مذاكرات اسلام آباد

۱۱ نفر
۳ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۱:۲۱
تندروها و سلطنت‌طلب‌ها چرا ناراحتند

در بین مصاحبه‌ها و مستندسازی‌های این‌روزهایِ بی‌مزهٔ شمقدری گاهی نکات جالبی یافت می‌شود. نکاتی که خوب نشان می‌دهد قصد و غرض حقیقی تندروها از پنهان شدن در پسِ شعارهای انقلابی چیست. درست در شبی که تیمِ‌مذاکره‌کننده داشت در اسلام آباد با حرمله‌ترین و زیاده‌خواه‌ترین موجودات عالم بر سر منافع این آب و خاک چانه می‌زد تا بلکه اندک منفعتی نصیب مردم ایران شود، شمقدری رفت سراغِ یکی از همین دخترانی که در مواقع عادی مصداق تهاجمِ‌فرهنگی و بی‌بندوباری‌اند و در مواقع ضروری می‌شوند شیرانِ‌مدافعِ‌ایران‌زمین؛ تا از قول او بگوید: «برای اولین بار دو طیف از این مذاکرات ناراحتند، یکی سلطنت‌طلب‌ها و دیگر نیروهایِ انقلابی».

البته کلیت جمله درست است اما چند ایراد کوچک دارد. نخست این‌که اولین بار نیست چنین اتفاقی رخ می‌دهد. بارها و بارها این دوطایفه همانندی و مشابهت‌های خودرا به نمایش گذاشته‌اند و ثابت کرده‌اند علیرغم اختلافات ظاهری، معمولا در قصد و غایت هم‌سویند. دوم این‌که درست‌تر بود به جای نیروهای انقلابی بگوید: تندروها. چرا که آن‌هایی که به این مذاکرات معترضند سر و ته همشان را جمع کنی به اندازه یک‌دهم سرپرست تیم مذاکره‌کننده ایرانی سابقه انقلابی ندارند و معمولا آن‌چه انجام می‌دهند خلاف آرمان‌های اصیل انقلاب است. و سوم هم این‌که آن خانم محترم یادش رفته  بگوید: گروه اصلی و سومِ ناراضی از مذاکرات، صهیونیست‌ها هستند که با بمباران و ترور و هرجنایتی که فکرش را بکنید به‌دنبال برهم‌زدن مذاکراتند و جز به خون و ویرانی و کشتار، آرام نخواهد گرفت.

نمی‌دانم کتاب«ده روز با داعش» را دیده‌اید یا نه؟ سفرنامه یک روزنامه‌نگار آلمانی است به قلمرو داعش. بسیار خواندنی. اطلاعات روزنامه‌نگار آلمانی از اسلام و قرآن به مراتب از نیروهای ساده‌لوحِ داعشی بیشتر است. بسیاری از آن‌ها جز آیه: وقاتلوهم حتی لاتکون فتنه، هیچ چیز دیگری از قرآن نمی‌دانند و به محض این که روزنامه‌نگار آلمانی یکی دو سئوال از آن‌ها می‌پرسد و یا درمقابل این‌آیه مشهور یکی دو آیه دیگر می‌خواند همه آن‌ها به تته پته می‌افتند. بلاتشبیه حکایت بعضی از این مخالفان دوآتشه مذاکرات همین است. اگر از آن‌ها بپرسید خُب، ایراد مذاکره چیست؟ هاج و واج به شما زل خواهند زد و پاسخی درخور نخواهند داشت. یکی برای آن‌ها مذاکره را وادادگی و ذلت تعریف کرده و آن‌ها هم طوطی‌وار آن‌را تکرار می‌کنند. از آن‌ها بپرسید اصلا ما می‌خواهیم در مذاکرات از آمریکایی‌ها در مقابل صدمه‌ای که به ما وارد کرده‌اند حق و حقومان را طلب کنیم. برای این‌کار چه باید کرد؟ نباید سر یک میز نشست؟ نباید حرف زد؟

اما دوقطبی دیدن و یا تک ساحتی دیدن عالم و آدم، مخصوص تندروها نیست. آدمیزاد اگر به خودش زحمت ندهد و عقلش را به عنوان یک غده مزاحم ببیند حرف‌های بی‌ربط زیادی می‌زند. مثل این‌هایی که این‌روزها به عنوان تحلیل‌گر مدام تکرار می‌کنند: پیروز جنگ کسی نیست که در میدان نبرد بیشترین خسارت را به طرف مقابل وارد کند بلکه پیروز کسی است که میزان تاب‌آوری‌اش بیشتر باشد. کانه بگویند در یک مسابقه بوکس آن‌که بتواند کتک بیشتری بخورد برنده مبارزه است. یعنی فهم این‌نکته که اگر در میدان جنگ رزمندگان نتوانند حماسه بیافرینند انگیزه‌ای هم برای تاب‌آوری مردمان کوچه و بازار وجود نخواهد داشت خیلی سخت است؟ مردم وقتی در زیر بمباران و جنگ نابرابر کم نمی‌آورند که بدانند رزمندگان در میدان نبرد جانانه می‌جنگند و حتی اگر توان شکست کامل دشمن را ندارند قادرند به دشمن لطمات و صدمات قابل ملاحظه‌ای وارد کنند. مردم وقتی حاضرند از جان و مالشان بگذرند که بدانند علاوه بر حماسه‌آفرینی‌های مبارزان دلیر میدان نبرد، آدم‌های شجاع و شریف و خردمندی هم وجود دارند که در پای میزمذاکره می‌توانند از حقوق حقه آن‌ها دفاع کنند و هرگاه لازم باشد جنگ را به بهترین شکل و آبرومندانه‌ترین وضعیت پایان ببخشند.

بگذریم از این‌که تاکید بیش از اندازه بر تاب‌آوری و غافل شدن از دیگر وجوه جنگ یک‌جورهایی نادیده‌گرفتن حماسه شگفت و باشکوهی است که شیر بچه‌های دلیر سپاه و ارتش دارند رقم می‌زنند. مخلص کلام این‌که: هرکس که گوشه‌ای از بار این جنگ را بردوش گرفته‌است قابل‌احترام است و باید قدر و قیمتش را دانست. از مردمی که صبورانه و شریف درمقابل تهدید و تحریم و تورم و بمباران سر خم نکردند تا دلاوران میدان نبرد که کاری کردند کارستان و دیپلمات‌هایی که آبرویشان را با خدا معامله کردند و با پلیدترین موجودات روی زمین بر سر یک میز نشستند تا بلکه خونِ کم‌تری ریخته شود و این سرزمین آسیب کم‌تری ببیند. باید بر دل و دست و دیده همه آنان بوسه زد. این وسط اندکی دوقطبی‌ساز هم هستند که باید تحملشان کنیم. کاریش نمی‌توان کرد. دوقطبی‌سازی یک‌جور بیماری است. قطعا اگر دوقطبی‌سازان را به بهشت هم ببرند سعی می‌کنند بین کسانی که با پرهیزگاری، بهشت نصیبشان شده و آن‌هایی که با شفاعت به خُلدبرین راه پیدا کرده‌اند دعوا راه بیندازند.

کد مطلب 2209239

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 3 =