به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از سرویس دینواندیشه ایبنا، رضا دستجردی نوشت: «درباره جامعه» نوشته آنتونی الیوت استاد دانشگاه استرالیای جنوبی و برایان اس. ترنر جامعهشناس، با ترجمه علیرضا کرمانی، از تازههای انتشارات پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات است که در سال ۱۴۰۴ به بازار کتاب آمد. کتاب مدعای این حقیقت است که بیشتر گفتمانهای مربوط به جامعه، چه آنهایی که از علوم اجتماعی و علوم انسانی سرچشمه میگیرند و چه بحثهای سیاسی عمومی، در یکی از این دستهها یا چارچوبها ۱. جامعه همچون ساختار، ۲. جامعه همچون همبستگی، ۳. جامعه همچون آفرینش قرار میگیرند. از جمله اهداف اصلی کتاب آن است که نشان دهد چگونه این سه برداشت از جامعه در زمینههای تاریخی و سیاسی اجتماعی گستردهتر با یکدیگر تلاقی میکنند، درهم تنیده میشوند، دچار تعارض میشوند یا جای یکدیگر را میگیرند.

کتاب در سه فصل، «جامعه همچون ساختار»، «جامعه همچون همبستگی» و «جامعه همچون آفرینش» را مورد بررسی و واکاوی قرار میدهد. برخی ایدههای مطرحشده در «درباره جامعه» که بهنوشته مولفین «حاصل سفری طولانی است» به اواخر دهه ۱۹۸۰ بازمیگردد. بهگفته مولفین، طرح پژوهش درباره جامعه و مسئله اجتماعی در اوایل دهه ۲۰۰۰ شکل گرفت و چند سال بعد، توسعه واقعی نظریهای «درباره جامعه» بهعنوان نوعی پژوهش فرهنگی بنیادین آغاز شد.
علیرضا کرمانی مترجم با اشاره به بحثهای داغ درباره همبستگی، انسجام و سرمایه اجتماعی، به اختلافنظر گروههای مختلف در باب این مفاهیم اشاره کرده، به این پرسش ارجاع میدهد که «چطور میتوان درباره صحتوسقم اطلاق این مفاهیم بر جامعه ایران داوری کرد؟». وی که معتقد است با این چشمانداز، همواره بحث از ایده «جامعه» و ماهیت «امر اجتماعی» به میان کشیده میشود، مینویسد: «درباره جامعه» اثری است که به فهم ما از «امر اجتماعی» و «جامعه» میافزاید و الیوت و ترنر با بیانی موجز و روشن، پیچیدگیهای امر اجتماعی در عصر جهانی شدن فزاینده و انقلاب ارتباطات را تشریح میکنند.

اهمیت این کتاب علاوه بر پرداختن به بنیانهای نظری جامعه، در نحوه پیوند ایده جامعه با دگرگونیها و تحولات شتابان جهان معاصر و نیز بازخوانی انتقادی سنتهای جامعهشناختی است. در این اثر که با رویکرد میانرشتهای و با بهرهگیری از آخرین مباحث حوزههای جامعهشناسی، علوم سیاسی، مطالعات فرهنگی و حتی فلسفه نگاشته شده، مولفان با نگاهی جامع، تأثیرات فناوریهای جدید، جهانی شدن، و دگرگونیهای فرهنگی را بر ساختارهای اجتماعی بهشیوهای دقیق بررسی میکنند و آرای نظریهپردازان بزرگ از مارکس و نیچه و وبر تا گیدنز و باومن را در متن تحولات جهان معاصر بازخوانی میکنند.
اما از ویژگیهای شاخص کتاب که آن را از بسیاری متون سنتی متمایز میکند، برجستهسازی نقش سوژه در جامعه معاصر و پرداختن به مقولاتی همچون هویت، جنسیت، و تغییرات نسلی است. نیز، کتاب بهنحوی شایسته به گفتوگو با سنتهای فکری کلاسیک میپردازد و درعینحال با پرداختن به مسائل روز و نظریههای متأخر، زمینه گفتوگویی جدی درباره جامعه معاصر را فراهم میکند. بهعلاوه، نقدهایی بر کتاب نوشته شده که کرمانی، یکی از این نقدها را تحت عنوان «بازآفرینی امر اجتماعی» بهقلم ریچارد جی. بدهام ضمیمه کتاب کرده است.
مولفین در «درباره جامعه» با معرفی سه قلمرو «جامعه همچون ساختار»، «جامعه همچون همبستگی» و «جامعه همچون آفرینش» بر آناند تا قوت و ضعفهای برداشتهای مختلف از مفهوم «جامعه» و ماهیت «امر اجتماعی» را بررسی کنند.
الیوت و ترنر در این اثر نشان میدهند که چگونه این سه برداشت از جامعه در زمینههای تاریخی و سیاسی-اجتماعی گستردهتر با یکدیگر تلاقی میکنند، در هم تنیده میشوند، دچار تعارض میشوند یا جای یکدیگر را میگیرند. هدف دیگر این دو، بررسی پیامدهای جامعهشناختی این دیدگاهها برای موضوعات مهم دوران ما، از سیاست و فرهنگ گرفته تا اخلاق و دین است.
الیوت و ترنر از تناقضی سخن میگویند که واژه «جامعه» در طول تاریخ جامعهشناسی داشته و از هیچ ویژگی مشخص یا تعریف روشنی برخوردار نبوده است. بهباور این دو، این مفهوم از دیرباز چالشی ژرف در راه فهمپذیر ساختن کار جامعهشناسی بهشمار میآید.
در حقیقت، بهلحاظ تاریخی؛ مفهوم «جامعه» در جامعهشناسی عمدتاً بهصورت یک «ظرف سرزمینی مستقل و بسته» تلقی شده است که درون آن، کنشها و روابط اجتماعی شکل میگیرند. در این چارچوب، جامعهشناسی بهراحتی نهادهای ملی و مرزهای دولتی را بررسی کرده، اما معمولاً در مواجهه با پدیدههایی مانند امپراتوری، مستعمره یا شرکتهای فراملیتی درمانده شده است.
این احتمالاً یکی از آن عوامل است که رشته جامعهشناسی برای مفهومپردازی «جامعه» از طیفی گسترده از اصطلاحات استفاده کرده است. اما آنچنانکه مولفان تفسیر میکنند، با اینحال، این چارچوبهای مختلف عموماً این فرض را میپذیرند که جامعه از قبل وجود داشته و کنشها و روابط اجتماعی آن را شکل دادهاند. همین پیشفرض باعث شده است این چارچوبها نتوانند شکلهای متفاوت و متنوعی از جوامع و امر اجتماعی را در نظر بگیرند.
اگر «جامعه» یکی از مبهمترین و گیجکنندهترین مفاهیم در تفکر جامعهشناسی کلاسیک باشد، میتوان گفت که همین مشکل در دوران ما همچنان ادامه دارد. از سویی، این واقعیت که روابط اجتماعی دیگر بهروشنی در چارچوب مرزهای سرزمینی دولت-ملتها نمیگنجند یکی از تناقضهای زمانه ماست. از سویی دیگر، جامعهشناسی در برابر بسیاری از مسائل اجتماعی ملموسی که جوامع امروزی را تحت تأثیر قرار میدهند یا سکوت کرده یا پاسخی مبهم ارائه میدهد.
مولفان بر این باورند که جامعهشناسان نمیتوانند در برابر مجموعهای گسترده از مسائل حیاتی سیاسی که جوامع معاصر را به مبارزه میطلبد سکوت کنند. در چنین وضعیتی، جامعهشناسی باید جسورانه وارد میدان شود. برای مثال، این پرسش مطرح است که در عصر اینترنت، آیا جوامع آفلاین با گسترش روابط برخط، بهتدریج کوچک و محدود میشوند؟ با توجه به پیشبینی افزایش جمعیت جهان به حدود ۹ میلیارد نفر تا سال ۲۰۵۰، چه نوع روابط اجتماعی در کلانشهرهای عظیم شکل خواهد گفت؟
در زندگی شهری که مردم در آپارتمانهای چندطبقه و درهموبرهم زندگی میکنند و کارها برخط انجام میشود، جامعهپذیری انسانها تضعیف میشود یا احیا؟ این کتاب میکوشد چنین زمینهای را برای پرسشهای جامعهشناختی فراهم و چشماندازهای نظری جدیدی را برای نقد جوامع امروز ارائه کند. الیوت و ترنر هدف این اثر را پرداختن به همین پرسشها عنوان کرده و میکوشند راههای تازهای را بر تحقیق جامعهشناختی باز کنند و چارچوبهای تازهای برای نقد جوامع امروزی در اختیار بگذارند.
«درباره جامعه» در ۲۳۴ صفحه بههمت پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات منتشر شده است.
۲۱۶۲۱۶




نظر شما