مذاكرات اسلام آباد

۳ نفر
۱۰ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۴:۳۴
گذار سیاسی در میانه طوفان

گذار سیاسی در هر جامعه‌ای، به‌ویژه در شرایط بحران، فرایندی پیچیده، پرهزینه و چندلایه است. وقتی از «گذار سیاسی در میانه طوفان» سخن می‌گوییم، منظور تنها جابه‌جایی در ساختار قدرت نیست؛ بلکه سخن از انتقالی است که در دل آشوب‌های اجتماعی، فشارهای خارجی، شکاف‌های نهادی، بحران مشروعیت، و رقابت نیروهای مختلف برای تعریف آینده سیاسی کشور رخ می‌دهد. چنین گذاری نه یک مسیر خطی و آرام، بلکه بیشتر شبیه عبور از دریای متلاطم است؛ جایی که هر موج می‌تواند مسیر را تغییر دهد و هر تصمیم، سرنوشت‌ساز باشد.

در ادبیات علوم سیاسی، گذار سیاسی معمولاً به دوره‌ای گفته می‌شود که در آن نظم پیشین دچار فرسایش می‌شود و نظمی تازه هنوز به‌طور کامل تثبیت نشده است. این «میانه» همان نقطه حساس است: نه گذشته هنوز کاملاً از میان رفته، نه آینده به‌روشنی شکل گرفته است. در چنین وضعیتی، بازیگران سیاسی با عدم قطعیت بالا مواجه‌اند. نهادهای رسمی ممکن است کارکرد خود را از دست بدهند یا کارکردی ناقص پیدا کنند؛ گروه‌های اجتماعی دچار سردرگمی شوند؛ و افکار عمومی میان امید به تغییر و ترس از بی‌ثباتی در نوسان بماند.

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های گذار سیاسی در زمان بحران، تضعیف انسجام نهادی است.نهادها در شرایط عادی باید نقش میانجی میان جامعه و قدرت را ایفا کنند، اما در میانه طوفان، همین نهادها ممکن است خود بخشی از بحران شوند. پارلمان، دولت، قوه قضائیه، رسانه‌ها و حتی احزاب سیاسی ممکن است در معرض فشار قرار گیرند و نتوانند نقش تنظیم‌گر خود را به‌خوبی انجام دهند. در این حالت، خلأ قدرت یا رقابت شدید بر سر قدرت، خطر اصلی است. خلأ قدرت می‌تواند به هرج‌ومرج منجر شود و رقابت بی‌ضابطه، زمینه را برای اقتدارگرایی تازه یا مداخله نیروهای غیرپاسخ‌گو فراهم کند.

از سوی دیگر، طوفان سیاسی معمولاً فقط داخلی نیست. بحران‌های اقتصادی، تحریم‌ها، جنگ، تهدیدهای امنیتی، یا فشارهای دیپلماتیک خارجی می‌توانند روند گذار را دشوارتر کنند. در چنین شرایطی، سیاست داخلی و خارجی به‌طور مستقیم بر هم اثر می‌گذارند. هرچه فشار بیرونی بیشتر شود، احتمال قطبی‌شدن جامعه، رشد گفتمان‌های افراطی، و کاهش تحمل سیاسی نیز افزایش می‌یابد. جامعه‌ای که درگیر ناامنی اقتصادی و روانی است، معمولاً ظرفیت کمتری برای گفت‌وگو و مصالحه دارد. به همین دلیل، مدیریت گذار در چنین فضایی نیازمند مهارت بالای سیاسی، اعتمادسازی و تولید حداقلی از اجماع ملی است.

نکته مهم دیگر، نقش نیروهای اجتماعی است. در هر گذار سیاسی، مردم تنها تماشاگر نیستند؛ بلکه کنشگران اصلی‌اند. نخبگان، طبقه متوسط، کارگران، جوانان، زنان، گروه‌های قومی و مذهبی، و شبکه‌های مدنی هر کدام می‌توانند روند گذار را به‌سوی مسیرهای متفاوتی سوق دهند. اگر این نیروها احساس کنند که صدایشان شنیده می‌شود و در آینده سیاسی سهم دارند، احتمال گذار مسالمت‌آمیز افزایش می‌یابد. اما اگر احساس طردشدگی و حذف بر جامعه غالب شود، طوفان می‌تواند شدیدتر شود. تجربه تاریخی نشان می‌دهد که گذارهایی که بر پایه حذف و انتقام بنا شده‌اند، اغلب ناپایدار و مستعد بازتولید بحران بوده‌اند.

در این میان، رسانه‌ها و فناوری‌های نوین نیز نقش تعیین‌کننده‌ای دارند. در عصر شبکه‌های اجتماعی، روایت‌ها با سرعتی بی‌سابقه منتشر می‌شوند و مرز میان واقعیت، تحلیل و شایعه گاه مخدوش می‌شود. این وضعیت، هم فرصت است و هم تهدید. از یک سو، رسانه‌های نوین می‌توانند آگاهی عمومی را افزایش دهند و امکان بسیج مدنی را فراهم کنند؛ از سوی دیگر، می‌توانند به میدان جنگ روایت‌ها تبدیل شوند و شکاف‌های اجتماعی را عمیق‌تر سازند. در دوران گذار، کنترل و مدیریت اطلاعات اهمیت مضاعف پیدا می‌کند، زیرا اعتماد عمومی به‌راحتی قابل فرسایش است و بازسازی آن بسیار دشوار.

گذار سیاسی موفق، در میانه طوفان، نیازمند چند مؤلفه کلیدی است: نخست، وجود چشم‌انداز روشن و قابل‌فهم برای مردم. جامعه باید بداند که قرار است به کدام سمت حرکت کند. دوم، وجود سازوکارهای گفت‌وگو و مصالحه میان نیروهای سیاسی. حذف کامل رقیب معمولاً به شکست گذار می‌انجامد. سوم، حفظ حداقلی از ثبات اقتصادی و امنیتی. مردم در فضای بی‌ثبات، به‌سختی به آینده اعتماد می‌کنند. چهارم، نقش‌آفرینی نهادهای میانجی مانند احزاب، دانشگاه‌ها، رسانه‌ها و جامعه مدنی که می‌توانند تنش را کاهش دهند و زبان مشترک بسازند.

با این حال، باید پذیرفت که هر گذار سیاسی الزاماً به دموکراسی یا ثبات منتهی نمی‌شود. گاهی نتیجه آن، شکل‌گیری اقتدارگرایی جدید، فروپاشی نهادی، یا حتی جنگ داخلی است. بنابراین، «گذار» را نباید صرفاً به‌مثابه حرکت به سوی وضعیت بهتر دید؛ بلکه باید آن را فرایندی پرمخاطره دانست که سرنوشت آن به کیفیت رهبری، میزان انسجام اجتماعی، و توان نهادسازی بستگی دارد. در حقیقت، مهم‌ترین هنر در میانه طوفان این است که جامعه بتواند هم‌زمان هم حرکت کند و هم فرو نپاشد.

در پایان می‌توان گفت گذار سیاسی در میانه طوفان، آزمونی برای بلوغ یک جامعه است. این آزمون نشان می‌دهد که آیا نیروهای سیاسی و اجتماعی می‌توانند منافع کوتاه‌مدت را کنار بگذارند و برای آینده‌ای مشترک به تفاهم برسند یا نه. در این مسیر، عقلانیت، صبوری، گفت‌وگو و نهادسازی، مهم‌تر از هیجان، انتقام و شتاب‌زدگی‌اند. طوفان‌ها همیشه می‌آیند، اما سرنوشت ملت‌ها را نه خود طوفان، بلکه شیوه عبور از آن تعیین می‌کند. اگر کشتی سیاست با نقشه‌ای روشن، ناخدایی مسئول و خدمه‌ای همدل حرکت کند، حتی در میانه شدیدترین طوفان‌ها نیز می‌توان به ساحل رسید؛ ساحلی که شاید کامل و بی‌نقص نباشد، اما از فروپاشی بهتر است.

کد مطلب 2199729

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 4 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین