مذاكرات اسلام آباد

ادامه حملات اسرائیل به لبنان علی‌رغم آتش‌بس/ آخرین وضعیت جبهه‌های نبرد در لبنان چیست؟

جنگ در لبنان که با حملات متقابل حزب‌الله و اسرائیل آغاز شد، یکی از خونبارترین درگیری‌های مرزی دو طرف در دهه‌های اخیر بوده است. ریشه‌های این دور از تنش به حمایت حزب‌الله از جبهه غزه و سپس گسترش آن به عنوان جبهه پشتیبان ایران در برابر درگیری‌های گسترده‌تر منطقه‌ای بازمی‌گردد.

خبرآنلاین - رسول سلیمی: جنگ در لبنان که با حملات متقابل حزب‌الله و اسرائیل آغاز شد، یکی از خونبارترین درگیری‌های دو طرف در دهه‌های اخیر بوده است. ریشه‌های این دور از تنش به حمایت حزب‌الله از جبهه غزه و سپس گسترش آن به عنوان جبهه پشتیبان ایران در برابر درگیری‌های گسترده‌تر منطقه‌ای بازمی‌گردد. آتش‌بس موقت ۱۶-۱۷ آوریل ۲۰۲۶ که با پافشاری ایران در پی آتش‌بس در جنگ تحمیلی آمریکا و اسرائیل با حمایت پاکستان اعلام شد، از همان ساعات اولیه با نقض‌های مکرر مواجه گردید. اسرائیل نیروهای خود را در نوار مرزی جنوب لبنان با هدف ایجاد منطقه حائل حفظ کرده و حملات هوایی را ادامه داده است و به صورت نظام‌مند در حال تخریب روستاهای جنوب لبنان و پاکسازی قومی منطقه است.  که حزب‌الله با پهپاد و راکت به تجاوز اسرائیل پاسخ می‌دهد.

اما وضعیت موجود نیز بسیار شکننده است. اسرائیل دستور تخلیه فوری چندین روستا را در جنوب لبنان صادر کرده و حملات هوایی خود را به مناطق شرقی (بقاع) گسترش داده است. گزارش‌ها از کشته شدن صدها شهروند غیرنظامی لبنانی در حملات اخیر حکایت دارد و ارتش لبنان و منابع حزب‌الله از ادامه تخریب زیرساخت‌ها و خانه‌ها خبر می‌دهند. اسرائیل این عملیات را «دفاعی» و در پاسخ به فعالیت‌های حزب‌الله توصیف می‌کند، اما لبنان و حزب‌الله آن را نقض آشکار آتش‌بس می‌دانند.

اهمیت این موضوع برای سیاست خارجی و اقتصاد منطقه‌ای دوچندان است. ادامه تنش در جبهه لبنان نه تنها ثبات داخلی لبنان را تهدید می‌کند، بلکه خطر گسترش درگیری به سوریه یا از سرگیری حتی درگیری مستقیم با ایران را افزایش می‌دهد. این وضعیت بر امنیت انرژی منطقه، تجارت مرزی و جابه‌جایی آوارگان نیز تأثیر مستقیم دارد و می‌تواند آتش‌بس‌های دیگر (مانند جبهه غزه یا هرمز) را بی‌ثبات کند.

اما وضعیت لبنان در بهار ۲۰۲۶ همچنان یکی از پیچیده‌ترین و پرریسک‌ترین بحران‌های منطقه خاورمیانه است. طبق گزارش گروه بین‌المللی بحران در آوریل ۲۰۲۶، آتش‌بس  بین اسرائیل و حزب‌الله «فقط روی کاغذ» باقی مانده و اسرائیل بیش از ۱۲ هزار حمله به اهداف ادعایی حزب‌الله انجام داده که منجر به کشته شدن صدها لبنانی شده است. این اندیشکده تأکید می‌کند که مکانیسم نظارت آتش‌بس (که تحت ریاست آمریکا تشکیل شده) به اندازه کافی قوی عمل نکرده و نتوانسته جلوی نقض‌های مکرر را بگیرد. گروه بین‌المللی بحران هم هشدار می‌دهد که بدون تقویت این مکانیسم، خطر بازگشت به جنگ تمام‌عیار به‌ویژه پس از تشدید تنش‌ها پس از درگیری‌های مرتبط با ایران بسیار بالاست.

اما در مجموع، تحلیل ها بر فشارهای اسرائیل بر بازیگران لبنانی (دولت، ارتش و نیروهای امنیتی) تمرکز دارد. اسرائیل با حملات هدفمند به فرماندهان و زیرساخت‌های حزب‌الله، به دنبال جلوگیری از بازسازی قابلیت‌های نظامی این گروه است، اما این رویکرد همزمان مشروعیت دولت مرکزی لبنان را تضعیف کرده و خطر درگیری داخلی را افزایش می‌دهد. در همین راستا کارشناسان پژوهشکده کارنگی تاکید دارند که حزب‌الله هنوز ظرفیت بازسازی دارد، هرچند ضربه‌های سنگینی خورده، و ادامه اشغال اسرائیل در جنوب لبنان مانع اصلی استقرار کامل ارتش لبنان جنوب رودخانه لیتانی است.

شورای روابط خارجی ایالات متحده آمریکا هم در گزارش مارس ۲۰۲۶، وضعیت لبنان را «نقطه عطف» توصیف می‌کند. این شورا اشاره می‌کند که پس از ترور حسن نصرالله، حزب‌الله هنوز شبکه مالی و سیاسی خود را حفظ کرده است. این اندیشکده هشدار می‌دهد که اشغال جزئی اسرائیل در جنوب لبنان و ادامه حملات هوایی، حزب‌الله را به سمت استراتژی «مقاومت نامتقارن» سوق داده و خطر محاسبات اشتباه را بالا برده است.  

بروکینز هم در گزارش‌های خود، لبنان را در تقاطع بحران‌های چندگانه (اقتصادی، سیاسی و امنیتی) می‌بیند. کارشناسان بروکینگز معتقدند که حزب‌الله ضعیف‌تر شده اما هنوز «دارایی استراتژیک» ایران است. بروکینگز تأکید دارد که ادامه حملات اسرائیل، دولت لبنان را در موقعیت دشواری قرار داده و خطر فروپاشی بیشتر نهادهای دولتی را افزایش می‌دهد. این اندیشکده پیشنهاد می‌کند که فشار آمریکا بر لبنان برای خلع سلاح باید با حمایت اقتصادی و سیاسی همراه باشد تا تعادل داخلی حفظ شود.

شورای آتلانتیک هم هشدار داد که حزب‌الله در حال بازسازی است و اسرائیل باید درس‌های ۷ اکتبر را جدی بگیرد. این شورا تأکید دارد که ارتش لبنان (LAF) به تنهایی قادر به خلع سلاح حزب‌الله نیست و بدون هماهنگی دیپلماتیک، هرگونه اشغال اسرائیلی می‌تواند به نفع حزب‌الله تمام شود و حمایت مردمی از آن را افزایش دهد.

از منظر سیاسی، ادامه حملات اسرائیل علی‌رغم آتش‌بس، مشروعیت نهادهای بین‌المللی و توافقات دیپلماتیک را به چالش کشیده است. اسرائیل با رویکرد «دفاع پیش‌دستانه» و ادعای فعالیت‌های حزب‌الله، حملات هدفمند به فرماندهان، زیرساخت‌ها و روستاهای مرزی را توجیه می‌کند. این رویکرد، آتش‌بس را به یک «ترک مقطعی» تبدیل کرده که بیشتر به نفع حفظ برتری نظامی اسرائیل عمل می‌کند.  

در مجموع، روند رخدادها هم از اعلام آتش‌بس ۱۶ آوریل آغاز شده، به صدور دستورات تخلیه و گسترش حملات به بقاع منجر گردیده و در نهایت انسجام سیاسی داخلی لبنان را تضعیف کرده است. حزب‌الله با حفظ موضع مقاومت، خود را مدافع حاکمیت لبنان معرفی می‌کند، در حالی که دولت لبنان در موقعیتی ضعیف قرار گرفته و نمی‌تواند کنترل کامل مرز را اعمال کند. این شکاف، فرصت‌های سیاسی برای بازیگران خارجی ایجاد کرده و خطر دخالت بیشتر سوریه یا ایران را افزایش می‌دهد. تحلیل شورای روابط خارجی نشان می‌دهد که این وضعیت، تلاش‌های دیپلماتیک آمریکا برای تثبیت آتش‌بس را بی‌اثر کرده و اعتبار میانجی‌گران را کاهش داده است.

جنبه منحصربه‌فرد این چارچوب، تأثیر بر سیاست داخلی اسرائیل و لبنان است. در اسرائیل، ادامه عملیات به نتانیاهو کمک می‌کند تا پایگاه راست‌گرای خود را حفظ کند، اما در لبنان، آن را به ابزاری برای بسیج مردمی علیه اشغال تبدیل کرده است. این پویایی، هرگونه توافق سیاسی آینده را پیچیده‌تر می‌کند.

از منظر استراتژیک نیز، وضعیت جبهه‌های نبرد نشان‌دهنده یک جنگ فرسایشی کنترل‌شده اما پرریسک است. اسرائیل با حفظ «خط زرد» (منطقه اشغالی حائل در جنوب لبنان) و حملات هوایی مداوم، تلاش دارد قابلیت بازسازی حزب‌الله را محدود کند. گزارش‌ها از تخریب گسترده خانه‌ها، پل‌ها و زیرساخت‌ها حکایت دارد که هدف آن ایجاد یک منطقه حائل و جلوگیری از نفوذ مجدد نیروهای رضوان است.  

اما آتش‌بس شکننده آغاز شده، به تبادل روزانه راکت، پهپاد و حملات هوایی منجر گردیده و در نهایت خطر محاسبات اشتباه و گسترش درگیری را افزایش داده است. حزب‌الله با استفاده از پهپادهای FPV و راکت‌های دقیق، به نیروهای اسرائیلی در جنوب لبنان آسیب می‌رساند، در حالی که اسرائیل با برتری هوایی، فرماندهان کلیدی را هدف قرار می‌دهد.

این تعادل نامتقارن، استراتژی «جنگ بین جنگ‌ها» را به سطح جدیدی برده که ادامه این وضعیت، ارتش لبنان را در موقعیت دشواری قرار داده و خطر خلأ امنیتی را افزایش می‌دهد. گسترش حملات به بقاع شرقی، جبهه را وسیع‌تر کرده و احتمال درگیری با نیروهای سوری یا شبه‌نظامیان دیگر را ایجاد می‌کند. جنبه منحصربه‌فرد این چارچوب، تمرکز بر «بازدارندگی پویا» است: اسرائیل با عملیات مداوم، بازدارندگی را حفظ می‌کند، اما حزب‌الله با مقاومت نامتقارن، هزینه اشغال را بالا می‌برد. این چرخه می‌تواند به تشدید ناخواسته و جنگ تمام‌عیار منجر شود، به‌ویژه اگر یک حادثه بزرگ (مانند کشته شدن غیرنظامیان زیاد) رخ دهد.

در همین راستا وزیر دفاع و مقامات اسرائیلی حملات را «دفاعی و ضروری» توصیف کرده‌اند. سخنگوی حزب‌الله و مقامات لبنانی نیز آن را نقض آشکار آتش‌بس خوانده‌اند. ارتش لبنان از تخلفات متعدد گزارش داده و جامعه بین‌المللی (از جمله سازمان ملل) خواستار خویشتن‌داری شده است. این اظهارات، شکاف عمیق میان روایت‌های دو طرف را نشان می‌دهد.

اما ادامه حملات اسرائیل به لبنان علی‌رغم آتش‌بس، جبهه‌های نبرد را در حالتی از تنش کنترل‌شده اما پرخطر قرار داده است.  پیامدهای اصلی شامل بی‌ثباتی سیاسی لبنان، هزینه‌های انسانی بالا است و راه‌حل‌های ممکن شامل تقویت نظارت بین‌المللی، اجرای کامل قطعنامه ۱۷۰۱ و مذاکرات مستقیم تحت میانجی‌گری چندجانبه است.

۲۱۳

کد مطلب 2215652

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 6 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین