به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، با نگاهی دقیقتر به شخصیت و زندگی آیتاللهالعظمی شهید سیدعلی حسینی خامنهای، دومین رهبر انقلاب اسلامی، بهوضوح میتوانیم به تأثیر شگرف آموزههای قرآن بر رفتار و گفتار ایشان پی ببریم. این تأثیر نهتنها در بیانات مشروع و حکیمانه، بلکه در روش ارتباط با مردم و در اجرای عمیق احکام دینی از سوی رهبر شهیدمان نمایان است. گرچه دست تقدیر بر این بود که ایشان با شهادت از میان ما برود، اما آثار حضورشان در دلهای ما جاودانه خواهد ماند. در این بخش گفتوگوی پیش رو که ایکنا با حجتالاسلام مهدی اژهای، استاد حوزه و دانشگاه انجام داده است، به بررسی بیشتر اثر قرآن بر بعد مبارزاتی و شالوده فکری این شخصیت بینظیر در کتاب «طرح کلی اندیشه اسلامی» خواهیم پرداخت.
درباره تأثیر قرآن بر زندگی اجتماعی و بعد مبارزاتی رهبر شهید توضیح دهید.
بهطور کلی تأثیر آموزههای قرآن بهمثابه دستورالعمل حاکم بر بخشهای کلی و جزئی زندگی فردی و اجتماعی و همه روابط که اعظم آنها، رابطه با خدای متعال است، در شخصیت رهبر شهید مشهود بود و این یک قاعده است که اگر رابطه با خدا تنظیم شود، خدا هم رابطه انسان را با خلق برقرار میکند و چنانچه سراغ مخلوق رفتیم و از خالق غافل شدیم، از بسیاری از فیوضات محروم خواهیم شد.
ایشان در مبارزات، علاقه ویژهای به مرحوم نواب صفوی داشتند، چون نواب صفوی یک روحانی مبارز محسوب میشد و علاوه بر تحصیل، در عبادت، زهد و تقوا، شبزندهداری و مناجات با خدا در سحرها و... نیز سرآمد بود. وی در طول شبانهروز، ساعاتی را صرفاً به تلاوت، فهم و تعمق در قرآن یا در سحرها، به عبادت، بندگی و سحرخیزی اختصاص میداد و حالاتی که برای عرفا گفته میشد، در وی متجلی بود.
در صحنه مبارزات، آیتالله شهید خامنهای بهطور شخصی به این نتیجه رسیده بودند که نظام طاغوتی شاه، سلطنت مستبد است و بر این مبنا استوار شده که از دین آثاری نماند؛ بهطوری که مسجدها، نمازهای جماعت، تبلیغ، مجالس توسل به اهل بیت(ع)، عزاداری هیئتها و... تعطیل شود و حتی لباس مردم نیز شبهغربی باشد، چرا که کت و شلوار در آن زمان، خاص غربیها و تشبه به کفار محسوب میشد، ولی شاه، مردان را به این نوع پوشش ملزم میکرد. همچنین، استفاده از کلاه بهصورت متحدالشکل، کلاه شاپوی خاخامهای یهودی و یا کلاه دیگر که معروف به کلاه پهلوی یا همان کلاه سربازان فرانسوی بود، یکی دیگر از الزامات محسوب میشد. به علاوه، مردان و زنان از حجاب و حیا از طریق گسترش مراکز بیبندوباری و تبلیغات برای آن یا مطالب کتابهای درسی محروم میشدند.
از سوی دیگر، نظام سلطنتی رضاشاه خبیث و پسرش با سایر سلاطین فرق میکرد. سایر شاهان یا براساس قلدری، جنگ و درگیری با قبایل و همقدرها سلطنت را به دست میآوردند و یا از نظام موروثی به جایگاهی میرسیدند، اما رضاخان در آغاز، دستنشانده و سرباز بیجیره و مواجب تزارهای روس در قزاقخانه و بعداً هم سرباز فرمانده انگلیسی بود و از طریق کودتا با دستور و برنامهریزی آیرونساید انگلیسی بر سر قدرت آمد و در هر صورت، در طول زندگیاش جز نوکری کاری انجام نداد.
بسیاری از مشکلاتی که ما امروز در کشورمان داریم، به دوره رضاخان برمیگردد. بیحجابی، بیبندوباری، گسترش مراکز فحشا، بسیاری از مسائل اخلاقی و نیز وطنفروشی. در رأس جنایات رضاخان هم شهادت شهید بزرگوار، آیتالله مدرس، مجتهد قرآنشناس، عامل به قرآن و ضد بیگانه بود.
در نتیجه، این شناخت شخصی، موضعگیری امام شهید در مبارزه با رژیم کودتایی محمدرضا را تعیین کرد. ولادت ایشان در سال ۱۳۱۸ بود و از یک سو، گذار زندگی در دوران سقوط رضاخان، کودتای ۲۸ مرداد و... و از سوی دیگر، حشر و نشر با علمای بزرگ آن زمان قم و مشهد، از جمله آیتالله قمی و علمای دیگر همچون ملاحسین قمی سبب شد تا ایشان تربیتشده چنین فضایی باشد.
البته گاهی انسان در کنار افراد مبارز قرار میگیرد، ولی روح مبارزه آنها در انسان بهدلیل نبود زمینه ذهنی تأثیری ندارد. رهبر شهید بهطور شخصی به این مسیر علاقهمند بودند، یعنی روحیه مبارزاتی داشتند. البته نه مبارزاتی به سبک سیاسی، حزبی و گروهکی که بزرگترین هدفشان کسب قدرت و فاقد روح مبارزاتی الهی است. ایشان صرفاً برای خدا و با قصد اخلاص در عمل حرکت میکردند.
بنابراین، زندگی ایشان را از نوجوانی باید در چارچوب تأثیرپذیری از قرآن، یعنی مبارزه با طاغوت و برگرفته از اسوههای قرآنی در نظر گرفت. در سخنرانیها و مطالبی هم که تا این اواخر داشتند، همیشه به سیره انبیایی چون حضرت موسی کلیم الله(ع) و... استناد میکردند.
ایشان تفکیکی میان قرآن و عترت قائل نبودند و همهجا قرآن را که دستور مکتوب خداوند است، هم براساس آموزههایی که معین و مشخص شمرده میشود و همه نسبت به آن مطلع هستند، چون نماز، روزه، واجبات، محرمات، اهل جهاد و مبارزه بودن و... و هم براساس آموزههای ائمه(ع) که شرح و تفسیر و عمل به قرآن در صحنه است، انجام میدادند.
شالوده فکری رهبر شهید در کتاب «طرح کلی اندیشه اسلامی» را تبیین کنید.
ایشان در چند مسجد نماز جماعت اقامه میکردند. معروفترین آنها، مسجد هدایت بود که در آنجا جمعی از دانشجویان، اهالی بازار و شخصیتهای تحصیلکرده انقلابی حضور مییافتند و در جلسه تفسیر شرکت میجستند. در دوران مبارزات، این مسجد گاهی بهدلیل حضور ایشان تعطیل میشد و حتی نزدیک انقلاب چند سالی بهطور کلی بسته شد.
در این دوران، کتابی از بیانات ایشان تألیف و بهصورت جزوه و در چندین نسخه چاپ شد و شامل سخنرانیهای مربوط به تفسیر قرآن بود که در این مسجد انجام میشد. یکی از تألیفاتی که میتوان از طریق آن، آثار قرآن بر افکار و شیوه اندیشه ایشان را درک کرد، کتاب «طرح کلی اندیشه اسلامی» است. در این اثر، تمام آیات مربوط به اصول اعتقادی در توحید، نبوت، قیامت، معاد و... را که در آن سخنرانیها ظرف مدت طولانی تفسیر گفته بودند، به ترتیب استخراج و چاپ کردند.
به یاد دارم، پیش از انقلاب که این کتاب چاپ شد، جزو منابعی بود که هم مطالعه میکردیم و هم در جاهایی که با نوجوانها، جوانها و دانشجویان جلسات بحث و گفتوگو داشتیم، مبنای کار ما بود. اخیراً برای چاپ مجدد این کتاب از رهبر شهید پرسیده شده بود که آیا در چاپ جدید احتیاجی به تجدید نظر وجود دارد؟ ایشان فرمودند: «نظر همان است.» یعنی آنقدر، افکار و اندیشه برای مثال ۵٠ سال پیش، حسابشده، دقیق و عمیق بود که احتیاجی به اصلاحات هم نداشته است.
تقریباً کمتر منبر و سخنرانی از ایشان وجود دارد که قرآن، مبنای آن نباشد. این نکته مهمی است و تا آخر هم این معنا در سیره ایشان دیده میشد. آخرین جملهای که براساس فرموده سیدالشهدا(ع) بیان کردند و به آن مطلب هم رسیدند، این بود که «مثل منی با مثل یزید بیعت نمیکند.» تبعیت و تبلور اندیشههای بلند ائمه(ع) از جمله امام حسین(ع) که شهادت را بر ذلت بیعت ترجیح میداد، سبب شد که با فاصله چند روز، شهادت نصیب این عالم بزرگوار شود و نشان داد که هم قولاً و هم عملاً، رهرو راه قرآن صامت و قرآن ناطق بودند.
و سخن پایانی.
از ابتدای انقلاب، امام راحل(ره) وقتی دستوراتی صادر میکردند و سخنرانی داشتند، جمعی از دوستان سرفصلهای سخنان امام را در پنج یا ۱٠ فراز استخراج میکردند. من خودم هم به انجام این کار اهتمام داشتم. این سیره از سوی رهبر انقلاب، آیتاللهالعظمی خامنهای شهید هم دنبال میشد. جلدهای بسیاری از بیانات ایشان، چه در دیدار با دولتها و مقامات و چه مناسبتها یا موضعگیری در خصوص نحوه اداره امور که همه براساس قرآن بوده، گردآوری شده است.
موضعگیریهای ایشان در باب مسائل داخلی، منطقهای و جهانی و نیز حوادث و تحلیل آنها، تماماً نشئتگرفته از قرآن است؛ یعنی میتوان گفت آنچه ایشان ارائه داد و جهان را مبهوت خود کرد، همه برگرفته از قرآن و عترت و آموزههای اهل بیت عصمت و طهارت(ع) بود.
نگاه رهبر شهید به قرآن تکبعدی نبود و سیره ایشان بر این مبنا بود که قرآن را بهصورت مجموعهای نظاممند میدیدند. ایشان در ۳۷ سال دوره رهبری، جامعه را براساس قرآن ارشاد و هدایت و مشکلات را از دید قرآن بررسی کردند و همه راهکارها را براساس رهنمودهای قرآنی ارائه میدادند؛ بهگونهای که علمای بزرگ اهل سنت در کشمیر، بنگلادش، هند، پاکستان و برخی از علمای کشورهای دیگر اهل سنت در شهادت رهبر شهید هم گریستند و هم ایشان را یک عالم بزرگ، اسلامشناس، قرآنشناس و مروج اسلام ناب محمدی معرفی کردند. این نشان میدهد که ایشان اسلام و قرآن را آنگونه که باید باشد و فهمش برای انسانی غیرمعصوم ممکن است، در حد اعلا فهمید، فهماند و عمل کرد.
مباحث زیاد است. امیدوارم توانسته باشم پاسخ این چند پرسشی را که مطرح شد، در حد توان بیان کنم. خدا بر درجات رهبر شهیدمان بیفزاید و این قدرت فهم را که به ایشان عنایت کرد، به ما هم عطا فرماید و ما را نیز در مقام عمل، همچون ایشان، عامل به قرآن و تعالیم انبیا و ائمه(ع) قرار دهد.




نظر شما