مذاكرات اسلام آباد

دلبستگی ها جهت دهنده زندگی / ساختن قلعه ای استوار برای بهتر عشق ورزیدن /  وارستگی یا دلبستگی؟ دو بال برای پرواز

یاد بگیریم چیزهایی را که دوست داریم، با آگاهی کامل از فناپذیری‌شان دوست بداریم (نگاه رواقی).یاد بگیریم همین چیزهای فانی و آسیب‌پذیر، زندگی ما را سرشار از معنا، ارزش و گرما کنند (نگاه شفلری).این یعنی پذیرفتن این تضاد شگفت‌انگیز است که ما باید قلعه‌هایی تسخیرناپذیر باشیم و یا باید موجوداتی عمیقاً پیوسته و وابسته.

گروه اندیشه: دکتر جواد حیدری در مطلبی که در اختیار خبرآنلاین قرار گرفته، مخاطب خود را میان دو قطب هدایت می‌کند: «رواقی‌گری» که با شعار وارستگی، قلعه‌ای شکست‌ناپذیر در درون می‌سازد تا از تلاطم‌های کنترل‌ناپذیر جهان مصون بمانیم، و «دلبستگی شفلری» که معتقد است زندگی بدون گره خوردن به دیگران و آینده‌ی بشریت، تهی از ارزش است. پیام نهایی او این است که برای یک زندگی باکیفیت، به هر دو بال نیاز داریم: «وارستگی» برای داشتنِ قدرت ایستادن، و «دلبستگی» برای داشتن دلیلی برای ایستادن. از این رو حیدری دو رویکرد فلسفی برای رسیدن به «زندگی خوب» را در سه بخش اصلی تبیین می‌کند: 

بخش اول: حکمت وارستگی رواقی (ماسیمو پیلیوچی). نویسنده با تکیه بر آراء رواقیون، زندگی را به طوفانی تشبیه می‌کند که تنها راه نجات در آن، پناه بردن به «کابین ناخدا» یا همان ذهن است. او بر «دوگانه‌ی کنترل» تأکید دارد؛ یعنی رهایی از اضطراب اموری که در اختیار ما نیستند (مثل ثروت و نظر دیگران) و تمرکز مطلق بر تنها چیزی که در کنترل ماست: قضاوت‌ها و فضایل درونی. وارستگی در اینجا نه بی‌تفاوتی، بلکه انجام وظیفه به بهترین نحو (مانند تمثیل کماندار) بدون وابستگی به نتیجه است.

بخش دوم: معنای زندگی در دلبستگی (ساموئل شفلر). در مقابل، نویسنده از دیدگاه شفلر دفاع می‌کند که زندگی را امری ذاتاً جمعی می‌بیند. او استدلال می‌کند که معنای زندگی نه در انزوا، بلکه در دلبستگی به انسان‌ها، پروژه‌ها و آرمان‌ها شکل می‌گیرد. شفلر معتقد است پذیرش «آسیب‌پذیری» ناشی از عشق، بهای ناگزیرِ معنادار بودن زندگی است. همچنین با یک آزمایش فکری نشان می‌دهد که انگیزه‌های فردی ما به استمرار نسل بشر و «آینده‌ای مشترک» گره خورده است.

بخش سوم: تلفیق و رقص میان دو بال. در نهایت، نویسنده این دو نگاه را نه متضاد، بلکه مکمل می‌خواند. او معتقد است وارستگی به ما قدرت و انضباط می‌دهد تا در برابر ناملایمات فرو نپاشیم، و دلبستگی به این قدرت درونی، جهت و معنا می‌بخشد. زندگی خوب از نظر او، دوست داشتن عمیقِ پدیده‌ها در عین آگاهی به فناپذیری آن‌هاست؛ یعنی ساختن قلعه‌ای استوار برای بهتر عشق ورزیدن به جهانی آسیب‌پذیر. این مطلب را در ادامه می خوانید: 

****

می‌خواهم درباره‌ی مسئله‌ی بسیار مهمی صحبت کنم. سفری به قلب یکی از کهن‌ترین و در عین حال، امروزی‌ترین پرسش‌های بشری: چگونه می‌توانیم یک زندگی خوب را زندگی کنیم؟ این سوالی است که در سکوت ذهنمان، در لحظات شادی و غم، موفقیت و شکست، بارها و بارها از خود پرسیده‌ایم. در مواجهه با دنیایی پر از آشوب و عدم قطعیت، ما همواره به دنبال یک قطب‌نما، یک نقشه‌ی راه برای پیمودن مسیر پرفرازونشیب زندگی هستیم.

در این جلسه، ما دو نقشه را در کنار هم قرار خواهیم داد. دو پاسخ قدرتمند و به ظاهر متضاد که از دل تاریخ تفکر بشری بیرون آمده و تا به امروز، راهنمای زندگی میلیون‌ها انسان بوده‌اند. این دو راه، دو فضیلت بنیادین هستند: «وارستگی» و «دلبستگی».برای کاوش در مسیر وارستگی و آموختن هنر آرامش درونی، از کتاب درخشان و کاربردی ماسیمو پیلیوچی، «چگونه رواقی باشیم»، الهام می‌گیریم و به دنیای پر از حکمت رواقیون باستان سفر می‌کنیم.

برای درک مسیر دلبستگی و کشف معنا در پیوندهایمان، به سراغ کتاب عمیق و تأمل‌برانگیز فیلسوف معاصر، ساموئل شفلر، «یک زندگی برای زیستن»، می‌رویم.هدف ما، نه انتخاب یکی بر دیگری، بلکه درک عمیق هر دو و شاید، یافتن راهی برای تلفیق این دو حکمت در زندگی روزمره‌مان است هرچند انتخاب خود من دومی است.

بخش اول: دعوت به قلعه‌ی درونی – حکمت وارستگی رواقی

تصور کنید در میانه‌ی یک طوفان سهمگین در دریا هستید. امواج غول‌پیکر کشتی شما را به این‌سو و آن‌سو می‌کوبند. باد زوزه می‌کشد و باران بی‌امان می‌بارد. در چنین شرایطی، دو راه بیشتر ندارید: یا با وحشت به عرشه بدوید، به موج‌ها ناسزا بگویید، از آسمان گله کنید و برای آرام شدن طوفان التماس کنید؛ یا به کابین ناخدایی پناه ببرید، سکان را محکم در دست بگیرید، نقشه را نگاه کنید و با تمام مهارت و خونسردی‌تان، کشتی را در مسیر درست هدایت کنید.

دلبستگی ها جهت دهنده زندگی / ساختن قلعه ای استوار برای بهتر عشق ورزیدن /  وارستگی یا دلبستگی؟ دو بال برای پرواز
ماسیمو پیلوچی

فلسفه‌ی رواقی، که بیش از دو هزار سال پیش در یونان و روم باستان توسط متفکرانی چون زنون، اپیکتتوس، سنکا و مارکوس اورلیوس پایه‌گذاری شد، انتخاب راه دوم است. ماسیمو پیلیوچی، که خود یک دانشمند و فیلسوف است، در کتابش به زیبایی نشان می‌دهد که رواقی‌گری یک فلسفه‌ی خشک و آکادمیک نیست، بلکه یک هنر زندگی (art of living) است؛ مجموعه‌ای از ابزارهای عملی برای مواجهه با چالش‌های جهان مدرن.

دوگانه‌ی سرنوشت‌ساز کنترل: هسته‌ی اصلی تفکر رواقی که پیلیوچی بر آن تأکید می‌کند، یک اصل ساده اما انقلابی است: دوگانه‌ی کنترل. اپیکتتوس، فیلسوف بزرگی که خود طعم بردگی و سپس آزادی را چشیده بود، این اصل را این‌گونه بیان می‌کند: «بعضی چیزها در اختیار (یا تحت کنترل) ما هستند و بعضی چیزها نیستند».چیزهایی که در کنترل ما نیستند: تقریباً همه‌چیز! آب و هوا، ترافیک، اقتصاد، نظر دیگران درباره‌ی ما، بیماری، پیری، مرگ، و حتی بدن خودمان. این‌ها امواج طوفان زندگی هستند.

ما نمی‌توانیم آن‌ها را به میل خود تغییر دهیم. رواقیون می‌گویند که منشأ تمام اضطراب‌ها، خشم‌ها، حسادت‌ها و ناامیدی‌های ما، تلاش بیهوده برای کنترل کردن این امور کنترل‌ناپذیر است.چیزهایی که در کنترل ما هستند: تنها و تنها یک چیز: ذهن ما. قضاوت‌های ما، نظرات ما، تصمیمات ما برای عمل کردن، و اراده‌ی ما. این همان کابین ناخدایی است. این قلعه‌ی درونی ماست که هیچ طوفان بیرونی، هیچ دیکتاتوری، و هیچ فاجعه‌ای نمی‌تواند آن را تسخیر کند، مگر آنکه خودمان دروازه‌هایش را باز کنیم.

وارستگی چی هست و چه نیست؟در اینجا به مفهوم کلیدی وارستگی (Detachment) می‌رسیم. این واژه اغلب بد فهمیده می‌شود. وارستگی رواقی به معنای بی‌تفاوتی، سردی، بی‌احساسی یا کناره‌گیری از جامعه نیست. مارکوس اورلیوس، امپراتور روم و یکی از بزرگترین رواقیون، فعال‌ترین فرد امپراتوری خود بود. رواقیون منفعل نبودند؛ آن‌ها سیاستمدار، تاجر، سرباز و شهروندانی فعال بودند.
پس وارستگی به چه معناست؟
وارستگی یعنی پذیرش آرام و عقلانی آن‌چه نمی‌توانیم تغییر دهیم و تمرکز شجاعانه و مسئولانه بر آن‌چه می‌توانیم.

یعنی درک کنیم که ارزش واقعی یک زندگی خوب، در چیزهای بیرونی مثل ثروت، شهرت یا سلامتی نیست (چون اینها هر لحظه ممکن است از ما گرفته شوند)، بلکه در کیفیت اعمال و قضاوت‌های درونی ما، یعنی در فضیلت، نهفته است. چهار فضیلت اصلی رواقی عبارتند از: خرد عملی، عدالت، شجاعت و خویشتن‌داری. پیلیوچی برای روشن شدن این مفهوم، از «تمثیل کماندار» استفاده می‌کند. یک کماندار رواقی، تمام تلاش خود را صرف می‌کند: بهترین کمان را انتخاب می‌کند، تمرین می‌کند، نفسش را حبس می‌کند، با دقت هدف می‌گیرد و تیر را به بهترین شکل ممکن رها می‌کند. تمام این‌ها در کنترل اوست. اما به محض رها شدن تیر، دیگر هیچ کنترلی بر آن ندارد. ممکن است بادی ناگهانی بوزد، یا هدف حرکت کند.

کماندار رواقی این را می‌داند. بنابراین، او موفقیت خود را نه در «اصابت تیر به هدف»، بلکه در «انجام تمام کارهای تحت کنترلش به بهترین نحو ممکن» تعریف می‌کند. او از اصابت تیر خوشحال می‌شود، اما اگر تیر به هدف نخورد، آرامش درونی‌اش را از دست نمی‌دهد، زیرا می‌داند تمام وظیفه‌ی خود را به درستی انجام داده است. این همان وارستگی است. این توانایی بوسیدن فرزندتان در شب و به یاد آوردن این نکته‌ی رواقی است که «من موجودی فانی را می‌بوسم».

این به معنای دوست نداشتن فرزندتان نیست؛ بلکه به معنای دوست داشتن او با آگاهی کامل از ماهیت گذرای زندگی است. این آمادگی ذهنی به ما کمک می‌کند تا در صورت وقوع تراژدی، روح ما در هم نشکند و بتوانیم با وقار با فقدان روبرو شویم. بنابراین، راه اول، راه وارستگی، ما را به ساختن یک شخصیت استوار و یک قلعه‌ی درونی تسخیرناپذیر دعوت می‌کند. راهی که در آن، آرامش و خوشبختی ما به هیچ چیز بیرونی وابسته نیست و ما ناخدای حقیقی کشتی زندگی خود هستیم.

بخش دوم: فراخوان به جهان – معنای زندگی در دلبستگی

حالا بیایید به نقشه‌ی دوم نگاه کنیم. نقشه‌ای که شاید در نگاه اول، درست در نقطه‌ی مقابل دژ مستحکم رواقیون قرار دارد. ساموئل شفلر، فیلسوف برجسته‌ی معاصر، در کتاب «یک زندگی برای زیستن»، ما را با یک حقیقت بنیادین دیگر روبرو می‌کند: زندگی ما، ذاتاً یک زندگی مشترک است.شفلر با یک پرسش ساده اما عمیق آغاز می‌کند: اصلاً «زیستن یک زندگی» به چه معناست؟ آیا زندگی ما مجموعه‌ای از لحظات و تجربیات فردی است؟ یا چیزی فراتر از آن؟

پاسخ او این است که ما زندگی خود را نه در انزوا و استقلال کامل، بلکه از طریق دلبستگی‌هایمان (Attachments) می‌سازیم و معنا می‌بخشیم. ما موجوداتی هستیم که عمیقاً به دیگران (خانواده، دوستان)، به مکان‌ها (وطن)، به پروژه‌ها (کارمان، هنر)، به ارزش‌ها و به سنت‌ها دلبسته می‌شویم.

Valuing with Samuel Scheffler - Conversations with History
ساموئل شفلر

ماهیت دلبستگی این دلبستگی‌ها چیستند؟ شفلر توضیح می‌دهد که آن‌ها صرفاً ترجیحات یا انتخاب‌های عقلانی ما نیستند. ما برای دوست داشتن فرزندمان یا تیم فوتبال محبوبمان، یک تحلیل هزینه-فایده انجام نمی‌دهیم. دلبستگی‌ها عمیق‌تر از این‌ها هستند.ارزش‌آفرینی: وقتی به چیزی دلبسته می‌شویم، آن چیز برای ما ارزشمند می‌شود. ما به آن اهمیت می‌دهیم. سرنوشت آن برای ما مهم می‌شود.

آسیب‌پذیری: این ارزش‌گذاری، ما را در برابر آن چیز آسیب‌پذیر می‌کند. وقتی به کسی یا چیزی دلبسته می‌شویم، بخشی از خوشبختی و سرنوشت خود را به سرنوشت او گره می‌زنیم. رنج او، رنج ما می‌شود و شادی او، شادی ما. این دقیقاً همان چیزی است که رواقیون ما را از آن برحذر می‌داشتند! اما شفلر استدلال می‌کند که این آسیب‌پذیری، بهای گزاف اما ضروریِ داشتن یک زندگی معنادار است.تلاش برای فراتر رفتن از این دلبستگی‌ها و رسیدن به یک خودکفایی مطلق، تلاشی برای فراتر رفتن از خود انسانیت است.

بعد زمانی دلبستگی: ما و داستان بشریت شگفت‌انگیزترین بخش تحلیل شفلر، توجه او به بعد زمانی زندگی ماست. او می‌گوید بسیاری از ارزش‌ها و دلبستگی‌های ما معنای خود را از این فرض ناگفته می‌گیرند که زندگی ما در یک بستر زمانی بزرگ‌تر جریان دارد؛ یعنی ما به یک آینده‌ی مشترک بشری متصل هستیم. او ما را به یک آزمایش فکری تکان‌دهنده دعوت می‌کند که از فیلم «فرزندان انسان» الهام گرفته شده است: تصور کنید فردا صبح از خواب بیدار می‌شوید و خبری قطعی به شما می‌رسد: نسل بشر عقیم شده و سی سال دیگر، با مرگ آخرین انسان، تاریخ بشریت برای همیشه به پایان خواهد رسید.

در چنین دنیایی، آیا پروژه‌های شما هنوز معنایی خواهند داشت؟آیا یک دانشمند هنوز با همان شور و حرارت برای یافتن درمان سرطان تلاش خواهد کرد، در حالی که می‌داند این درمان هیچ نسلی را نجات نخواهد داد؟ آیا یک هنرمند هنوز اثری بزرگ خلق خواهد کرد، در حالی که می‌داند اثرش هیچ مخاطبی در آینده نخواهد داشت؟ آیا ما هنوز درختی خواهیم کاشت؟ پاسخ شفلر این است که بسیاری از فعالیت‌های ما، معنا و اهمیت خود را از دست خواهند داد. چرا؟ زیرا ما به طور ضمنی به ادامه‌ی حیات بشریت دلبسته‌ایم.

ما به آینده‌ی نسل‌های بعد از خود، حتی اگر آن‌ها را هرگز نشناسیم، اهمیت می‌دهیم. این دلبستگی به یک داستان بزرگ‌تر و مستمر، به زندگی فردی و فانی ما، معنا و وزنی فراتر از خودش می‌بخشد. بنابراین، راه دوم، راه دلبستگی، به ما می‌گوید که زندگی خوب، یک پروژه‌ی فردی در یک قلعه‌ی تنها نیست. زندگی خوب در دل پیوندها، در عشق ورزیدن، در به اشتراک گذاشتن، در اهمیت دادن به دیگران و به آینده‌ی مشترکمان، و در پذیرش شجاعانه‌ی آسیب‌پذیری‌ای که با این پیوندها همراه است، یافت می‌شود.

بخش سوم: رقص وارستگی و دلبستگی – دو بال برای پرواز

خب، ما اکنون دو چشم‌انداز قدرتمند پیش روی خود داریم.

چشم‌انداز رواقی: به درون خود پناه ببر. قلعه‌ات را بساز. بر آن‌چه در کنترل توست تمرکز کن و بقیه را با آرامش بپذیر. شادی تو نباید به ریسمان‌های بیرونی بند باشد.

چشم‌انداز شفلری: به بیرون رو کن. پیوند برقرار کن. دلبسته شو. معنا را در وابستگی متقابل و در داستان مشترک بشریت پیدا کن.آیا این دو مسیر با هم در تضاد کامل هستند؟ آیا باید یکی را انتخاب کنیم و دیگری را رها کنیم؟ آیا باید یک رواقی سرد و منزوی باشیم یا یک فرد دلبسته‌ی آسیب‌پذیر و مضطرب؟من فکر می‌کنم این دو پاسخ تا حدی متضاد به پرسش مهم ماست که در ابتدا تقریر کردم: چگونه می‌توانیم یک زندگی خوب را زندگی کنیم؟

وارستگی به ما انضباط و قدرت می‌بخشد: حکمت رواقی به ما ابزارهایی می‌دهد تا با رنج‌های ناگزیر زندگی روبرو شویم. وقتی بیماری به سراغ عزیزمان می‌آید، وقتی در کار شکست می‌خوریم، یا وقتی با بی‌عدالتی روبرو می‌شویم، این انضباط رواقی و توانایی تمرکز بر واکنش‌هایمان است که به ما اجازه می‌دهد فرو نپاشیم. این وارستگی است که به ما قدرت می‌دهد تا در میان طوفان، یک تکیه‌گاه محکم برای کسانی باشیم که به آن‌ها دلبسته‌ایم.

دلبستگی به ما معنا و جهت می‌بخشد: فلسفه‌ی شفلر به ما یادآوری می‌کند که این انضباط و قدرت درونی را برای چه می‌خواهیم. ما قوی نمی‌شویم که در انزوا و پوچی زندگی کنیم؛ ما قوی می‌شویم تا بتوانیم بهتر عشق بورزیم، بهتر خدمت کنیم، و بهتر در داستان مشترک بشریت سهیم باشیم. دلبستگی‌های ما به زندگی‌مان جهت و هدف می‌دهند. آن‌ها «چرا»ی زندگی ما هستند.

زندگی خوب، شاید تضاد این دو نگاه است: یاد بگیریم چیزهایی را که دوست داریم، با آگاهی کامل از فناپذیری‌شان دوست بداریم (نگاه رواقی).یاد بگیریم همین چیزهای فانی و آسیب‌پذیر، زندگی ما را سرشار از معنا، ارزش و گرما کنند (نگاه شفلری).این یعنی پذیرفتن این تضاد شگفت‌انگیز است که ما باید قلعه‌هایی تسخیرناپذیر باشیم و یا باید موجوداتی عمیقاً پیوسته و وابسته.

۲۱۶۲۱۶

کد مطلب 2208028

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 9 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین