مذاكرات اسلام آباد

رهبری که حرمت زیرانداز مردم را هم حفظ می‌کرد

مهدی قزلی در یادداشتی به سلوک رهبر شهید انقلاب در مواجهه با مردم پرداخته است.

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، مهدی قزلی، نویسنده در یادداشتی به مردم‌دار بودن رهبر شهیدمان و سومین رهبر انقلاب اسلامی ایران، حضرت آیت الله العظمی سیدمجتبی حسینی خامنه‌ای اشاره کرده است:

بنابر روایت مهر،  پاییز سال ۱۳۹۶ در بازدید آیت‌الله خامنه‌ای از مناطق سر پل ذهاب، وارد روستای قلعه بهادری شدیم. جلوی یکی از خانه‌ها ایستادیم. آقا وارد حیاط خانه شد. وقتی آقا وارد حیاط شد، هنوز مردم روستا جمع نشده بودند.

من رفتم جلوتر. توی یکی از چادرها مردی بچه به بغل بود؛ اجازه گرفتم و داخل شدم. حدس زدم چون مرد داخل چادر هست آقا وارد آنجا می‌شوند. آقا وارد چادرهایی که مردشان نبود نمی‌شدند. اسم مرد را پرسیدم، کیومرث قوچانی بود. دو زن جوان هم داخل چادر بودند و زنی سن‌دار.

چادر را خودشان علم کرده بودند، با نِی و نایلون. حدسم درست بود: آقا جلوی چادر ایستاد.

به کیومرث گفتم: برو جلو تعارف کن. مرد دستپاچه بود، بچه را داد بغل یکی از زن‌های جوان و رفت جلوی ورودی چادر. کیومرث دست دراز کرد و دست داد. آقا دست کیومرث را نگه داشت و داخل شدند؛ سلام و علیک کردند. کیومرث گفت: نور آوردید!

سیدمجتبی پسر آقا هم پشت سرشان وارد شدند. سقف چادر کوتاه بود، همه سرمان را کمی خم کرده بودیم. آقا با همه احوال‌پرسی کردند و بعد به نی‌ها و چادر اشاره کردند و پرسیدند: این‌ها را خودتان ساختید؟

زن‌ها جواب مثبت دادند. آقا دعایشان کردند؛ یک قدم جلوتر رفتند و با نوک انگشت‌ها لپ بچه‌ای که بغل یکی از زن‌ها بود را گرفتند و بعد همان نوک انگشتان‌شان را بوسیدند.

رهبری که حرمت زیرانداز مردم را هم حفظ می‌کرد

چند جمله صحبت کردند و از چادر خارج شدند. یکی از محافظ‌ها کفش‌های آقا را گذاشت جلوی پایش تا بپوشد.

وقت بیرون رفتن همه دنبال آقا رفتند. من و آقامجتبی مانده بودیم در ورودی چادر و دنبال کفش‌های‌مان می‌گشتیم که زیر پای جمعیت جابه‌جا و گِلی شده بود. آقامجتبی لبخند زد و گفت: آقای قزلی تو هم دنبال کفشت می‌گردی؟

لبخندش را جواب دادم و به شوخی گفتم: اگر پیدا کنیم هم این کفش دیگر کفش نمی‌شود...

بالاخره کفش‌هایم را جوریدم و پوشیدم و بیرون آمدم. همان موقع فهمیدم یکی از لنگ‌های کفشم عوض شده...

حرف یکی دو لنگه کفش نیست، حرف ادب و تواضع است.

بعضی محافظ‌ها و خبرنگاران در روستاهای قبلی به اقتضای شلوغی فهمیده یا نفهمیده با کفش وارد چادر زلزله‌زده‌ها شده بودند. آقا و پسرش ولی کفش‌هایشان را درمی‌آوردند دم چادر و ادب و آداب دید و بازدید را رعایت می‌کردند.

مردم ایران و دنیا باید بدانند رهبران ایران حرمت زیرانداز مردمشان را هم نگه می‌دارند؛ آن هم در دنیایی که چنان جنگل شده که زورمندش خون بچه‌های دبستانی را به هیچ می‌گیرد!

کد مطلب 2193720

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 8 =