به گزارش خبرآنلاین محمد مهاجری در گفتوگو با «شرق» اظهار داشت: در شرایط فعلی،عقلانیت حکم میکند که منافع کوتاهمدت و تثبیت شرایط بر برنامههای میانمدت و بلندمدت ارجحیت پیدا کند».
به گفته او، «ابتدا باید کشور را از این وضعیت ناپایدار خارج کرد و به یک حداقل ثبات رساند؛ پس از آن میتوان به اصلاحات عمیقتر اندیشید».
به باور این فعال رسانهای، پس از حمله مستقیم آمریکا و اسرائیل در جنگ12روزه، این پیام بهروشنی منتقل شد که تنها سرمایه واقعی کشور، انسجام ملی است؛ انسجامی که میتوانست نقش منجی ایران را ایفا کند. اما متأسفانه این هشدار بهدرستی درک نشد».
این تحلیلگر سیاسی اعتقاد دارد: «بخشی از بدنه سیاسی حاکمیت و برخی جریانهای تندرو، نهتنها در حفظ این انسجام حساسیت لازم را نداشتند، بلکه در عمل در مسیری حرکت کردند که به تضعیف و نهایتا نابودی آن انجامید».
مهاجری گف:«این نگاه از سوی تندروها وجود داشت که کشور باید خیلی زود به شرایط پیش از جنگ 12روزه بازگردد؛ یعنی احیای سیاستهای سختگیرانهای مانند فیلترینگ، برخوردهای سلبی در حوزه حجاب و عفاف، بازگشت گشت ارشاد و احیای قانون انتصابات و... . گویی بعد از جنگ 12روزه هیچ اتفاقی نیفتاده و جامعه ایران همان جامعه قبل است».
این تحلیلگر سیاسی ادامه میدهد: «همین رویکرد در سیاست خارجی نیز بازتولید شد؛ یعنی در عرصه دیپلماسی هم برخی جریانها معتقد بودند باید همچنان با همان منطق قبلی حرکت کرد؛ منطقی که انعطافناپذیر است و گویی سیاست خارجی باید مانند مرغی باشد که فقط یک پا دارد.این نگاه نه با واقعیتهای امروز جهان سازگار است و نه با شرایط پیچیده ایران».
مهاجری با ارجاعی تاریخی میافزاید: «حضرت علی(ع) تأکید میکنند که انسان باید فرزند زمانه خود باشد، اما این جریانها عملا به این توصیه بیاعتنا بودند و بیشتر شبیه اخباریون عمل کردند؛ تکرار همان الگوهای گذشته، بدون توجه به تغییر جامعه، نسل جدید و شرایط منطقهای و بینالمللی».
به گفته او، «نتیجه طبیعی این رویکرد، افزایش نارضایتی اجتماعی و از دست رفتن انسجام ملی بود؛ انسجامی که میتوانست سپر کشور در برابر تهدیدهای خارجی باشد».
مهاجری تأکید میکند: «وقتی فشارهای سیاسی و اجتماعی با مشکلات عمیق اقتصادی و معیشتی گره میخورد، جامعه وارد وضعیت فرسایشی میشود». او در ادامه، تحریمها را عاملی میداند که این وضعیت را تشدید کرده است. به این معنا که تحریمها حلقه محاصره اقتصادی را تنگتر کردند و این فضای بسته اقتصادی با فضای بسته سیاسی، دیپلماتیک و اجتماعی ممزوج شد و حاصل این ترکیب، افزایش نبود قطعیت و شکنندگی در همه سطوح است و اگر قرار است از این چرخه خارج شویم، راهی جز اولویتدادن به ثبات و بازسازی اعتماد عمومی وجود ندارد.
مهاجری در ادامه گفتوگوی خود با «شرق»، تمرکز بحث را بهطور مشخص بر سیاست خارجی معطوف میکند و با تأکید بر مبانی نظری این حوزه میگوید: «سیاست خارجی جمهوری اسلامی بر سه اصل «حکمت، عزت و مصلحت» استوار شده است»؛ اصولی که به گفته او، «نباید به صورت ایستا و انعطافناپذیر تفسیر شوند». این تحلیلگر سیاسی تصریح میکند: «این سهگانه به این معنا نیست که همیشه و در همه شرایط، یک مؤلفه مانند عزت باید در صدر و اولویت قرار گیرد.گاهی اقتضای زمان و مکان ایجاب میکند که ضریب بیشتری به حکمت و مصلحت داده شود».
به باور این فعال سیاسی، «عیار نهایی در سیاست خارجی باید حفظ ایران، تمامیت ارضی و استقلال کشور باشد؛ امری که خود بزرگترین مصداق حکمت و مصلحت به شمار میرود». بنابراین این فعال رسانهای تأکید میکند: «اگر این اصل بهعنوان محور تصمیمگیری پذیرفته شود، ممکن است در مقاطعی ناگزیر به انعطاف بیشتر، چه به صورت موقت و چه حتی در برخی حوزهها به صورت پایدار، بود».
مهاجری میافزاید: «هنر سیاستورزی در جهان امروز آن است که بتوان در چارچوب نظم موجود جهانی، کشور را از تهدیدها دور نگه داشت، نه آنکه با نادیدهگرفتن واقعیتها هزینههای سنگینتری تحمیل شود».
او با اشاره به شرایط بینالمللی پس از بازگشت دونالد ترامپ به قدرت، معتقد است: «اکنون نظمی شکل گرفته که ایران نقش تعیینکنندهای در مهندسی آن ندارد؛ همانگونه که حتی قدرتهایی مانند چین و روسیه نیز در پروندههایی مانند گرینلند، ونزوئلا و برخی بحرانهای جهانی، بیش از هر چیز در چارچوب منافع خود حرکت کردهاند.ایران نیز باید با همین منطق عمل کند و در عرصههای منطقهای، از عراق و لبنان تا یمن و دیگر پروندهها، اولویت را به منافع ملی و امنیت بلندمدت کشور بدهد».
17302





نظر شما