به گزارش خبرآنلاین روزنامه فرهیختگان نوشت: با گرفتن پاسخ این پرسش، مصاحبهگر زیرک ماجرا، متوجه میشد که مصاحبهشونده اهل نماز و روزه است یا اینکه پایبندی به حضور پرخروش در راهپیماییهای انقلابی دارد یا خیر؛ اما کمی کاسه و کوزههای عزیزان حاضر در فرایند گزینش پس از روز قدس سال 1447 هجری قمری ورافتاده و احتمالاً انقضای این پرسششان به سر رسیده است.
اگر شما هم در حوالی ظهر و پیش از ظهر روز قدس امسال، سری به خیابان انقلاب میکشیدید، متوجه جمعیتی میشدید که در مرتبطترین مراسم به مناسک هسته سخت نظام ورود پیدا کردهاند و زیر صدای جنگنده و موشک اللهاکبر میگویند که احتمالاً بهخاطر پیرسینگ دم گوش و لب یا لایتهای فوکولشان نتوانند در دایره انقلابیها و حزباللهیها وارد شوند. احتمالاً گمان میکنید مسیر ما به این خواهد کشید که انسجام ملی اتفاق افتاده و حالا مردم در وسط میدان هستند و حتماً میخواهیم جامعه طردشده از طرف بدنه انقلابی را در شرایط بحران به بدنه انقلابی وصله و پینه کنیم.
اما واقعیت این است همه این قصهها تا زمانی بیمعنا و کلیشهای بود که آن افسر اسرائیلی ماشه را حوالی ساعت 11 نچکانده بود و همان دختر با فوکول لایتشده یا آن پسر با موی بسته و پیرسینگ، نایستاده و اللهاکبر نگفته بودند. داستان مشخصاً بعد از آن شلیک در جمعیت، به قبل و بعد خود تغییر میکند. حالا آن عبارتی که شلحجابها(!) در چنین مراسمی مقابل دوربین صداوسیما میگفتند که «جانم فدای رهبر» و «حاضرم جانم را هم برای این مملکت بدهم» دیگر کلیشههای مقابل دوربین و پروپاگاندای جمهوری اسلامی نیست. این جماعت واقعاً حاضرند جانشان را هم برای اعتقاداتشان بدهند و از آن مهمتر، این جماعتی که تا همین چندماه پیش، فرض میشد هیچاعتقادی به هیچچیزی ندارند، حالا واقعاً نشان دادهاند پای مسائلی ایستادهاند که عدهای از جماعت یقهبسته هم سرشان این پا و آن پا میکنند. اما چطور چنین چیزی ممکن شد؟ آیا اینها برآیند کارهای فرهنگی نهادها و سازمانهای ما در سالهای اخیر است یا اینها حاصل سیستم آموزشی دائمالتغییر ما هستند؟ هیچکدام.
اتفاقات 1404 به بخش قابلتوجهی از جامعه حزبالهی ثابت کرد گرایش به حق فطری است و دایره انقلابیها پس از آغاز جنگ رمضان به همین الطاف بود که گسترده شد. حقیقت این است که شر بودن طرف مقابل بهحدی همه را به یقین کشانده که تو حتی اگر نخواهی طرف جمهوری اسلامی بایستی، قطعاً پناهت طیف رو به رو نخواهد بود. در چنین شرایطی عجیب نیست اگر تو در خیابان طیفی را ببینی که احتمالاً ناهار روز قدسشان را هم بار گذاشتهاند و بعد به خیابان آمدهاند. آدمهایی که آنقدر وجدانشان بیدار است که ایستادن بر سر اشتراکات را در پیام رهبر سوم انقلاب، پیش از آنکه بوروکراسیها آن را بشنوند، شنیدهاند. پیامی که مدتهاست دهان خبرنگاران و روزنامهنگاران بسیاری کف کرده، آنقدر که تکرارش کردهاند. پیامی که حالا یک تصویر از عملی شدنش تمام تصاویری را که ضدانقلاب و دشمن آمریکایی - صهیونی میخواست از این مملکت بیرون بکشد، باطل کرده است.
حالا ما ماندهایم و جمعیتی که حزباللهیتر از ما وسط میدان هستند و با هر موشک، اللهاکبر میگویند، ما هم ایستادهایم گوشهای از میدان و داریم با خودمان مرور میکنیم اگر جدیجدی فلان سازمان بپرسد: «روز قدس ناهار چه خوردیم؟» چطور جواب بدهیم که بندهخدا را خوش بیاید.
17302




نظر شما