به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقد از سرویس دینواندیشه ایبنا، رضا دستجردی نوشت: «هرمنوتیک؛ درآمدی بسیار کوتاه» نوشته ینس زیمرمن، با ترجمه ابراهیم فتوت از تازههای نشر حکمت کلمه است.
هرمنوتیک شاخهای از علم است که به بررسی تأویل میپردازد؛ کنشی طبیعی که در دل ذات زندگی روزمره بشر ریشه دوانده است. ما مدام درگیر رمزگشایی مفاهیم هستیم: یافتن ردپای معنا در مقالات روزنامهها، کتابها، اسناد حقوقی، نایافتههای کتب مقدس، سخنرانیهای سیاسی، پیامهای روزمره و حتی صحبتها سر میز شام. بهراستی علم چطور میان این مفاهیم روزمره خزیده است؟ فرایند تأویل شامل چه اجزایی است و چطور در این جهان معنایی بیابیم که ما را به درکی شایسته از جایگاهمان در هستی برساند؟
نگارنده در این اثر، در ابتدا گریزی به تاریخچه این دانش زده و سپس به تبیین مفاهیم بنیادین و چگونگی اعمال آن بر دیگر علوم همچون الهیات، ادبیات، حقوق و علوم تجربی پرداخته است. در این اثر همچنین اهمیت تاریخی و ضرورت جهانشمول تأویل در زندگی اجتماعی و سیاسی بهتفصیل به تصویر کشیده شده است.
کتاب مشتمل بر هفت فصل است: «هرمنوتیک چیست»، «هرمنوتیک: تاریخچه مختصر»، «هرمنوتیک فلسفی»، «هرمنوتیک و علومانسانی»، «هرمنوتیک و الهیات»، «هرمنوتیک و قانون»، «هرمنوتیک و علم / حقایق یا تفسیر».
ینس زیمرمن فیلسوف، نظریهپرداز و استاد دانشگاه در حوزه هرمنوتیک در فلسفه و الهیات است. وی دو دکترا دارد. زمینه اول مطالعاتیاش زبان و ادبیات است و درجه کارشناسی تا دکترای ادبیات انگلیسی و در ادامه، ادبیات تطبیقی را از دانشگاه بریتیشکلمبیا در کانادا دریافت کرد. وی همچنین در سال ۲۰۱۰، از دانشگاه گوتنبرگ آلمان دکترای فلسفه خود را اخذ کرد. زیمرمن از سال ۲۰۰۴، هشت اثر به زبانهای آلمانی و انگلیسی در حوزههای فلسفه، علومانسانی، تأویل در الهیات و هرمنوتیک به رشته تحریر درآورد.
کتاب با پیشگفتار مترجم آغاز میشود. بهباور فتوت: «این کتاب، طیف وسیعی از مخاطبان را راضی میکند؛ از خوانندگان عام که تا به امروز واژه هرمنوتیک را نشنیدهاند تا پویندگان شایقی که دنبال دروازهای برای گام نهادن در این راه هستند». نیز، مترجم بر آن است که مطالعه «هرمنوتیک» که یکی از تازهترین آثار زیمرمن است، به پیشزمینه خاصی نیاز ندارد اما «داشتن زمینه مطالعاتی فلسفه و زبان و داشتن گرهی با زلف ادبیات، مخاطب را در این مسیر دلگرم خواهد کرد».
زیمرمن در پیشگفتار اثر، اهداف خود در نگارش کتاب را چنین استدلال میکند «نخست، معرفی هرمنوتیک به خوانندگان عام بهعنوان یکی از مکاتب اندیشه؛ بهمنظور آشنایی خواننده با هرمنوتیک فلسفی بهعنوان زمینهای مطالعاتی». نویسنده در این اثر تلاش کرده به ترسیم تاریخچه، معرفی اندیشمندان بزرگ و بیان ادعاهای هرمنوتیک بپردازد. «دوم، اثبات هرمنوتیک بهعنوان ویژگی اساسی علوم انسانی ما و تبیین نقش بنیادینش در تمام زمینههای دانش بشری». به این منظور، به مطالعه نقش درونی تعبیر در فلسفه، علوم الهی، هنر، حقوق و علومتجربی پرداخته است.
مولف، انتخاب مسیر خود را در این کتاب «نمایش سازوکار هرمنوتیک» دانسته، میآورد: «در این راه، مجبور به چشمپوشی از برخی مسائل نظری و مباحث مهم هرمنوتیک شدهام تا بتوانم به آموزههای تأویلی و مثالهای عینی بپردازم». زیمرمن اگرچه بر آن است که خواننده آشنا با هرمنوتیک پس از پایان کتاب درخواهد یافت که در این اثر، نظریههایی از امیلیو بتی، کارل اتو آپل، یورگن هابرماس، پل ریکور یا نظریه تملک هرمنوتیک در پراگماتیسم از ریچارد رورتی حذف شده است، بهجای آن کوشیده «به نقدهای عمومیتر پیرامون استلزام نسبیگرایی در هرمنوتیک بپردازد».
تمرکز بیشتر بر مفاهیم کاربردی هرمنوتیک بر انتخاب موضوعات مندرج در کتاب تأثیرگذار بوده است. نمونه آن در فصل «الهیات» قابل مشاهده است که حذف مناظره فلسفه و الهیات و گذاشتن تمرکز بر ارتباط میان نظریات مختلف پیرامون وحی و همچنین تمرکز بر ذات متن به تشخیص آموزههای تأویلی میانجامد. نیز بههمین دلیل، در فصل «هرمنوتیک و حقوق» به جای پرداختن به فلاسفه حقوقی، به مسائل کاربردی تأویل برگرفته از جامعه مدنی پرداخته شده است.
زیمرمن بههنگام تألیف کتاب، دو گروه مخاطب را در نظر داشت. نخست، خواننده عامی که تا امروز، نام هرمنوتیک به گوشش نخورده است، همچنین همکاران دانشگاهی که در پی رسالهای دانشگاهی هستند تا به دانشجویانی معرفی کنند که جویای درک ذات و ادعاهای هرمنوتیک هستند.
در فصل نخست اثر با عنوان «هرمنوتیک چیست»، چنین میخوانیم: «هرمنوتیک چیست؟ پاسخ ساده به این سوال این است که این واژه بهمعنی تفسیر کردن است. تفسیر در بسیاری از زمینههای مطالعاتی و نیز در زندگی روزمره رخ میدهد. ما نمایشنامهها، رمانها، هنر انتزاعی، موسیقی و فیلمها، قراردادهای کاری، قانون، کتاب مقدس، قرآن و دیگر متون مقدس را نیز تفسیر میکنیم.؛ درعینحال، اعمال دوستان و دشمنانمان را نیز تفسیر میکنیم یا تلاش میکنیم برآورد کنیم خاتمه یک شغل چه معنایی در زندگی ما دارد. ما چطور و چرا تفسیر میکنیم؟ هدف از تفسیر، درک کردن یک متن یا وضعیت، برای فهمیدن معنای آن است. این جمله اینطور القا میکند که تفسیر تنها زمانی ضروری میشود که چیزی را بلافاصله نمیفهمیم. در واقع، نیاز به تفسیر در برخی موارد واضحتر از موارد دیگر است».
«هرمنوتیک؛ درآمدی بسیار کوتاه» در ۲۲۶ صفحه بههمت نشر حکمت کلمه منتشر شده است.
216216





نظر شما