به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، چهل و هشت سال پیش در چنین روزهایی آمریکا و اسرائیل تیرهترین دوران روابط خود را سپری میکردند. در ششم فروردین ماه ۱۳۵۷ پس از دو روز مذاکره در واشنگتن میان جیمی کارتر و مناخیم بگین، اختلافها بر سر آینده سرزمینهای اشغالی و روند صلح خاورمیانه به جایی رسید که گفتوگوها حتی بدون صدور بیانیه مشترک پایان یافت.
در ادامه گزارش روزنامه اطلاعات را به نقل از رویتر که روز ششم فروردین ۵۷ در این باره منتشر شد، میخوانیم:
آمریکا در این هفته با خونسردی، اما آگاهانه و عامدانه اسرائیل را مخیر گذاشت تا به انتخاب شگرف و دشواری دست بزند. دولت کارتر به مناخیم بگین نخستوزیر اسرائیل گفته است که یا نظرات خود را عوض کند و یا مسئولیتهای سد کردن راه برقراری صلح در خاورمیانه را برعهده بگیرد.
آنچه که گفته شد نتیجهای است که از بنبست مذاکرات دو روزه اخیر بگین و کارتر در واشنگتن به دست آمده است. دشواریهایی که در این مذاکرات احساس شده چنان بزرگ است که روابط آمریکا و اسرائیل را دستخوش حادترین بحران خود در ۲۲ سال اخیر کرده است. از تاریخ وقایع کانال سوئز در ۱۹۵۶ تاکنون هرگز دیده نشده که روابط دو کشور تا بدین اندازه بحرانی شده باشد.
سایروس ونس وزیر خارجه آمریکا در یک کنفرانس مطبوعاتی گفته است که ایالات متحده به هر حال از سیاستی که در خاورمیانه در پیش گرفته است عدول نخواهد کرد بلکه کماکان از بگین خواهد خواست که از پافشاری خود در این باره که اراضی غرب رود اردن نباید از طرف اسرائیل تخلیه شود و از اصرارش برای حفظ کلنیهای یهودی که در اراضی اشغالشده صحرای سینا اسکان یافتهاند چشمپوشی کند. وزیر خارجه آمریکا سپس گفت که اکنون وظیفه کابینه اسرائیل است تا پیشنهادهایی را که از طرف کارتر داده شده است مطالعه کند.

سخنان سایروس ونس بیان نظری است که دولت آمریکا آن را به طور علنی عنوان کرده است ولی مقامات آمریکایی وقتی به طور خصوصی درباره اختلاف نظرهای بزرگ واشنگتن و اسرائیل سخن میگویند لحن بسیار تندتر و آمرانهتری به کار میبرند. ازجمله یک دیپلمات عالیرتبه وزارت خارجه آمریکا دیروز [شنبه ۵ فروردین ۵۷] در واشنگتن به طور خصوصی گفت: «اکنون موضوع اصلی در روابط آمریکا و اسرائیل برای همه کاملا روشن است: از نظر آمریکا دولت مناخیم بگین از بین دو راهحل باید یکی را انتخاب کند: یا اسرائیل باید سیاستی که بگین نماینده آن است تغییر دهد و یا در غیر این صورت خود دولت بگین باید تغییر کند و جایش را به دولت دیگری بدهد.
ونس در کنفرانس مطبوعاتی خود صریحا گفت که امتناع بگین از قبول تقاضای تخلیه اراضی غرب رود اردن و برچیدن بساط کلنیهای یهودیان اسکانیافته در اراضی اشغالشده صحرای سینا موانعی جدی در راه برقراری صلح در خاورمیانه است.
دشواریهایی که در مذاکرات بگین و کارتر خودنمایی کرد چنان حاد بود که حتی به رهبران دو کشور اجازه نداد تا در پایان این مذاکرات بیانیه مشترکی را که معمولا متداولترین محصول هر گفتوگویی بین سران ممالک است صادر کنند.
نخستوزیر اسرائیل وقتی که از آمریکا به کشورش بازگشت آشکارا گفت که سیاست کنونی اسرائیل نیازی ندارد که در آن تجدید نظر شود.
اما علیرغم نظر بگین بسیاری از مقامات آمریکایی تایید میکنند که اگر قرار باشد که واقعا قدمی در جهت برقراری صلح در خاورمیانه برداشته شود چارهای جز این وجود ندارد که اسرائیل سیاست خود را دگرگون کند.
عده زیادی از ناظران سیاسی عقیده دارند که لحن خونسرد ولی در عین حال بسیار قاطع و آمرانهای که دولت کارتر در عنوان کردن انتظارات خود از اسرائیل و مخصوصا در بیان ضرورت ایجاد یک دگرگونی اساسی در سیاست اسرائیل در قابل مسائل اصلی صلح خاورمیانه به کار برده ظاهرا، دلیل اصلی احساس ضرورتی است که اکنون در محافل رهبریکننده اسرائیل برای ارزیابی کردن مجدد سیاست این کشور به چشم میخورد به عبارت دیگر لحن رهبران آمریکا به قدری آمرانه است که دولت اسرائیل ظاهرا چارهای جز این ندیده است که تقاضاهای آمریکا را، گرچه با اکراه، مطالعه کند و درصدد پیدا کردن جوابی برای آن باشد.
۲۵۹




نظر شما