برای این مردم نازنین؛ مردمی که علیرغم تمام سختیها، همچنان دل در گروِ مام وطن دارند.
مردمی که زیر بار سنگین مصائب و مشکلات معیشتی، همچنان سرفراز و آزاده ایستادهاند و تمام نگرانیشان، صیانت از تمامیت ارضی وطن و پاسداری از ذرهذرهی این خاک مقدس است.
این مردم، نه تنها ستونهای استواری برای این سرزمین هستند، بلکه مرجعِ الهامبخشِ ایستادگی و امید در این روزها هستند.
در چنین شرایطی، هر یک از ما و شما وظیفه و مسئولیتی سنگین به دوش داریم.
در این روزها تکلیفِ صاحبان تخصص، دانش و جایگاههای اجتماعی تنها انجام روتین و روزمرهی فعالیت های حرفهای نیست؛ بلکه هر یک از اقشار جامعه در برابر این ملتِ صبور، دینی سنگین بر گردن دارند.
همگی مکلفیم. در هر رسته و حرفهای که هستیم، با نگاهی فراتر از امرار معاش، در طبق اخلاص، به ادای دین و اجابت خواستهی این مردم بپردازیم.
در چنین شرایطی هر یک از ما، در جایگاه خویش، به معنای واقعی کلمه باید «پای کار» آمده، بلکه گوشهای از غم و اندوه این ملت کاسته شود.
روانشناسان و مشاوران خانواده باید در خط مقدم به ترمیم زخمهای روحی و بازسازی آثار روانی تحمیل شده بر مردم قیام کنند تا سدی شوند ، مانع فروپاشی پیوندها در این روزگار دشوار .
کادر درمان و متخصصان سلامت باید با همان روحیه ایثارگری که همواره ستودنی و قابل ستایش بودهاند، فراتر از پروتکلها، با نگاهی انسانی به درمانِ رنجهای جسمی و روانی مردم بنگرند.
وکلا و مشاوران حقوقی موظفاند با صبوری ، پای درددل مردم نشسته در قامت مفسرانِ عدالت از حقوقِ بیکسان و تودههایی که در برابر پیچیدگیهای قانونی آسیبپذیرند، صیانت کنند.
هنرمندان وطندوست نیز باید با آثار خویش در قامت معمارانِ امید بر صحنهی زندگی ظهور کنند.
پیرو چنین باوری باید پذیرفت و به اجابت آن قیام کرد که هر یک از ما میبایست با تخصص ، دانش ، امکانات و موقعیت های حرفهای خویش، فارغ از تمامی مصائب و مشکلاتی که هر یک با آن دسته و پنجه نرم میکنیم ، معنایی تازه به زندگیِ مردم ببخشیم.
و اما در این بین ،
بی تردید تکلیف اصلی بر گُردهی نهادهای دولتی و حاکمیتی است ؛
ارگان هایی مانند بیمه تامین اجتماعی ، دارایی ، شهرداری و سایر ارگان های دولتی که در عوض ارائهی خدمات عمومی و... ، وجه و یا عوارضی از مردم دریافت میکنند ، لازم است با درک شرایط اقتصادی تحمیل شده بر مردم برای دریافت مبالغ تعریف شده ، شرایط و تسهیلات مناسبی تبیین کنند تا در این اوضاع و احوال شاهد افزایش آمار بیکاری ناشی از تعدیل نیروی کار و بهانههایی از این دست نباشیم.
درک این موضوع که صاحبان کارگاه ها و کارخانهها و...(کارفرمایان) با کاهش تولید و رکود اقتصادی درگیر شده و پیرو چنین واقعهای با کمبود نقدینگی روبهرو شده اند امر لاینحل و پیچیدهای نیست و حالا در این وانفسا کارفرمایی که نمودار درآمدش سیر نزولی پیدا کرده ، خودش را در مسیر سقوط و ورشکستگی میبیند میبایست نگرانِ تامین حق بیمه کارگران یا پرداخت مالیاتی باشد که هر روزه در قالب تذکر و تهدید از طریق ارسال پیامکهای دارایی ، بیمه تامین اجتماعی و...دریافت میکند.
کاش شیر پاک خوردهای در ارگانهای ذیربط به این باور برسد که در چنین شرایطی بسان غالب مواقع تمام کاسه کوزهها بر سر کارگر زحمتکشی شکسته میشود که دستش از همه جا کوتاه است .
وکیل دادگستری_شیراز




نظر شما