به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از گروه رسانهای شرق، محمدعلی همایونکاتوزیان، اقتصاددان و تاریخنگار و پژوهشگر برجسته علوم سیاسی، در مقالاتی که چندی پیش با ترجمه عبدالله کوثری در کتاب «ایران، جامعه کوتاهمدت» ترجمه و منتشر شد، به برخی از مهمترین مسائل اجتماعی و تاریخی ایران پرداخته است.
چهار مقالهای که در این کتاب گرد آمدهاند، هریک مسائل و موانع تاریخی توسعه اقتصادی و سیاسی ایران را بررسی کردهاند. کاتوزیان در این مقالات به طور خلاصه به ریشههای تاریخی مسائل اقتصادی و سیاسی جامعه ایران توجه کرده است. عبدالله کوثری سالها پیش ابتدا مقاله «ایران، جامعه کوتاهمدت» کاتوزیان را به فارسی برگردانده بود که همان زمان با استقبال خوبی روبهرو شد. همین نکته باعث شد که او تصمیم بگیرد مقالاتی دیگر از دکتر کاتوزیان را هم ترجمه کند و آنها را در قالب یک کتاب منتشر کند.
کوثری در بخشی از یادداشت کوتاه ابتدای کتاب به این نکته اشاره کرده که مقالات این کتاب توسط کاتوزیان در اختیار او قرار گرفته و خود او ترجمهها را مطالعه کرده و پیشنهادهایی بهویژه درمورد برخی اصطلاحات سیاسی در دو مقاله اول ارائه کرده است.
موضوعاتی که در مقالات کتاب «ایران، جامعه کوتاهمدت» مورد توجه بودهاند، بخشی از مهمترین مسائل جامعه معاصر ایران به شمار میروند که اغلبشان در گذشته ریشه دارند. مقاله اول کتاب که عنوان کتاب نیز از آن برگرفته شده، «ایران جامعه کوتاهمدت» نام دارد. محمدعلی کاتوزیان در این مقاله به بررسی مشکلات توسعه سیاسی و اقتصادی بلندمدت در ایران پرداخته است. آنگونه که از عنوان مقاله هم برمیآید، این متن بر این ایده سوار شده که ایران برخلاف جامعه درازمدت اروپا جامعهای کوتاهمدت بوده است. کاتوزیان معتقد است که دلیل این مسئله فقدان یک چارچوب استوار و خدشهناپذیر قانونی است که میتوانست تداومی درازمدت را تضمین کند. به عبارتی، برخلاف اریستوکراسی سنتی اروپا یا حتی طبقه بازرگان این جوامع، در ایران مالکیت و موقعیت اجتماعی عمری کوتاه داشت، دقیقا به این خاطر که این امتیازات چیزی شخصی شناخته میشد و در شمار حقوق اجتماعی موروثی و نقضناشدنی نبود. کاتوزیان معتقد است جامعه کوتاهمدت، هم علت و هم معلول فقدان ساختار در تاریخ ایران بوده است. مشکل مشروعیت و جانشینی، بیاعتباری جان و مال و مشکل انباشت و توسعه مسائلی هستند که در این مقاله به آنها توجه شده است.
کاتوزیان در بخشی از کتاب نوشته است: «ایران برخلاف جامعه درازمدت اروپا جامعهای کوتاهمدت بوده است. در این جامعه تغییرات - حتی تغییرات مهم و بنیادین - اغلب عمری کوتاه داشته است. این بیتردید نتیجه فقدان چارچوب استوار و خدشهناپذیر قانونی است که میتوانست تداومی درازمدت را تضمین کند. در دورههای کوتاهمدت حضور طبقات لشکری، دیوانی و مالک چیزی نمایان بود. اما ترکیب این طبقات بیش از یک یا دو نسل دوام نمیآورد، برخلاف اریستوکراسی سنتی اروپا یا حتی طبقه بازرگان این جوامع، در ایران مالکیت و موقعیت اجتماعی موروثی و نقضناشدنی نبود. موقعیت صاحبان رتبه و ثروت - جز در مواردی معدود - حاصل توارثی درازمدت (مثلا بیشتر از دو نسل قبل) نبود و اینان انتظار نداشتند که وارثانشان بنا بر حقی بدیهی در این موقعیت باقی بمانند. این وارثان تنها در صورتی بر آن جایگاه باقی میماندند که میتوانستند شایستگی خود را به اثبات برسانند و این شایستگی چیزی نبود مگر خصائلی شخصی که برای موقعیت در فلان عرصه اجتماعی ضروری شمرده میشد.»
به اعتقاد کاتوزیان، در زمینه چنین جامعهای تحرک اجتماعی بسیار بود تا حدی که در تاریخ قرون وسطا و تاریخ جدید اروپا اصولا متصور نبود و حتی جایگاه شاه هم در این میان مستثنا نبود، چراکه مشروعیت و حق جانشینی کموبیش همواره در معرض چالشهایی جدی و حتی شورش قرار داشت. کاتوزیان میگوید گویاترین کلام برای توصیف ماهیت کوتاهمدت جامعه ایران اصطلاح خانه کلنگی است: «بیشتر این خانهها بناهایی است که بیش از سی (یا حتی بیست) سال ندارد و اغلب از شالوده و اسکلتی مناسب نیز برخوردار است. در مواردی معدود این خانهها ممکن است فرسوده شده باشد و نیاز به مرمت داشته باشد، اما آنچه سبب محکومیت آنها میشود و درنهایت ساختمان را بیارزش قلمداد میکند و فقط ارزش زمین را به حساب میآورد، این داوری است که معماری این ساختمانها و/ یا طراحی داخلی آنها بنا بر آخرین مد و پسند روز کهنه شده است. بنابراین به جای نوسازی آن خانهها یا هر بنای دیگر و افزودن بر سرمایه مادی موجود، کل آن ساختمان به دست مالک یا خریدار ویران میشود و بنایی جدید بر زمین آن بالا میرود/ از این روست که صاحب این قلم گاه برای توصیف جامعه کوتاهمدت ایران آن را جامعه کلنگی نامیده...»
«مشروعیت و جانشینی در تاریخ ایران» عنوان مقاله دوم کتاب «ایران، جامعه کوتاهمدت» است. این مقاله با تأکید بر این واقعیت که حکومت در ایران باستان استبدادی بود، به مسائل مختلف این ساختار و ازجمله انحصار ثروت و قدرت در دست حکومتها توجه کرده است. کاتوزیان معتقد است که فره ایزدی اسطوره یا نظریهای بود که حکومت استبدادی را توجیه میکرد.
مقاله سوم کتاب «ایران، جامعه کوتاهمدت»، «انقلاب برای قانون» نام دارد. کاتوزیان در این مقاله به تلاش جامعه ایران در روند نهضت مشروطه برای برقراری حکومت قانون توجه کرده است. یعنی به رخدادی که در آن برای اولینبار در طول تاریخ ایران، حکومت مشروط به مجموعهای از قوانین بنیانی شد که محدوده قدرت اجرایی را مشخص و به گونهای دقیق حقوق و وظایف دولت و جامعه را تعیین میکرد.
مقاله چهارم کتاب «ایران، جامعه کوتاهمدت» به نوعی ادامه مقاله سوم است. این مقاله با عنوان «ملکالشعرا در دوران مشروطه»، شرحی از زندگی و آثار بهار در متن انقلاب مشروطه است. بهار از آخرین شاعران بزرگی است که در چارچوب شعر کلاسیک فارسی شعر میسرود، اگرچه بخش بزرگی از اشعارش دورنمایهای نو دارد. درعینحال، بهار چهرهای است که در جریان انقلاب مشروطه هم در مقام روزنامهنگار و هم به عنوان نماینده مجلس فعال بود.
مقالات کتاب «ایران، جامعه کوتاهمدت و سه مقاله دیگر»، هریک به طور خلاصه به مسائل کانونی جامعه ایران توجه کردهاند. مقالات این کتاب نشاندهنده تنوع علایق محمدعلی کاتوزیان نیز هست. این چهار مقاله در کنار هم شمایی کلی از مسائل تاریخی جامعه ایران که همچنان ادامه دارند، به دست داده است.
۲۵۹





نظر شما