صالحی: نماد شیر خورشید متعلق به جمهوری اسلامی است/ بسیاری از علمای ما معتقدند که کوروش همان ذوالقرنین باشد/ در کشور ما حزب به معنای واقعی وجود ندارد

علی‌اکبر صالحی، وزیر امور خارجه پیشین کشورمان در پاسخ به این پرسش که مهمترین چالش‌ پیش‌روی سیاست خارجی ایران چیست، گفت: به نظر من پاسخ روشن است: تعیین تکلیف روابط بین‌الملل. احساس من این است که در طول ۴۷ سال گذشته، بخشی که تکلیف آن هیچ‌گاه به‌طور کامل روشن نشد و همواره با فراز و نشیب همراه بود، حوزه روابط بین‌الملل است.

به گزارش خبرآنلاین، علی‌اکبر صالحی، وزیر امور خارجه پیشین کشورمان امروز (یکشنبه ۱۹ بهمن ماه) در اولین کنگره ملی سیاست خارجی و تاریخ روابط خارجی در خصوص مهمترین چالش‌ها و فرصت‌های پیش‌روی سیاست خارجی ایران گفت: اگر سؤال این باشد که بزرگ‌ترین چالش کشور در حوزه حکمرانی چیست، به نظر من پاسخ روشن است: تعیین تکلیف روابط بین‌الملل. احساس من این است که در طول ۴۷ سال گذشته ــ البته اگر بخواهیم وارد جزئیات شویم، بحث بسیار گسترده است ــ بخشی که تکلیف آن هیچ‌گاه به‌طور کامل روشن نشد و همواره با فراز و نشیب همراه بود، حوزه روابط بین‌الملل است؛ حوزه‌ای که نوعی آشفتگی مزمن در آن وجود داشته و انعکاس آن را در مسائل داخلی نیز دیده‌ایم. به این معنا که مسائل داخلی ما از مسائل خارجی تأثیر می‌پذیرد و مسائل خارجی نیز از مسائل داخلی اثر می‌گیرد.

میان آرمان‌های ترسیم شده در انقلاب و دستاوردهای انقلاب فاصله وجود دارد

بر اساس روایت ایرنا وی ادامه داد: به نظر من، بین آرمان‌هایی که در انقلاب اسلامی ترسیم کردیم و دستاوردها یا میوه‌های رسیدن به آن آرمان‌ها، فاصله‌ای وجود داشته است. برای اینکه این موضوع بهتر در ذهن متبادر شود، اگر آرمان‌ها را به‌ مثابه قله دماوند فرض کنیم، ما نگفتیم چگونه باید به قله دماوند رسید. همه به سمت قله حرکت کردند، اما بدون آمادگی لازم؛ و از همان ده متر، بیست متر یا صد متر اول با مشکل مواجه شدیم.

در پیاده سازی قانون اساسی آنگونه که شایسته بوده، عمل نکردیم

وزیر خارجه پیشین گفت: یکی از مشکلات ما همین است: آرمان‌های ما بسیار عالی است. انقلاب اسلامی و قانون اساسی ما واقعاً از پیشروترین قوانین اساسی به شمار می‌آید؛ هرچند ممکن است به برخی اصول آن ایراد وارد باشد و نباید بگوییم حق مطلق با ماست یا همه‌چیز کاملاً آرمانی است. با این حال، علی‌رغم این واقعیت که قانون اساسی ما قانونی پیشرو است، اما در پیاده‌سازی آن، به نظر من نتوانسته‌ایم آن‌گونه که شایسته بوده عمل کنیم.

در کشور ما حزب به معنای واقعی وجود ندارد

صالحی افزود: چالش دیگر این است که اگر در کشور ما حزب به معنای واقعی وجود داشت ــ که اکنون وجود ندارد ــ یا اگر صدای معارضی وجود داشت که واقعاً معارض بود و حتی رسانه‌ای مانند یک تلویزیون برای بیان دیدگاه‌های خود داشت، البته در چارچوب اصول اصلی نظام، این وضعیت می‌توانست شبیه یک دیگ زودپز باشد که سوپاپ اطمینان دارد. اگر آن سوپاپ وجود نداشته باشد، در نهایت دیگ منفجر می‌شود. ما در این زمینه‌ها به‌درستی عمل نکردیم، در حالی که این موارد در قانون اساسی ما پیش‌بینی شده است.

برخی اصول مندرج در قانون اساسی را عملیاتی نکردیم

رئیس پیشین سازمان انرژی اتمی گفت: در قانون اساسی ما برقراری حکومت نظامی صراحتاً ممنوع شده و می‌بینید که در طول این ۴۷ سال، در هیچ‌یک از بحران‌ها حکومت نظامی اعلام نشده است. اما اصول دیگری هم وجود دارد که مستقیماً به حکمرانی مربوط می‌شود و در قانون اساسی تصریح شده، ولی ما آن‌ها را عملیاتی نکرده‌ایم.

وی افزود: در قانون اساسی، اصولی مانند اصل ۱۱ و اصل ۱۵۴ وجود دارد که از منظر نقد علمی ــ نه خدای‌ناکرده نقد مغرضانه ــ قابل تأمل است. کشورها عضو سازمان ملل هستند و اصولاً روابط بین‌الملل از طریق دولت‌ها برقرار می‌شود. اما در قانون اساسی ما در برخی موارد، تصریحاً «ملت‌ها» مورد خطاب قرار می‌گیرند. این توجه به ملت‌ها به‌عنوان یک آرمان درست است و ایرادی ندارد که در سطح آرمانی مطرح شود، اما وقتی وارد متن قانون اساسی می‌شود، این برداشت را ایجاد می‌کند که ما اجازه داریم مستقیماً با ملت‌ها رابطه برقرار کنیم. این موارد باید واقعاً مورد توجه قرار گیرد تا دچار این آشفتگی در روابط بین‌الملل نشویم. ما وقتی با برخی کشورها گفت‌وگو می‌کنیم، این ایرادها را به ما می‌گیرند؛ دست‌کم به خود من این نکات را گفته‌اند.

پس از انقلاب، ایران در مدار سیاسی خود حرکت می‌کند، نه در مدار سیاسی دیگران

علی‌اکبر صالحی، وزیر امور خارجه پیشین کشورمان  در پاسخ به سوالی در خصوص هویت ایرانی و سفیدشویی خیانت به کشور گفت: به گفته یکی از گویندگان مشهور که اصالت ایرانی دارد ــ و در این‌جا نمی‌خواهم نام او را ببرم ــ فردی که اساساً همراهی‌ با انقلاب ندارد و می‌توان گفت مخالف انقلاب و ضدانقلاب است، از او درباره انقلاب اسلامی پرسیدند. پاسخ جالبی داد. گفت: «انقلاب اسلامی از زمانی که پیروز شد، این کشور و ملت آن تصمیم گرفتند که دیگر غلام حلقه‌به‌گوش هیچ ابرقدرتی نباشند.»

وی ادامه داد: او از تعبیر «lackey of any superpower» استفاده کرد. من این واژه را نشنیده بودم؛ به دیکشنری مراجعه کردم و دیدم «lackey» یعنی غلام حلقه‌به‌گوش؛ یعنی همان استقلال. نکته مهم این است که این سخن را فردی بیان می‌کند که خودِ او اساساً مخالف این انقلاب است، اما بزرگ‌ترین شاخصه انقلاب را همین می‌داند: اینکه پس از انقلاب، کشور در مدار سیاسی خود حرکت می‌کند، نه در مدار سیاسی دیگران. این نکته را باید، همان‌طور که آقای دکتر عراقچی هم در صحبت‌هایشان فرمودند، واقعاً بسیار ارزشمند دانست.

صالحی افزود: ممکن است ما خودمان تصمیم بگیریم و به اعتبار استقلال سیاسی، تصمیم‌مان تصمیم درستی نباشد؛ اشکالی ندارد. این در طول زمان اصلاح می‌شود، زیرا این انقلاب یکی از ویژگی‌های برجسته‌اش اصلاح‌پذیری است؛ یعنی هرجا احساس کند اشتباه کرده، خود را تصحیح می‌کند و این، به نظر من، بزرگ‌ترین رمز بقای انقلاب است.

قوی بودن در داخل برای اتخاذ سیاست مستقل خارجی یک ضرورت است

وزیر خارجه پیشین با اشاره به اینکه  ما باید در داخل قوی باشیم تا بتوانیم این سیاست مستقلانه را پیاده کنیم، خاطرنشان کرد:  اگر ضعیف باشیم، چگونه می‌توانیم سیاست استقلال‌طلبانه را اجرا کنیم؟ بنابراین باید یک آسیب‌شناسی انجام دهیم. در قرن بیست‌ویکم ممکن است موضوعات بسیاری مهم باشند، اما باید چند موضوع اصلی و شاخص را در نظر بگیریم و به آن‌ها توجه ویژه داشته باشیم تا خودمان را بسازیم.

مسائل اجتماعی ما دچار نوعی سردرگمی و مشکلات است

صالحی با تشبیه نظام به یک ساختمان گفت:  اگر بنیان درستی نداشته باشد، هرچقدر هم دکور آن زیبا باشد، فایده‌ای ندارد. ساختمان باید بنیان محکمی داشته باشد. بنیان درست نظام ما در قرن بیست‌ویکم باید مشخص کند که به چه چیزهایی توجه شود. امروز باید به اقلیم و محیط‌زیست توجه داشته باشیم، به مسئله آب توجه کنیم، به هوش مصنوعی و فناوری کوانتومی بپردازیم؛ اما آنچه من عرض می‌کنم، امهات این موضوعات است: توجه به مسائل اجتماعی و اقتصادی. مسائل اجتماعی ما دچار نوعی سردرگمی و مشکلاتی است. اگر بتوانیم این پنج یا شش محور اصلی را آسیب‌شناسی کنیم، تکلیف آن‌ها را روشن کنیم و مسیر را بیابیم، آن‌گاه وقتی از درون قوی شدیم، سیاست استقلال‌طلبانه خود را بسیار راحت‌تر می‌توانیم پیاده کنیم.

در جمهوری اسلامی هم ارتقای ایران و هم ارتقای جایگاه اسلام مهم است

وی ادامه داد:  وقتی می‌گوییم جمهوری اسلامی، «جمهوری» آن یعنی ملت؛ برگرفته از مردم. این همان چیزی است که امروز در دنیا به‌عنوان نظام ملی و نظام مردمی مطرح است. «اسلامی» آن هم که عنوانش روشن است. به عبارت دیگر، انقلاب اسلامی دو رکن یا دو هدف غایی برای خود داشت: هم ارتقای ایران و هم ارتقای جایگاه اسلام. این دو در جمهوری اسلامی مدنظر بوده‌اند؛ تلفیق ایران و اسلام.

صالحی با تاکید بر اینکه ایران کشوری ویژه است و ملت آن نیز ملتی ویژه‌ هستند، خاطرنشان کرد:  این سخن از سر تعصب ملی نیست، بلکه یک واقعیت تاریخی است. ما هیچ‌گاه حتی پیش از اسلام، بر اساس باورها، آداب و سنن خود، بت‌پرست نبوده‌ایم. اهورامزدا مطرح بوده است. نور به‌عنوان یک پدیده مقدس مورد توجه قرار داشته؛ وقتی از آتش سخن گفته می‌شود، منظور همان نور است. در آن زمان، چون بشر نمی‌توانست نور بدون شعله ایجاد کند، نور با آتش همراه بود، اما در حقیقت، تقدس با نور بوده است.

وی افزود: این امتداد را در قرآن نیز می‌بینیم؛ آنجا که می‌فرماید: «الله نور السماوات و الارض». بنابراین این ملت، از پیش از اسلام نیز زمینه معرفت‌شناختی داشته است. قرآن هم انسان‌ها را به گروه‌هایی تقسیم می‌کند: «الذین آمنوا»، «الذین هادوا»، «الصابئین»، «النصاری» و «المجوس». مجوس همان زرتشتیان‌اند. یعنی قرآن به رسمیت شناختن این جریان معرفتی را نشان می‌دهد. پس ما به‌عنوان یک قوم ایرانی، از ابتدا صاحب این بستر معرفتی بوده‌ایم و این‌گونه نبوده که همه‌چیز صرفاً پس از اسلام به ما افزوده شده باشد. شاید به همین دلیل بود که اسلام را نیز به‌سرعت پذیرفتیم.

صالحی با تاکید بر اینکه فکر و اندیشه نیاز به صدور ندارد، گفت:  اندیشه متعلق به بشر است. همان‌طور که نظریه نسبیت انیشتین را نمی‌توان آلمانی دانست یا قانون جاذبه نیوتن را انگلیسی. فکر و اندیشه، اعم از فلسفه، معرفت‌شناسی و اندیشه‌های گوناگون، متعلق به همه بشریت است.

گاهی «خدمات متقابل ایران و اسلام» را به «صدمات متقابل ایران و اسلام» تبدیل کردیم

وی ادامه داد: انقلاب اسلامی ما نیز نسبت به بسیاری از انقلاب‌ها، یک شالوده فلسفی و معرفتی داشت که این شالوده می‌تواند برای همه جذاب باشد، اگر به‌درستی تبیین شود. ما باید بتوانیم به دل‌ها ورود کنیم. در بحث هویت ایرانی، ما هم خواستیم ایران را ارتقا دهیم و هم اسلام را. اما مشکل از کجا آغاز شد؟ اجازه بدهید صریح بگویم: به جای «خدمات متقابل ایران و اسلام» که مرحوم شهید مطهری نیز به آن اشاره داشتند متأسفانه گاهی ندانسته و گاهی به دلیل فقدان تجربه و انباشت تاریخی، آن را به «صدمات متقابل ایران و اسلام» تبدیل کردیم.

وزیر خارجه پیشین گفت: برای مثال، در موضوع کوروش و منشور او، این یک واقعیت تاریخی است و اسطوره نیست؛ وجود دارد و همه آن را می‌بینند. شخصیت کوروش، که بسیاری از علمای بزرگ مانند مرحوم علامه طباطبایی احتمال داده‌اند همان ذوالقرنین باشد، چرا نباید در چارچوب انقلاب اسلامی برجسته می‌شد؟ ما می‌توانستیم از این ظرفیت استفاده کنیم و به خدمات متقابل توجه کنیم. اما برعکس، گفتیم شاه بوده و شاه واژه‌ای منفی است؛ بعد دچار سردرگمی شدیم. سپس فهمیدیم اشتباه کرده‌ایم و بازگشتیم؛ که همین، نشانه اصلاح‌پذیری است. از سوی دیگر، تحت عنوان ایرانیت، اسلام را به ورود عرب‌ها گره زدیم و گفتیم اسلام، دین عرب‌هاست؛ در حالی که اسلام یک اندیشه است و ربطی به قومیت ندارد.

هویت ایرانی و هویت اسلامی مکمل هم هستند

وی همچنین اظهار کرد: زمانی که به بنیاد ایران‌شناسی آمدم، در مورد نماد شیر و خورشید بررسی کردم شیر و خورشید نمادی است که ریشه در هویت ایرانی اسلامی دارد و متعلق به جمهوری اسلامی است اما دیگران از آن استفاده می‌کنند فلسفه نماد شیر و خورشید مربوط به حضرت علی (ع) و مالکیت معنوی آن متعلق به ایران است. 
وی تصریح کرد: برخی کشورها چند بار خواستند از این نماد استفاده کنند اما مخالفت ایران به عنوان مالک معنوی چنین اجازه‌ای نداد. 

وی در پایان گفت:  اگر به پرسش شما بازگردیم، این دو موضوع دو روی یک سکه‌اند و مکمل یکدیگرند. هویت ایرانی و هویت اسلامی مکمل هم هستند. باید از این هویت ایرانی ـ اسلامی هوشمندانه پاسداری کنیم. ایران، اگر آن را به‌مثابه یک ظرف در نظر بگیریم، ما مظروف آن هستیم. نباید اجازه دهیم این ظرف ترک بردارد. هویت ملی ما باید به‌گونه‌ای حفظ شود که این ظرف باقی بماند تا بتواند مظروف خود را حفظ کند. 

315

کد مطلب 2179367

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 8 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین