مذاكرات اسلام آباد

چگونه یک رهبر می‌تواند الگوی عملی و عینی اخلاق و معنویت در جامعه باشد؟

شخصیت رهبری نظام اسلامی به عنوان الگوی عملی معنویت و اخلاق معرفی می‌شود که با پشتوانه روحی قوی، جامعه را به سمت تعالی سوق داده و ارزش‌های الهی را در برابر دنیای مادی ترویج می‌دهد. این رویکرد، حتی مورد تحسین شخصیت‌های برجسته جهانی قرار گرفته است.

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، در این نوشتار به این شبهه و سوال می‌پردازیم که چگونه رهبر انقلاب که درگیر مسائل سیاسی و حکمرانی‌اند، می‌توانستند مسائل معنویت و عبادی و اخلاقی خود را نیز داشته باشند؟

بنابر روایت حوزه، راهبری نظام اسلامی، که بر پایه معنویت و صفای روح استوار شده و به‌دنبال ساختن انسان و تحقق حیات طیبه است، رهبری‌ای را می‌طلبد که الگوی عملی و نمونه عینی معنویت و صفای روح و عصاره فضایل و ارزش‌های الهی و انسانی باشد. این شاخصه در زندگی، منش و سیره رهبری کاملاً مشهود بود. زندگی او، کلام او، برخوردهای پدرانه او، سادگی و بی‌آلایشی او، دوری از زخارف دنیوی و توصیه‌هایش، همگی به تأسی از مراد خویش ـ حضرت امام ـ از او نمونه‌ای عملی و کامل از معنویت و صفای روح ساخته بود؛ به‌گونه‌ای که این معنویت و صفا در سیمای او نمایان بود و حتی غیرمسلمانان را نیز مجذوب خود می‌کرد.

ایشان با چنین پشتوانه معنوی و صفای روحی، در جایگاه رهبری از هر فرصتی برای تزریق معنویت و صفای روحانی به جامعه استفاده می‌کردند. توصیه به اخلاق و معنویت، از سفارش‌های همیشگی ایشان به مسئولان، مردم و به‌ویژه جوانان بود. معنویت، راهبرد ایشان در تربیت جامعه و اعتلای امت اسلامی بود و اعتقاد داشتند که عنصر تقوا برآورنده همه آن چیزی است که به ساحت معنویت تعلق دارد. ازاین‌رو، بر تقوای اجتماعی در کنار تقوای فردی تکیه و تأکید کرده‌اند.

به باور ایشان، معنویت هیچ منافاتی با آزادی یا دیگر عرصه‌های زندگی ندارد؛ بلکه «معنویت روحِ همه اینهاست». می‌توان با معنویت قله‌های علم را فتح کرد؛ یعنی هم معنویت وجود داشته باشد و هم علم. در این صورت، دنیا دنیایی انسانی خواهد شد؛ دنیایی شایسته زندگی انسان.

در دوران زعامت ایشان، با وجود فراز و فرودهای گوناگون، بحران‌ها، فتنه‌ها، کش‌وقوس‌های سیاسی و حضور افکار و سلایق مختلف، هرگز از مرز معنویت، اخلاق و صفای روحی خارج نشدند. ایشان همان اندازه که به کسب علم و پیشرفت و خودباوری تأکید می‌کردند، نسبت به اخلاق و معنویت نیز دغدغه جدی داشتند. محوریت اخلاق و معنویت در اندیشه و عمل او تا جایی بود که معتقد بودند نتیجه ترسیم الگوی پیشرفت باید «معنویت و ساختن زندگی شایسته انسان» باشد. ایشان می‌فرمودند: «باید الگوی پیشرفت را طوری تنظیم کنیم که جامعه ایرانی به‌سمت معنویت بیشتر حرکت کند. معنویت نه با علم منافات دارد، نه با سیاست.»

در روزگاری که دنیای مادی و تفکر آلوده سکولار به‌دنبال زدودن معنویت و اخلاق از زندگی انسان و تنزل او به حیوانیت است، این جمهوری اسلامی است که با هدایت رهبری، روزنه‌ای از نور معنویت و صفای روح را به کالبد تاریک بشریت تابانده و الهام‌بخش انسانِ رها شده در گرداب فساد و تاریکی است.

در روزگاری که فاسدترین و بی‌آبروترین افراد در رأس نظام سلطه قرار گرفته و جهان را به جنگلی بی‌قاعده تبدیل کرده‌اند، افتخار پیروان این راه، رهبری‌ای است که عصاره اخلاق، معنویت، صفا و ارزش‌های انسانی و الهی دانسته می‌شود.

معنویت و صفای روحی رهبری در وجود ایشان چنان متبلور بود که ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه، در نخستین سفر خود به ایران، در پاسخ به پرسش خبرنگاری درباره نظرش نسبت به رهبری ایران گفت: «من مسیح را ندیده‌ام، اما تعاریف او را در انجیل شنیده و خوانده‌ام؛ من مسیح را در رهبری ایران دیدم.»

همچنین کوفی عنان، دبیرکل اسبق سازمان ملل متحد، درباره معنویت رهبری می‌گوید: «در ملاقات با آقای خامنه‌ای احساس کردم شخصیتی مانند او ندیده‌ام. شخصیت معنوی ایشان چنان مرا گرفت که از خود پرسیدم چرا فردی مانند من، دبیرکل سازمان ملل، باید از معنویت بی‌بهره باشد؟ با دیدن ایشان، همه شخصیت‌هایی که پیش‌تر مرا جلب کرده بودند، فراموش کردم و تحت‌تأثیر شخصیت معنوی او قرار گرفتم. شخصیت‌های معنوی بسیاری دیده بودم، اما هیچ‌یک از مسائل سیاسی اطلاع نداشتند. با دیدن آقای خامنه‌ای، قداست آن شخصیت‌ها از ذهنم پاک شد.»

کد مطلب 2197099

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 0 =