد ایدئالیسم آلمانی بود؟

خاستگاه‌های فرایند سکولاریزاسیون را می‌توان پیشاپیش در اندیشۀ لایب‌نیتس و روسو یافت و، همان‌طور که روزن اشاره می‌کند، با افول روایت مسیحی از داوری نهایی و فناناپذیری شخصی، گذار از ملکوت به تاریخ پیشاپیش آغاز شده بود و ایدۀ فناناپذیری تاریخی را می‌توان نزد طیف گوناگونی از متفکران آن زمانه یافت، ازجمله نزد انقلابیونی نظیر روبسپیر، محافظه‌کاری نظیر برک و انسان‌گرای لیبرالی نظیر جان استوارت میل. بنابراین چه‌بسا بتوان اندیشۀ ایدئالیست‌های آلمانی را بهترین صورت‌بندی فلسفی آن گذار دانست که، به نوبۀ خود، به ترویج فهمی نو از انسان و جایگاه‌اش در جهان انجامید و فرایند سکولاریزاسیون را تقویت کرد.

با توجه به تصویری که روزن ترسیم کرده، گمان می‌کنید سرنوشت سکولاریزاسیون چه شود؟ آیا سایه خدا روز به روز کم‌رنگ‌تر خواهد شد؟ یا اینکه ممکن است دوباره با شدت بیشتری بر فراز جامعه احساس شود؟

دین پاسخی به یک نیاز عمیق انسانی است، یعنی نیاز انسان‌ها به فهم جایگاه‌شان در جهان و همساز شدن با آن در مواجهه با واقعیت مرگ و رنج. از این‌رو درصورتی‌که دین سنتی نتواند پاسخی رضایت‌بخش به آن نیاز بدهد، خلأیی به جا می‌ماند که شکلی جدید از دین یا نوعی دیگر از سایۀ خدا باید آن را پر کند.

انسان در پیشگاه تاریخ حساب پس می‌دهد
فریدریش هگل

 بخش مهمی از کارنامه ترجمه شما به هگل و پیروان او اختصاص دارد. چرا هگل نزد شما اهمیت ویژه‌ای یافته؟ چه ظرفیت خاصی در او می‌بینید؟

هگل در فلسفه‌اش شیوه‌های گوناگون مواجهۀ انسان‌ها با جهان و دگرگونی‌های آگاهی انسانی در طول تاریخ را بررسی می‌کند. از این رهگذر، نه‌تنها گذشته را فهم‌پذیر می‌کند و امکان نوعی همسازشدن و آشتی با جهان را برای ما میسر می‌سازد بلکه شیوۀ اندیشیدن و نگاه‌مان به پدیده‌های مختلف را تغییر می‌دهد و ما را قادر می‌سازد تا از تعصب و مطلق‌گرایی اجتناب کنیم.

معیارتان برای انتخاب کتاب و ترجمه آن به زبان فارسی چیست؟

متون هگل دشوارند و تفاسیر بسیاری بر آن‌ها نوشته شده است. بنابراین کتاب‌هایی را برای ترجمه انتخاب می‌کنم که مکمل یکدیگر باشند و فهم جوانب گوناگون اندیشۀ هگل را میسر سازند. تا به حال عمدتاً بر فلسفۀ هگل متمرکز بوده‌ام. امیدوارم در آینده بتوانم برخی آثار تفسیری مهم دربارۀ فلسفۀ کانت را هم ترجمه کنم.

۲۱۶۲۱۶

کد مطلب 2168121

برچسب‌ها

داغ ترین های لحظه

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
9 + 9 =