مذاكرات اسلام آباد

اولیور استون و افشای سه دروغ بزرگ دولت آمریکا «متولد چهارم جولای»

ضدجنگ بودن در آثار استون به معنای صلح‌طلبی صرف یا شعارهای کلیشه‌ای نیست. دیدگاه او ریشه در سه مؤلفه پایان دادن به اسطوره قهرمانی، افشای دروغ دولتی و نقد نظام‌مند نهادهایی مثل خانواده و آموزش و پرورش است.  

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از ایبنا، اولیور استون در تاریخ سینمای آمریکا و جهان چهره‌ای استثنایی است. چرا که او پیش از آن‌که فیلمساز شود، یک کهنه سرباز جنگ ویتنام بوده است. این تجربه زیسته، آثار او را به متنی برای روانکاوی زخم‌های جمعی آمریکا تبدیل کرده است. سه گانه ویتنامی او شامل فیلم‌های «جوخه»، «متولد چهارم جولای» و «آسمان و زمین» است.

ضدجنگ بودن در آثار استون به معنای صلح‌طلبی صرف یا شعارهای کلیشه‌ای نیست. دیدگاه او ریشه در سه مؤلفه پایان دادن به اسطوره قهرمانی، افشای دروغ دولتی و نقد نظام‌مند نهادهایی مثل خانواده و آموزش و پرورش است.

استون در مستند «در جستجوی حقیقت» می‌گوید که ساختن این سه گانه برای او نوعی درمان پس از سانحه در مقیاس ملی بود. آمریکا در دهه ۸۰ (دوران ریگان) به شدت درگیر بازنویسی تاریخ ویتنام به نفع خود بود. فیلم‌های پرسروصدایی مانند «رمبو» تلاش می‌کردند تا شکست ویتنام را به یک پیروزی خیالی در ذهنیت عمومی تبدیل کنند.

اقتباسی از خاطرات یک تفنگدار

در میان این سه‌گانه‌ها فیلم «متولد چهارم جولای» با اقتباسی از کتاب خاطرات یکی از تفنگداران ارتش آمریکا، فجایع و آسیب‌های جنگ را پیش‌روی مخاطب می‌گذارد. این فیلم نه تنها یک اقتباس سینمایی موفق، بلکه یک بیانیه سیاسی تمام‌ عیار است که زخم کهنه جنگ ویتنام را بر پیکر جامعه آمریکا می‌گشاید.

فیلم بر اساس زندگینامه خودنوشت «ران کویک» با عنوان «متولد چهارم جولای» ساخته شده است. کوییک، که در فیلم تام کروز نقش او را بازی می‌کند، یک تفنگدار دریایی بود که در جنگ ویتنام از ناحیه ستون فقرات هدف گلوله قرار گرفت و از سینه به پایین فلج شد.

اولیور استون که خود یک کهنه سرباز ویتنامی است و پیشتر با فیلم «جوخه» شهرت یافته بود، رابطه عمیقی با این کتاب داشت. استون و کوییک با هم فیلمنامه را نوشتند تا روایت را از یک خاطره فردی به یک حماسه ملی تبدیل کنند. استون در اقتباس خود، برخلاف بسیاری از فیلم‌های جنگی که فقط به خشونت میدان نبرد می‌پردازند، بر سه ضلع مثلث تمرکز کرد.

تبدیل یک جوان میهن پرست به یک ماشین کشتار، وحشت میدان نبرد و فاجعه دوستی‌کشی و بازگشت به وطن و رنج مضاعف و تحقیر در بیمارستان‌های کهنه سربازان و طرد شدن از سوی جامعه و خانوادهای که خود روزی او را تشویق به جنگ کرده بودند، سه ضلع این مثلث هستند.

استون برای روایت ضدجنگ خود، از یک ترفند قدرتمند استفاده می‌کند، او ساختار کهن الگوی «سفر قهرمانی» را وارونه می‌سازد. فیلم با تصاویر آرمانی از حومه شهر آمریکا در دهه ۵۰ آغاز می‌شود. ران کوچولو در روز استقلال آمریکا (چهارم جولای) با لباس سربازی رژه می‌رود. اینجا ملی‌گرایی کورکورانه به عنوان اولین قربانی فیلم معرفی می‌شود. ران با شنیدن شعار «زندگی کردن برای کشورت بزرگترین افتخار است» از جان اف. کندی، داوطلبانه به ویتنام می‌رود، بی آنکه بداند قرار است برای چه چیزی بجنگد.

استون خشونت را در فیلم مثل کابوس نشان می‌دهد. صحنه تیراندازی به روستای غیرنظامیان و حادثه محوری فیلم کشته شدن هم گروهان خودش توسط خودش نقطه عطف فیلم است. در این صحنه، استون نشان می‌دهد که جنگ نه تنها جسم ران، بلکه حقیقت و ایمان او را نابود می‌کند. او که برای آزادی رفته بود، حالا عامل قتل غیرنظامیان و دوستانش می‌شود.

دروغ پشت دروغ

همچنین استون انتقاد خود را به خاک آمریکا می‌کشاند. شرایط اسفبار بیمارستان‌های کهنه سربازان نشان می‌دهد که آمریکا حاضر بود جوانانش را به کشتارگاه بفرستد، اما حاضر نبود هزینه درمان روح و جسم آنها را تقبل کند. این بخش از فیلم، سرمایه‌داری نظامی را افشا می‌کند، سربازان تا وقتی تفنگ به دست دارند ارزشمندند، وقتی بر روی ویلچیر می‌نشینند، به زباله‌دان تاریخ سپرده می‌شوند.

استون در فیلم، نقدهای تندی به سیاستمداران و نهادهای سیاسی و رسانه‌ای آمریکا معطوف می‌کند. جایی در فیلم ران به شکلی صریح می‌گوید که «به ما در ویتنام دروغ گفتند» و استون لایه‌های این دروغ را افشا می‌کند. اولین دروع این بود که جنگ برای دفاع از آزادی است، دروغ دیگر با عنوان ما در ویتنام پیروزیم گفته شد و دروغ سوم نیز چنین بود، کهنه سربازان قهرمانان ملی هستند.

فیلم با صحنه‌ای تاریخی در کنوانسیون ملی حزب دموکرات در شیکاگو به اوج انتقادگرایی خود می‌رسد. جایی که ران کویک واقعی (که در فیلم هم نقش کوتاهی دارد) از میان جمعیت فریاد میزند: «دروغ! دروغ!»

استون در این سکانس نشان می‌دهد که سیستم سیاسی آمریکا، چه دموکرات و چه جمهوری‌خواه در برابر جنایت‌های جنگی همدست است. تبدیل ران از یک تفنگدار دریایی مشتاق به یک فعال صلح طلب، نماد «بیداری یک نسل» است.

پرچمی برای کفن

استون با استفاده مکرر از نماد پرچم آمریکا، از ابتدا تا انتهای فیلم بازی جالبی می‌کند. در ابتدا پرچم نماد افتخار است، در میانه فیلم پرچم روی تابوت دوستان ران می‌افتد و به کفن بدل می‌شود و در پایان، زمانی که ران در مقابل کنوانسیون حزب دموکرات به سخنرانی می‌پردازد، پرچم پشت سر اوست، اما این بار او پرچم را نه به عنوان نماد جنگ، بلکه به عنوان نماد اعتراض و حقیقت‌طلبی بازتعریف می‌کند.

«متولد چهارم جولای» فراتر از یک فیلم زندگینامه‌ای است. این فیلم، اعتراف‌نامه یک نسل و کالبدشکافی روح یک امپراتوری است. اولیور استون با اقتباس از کتاب ران کوییک، نشان داد که جنگ ویتنام در خاک آمریکا تمام نشد؛ این جنگ سالها در قالب فلج جسمی و عذاب وجدان کهنه سربازان، سرخوردگی نسل جوان و فروپاشی باورهای سنتی ادامه یافت.

این فیلم همچنان پس از سه دهه، به دلیل نگاه بی‌پروایش به مکانیسم‌های قدرت در آمریکا (نظامی‌گری، سرمایه داری جنگی و مصرف گرایی ایدئولوژیک)، یک متن زنده و انقلابی باقی مانده است. پیام فیلم این است که بزرگترین ضربه به آمریکا نه از سوی دشمنان خارجی، که از سوی دروغ‌های داخلی و بی‌تفاوتی نهادهایش نسبت به جان شهروندان وارد آمد.

59243
کد مطلب 2200365

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 0 =

آخرین اخبار