به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، در این روزهای تلخ و سنگینی که تقویم تاریخ معاصر ایران زیر بار فقدان جانسوز و شهادت رهبر انقلاب اسلامی با اندوهی عمیق ورق میخورد، بغضی تاریخی گلوی جامعه را میفشارد. شهادت ایشان، تنها از دست دادن یک رهبر سیاسی یا یک سکاندار اجرایی نبود؛ بلکه فقدان یک حکیم، یک متفکر جامعالاطراف و یک نظریهپرداز تمدنساز بود که هندسه معرفتی و هویتی انقلاب اسلامی را در میانه طوفان سهمگین تهاجمات فکری جهان معاصر پاسداری میکرد.
بنابر روایت ایکنا، اکنون که دست جامعه از حضور فیزیکی، رهنمودهای مستقیم و کلام گرم این رهبر فرزانه کوتاه شده است، رسالتی بسیار سنگینتر از همیشه بر دوش رسانه احساس میشود؛ رسالت بازخوانی دقیق میراث فکری ایشان، تا مبادا این گوهر ناب در غبار گذر زمان دچار تحریف یا فراموشی شود، امروز بیش از هر زمان دیگری احساس میشود. در همین راستا و با هدف واکاوی و بررسی این منظومه فکری، ایکنا در سلسله گزارشهایی به بازخوانی اندیشههای این رهبر شهید میپردازد. آنچه در ادامه میخوانید، روایتی تحلیلی و مستند از دیدگاههای رهبر شهید درباره «علم و دانش» است؛ روایتی که در آن، جایجای متن با کلمات، ادبیات اختصاصی و بیانات مستقیم ایشان، همچون ستارگانی راهنما، چراغانی شده است تا صدای رسای ایشان در متن تاریخ زنده بماند.
علم؛ کانون اقتدار و شالوده امنیت ملی
برای درک عمق نگاه این متفکر بزرگ به ساختار قدرت در جهان معاصر، ابتدا باید زاویه دید ایشان به مفهوم «علم» را بهدرستی بررسی واکاوی کرد. در دورانی که مکاتب مادیگرایانه، قدرت را صرفاً در تسلیحات نظامی و هژمونی اقتصادی جستوجو میکنند، رهبر شهید با یک نگاه عمیق راهبردی و تمدنی، دانش را هسته مرکزی و جانمایه حیات و استقلال یک ملت معرفی میکردند. در اندیشه ایشان، پیشرفت یک ملت و مصونیت آن در برابر تهدیدات جهانی، بدون اتکا به ریشههای مستحکم علمی، توهمی بیش نیست.
رهبر شهید با بیانی هشداردهنده و بسیار دقیق، جامعه را به یک رقابت سرنوشتساز ارجاع داده و میفرمایند: «امروز ما احتیاج داریم به یک حرکت مبتکرانهای از سوی دستگاههای علمی کشور تا عقب نیفتیم. ما حرکت کردیم، اما دیگران هم حرکت کردند؛ حتی عدهای از کشورهای منطقه با مشاهده پیشرفت ایران تشویق شدند به حرکت کردن، در حالی که عقب بودند؛ امروز ما به آمارها که نگاه میکنیم، میبینیم اینها خیلی جلو آمدهاند. بیم آن وجود دارد که ما از مسابقه علمی دنیا عقب بمانیم؛ جداً این بیم وجود دارد».
این فراز از بیانات ایشان، نشاندهنده یک قانون تخلفناپذیر در مهندسی قدرت جهانی است. از نگاه این رهبر شهید، علم معادل قطعی قدرت و سلطه مشروع است. ایشان با استناد به یک قاعده تاریخی تأکید میکنند: «میدانید و بارها بنده گفتهام که العلم سلطان؛ علم قدرت است. اگر بخواهیم کشور از آسیبهای متعارف کشورهای دنیا مصون و برکنار بماند، در درجه اول، یک کار مهم پیشرفت علمی است؛ اگر عقب ماندیم، آسیبپذیر خواهیم شد؛ باید تلاش کنیم عقب نمانیم.» بر همین اساس است که ایشان صراحتاً اعلام میدارند: «علم، پیشرفت علمی و فراگیری، نیاز اول کشور ماست.» و از همگان میخواهند که: «علم را که مایه اقتدار ملی است، همه جدی بگیرند و دنبال کنند».

هندسه مقدس؛ پیوند ناگسستنی علم، اخلاق و سعادت
یکی از هنرهای رهبر شهید در تبیین مسائل بنیادین، قدرت ایشان در شکستن بتهای ذهنی و رسانهای بود که نظام سلطه در طول دههها درباره جدایی علم از دین ساخته است. این متفکر شهید، با اشراف کامل به تاریخ تحولات علمی در غرب، پرده از این فریب بزرگ برمیدارند و ثابت میکنند که پیشرفتهای علمی اگر از مدار اخلاق خارج شود، به ابزاری برای ویرانی تبدیل خواهد شد.
در منطق متعالی ایشان، فراگیری دانش امری مکانیکی و صرفاً مادی نیست و ریشه در عمیقترین لایههای معنویت دارد. به تعبیر ایشان: «علم یک امر مقدس است» و «دنبال علم رفتن، دارای قدسیت است» برخلاف نگاه سکولار که دین را مانع شکوفایی خرد میپندارد، ایشان با قاطعیت یادآور میشوند که: «دین، طرفدار و مشوق علم است.»
از نگاه این حکیم الهی، هیچ چیز دردناکتر از آن نیست که دستاوردهای علمی بشر در خدمت استثمار و جنگافروزی قرار گیرد. ایشان هدف غایی از کسب دانش را اینگونه ترسیم میکنند: «ما علم را برای سعادت بشر، برای رشد و شکوفایی بشر، برای استقرار عدالت و آرزوهای قدیمی بشر میخواهیم». در همین راستا، ایشان بهعنوان یک استراتژیست تمدنی تأکید میکنند: «علم را باید با دین و اخلاق توأم کرد» و در فرازی دیگر، رسالت عالمان را چنین برمیشمارند: «علم را برای خدمت، برای معنویت، برای پیشرفت فضایل انسانی، برای دفاع حقیقی از حقوق انسان باید فرا بگیریم».
اوج این نگاه قدسی به پدیده علم را میتوان در همتراز دانستن ترویج دانش با فرایض دینی مشاهده کرد؛ آنجا که میفرمایند: «پراکندن علم و فراهم کردن کار هم مثل نماز و خواندن قرآن، عبادت است».
عبور از مرزهای مصرف به سمت تولید علم
یکی از ویژگیهای برجسته رهبر شهید در تبیین مسیر پیشرفت، نگاه واقعبینانه و شجاعانه به جایگاه کنونی کشور و ضرورت عبور از مرزهای دانش است. در این منظومه فکری، فراگیری علم پایان راه نیست و نقطه آغازین یک رسالت بزرگتر است: «تولید علم».
ایشان با نفی تعصبات کورکورانه در یادگیری، ابتدا مسیر دریافت دانش را باز میگذارند و میفرمایند: «ما علم را از همهکس میگیریم؛ حرفی نداریم»؛ اما بلافاصله توقف در ایستگاه مصرفگرایی علمی را مردود دانسته و تأکید میکنند: «مجاهد فی سبیلالله تولیدکننده است؛ باید هم علم را بیاموزیم و هم علم را تولید کنیم. ما باید یک کشور عالم بشویم».

در این چارچوب، عقبماندگیهای تاریخی تنها با یک جهش فوقالعاده قابل جبران است. ایشان خطاب به نسل جوان، نسخهای عملیاتی و جسورانه ارائه میدهند: «عزیزان من! کمبود علم و عقبافتادگی علمی ما را جبران کنید؛ و این با درس خواندن، فکر کردن، کار کردن و شجاعت علمی داشتن حاصل میشود» و از آنان میخواهند که این مسیر را تا قلهها بپیمایند: «علم را بایستی در حد اعلا دنبال کنید».
مجاهدت همهجانبه جوانان در میدان دانایی
در نگاه رهبر شهید، مدیریت تحولات علمی جامعه کاری ساده و اداری نیست و نوعی مجاهدت بزرگ و پنهان است که بار اصلی آن بر دوش جوانان قرار دارد. ایشان با نگاهی فرادستی به مفهوم جهاد، آن را از انحصار میدانهای نظامی خارج کرده و به ساحت اندیشه بسط میدهند: «من جوانان عزیز را به یک مجاهدت حقیقی دعوت میکنم. مجاهدت فقط جنگیدن و به میدان جنگ رفتن نیست. کوشش در میدان علم، اخلاق، همکاریهای سیاسی و تحقیق نیز برای مردم جهاد محسوب میشود».
برای تحقق این جهاد بزرگ، ایشان جوانان را به تجهیز فکری فرا میخوانند: «با دانش، خودتان را مجهز کنید؛ من توصیه میکنم به همه شما جوانان عزیز که درس خواندن را جدی بگیرید» و در جای دیگر مسیر را روشنتر کرده و میفرمایند: «به علم و کلاس درس و مطالعه و تحقیق و پژوهش اهمیت دهید»؛ چرا که در مکتب فکری ایشان، توانمندی یک ملت ریشه در دانایی آن دارد: «اولین کار شما جوانان، فراگیری آموزشها و بالا بردن سطح داناییهاست. با دانایی است که یک انسان، یک جامعه و یک کشور توانایی بهدست میآورد.» و «جامعه، بدون علم نخواهد توانست آرمانهای خودش را بالا بیاورد».

هندسه رشد؛ تلفیق سلامت جسم، روح و خرد
اگرچه در منظومه فکری رهبر شهید، علم محور توسعه است، اما ایشان انسان را موجودی تکبعدی نمیبینند که صرفاً به انبار محفوظات تبدیل شود. در حقیقت، استواری این نمای علمی، نیازمند یک پیکره سالم، یک روح زلال و یک اراده معطوف به عمل است.
ایشان در یکی از جامعترین دستورالعملهای تربیتی خود، هندسه رشد جوان تراز انقلاب اسلامی را اینگونه ترسیم میکنند: «امروز جوانهای ما بایستی، هم سلامت جسمی، و هم سلامت معنوی، و هم سلامت فکری را با هم داشته باشند و برای خودشان نگهدارند. سلامت جسمی را با ورزش و با تغذیه مناسب؛ سلامت معنوی و قلبی را هم با توجه به خدا، با نماز، با دعا، با توسل با یاد شهدا؛ سلامت فکری را هم با کتابخوانی تأمین کنید».
در نهایت، غرق شدن در فضای انتزاعی آکادمیک، هیچگاه در مکتب ایشان توجیهگر دوری از میدان عمل و کار نبود. از منظر ایشان، دانش زمانی به ثمر مینشیند که با چرخهای اقتصاد و عمل گره بخورد: «علم و کار برای یک ملت، دو بال است. ملتِ بیعلم و بیکار، پیش نخواهد رفت».
در منظومه فکری و تمدنساز ایشان، «علم و دانش» همان سنگر مقدسی است که تسخیر آن به معنای تضمین تمامی داشتههای هویتی، معنوی و تمدنی یک ملت است. از این رو، مرور اندیشههای این رهبر شهید در باب علمآموزی، تجویزی راهبردی و فوری برای عبور از بحرانهای معاصر و رسیدن به قلههای پیشرفت محسوب میشود.




نظر شما