راز وفاداری حضرت ابوطالب؛ ایمان در سایه تقیه

روزهای نورانی ماه مبارک رمضان، هر روز فرصتی است برای بازخوانی بخشی از تاریخ صدر اسلام و تأملی دوباره در چهره‌هایی که در شکل‌گیری و تثبیت دعوت نبوی نقشی سرنوشت‌ساز داشته‌اند. هفتمین روز این ماه، بهانه‌ای است برای یادکرد از شخصیتی بزرگ و تأثیرگذار که نام او با حمایت بی‌دریغ از پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله گره خورده است؛ شخصیتی که تاریخ اسلام بدون شناخت جایگاه و مجاهدت‌های او، تصویری کامل نخواهد داشت. در میان فراز و نشیب‌های آغاز بعثت، آن‌گاه که فشارها، تهدیدها و توطئه‌های مشرکان هر روز شدت می‌گرفت، وجود تکیه‌گاهی استوار برای رسول خدا نعمتی بزرگ بود. بررسی زندگی و مواضع این بزرگ‌مرد، ما را با واقعیت‌های اجتماعی آن روزگار، ظرافت‌های تدبیر در دفاع از حق و نقش بی‌بدیل حمایت قبیله‌ای در پیشبرد دعوت الهی آشنا می‌سازد.

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، سلسله درس‌گفتار رمضانی با عنوان پای سخن رسول(ص)، را با بیان عبدالحسین طالعی، استاد دانشگاه، پژوهشگر و نویسنده تهیه کرده است تا در قالبی کوتاه و منظم، نکاتی از سیره، اخلاق و درس‌های زندگی پیامبر اکرم(ص) را مرور کند. در این مجال نگاهی خواهیم داشت به شخصیت و عملکرد حضرت ابوطالب؛ بزرگ بنی‌هاشم و حامی استوار پیامبر، تا ضمن شناخت بهتر جایگاه او، بخشی از حقیقتی را که در گذر تاریخ گاه مورد غفلت یا تحریف قرار گرفته است، روشن‌تر ببینیم.

بنابر روایت ایکنا، در ادامه این درس‌گفتار را می‌خوانیم و می‌بینیم:

«السلام علیک یا رسول‌الله»

در هفتمین نکته از مباحث این ماه رمضانی که در پیش داریم، می‌رسیم به روز هفتم ماه رمضان؛ روزی که بنا بر برخی اقوال و روایات تاریخی، مصادف با رحلت جانسوز حضرت ابوطالب است. البته قول دیگری نیز وجود دارد که بیست‌وششم ماه رجب را روز رحلت ایشان می‌داند، اما هفتم ماه رمضان نیز گفته شده است.

در هر حال، چه این روز را روز رحلت حضرت ابوطالب بدانیم یا ندانیم، شایسته است در این سلسله مباحث مربوط به رسول‌الله، اشاره‌ای به عموی بزرگوار ایشان و نقش فوق‌العاده‌ای که این شخصیت بزرگوار در حمایت و دفاع از پیامبر داشتند و نیز ماجراهایی که در تاریخ بر این شخصیت گذشته است، داشته باشیم.

قبل از آغاز بحث، باید به یک نکته توجه کنیم و آن ویژگی جامعه عربی آن روزگار است. خاصیت آن جامعه، قبیله‌گرایی و محوریت قبیله بود. شیخ قبیله و حرمت و به اصطلاح ریش‌سفیدی او نقش بسیار مهمی در تمام تعامل‌ها و کنش و واکنش‌هایی که پیش می‌آمد، داشت.

در میان قبایل، قبیله بنی‌هاشم از قبایل بسیار مهم بود؛ هم جایگاه معنوی داشت و هم موقعیت اجتماعی و مادی. حضرت ابوطالب، رئیس قبیله بنی‌هاشم و معروف به «شیخ‌البطحاء» و بزرگ مکه بود. با توجه به این نکته، در نظر بگیرید که پیامبر خدا(ص) بعثت خود را اعلام کرده و نبوت خویش را اظهار نموده است و حضرت ابوطالب رئیس قبیله است.

در این شرایط، او دو راه پیش رو داشت: یک راه این بود که رسماً اعلام کند من به دین این برادرزاده‌ام درآمده‌ام و شرک و بت‌پرستی را رها کرده‌ام. در این صورت، همان برخوردهای تند، همان جنگ‌ها و فشارهایی که با پیامبر(ص) انجام می‌دادند، درباره او نیز اجرا می‌شد.

راه دیگر این بود که ـ به تعبیر امروزی ـ با تدبیری دیپلماتیک، به پیامبر(ص) ایمان بیاورد اما ایمان خود را مخفی نگه دارد تا بتواند از جایگاه قبیله‌ای خود، به‌عنوان بزرگ بنی‌هاشم، برای دفاع از پیامبر(ص)، دفع بلاها و خنثی کردن توطئه‌ها استفاده کند. حضرت ابوطالب راه دوم را انتخاب کرد.

اتفاقی که پس از آن رخ داد این بود که چون حضرت ابوطالب هرگز به طور رسمی اعلام نکرد و شهادتین را به صورت علنی بر زبان نیاورد، برخی چنین برداشت کردند که او مسلمان نشده است. البته در اشعار ایشان ـ که نشان‌دهنده قدرت ادبی بسیار بالای اوست ـ بارها فضایل و کمالات رسول‌الله بیان شده است. این اشعار در منابع معتبر شیعه و سنی فراوان نقل شده و «دیوان ابوطالب» نیز به اشکال مختلف تدوین و موجود است.

با این حال، چون اظهار اسلام به صورت رسمی انجام نشد و ایشان جایگاه خود را برای مقابله با توطئه‌های مشرکان حفظ کردند، مخالفان اهل‌ بیت(ع) از این مسئله سوءاستفاده کرده و ابوطالب را کافر و مشرک دانستند؛ در حالی که ادله متعددی در رد این دیدگاه وجود دارد که مجال طرح آن در اینجا نیست.

مرحوم علامه امینی در کتاب «الغدیر» در جلد هفتم و هشتم درباره جناب ابوطالب بحث مفصلی دارد و استدلالی عقلی مطرح می‌کند. ایشان می‌فرماید: اگر قرار است درباره شخصیت تاریخی کسی داوری شود، چه کسانی بهتر از فرزندان او می‌توانند او را بشناسند؟ «اهل خانه بهتر می‌دانند که در خانه چیست.»

فرزندان حضرت ابوطالب، یعنی ائمه اطهار(ع)، نه از باب تعصب مذهبی بلکه به عنوان فرزندان او، تصریح کرده‌اند که جدّ ما مؤمن، موحد و دارای کمالات و مقامات والا بوده است؛ اما ایمان خود را به دلیل مصالح آن روزگار کتمان می‌کرد و تقیه داشت. در برخی روایات آمده است که حضرت ابوطالب دو درجه داشت: یکی درجه ایمان و دیگری درجه تقیه بر ایمان؛ یعنی حفظ ایمان در شرایط تقیه.

ائمه اطهار(ع) احترام فراوانی برای جناب ابوطالب قائل بودند و مقامات ایشان را والا و مهم ارزیابی می‌کردند. درباره ایشان نیز آثار ارزشمندی تألیف شده است؛ از جمله مباحث مرحوم علامه امینی در الغدیر و نیز مطالب علامه مجلسی در «بحارالانوار» (جلد ۳۵). همچنین در سال‌های اخیر، مؤسسه‌ای پژوهشی با نام «حضرت ابوطالب» در قم مجموعه‌ای دانشنامه‌ای در حدود ۳۵ جلد از مقالات پژوهشی درباره حضرت ابوطالب تدوین کرده که قابل استفاده است.

این مدافع بزرگ رسول خدا(ص) به گونه‌ای بود که وقتی پیامبر(ص) در شعب ابی‌طالب در محاصره بودند، با تمام توان از ایشان حمایت می‌کرد. پس از رحلت حضرت ابوطالب و مدت کوتاهی بعد از آن، وفات حضرت خدیجه(س)، پیامبر(ص) آن سال را «عام‌الحزن» نامید؛ سال اندوهی بزرگ که فقدان این دو حامی عظیم را در پی داشت.

کد مطلب 2187430

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 10 =

آخرین اخبار