۸ نفر
۷ فروردین ۱۴۰۵ - ۲۰:۲۳
کمک آمریکایی: عدو شود سبب خیر

در اواخر دی ماه ۱۴۰۴، در پی ناآرامیهای ۱۸ و ۱۹ دی ماه در کشور که منجر به از دست رفتن جان تعدادی از ایرانیان شد، دونالد ترامپ رییس جمهور آمریکا از معترضان خواست که به مبارزه خود ادامه دهند زیرا کمک در راه است.

در اوایل اسفند ۱۴۰۴،  پیش از شروع جنگ تحمیلی آمریکا و اسرائیل، کشورمان در شرایط بسیار ویژه ای قرار داشت:

بلحاظ اقتصادی، کشور در شرایط بسیار نابسامانی قرار داشت. در فاصله هشت ماه از جنگ ۱۲ روزه، ارزش پول ملی بشدت تضعیف شد بطوری که قیمت دلار دو برابر شد. اطمینان اقتصادی از بازارهای کشور رخت بربسته بود. کسر بودجه بسیار بزرگ دولت روند سقوط اقتصادی را تسریع می‌کرد و در همین حال با صعود شدید قیمتها،‌ دولت برای کمک به معیشت مردم مجبور به تخصیص هزاران میلیارد تومان کالابرگ شد. فشار اقتصادی و تحریمهای آمریکا و اروپا به نقطه اوج خود رسیده بود و بیم آن می رفت که با استفاده از بازگشت تحریمهای سازمان ملل، محاصره دریایی برای ایران شکل بگیرد. خبرهایی از توقیف کشتی‌های ایرانی توسط برخی کشورها نیز بگوش می رسید.

بلحاظ انسجام اجتماعی، کشور در موقعیت بسیار ضعیفی قرار داشت. اتفاقات دی ماه باعث ایجاد شکاف بزرگی بین حکومت و مردم و بین اقشار مختلف مردم شده بود. کشته شدن هموطنان از طرفین ماجرا و تصاویر جنازه های انباشته شده در سردخانه ها که بصورت مداوم توسط رسانه های خارجی و شبکه های اجتماعی انتشار می یافت زلزله سختی در افکار عمومی مردم ایجاد نموده بود. کینه و دشمنی بین حکومت و بخشی از مردم و نیز بین طرفداران و مخالفان حکومت از سطح سیاسی به سطح شخصی کشیده شده و چنان عمق یافته بود که احتمال خشونت ورزی در سطح جامعه و حتی وقوع جنگ داخلی دور از تصور نبود.

نیروهای نظامی بویژه سپاه پاسداران از سوی مخالفان حکومت بدلیل نقشی که در کنترل اعتراضات دی ماه داشتند بعنوان عامل کشتار مردم معرفی شده و با نفرت پراکنی از سوی رسانه های خارجی، و با کاهش حمایت عمومی از نیروهای نظامی و انتظامی کشور، اقتدار آنها به چالش کشیده شده بود.

سلطه تبلیغاتی رسانه های متکی بر بیگانه که سوار بر موج نارضایتی مردم و ناکارآمدی رسانه ملی شده بودند باعث شده بود که بخش فزاینده ای از مردم بویژه در قشر جوان به امید آن باشند که با فشار سیاسی/اقتصادی و یا حمله نظامی آمریکا و اسرائیل حکومت ساقط شده و به آزادی! برسند. شنیدن شعارهایی به طرفداری از بازمانده پهلوی در خیابانها و دانشگاههای کشور همه را بهت زده کرده بود. تظاهرات نازیبا و شعارهای رکیک برخی از دانشجویان در سطح دانشگاهها و مقابله و زدو خورد گروههای دانشجویی با یکدیگر، فضای دانشگاهها را بشدت متشنج کرده بود بحدی که دانشگاهها بسمت مجازی شدن آموزش پیش می رفتند.

بلحاظ سیاسی،‌ مسئولین کشور در افکار عمومی در موقعیت ضعیف تری نسبت به گذشته قرار داشتند. در رسانه های معاند، اتفاقات دی ماه به پای حاکمیت نوشته می‌شد و دولت مستقر تقریبا درمانده تصویر می‌شد. مسئولین کشور به این متهم می‌شدند که با اولویت دادن به ایدئولوژی مقاومت، میلیاردها دلار برای مبارزه با آمریکا و اسرائیل هزینه کرده اند اما این سرمایه گذاری جواب نداده و کشور هم اکنون در ضعیفترین موقعیت خود قرار گرفته است.

بلحاظ نظامی، در جنگ ۱۲ روزه، علیرغم عملکرد مناسبی که نیروهای دفاعی در آن جنگ از خود نشان دادند، این برداشت وجود داشت که کشور، بویژه بلحاظ پدافند هوایی بی دفاع است و ممکن است در مقابل حمله همه جانبه دشمنان قدرتمند خود یعنی آمریکا و اسرائیل امکان مقاومت و دفاع نداشته باشد

بلحاظ بین المللی، کشور در پایین ترین سطح حمایت قرار داشت. با تبلیغات شدید شبکه های غربی و بزرگنمایی تعداد کشته های حوادث دی ماه و وقوع راه پیمایی های بزرگ ایرانیان مقیم خارج علیه جمهوری اسلامی، محکومیت جمهوری اسلامی در نهادهای بین المللی و از سوی دولتهای غربی و نهادهای حقوق بشری به اوج خود رسیده بود.

متحدان ایران در جبهه مقاومت مثل جنبش حزب الله و حشد الشعبی عراق با ضرباتی که در طول سه سال اخیر در جریان جنگ غزه دریافت کرده بودند در ضعیف ترین موقعیت خود قرار داشتند. عدم امکان حمایت آنان از ایران در طول جنگ ۱۲ روزه این تصور را در افکار عمومی بوجود آورده بود که همه سرمایه گذاری ایران در طول چند دهه بر روی این متحدین به هدر رفته است و مسئولین ایران از سوی زمامداران آمریکا و اسرائیل، متهم می شدند که بجای هزینه برای توسعه ایران، منابع ایران را صرف گروههایی کرده اند که هیچ نفعی برای ایران نداشته اند.

و در مجموع،‌ کشور که در پی جنگ ۱۲ روزه در شرایط ناپایداری از وضعیت نه جنگ و نه صلح بسر می برد، در زیر مجموعه ای از فشارهای اقتصادی و اجتماعی و بین المللی در وضعیت شکننده ای قرار گرفته بود

در چنین شرایطی و مبتنی بر درک این نقاط ضعف بود که نخست وزیر رژیم صهیونیستی توانست رییس جمهوری بشدت خودشیفته آمریکا را متقاعد کند که ایران اکنون در پایین ترین وضعیت خود از جهات مختلف سیاسی، اجتماعی، نظامی، بین المللی و حمایت  مردمی قرار دارد و لذا یک حمله ناگهانی از سوی آمریکا و اسرائیل و بویژه ترور رهبران اصلی و نظامی حکومت می تواند جمهوری اسلامی را نابود کرده و ایران را بی قید و شرط تسلیم کند. ولی در حقیقت، به مصداق  عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد و البته با رشادت و جانبازی مدافعان غیور این مرز و بوم و به هزینه از دست رفتن جانهای بسیار عزیز، این جنگ تبدیل به بزرگترین هدیه ای شد که دشمنان می توانستند به ایران و نظام جمهوری اسلامی بدهند. در مدتی که از این جنگ گذشته است شاهد آن هستیم که:

درجه بالایی از انسجام اجتماعی در دفاع از کشور و مرزهای آن در بین عموم مردم و حتی در اقشاری از ایرانیان مقیم خارج از کشور ایجاد شده است که پدیده اتحاد پشت پرچم را رقم زده است.

نیروهای نظامی کشور با دفاع جانانه و قدرتمندانه از کشور هم اعتبار نظامی و هم اعتبار اجتماعی بزرگی بدست آورده اند. عدم تسلیم و پاسخگویی مقتدرانه نیروهای نظامی در مقابل دوتا از مجهزترین ارتش های دنیا باعث آرامش و اعتماد به نفس مردم و اعجاب و ستایش بسیاری از صاحبنظران در دنیا شده است

قدرت دفاعی ایران بویژه در حوزه موشکی، حسن تدبیر و سرمایه گذاری رهبری و فرماندهان  عالی نظامی کشور را به منصه ظهور گذاشت و نیز همراهی و همکاری همه جانبه و موثر متحدین ایران در لبنان و عراق، سرمایه گذاری انجام شده برای این نیروها را قابل توجیه نمود

تاب آوری نظام در پی شهادت رهبری و فرماندهان و مسئولین ارشد و انسجام رهبری و فرماندهی کشور در دوره این جنگ سخت و موجودیتی، نمود واضحی از انسجام مدیریتی و حکمت در رهبری کشور را به نمایش گذاشت.

شهادت مظلومانه حضرت آیت الله خامنه ای (ره) در دفترکار خویش در کنار جمعی از اعضای خانواده شان ، فضایی از همدلی و همدردی را در بین مردم نسبت به ایشان  و مسئولین کشور ایجاد نمود.

با حمله آمریکا و اسرائیل به ایران و واضح شدن ابعاد سبوعیت و وحشی گری این دشمنان، و بویژه با رقم خوردن فجایعی مثل جنایت مدرسه میناب و ناو دنا و با حمایت دارو دسته پهلوی چی از این حملات، چشم بسیاری از هموطنان فریب خورده را که برای آزادی و رهایی از نظام به امید ترامپ و نتانیاهو نشسته و منتظر بازگشت پهلوی بودند باز نمود و فهمیدند که این جنایتکاران برای ملت ایران چیزی بیشتر از سرسپردگی و تجزیه کشور و غارت منابع آن نمی خواهند.

بر خلاف تصور دشمنان،‌ عناصر وطن دوستی، حق جویی و شهادت طلبی که همراه با فرهنگ ایرانیت و تشیع در وجود مردم ایران نهادینه شده باعث شد که مردم در مقابله با حمله خارجی متحد شده و پشت سر نظام سیاسی کشور صف ببندند.

تهاجم غیرقانونی و غیرانسانی آمریکا و اسرائیل به ایران و رذالت و دروغگویی نشان داده شده از سوی سردمداران اسرائیل و آمریکا در کنار دفاع جانانه و حکیمانه ایران و نیروهای نظامی آن از مرز وبوم خود، افکار عمومی دنیا را بنفع ایران تغییر داده است

در پرتو تهاجم دشمنان به ایران،‌ هم اکنون نمای روشن تری از نقش آمریکا و اسرائیل در حوادث دی ماه بعنوان پیش درآمدی برای حمله به ایران در پیش چشم مردم قرار گرفته است.

جنگ باعث شد که نیروهای متحد ایران در کشورهای منطقه جان تازه ای بگیرند و مجددا خود را بعنوان نیروهایی که نقش مهم و تعیین کننده در معادلات منطقه ای دارند مطرح نمایند

و اما مهمترین نکته در مورد این جنگ این است که بلحاظ راهبردی، ایران پیش از جنگ اخیر در یک بن بست استراتژیک قرار گرفته بود. تحمیل وضعیت نه جنگ نه صلح، کشور را در یک وضعیت ناپایدار اجتماعی و اقتصادی قرار داده بود، بگونه ای که نه اقدام به جنگ و نه مذاکره میتوانست ایران را از این بن بست نجات دهد. اقدام ابتدا به ساکن ایران به جنگ یا اقداماتی نظیر انسداد تنگه هرمز، کشور را بعنوان متجاوز در معرض محکومیت جهانی و متحد شدن جهان بر علیه ایران قرار می داد و عدم هرگونه اقدام نیز با تداوم پرقوت فشار حداکثری شریانهای اقتصادی کشور را مسدود می نمود.

از سوی دیگر، تخریب تاسیسات غنی سازی و ضربات به متحدین ایران در منطقه، اهرمهای مذاکراتی کشور را تضعیف کرده بود و امید نمی رفت که کشور از طریق توافق بتواند امتیاز قابل توجهی کسب نماید. اما اکنون، اقدام آمریکا و اسرائیل به شروع جنگ، ایران را از این بن بست استراتژیک رها کرده است. ایران بعنوان یک کشور مورد حمله در موضع مدافع قرار گرفته است و از این موضع، اگر به یاری الهی به همین مسیر ادامه دهد، می تواند با نشان دادن قدرت نظامی و بهره گیری از موقعیت ژئوپلتیک خود، نتیجه موردنظر خود را به دشمنان و رقبا تحمیل نماید و شاید،‌ انشاالله بتواند گره تحریمهای ظالمانه ۲۰ ساله بر کشور را که با مذاکره باز نشد با جنگ تحمیلی باز نماید.

در چند دهه اخیر، حکام کشورهای عرب جنوب خلیج فارس همواره درمقابل ایران نقش همسایگان دو رو  را بازی کرده اند و هرجا توانسته اند، چه در جنگ تحمیلی صدام، چه در استقرار پایگاههای آمریکا در خاکشان، چه در عربی نامیدن خلیج و ادعای مالکیت بر جزایر سه گانه، و چه در همدستی با اسرائیل علیه کشورمان، به پشتوانه آمریکا به ایران ضربه زده اند. این جنگ فرصتی را فراهم کرده است که پرده های تزویر از چهره این کشورها کنار رود و درس مناسبی به این همسایگان نااهل داده شود.

اگر بحول و قوه الهی، کشور بتواند از این آزمون سخت، با همه تلخی ها و خسارت های بزرگ آن، بسلامتی خارج شود می تواند برای مدت طولانی سایه جنگ و تحریم را از سر کشور دور نماید.

یک ضرب المثل انگلیسی می گوید که ضربه ای که نتواند تو را بکشد حتما تو را قویتر خواهد کرد. امید می رود که این جنگ تحمیل شده توسط شرورترین جنایتکاران بین المللی علیه ایران،‌با همه خساراتی که بر کشور وارد کرده و می کند، برخلاف انتظارات دشمنان این مرزو بوم به تقویت و ارتقای نقش جهانی ایران و انسجام بیش از پیش کشور و گشایش های اقتصادی و اجتماعی برای آن بیانجامد.

بدیهی است که در این شرایط جنگی،‌ همه مردم و نخبگان کشور باید پشت سر نیروهای نظامی کشور برای دفاع جانانه از ایران بایستند و طرح هر موضوع دیگری انحرافی است. اما در عین حال باید توجه داشت که بسیاری از عواملی که به شکافهای اجتماعی و اوضاع نابسامان اقتصادی قبل از جنگ منجر شده بود کماکان پابرجاست، اگرچه هم اکنون تحت تاثیر شرایط جنگی به حاشیه رفته است. لذا اگر به یاری الهی کشورمان بتواند این مرحله خطیر را بخوبی پشت سر بگذارد، بر مسئولین کشور فرض است که، برخلاف رفتاری که متاسفانه بعد از جنگ ۱۲ روزه اتفاق افتاد، با مغتنم شمردن این فرصت ارزشمند فراهم شده با چنین هزینه های سنگین، برای حفظ اتحاد و انسجام اجتماعی، همراهی عموم مردم و ارتقای وضعیت اقتصادی کشور طرحهایی نو دراندازند.

کد مطلب 2198672

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
8 + 9 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین