مذاكرات اسلام آباد

سکوت هنرمند در بزنگاه بحران جایز نیست/ دشمن ریشه‌های فکری، باورها، غرور ملی و پیشینه تمدنی ایران را هدف گرفته است

افشین علا با تأکید بر ریشه‌های فرهنگی ایران، هنر و ادبیات را نه ابزار تزئینی، بلکه بخشی مؤثر از فهم، مقاومت و حتی دیپلماسی در شرایط بحران می‌داند.

ریحانه اسکندری: در حالی که کشورمان ایران بیش از یک ماه است که در حال دفاع مشروع دربرابر حمله دشمنان آمریکایی_اسرائیلی خود قرار دارد، بار دیگر پرسش از نقش هنر و هنرمند در چنین شرایطی به یکی از محورهای مهم گفت‌وگوهای فرهنگی و رسانه‌ای تبدیل شده است؛ این‌که آیا هنر صرفا ابزاری برای بیان احساسات و خلق زیبایی است یا می‌تواند در میدان‌های سخت جنگ، سیاست و دیپلماسی نیز نقشی موثر ایفا کند.

در همین زمینه، افشین علا، نویسنده و شاعر، در گفت‌وگویی با خبرآنلاین به تشریح دیدگاه‌های خود درباره نسبت هنر، جامعه و بحران‌های معاصر پرداخته است.

هنر در روزهای سخت، عیار واقعی خود را نشان می‌دهد

افشین علا در پاسخ به این پرسش که نقش هنرمندان در شرایط جنگ و مواجهه با وضعیت‌های بحرانی چیست، گفت: «در شرایط جنگ، در هر جامعه‌ای، هنرمندان نیز همچون سایر شهروندان وظایفی بر عهده دارند. آن‌ها می‌توانند به‌عنوان یک شهروند، باورها و دریافت‌های شخصی خود را ابراز کنند و در عین حال، به‌عنوان منبعی الهام‌بخش برای مخاطبانشان ایفای نقش کنند. هر هنرمند دایره‌ای از مخاطبان دارد و می‌تواند مضامین نو و به‌روز را که با مقتضیات زمانه هم‌راستا است، در اختیار آن‌ها قرار دهد.

هنر و ادبیات صرفا جنبه سرگرمی و تفنن ندارد، بلکه در روزهای سخت و دشوار است که باید عیار واقعی خود را نشان دهد؛ به‌ویژه در سرزمینی چون ایران که صاحب فرهنگ و تمدنی باستانی است و به هنر و ادب شهره بوده است.»

سکوت هنرمند در بزنگاه بحران جایز نیست/ دشمن ریشه‌های فکری، باورها، غرور ملی و پیشینه تمدنی ایران را هدف گرفته است
افشین علا

این نویسنده و شاعر و ادامه داد: «بسیاری از آموزه‌های بزرگان ادبیات، هنر و فرهنگ ما در قرون گذشته، همزمان با وقایع بسیار سخت و شدیدی که بر ملت ایران گذشته، شکل گرفته‌اند. برای مثال، ما قرن‌هاست آثار سعدی، حافظ، مولانا و دیگر بزرگان را می‌خوانیم؛ آثاری که هرگز کهنه نمی‌شوند و همچنان الهام‌بخش هستند. این آثار صرفا در خلوت و آرامش و رفاه خلق نشده‌اند، بلکه در بستر حوادث و دشواری‌های بزرگ تاریخی پدید آمده‌اند.

این بزرگان توانسته‌اند قدمت و هویت باستانی ما را در آثار خود حفظ کنند و پیام خود را هم به هم‌عصرانشان و هم به نسل‌های آینده، از جمله ما، منتقل سازند؛ پیامی درباره این‌که یک ملت اصیل و ریشه‌دار چگونه می‌تواند در مواجهه با سختی‌ها، به‌ویژه در برابر طمع و تجاوز بیگانگان، استوار بایستد و از خود دفاع کند.»

در بزنگاه‌های سرنوشت‌ساز، سکوت هنرمند قابل توجیه نیست

افشین علا در پاسخ به این پرسش که چرا در حالی‌که بسیاری از هنرمندان جهان نسبت به وقایع و جنایات رخ‌داده واکنش نشان داده‌اند، برخی هنرمندان داخلی سکوت اختیار کرده‌اند، گفت: «در این رابطه، موضع شخص من مشخص است؛ چه پیش از این وقایع و چه پس از آن، همواره آنچه را که باور داشتم، بیان کرده‌ام و در آثارم نیز منعکس شده است. با این حال، هیچ‌گاه برای دیگران نسخه تجویز نکرده‌ام. اگرچه از سوی برخی افرادی که هم‌فکر یا همراه من نبوده‌اند، بداخلاقی، انکار و حتی نفی دیده‌ام، اما هرگز تلاش نکرده‌ام دیدگاه خود را به دیگران تحمیل کنم یا از آن‌ها بخواهم مانند من بیندیشند و سخن بگویند.

با این حال، برخی حوادث و وقایع فراتر از سلیقه‌های فکری و گرایش‌های سیاسی است؛ به‌ویژه زمانی که پای عظمت کشور و عزت میهن در میان باشد. در چنین شرایطی، دیگر جایی برای سکوت باقی نمی‌ماند. همان‌طور که اشاره کردید، امروز وجدان‌های عمومی در سراسر جهان به نفع ملت ایران به صف شده‌اند و این سطح از ابراز نظر، شاید در گذشته سابقه نداشته باشد.»

سکوت هنرمند در بزنگاه بحران جایز نیست/ دشمن ریشه‌های فکری، باورها، غرور ملی و پیشینه تمدنی ایران را هدف گرفته است
تصویر ثبت شده از حمله دشمن به کشور 

علا در ادامه با اشاره به همدلی قابل توجه جهان با ایران گفت: «در دهه‌های گذشته، ما با حوادث متعددی مواجه بوده‌ایم؛ از هشت سال دفاع مقدس گرفته تا شهادت‌ها و حماسه‌های پیاپی، اما چنین میزان همدلی در سطح جهانی کمتر دیده شده است. به نظر می‌رسد اکنون شرایطی به وجود آمده که مرز میان حق و باطل به‌قدری آشکار شده که وجدان‌های عمومی، چه مسلمان و چه غیرمسلمان، به واکنش واداشته شده‌اند. حتی در داخل آمریکا نیز شاهد آن هستیم که بخشی از مردم، دولت خود را مقصر می‌دانند و در برابر سیاست‌های آن ایستاده‌اند.»

او ادامه داد: «اگر برخی از هنرمندان داخلی که سکوت اختیار کرده‌اند، به دلیل گرایش‌های فکری یا تمایل به غرب چنین رویکردی دارند، این موضوع نمی‌تواند توجیهی برای سکوت باشد. چرا که در خود کشورهای غربی نیز پیش از این، در حمایت از مردم غزه، شاهد اعتراضات گسترده در دانشگاه‌ها و خیابان‌ها بوده‌ایم و اکنون نیز این واکنش‌ها ادامه دارد.»

او با تاکید بر این نکته که نیت واقعی دشمن دیگر کاملا روشن است گفت: «آنچه امروز در حال رخ دادن است، به مرحله‌ای فراتر از یک درگیری منطقه‌ای رسیده و ابعادی تمدنی پیدا کرده است. دولت‌های غربی، به‌ویژه با محوریت ایالات متحده و با نقش‌آفرینی جریان‌های صهیونیستی، این تقابل را آشکار کرده‌اند؛ تقابلی که پیش‌تر تلاش می‌شد در سطحی محدود باقی بماند. اکنون اما این مواجهه، حتی به حوزه‌های اعتقادی نیز کشیده شده و آن‌ها آشکارا از هدف قرار دادن ریشه‌های فکری، باورها، غرور ملی و پیشینه تمدنی ملت ایران سخن می‌گویند.

در چنین شرایطی، شاهد هستیم که نه‌تنها ملت‌ها، بلکه روشنفکران، هنرمندان و بسیاری از چهره‌های دانشگاهی و سیاسی در کشورهای مختلف، در برابر این رویکردها موضع‌گیری کرده و از ملت ایران حمایت می‌کنند و حقانیت آن را با صدای بلند اعلام می‌کنند. با این اوصاف، سکوت برخی افراد، محل ابهام و البته تاسف است.»

هنر، ابزاری مؤثر در دیپلماسی فرهنگی و ایجاد آرامش در بحران‌هاست

افشین علا در پاسخ به این پرسش که آیا هنر می‌تواند به‌عنوان ابزاری برای دیپلماسی فرهنگی، کاهش تنش‌ها و ایجاد ارتباط میان جوامع درگیر جنگ مورد استفاده قرار گیرد، گفت: «قطعا همین‌طور است. اساسا دیپلماسی خود نوعی هنر است، همان‌طور که سیاست‌ورزی نیز یک هنر محسوب می‌شود. من بارها، نه فقط در این شرایط بلکه در سالیان گذشته، تأکید کرده‌ام که اگر حاکمان، سیاستمداران و مسئولان ما با جوهر ادبیات فارسی آشنا باشند، می‌توانند بهره‌برداری بهتری در عرصه‌های مختلف، از جمله دیپلماسی، داشته باشند.»

سکوت هنرمند در بزنگاه بحران جایز نیست/ دشمن ریشه‌های فکری، باورها، غرور ملی و پیشینه تمدنی ایران را هدف گرفته است
تصویر ثبت شده از حمله دشمن به کشور

علا در ادامه گفت: «اگر آموزه‌های سعدی، «قابوس‌نامه» و مثنوی معنوی مورد توجه قرار گیرد، درمی‌یابیم که این آثار سرشار از درس‌هایی در حوزه‌های اخلاقی، اجتماعی، انسانی و حتی آداب کشورداری، حکومت و دیپلماسی هستند. در ادبیات ما این مفاهیم موج می‌زند و شایسته است که مسئولان و تصمیم‌گیران کشور، نگاهی همه‌جانبه به مقوله فرهنگ و هنر داشته باشند.»

به گفته این شاعر«هنر و ادبیات، اموری تزیینی نیستند که صرفا در مناسبت‌های تقویمی به آن‌ها پرداخته شود، بلکه در ذات فرهنگ و تمدن ایرانیان ریشه دارند. در مقابل، برخی از کشورها که ریشه عمیقی در تاریخ ندارند و ساختار آن‌ها بر پایه جعل و غصب شکل گرفته، از چنین پشتوانه‌ای بی‌بهره‌اند و به همین دلیل در عرصه دیپلماسی، به ادبیاتی سطحی و تهدیدآمیز متوسل می‌شوند. در مقابل، ما شاهد بوده‌ایم که برخی رهبران،مثل رهبر شهید خودمان،  با تکیه بر آموزه‌های دینی و همچنین فرهنگ و ادبیات کهن فارسی، توانسته‌اند در عرصه سیاست و دیپلماسی موفق عمل کنند. بهره‌گیری از این میراث فرهنگی، چه در امور داخلی و چه در عرصه بین‌المللی، می‌تواند نقش تعیین‌کننده‌ای داشته باشد.»

او با اشاره به این نکته که با هنر می‌توان مقاومت کرد گفت: «امروز نیز ما می‌توانیم با تکیه بر همین آموزه‌ها در برابر دشمنان ایستادگی کنیم. ادبیات فارسی سرشار از مثال‌ها و روایت‌هایی است که می‌تواند الهام‌بخش باشد. برای نمونه، در اشعار ناصر خسرو، تمثیل‌هایی وجود دارد که می‌توان از  آن‌ها را در عرصه دیپلماسی امروز نیز درس گرفت؛ از جمله تمثیل مناظره بوته کدو با درخت چنار ، که نشان‌دهنده پایداری ریشه‌دار در برابر قدرت‌های ظاهری و زودگذر است. این‌گونه آموزه‌ها در فرهنگ و ادبیات ما بی‌شمار است.»

او همچنین در ادامه و در پاسخ به این پرسش که در صورت تداوم شرایط بحرانی، هنرمندان چگونه می‌توانند به ایجاد آرامش در جامعه کمک کنند، اظهار داشت: «بدون تردید، نقش هنرمندان در چنین شرایطی می‌تواند حتی از بسیاری از اقشار دیگر مؤثرتر باشد. ملت ایران پیوندی عمیق با هنر، ادبیات و شعر دارد و این عناصر در تار و پود زندگی مردم تنیده شده است؛ از همین رو، هنرمندان از جایگاه ویژه‌ای در میان مردم برخوردارند. باید تأکید کرد که نقش هنر و هنرمند، نقشی تزیینی و حاشیه‌ای نیست. اگر این شرایط بحرانی طولانی شود، ضروری است که از نگاه عمیق و توانمندی هنرمندان و اهل قلم در تصمیم‌گیری‌ها و تدابیر کلان استفاده شود. هنرمندان و نویسندگان صرفا زینت‌المجالس نیستند که تنها در مناسبت‌ها مورد توجه قرار گیرند؛ بلکه بسیاری از ظرایف و راه‌حل‌هایی که شاید به ذهن سیاستمداران نرسد، از سوی اهالی فرهنگ و هنر قابل طرح است.»

او در پایان گفت: «در سال‌های گذشته، متاسفانه در مواردی شاهد آن بوده‌ایم که فرهنگ تحت تأثیر رقابت‌های سیاسی و جناحی قرار گرفته و به نوعی سیاسی شده است. در حالی‌که باید مسیر را معکوس کرد؛ یعنی به‌جای سیاسی کردن فرهنگ، سیاست را فرهنگی کرد. وجود گرایش‌های مختلف سیاسی امری طبیعی است، اما آنچه اهمیت دارد، تکیه بر آموزه‌های اصیل فرهنگی و ادبی است.این آموزه‌ها همان عناصری هستند که در طول هزاران سال، با وجود تنوع قومی، مذهبی و جغرافیایی، ملت ایران را متحد نگه داشته‌اند. اگر سیاست ما بر پایه این فرهنگ غنی شکل بگیرد، بدون تردید در همه عرصه‌ها، چه در داخل و چه در مواجهه با دشمنان، موفق و پیروز خواهیم بود.»

۵۹۲۴۴

کد مطلب 2201406

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 14 =