گروه اندیشه: دکتر سمیه توحیدلو، در کانال تلگرامی اش با نگارش یادداشتی در باره تهدید ترامپ به نابودی تمدنی ایران پرداخته است. او معتقد است سرافرازی ایران و ایرانی نه در خاکستر زیرساخت ها، که در پاسداری جمعی و کرامت این خانه تاریخی است. این یادداشت را می خوانید:
****
ضربالاجل برای بازگرداندنِ یک تمدن به «عصر حجر»، جدای از امکانپذیری؛ فراتر از یک تهدید نظامی، نشانه سقوطِ اخلاقیِ گفتمانی است که «رهایی» را از مسیرِ «تخریبِ زیرساخت» جستجو میکند. فراموش کردهاند نیروگاهها، پلها و شریانهای اقتصادی، متعلق به هیچ ساختار سیاسیِ گذرا نیستند؛ آنها «انباشتِ تاریخیِ» رنج و کارِ نسلهای متمادی و تنها بسترِ حیاتِ روزمره میلیونها انسانی هستند که «ماندن» را انتخاب کردهاند.
ایرانی جماعت به طرز غریبی محاصره شده است. از یک طرف دشمنان دهن دریدهای که هرچه خواستند این روزها درباره مردم با فرهنگ و تمدن ایران گفتهاند. مردمانی که سابقه تمدنیشان از مجموع سالهای تاسیس آمریکا و اسرائیل پیشی میگیرد. از سویی دیگر آنها که فرسنگها دورتر از ایران و با اسم جعلیِ ایرانی نشستهاند و شادمانه در برابر کاخ سفید و سفارتخانههای مهاجم میرقصند و با پرچمهای اسرائیلی و آمریکایی شکرگذار دشمناند. از طرفی دیگر آنهایی که نمیخواهند تکثر ایرانی را برتابند و تنوع نگاه و عقیده را همواره سرکوب کردهاند.
بزرگترین بلاهتِ استراتژیک در میانِ بخشی از دورنشستگان، گره زدنِ مفهومِ «آزادی» به «ویرانیِ سازمانِ زیستِ جمعی» است. کسانی که از انهدامِ داراییهای ملیِ خود به دستِ غریبه استقبال میکنند، نه تنها فهمی از مفهومِ «جامعه» ندارند، بلکه آگاهانه یا ناآگاهانه در «انتحارِ تمدنی» مشارکت میکنند. هیچ دموکراسیای بر زمینِ سوخته و زیرساختِ منهدم بنا نخواهد شد. رهایی که با قطعِ شریانِ حیات (آب، برق، سوخت) آغاز شود، نامی جز «بردگیِ نوین» ندارد.
ایران، یک «تداومِ تاریخی» است که سازمانِ اجتماعی و نظمِ مدنیاش هزاران سال پیش از این ضربالاجلهایِ بدوی شکل گرفته است. انهدامِ پتروشیمی و نیروگاه، هدف قرار دادنِ «حقِ حیات» است. در میانهیِ این دوقطبیِ ویرانگر، باید بر یک اصلِ صلب ایستاد: سرافرازیِ میهن در گروِ حفظِ داشتههایِ مادی و معنویِ آن است. هر دستی که برای ویرانیِ زیرساختِ این خاک دراز شود یا برای آن سوت بزند، دشمنِ «کلیتِ وجودیِ» ایران است.
ما از حقِ زیستن در وطنی دفاع میکنیم که نه توهینِ غریبه را برتابد و نه در دامِ بلاهتِ خودی بیفتد. سرافرازی، نه در خاکسترِ زیرساختها، که در پاسداری از حیاتِ جمعی و کرامتِ این خانهی خستهی تاریخی است.
۲۱۶۲۱۶




نظر شما