به گزارش خبرآنلاین،کوروش احمدی دیپلمات بازنشسته به روزنامه شرق گفت: فقدان چنین درکی کاملا در سخنرانی آقای دکتر عراقچی در جریان اخذ رأی اعتماد مشهود بود. ایشان در این سخنرانی نشان داد همچنان بر همان خطی که طی چند دهه اخیر در خارج از وزارت خارجه دنبال میشد، استوار است. این سخنرانی نشان داد که وزارت خارجه دولت جدید نهتنها لزومی به تغییری در سطح راهبرد نمیبیند، بلکه حتی در سطح تاکتیکی نیز قائل به ضرورت تغییر نیست. این در حالی بود که آقای دکتر پزشکیان هم در جریان مبارزات انتخاباتی و هم در مقالهای که در تهرانتایمز منتشر کرد و هم در سخنرانی در مجمع عمومی 1403، از خطمشی متفاوتی ازجمله تعامل با جهان و حرکت در راستای لغو تحریمها و مانند اینها سخن میگفت».
دیپلمات اسبق ایران در سازمان ملل در ادامه تحلیل خود تأکید دارد: «صرفنظر از این بحث، مسئله این بود که اکثریت کسانی که در انتخابات ریاستجمهوری شرکت کرده و به آقای دکتر پزشکیان رأی داده بودند، انتظار داشتند متناسب با این مواضع تحولی هرچند اندک در سیاست خارجی را شاهد باشند. مسئله این بود که مواضع اعلامشده از سوی آقای عراقچی از همان ابتدا کار را برای حرکت در راستای رسیدن به حداقلی از تفاهم با کشورهای منطقه و کشورهای غربی مشکل کرد و این در حالی بود که واقعیات عینی در منطقه و دورنمای روی کار آمدن ترامپ حاشیه مانور ایران را محدودتر از قبل کرده بود».
این تحلیلگر حوزه سیاست خارجی درباره پاسخ به این سؤال کلیدی که برای سه سال آینده چه باید کرد؟ یادآور میشود: «تقریبا همه دنیا از ابتدای روی کار آمدن ترامپ از ابتدای دور اول ریاستجمهوری او متوجه تحولات اساسی در سیاست داخلی و خارجی آمریکا شدند و با توجه به آن، سیاست یا تاکتیکهای خود را در حد لازم متحول کردند. اما ما متأسفانه به این تحول مهم توجه نکردیم و عنایت نداشتیم که بالاخره در سیاست داخلی کشوری که اتفاقا دارای قویترین اقتصاد و قویترین ارتش دنیاست، تحولی روی داده است». به تعبیر احمدی، «ما خروج ترامپ از برجام را به خودمان گرفتیم و عنایت نداشتیم که ترامپ تنها از برجام خارج نشد، بلکه از 18، 19 توافق و نهاد دیگر بینالمللی هم خارج شد. اندکی انعطاف در آن زمان امکان توافق با ترامپ را که خواستار «اصلاح برجام» بود، میداد. او به این «اصلاح» در سیاست داخلی و در تقابل با رقبای دموکرات نیاز داشت؛ کمااینکه دیگران انعطاف لازم را نشان دادند و نتیجه مطلوب گرفتند».
از دید این دیپلمات اسبق کشورمان، «با شروع کار ترامپ در دور دوم نیز واکنش مقامات ما تفاوتی با دور اول او نداشت. تأکید وزارت خارجه بر «مدیریت تخاصم» و «مبناییبودن تخاصم با آمریکا» که ابداع وزارت خارجه دولت چهاردهم بود، طبیعی بود که کمکی به حل مشکل نکند. به هر حال ما با این فرمان و تأکید بر مذاکرهنکردن، وارد کار با دولت جدید آمریکا شدیم و بعد از تهدیدات ترامپ، «مذاکره غیرمستقیم» را در شرایطی که چندان به سود ما نبود، شروع کردیم». این کارشناس حوزه بینالملل اذعان میکند: «در مذاکرات اشتباه این بود که ظاهرا تنها مسئله ادامه یا توقف غنیسازی در ایران ملاک توافق بود؛ یعنی طوری قضیه صفر و یکی شده بود و خروجی آن تنها میتوانست شکست یکی و پیروزی دیگری باشد، بنابراین طبعا تأکید علنی و رسمی ما بر غیرمستقیمبودن مذاکره را نیز ترامپ با توجه به روانشناسی خاصش احتمالا به حساب توهین به خود گذاشته بود».
با توجه به نکات یادشده، این مفسر حوزه سیاست خارجی تصریح میکند: «قاعدتا درسهای گذشته باید برای سه سال آینده به کار آید. اولا باید مقامات ما توجه داشته باشند که نمیتوانند به انتظار خاتمه دوره ترامپ بنشینند. سه سال خیلی زیاد است و معلوم نیست که رئیسجمهور بعدی بهتر از ترامپ باشد. ثانیا برای حل مشکل بین دو کشور، دو راه بیشتر وجود ندارد؛ جنگ یا دیپلماسی. اگر مقامات ما دیپلماسی را ترجیح میدهند، باید به الزامات آن که مذاکره مستقیم و بدون محدودیت است، تن بدهند؛ وگرنه کار به جایی نخواهد رسید. تعلیق نامحدود نیز راهحل نیست؛ چراکه ما به خاطر تحریمها و تهدیدهای نظامی تحت فشار هستیم و آمریکا تحت فشار نیست. ثالثا باید توجه داشت که ترامپ سیاست خارجی آمریکا را کاملا شخصیسازی کرده و همه کشورها متوجه هستند که کار با او شروع و به او ختم میشود و شورای امنیت ملی آمریکا عملا تعطیل شده و وزارت خارجه آمریکا هم تقریبا هیچکاره است و کار با امثال ویتکاف تنها ما را به همان بازی صفر و یک و بنبست میکشاند. مقامات ما اگر روزی تصمیم به حل یا تخفیف مشکل با ترامپ گرفتند، باید نمایندهای را مأمور کار مستقیم با خود او بکنند».
23302





نظر شما