ایران؛ جامعه ای درهم‌تنیده، درهم‌آمیخته؛ متشتت و رنگارنگ 

«جنگ می‌شود» «جنگ نمی‌شود»،«مردم حمایت می‌کنند» «حمایت نمی‌کنند» و صدها گزاره دیگری که در ایران مورد بحث و گفت‌وگو است. چه آن‌ها که می‌گویند مردم معترض‌اند، چه آن‌ها که می‌گویند مردم معترض نیستند و چه آن‌های که درباره اغتشاش‌گری صحبت می‌کنند؛ تحلیل‌گر باشند یا عموم مردم، فرقی نمی‌کند؛ همگی در یک‌چیز مشترک‌اند و آن «عدم شناخت جامعه ایران» است.

ما در جامعه‌ای متشتت، رنگارنگ، درهم‌تنیده و درهم‌آمیخته زندگی می‌کنیم. جامعه‌ای که نمی‌توان به‌راحتی آن را تحلیل کرد. چون زمانی‌که هیجانات و احساسات را به آن اضافه کنی، دیگر با ثبات مواجه نیستی، تا بتوانی آن را منطقی تحلیل کنی. هیجان و احساس دو خصوصیت بارز جامعه ایرانی است. بنابراین با دو عدم ثبات مواجه‌ایم: یکی خود تشتت که ذات جامعه ماست و یکی هیجانات و احساسات عارضی که آن هم همیشگی است. 

داشتن دو بی‌ثباتی که یکی ذاتی و یکی عرَضی است، یعنی پیچیدگی یک جامعه. نمونه‌هایی که نمونه واقعی نیستند و اگر هم باشند، دارای صفت هیجانی هستند. هرگاه جامعه‌ای پیچیده شد، مصاف با او نیز پیچیده خواهد بود. در سندی محرمانه که از حالت طبقه‌بندی خارج و افشا شد این‌گونه آمده است که در دیداری که بوش و پوتین درسال 2000 باهم داشتند، پوتین به رئیس‌جمهور وقت آمریکا این‌چنین می‌گوید: «چیزی که وقتی آن‌جا بودم مرا شگفت‌زده کرد این بود که آن‌ها شاید در ایدوئوی‌لوژی‌شان افراطی باشند؛ اما روشنفکرند. تحصیلات دانشگاهی دارند و از فضای آکادمیک می‌آیند. او می‌گوید که «آن‌ها واقعا عجیب‌اند».

این پیچیدگی همان‌طور که بر زبان رقبای‌مان نیز جاری شده، لزوما نقطه تاریک و ضعف ما نیست، بلکه می‌تواند نقطه قوت‌مان باشد. اگر به‌توان با آن بر مشکلات و بیگانگان فائق آمد. هرچند پیچیدگی و عدم ثبات، آسیب نیز تلقی می‌شود.

این‌که دوستان و حتی دشمنان درباره جامعه ایران بدون درنظر گرفتن پراکندگی و هیجانات آن اظهار نظر می‌کنند، نشانه ناآگاهی و به‌هدف نرسیدن تحلیل است. برای نمونه کافی است که اعتراضات خیابانی و دقیقا چند روز پس از آن یعنی راهپیمایی ۲۲ دی را درنظر بگیرید. صحت نگاه طرح‌شده بیش از پیش برای‌مان آشکار می‌شود. جالب‌آن‌که این تشتت گاهی در یک خانواده ایرانی نیز به‌چشم می‌آید: «برادری که معترض یا مغتشش خیابانی بوده؛ خواهری که حمایتگر بوده و در راهپیمایی شرکت کرده است» ، «فرزندی که معترض شدید خیابانی بوده، پدر یا دایی‌ای که حمایتگر شدید بوده یا برعکس» این‌ها همه نمونه‌هایی از یک جامعه با لایه‌هایی پیچیده و عمیق است.

در مباحث هنری نیز، تضاد به‌عنوان یک اصل، شناخته‌شده و پذیرفته‌شده است. زمانی یک خلق هنری زیباتر است که تضاد به‌خوبی در آن لحاظ شده باشد. تضاد در فرم، محتوا، چیدمان و رنگ‌ها زیبایی‌آفرینی می‌کند. از این رو هنرمندان تجسمی از تضادها در آثار خود بهره می‌گیرند. تفاوت‌ها در هر مسیری می‌توانند زیبایی‌آفرین باشند.

اگر بخواهیم از جامعه ایران تحلیل درستی داشته باشیم باید تفاوت‌ها و پیچیدگی‌های گسترده آن را به‌عنوان یک اصل ثابت بپذیریم. اصل ثابتی که همواره متغیر بوده است و بروزها و لباس‌های گوناگونی از خود نشان داده است. این تفاوت و پیچیدگی همواره می‌تواند هم فرصت و هم تهدید تلقی شود؛ اما می‌توان با پذیرش تفاوت‌های بافتی و اصولی پیچیده‌ای که در ایران وجود دارد، ابتدا آن‌ها را به‌خوبی مطالعه کنیم و به‌درستی بشناسیم و سپس طبق این اصل، فرصت‌های اجتماعی و فرهنگی تولید کنیم، نه تهدیدهای فرهنگی و سیاسی.

* نویسنده و پژوهشگر 

کد مطلب 2180927

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 7 =

آخرین اخبار