به گزارش خبرآنلاین، سفر دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، به پکن، نخستین سفر یک رئیسجمهور ایالات متحده به چین در ۹ سال اخیر است. جو بایدن، رئیسجمهور پیشین، هرگز به چین سفر نکرد اما ترامپ در سال ۲۰۱۷ با شی جینپینگ، رئیس جمهور چین، دیدار کرده بود.
به روایت ایرنا، سفر به چین در شرایطی انجام میشود که دونالد ترامپ سیاستی کمتر خصمانه در قبال چین نسبت به دوره نخست ریاست جمهوریاش در پیش گرفتهاست. هر چند در ماههای نخست دوره دوم ریاست جمهوری ترامپ تعرفههای تهاجمی کلانی بر واردات از چین توسط رئیس جمهور آمریکا وضع شد، اما با واکنش چین در محدودسازی صادرات مواد معدنی نادر به آمریکا، نهایتا ترامپ مجبور به عقبنشینی شد و از پاییز گذشته آتشبسی نسبتاً پایدار در جنگ تجاری پکن و واشنگتن شکل گرفتهاست.
در شرایط عادی مهمترین دغدغههای ترامپ و شی در این سفر دو موضوع رقابتهای تجاری و سرنوشت تایوان بود. اما تصمیم ترامپ به آغاز جنگ تحمیلی علیه ایران و عواقب گسترده این جنگ، از جمله اختلال عبور و مرور کشتیها در تنگه هرمز، که حدود یک پنجم از نیاز نفت خام جهان و نیمی از انرژی وارداتی چین از آن عبور میکند، حالا به اصلیترین مسئله هر دو طرف تبدیل شدهاست.
چند روز پیش از سفر دونالد ترامپ به پکن، سید عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران به چین سفر کرد تا در دیداری با وانگ یی، وزیر امور خارجه چین مواضع جمهوری اسلامی ایران در خصوص مسائل جاری منطقه از جمله جنگ تحمیلی آمریکا علیه ایران و وضعیت تنگه هرمز را با همتای چینی در میان بگذارد.
وزیر خارجه چین در این دیدار تاکید کرد: «موضع اصولی چین مخالفت با توسل به زور و تداوم این جنگ غیرقانونی است که پیامدها و عواقب خسارتبار آن نه تنها برای ایران، بلکه علیه همه کشورها و ملتهای منطقه و جهان بوده است.»
ادگارد کیگان، رئیس کرسی مطالعات چین در «مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی» در گفت و گو با سیانان اظهار کرد که جنگ ایران یک پرونده غیرمنتظره را به نشستی اضافه میکند که توسط مقامهای اقتصادی واشنگتن عمدتاً به عنوان یک رویداد اقتصادی تدارک دیده شده بود. کیگان، سفیر پیشین ایالات متحده در مالزی، گفت: «این بار متفاوت است، زیرا موضوع ایران وجود دارد که برای هر دو طرف از اهمیت فوقالعادهای برخوردار است. فکر میکنم پیچیدگی ماجرا همینجاست. بدیهی است که رئیسجمهور ترجیح میداد با یک پایانبندی رضایتبخش برای مسئله ایران که پیش از ورود به این نشست به او اعتبار و قدرت زیادی میبخشید، به چین برود.»
ترامپ در شرایطی که در جنگ ایران ناکام ماندهاست، به یک پیروزی در سیاست خارجی نیاز دارد که بتواند در میان افکار عمومی آمریکا آن را به عنوان یک دستاورد، در شرایطی که محبوبیتش روز به روز در حال افول است، ارائه دهد. آلخاندرو ریس، استاد متخصص در سیاست خارجی چین در دانشگاه هنگکنگ به گاردین گفت: «ترامپ تا حدودی بیش از آنکه چین به او نیاز داشته باشد، به چین نیاز دارد.» ریس افزود: «او به نوعی پیروزی در سیاست خارجی نیاز دارد: پیروزی که نشان دهد او به دنبال تضمین ثبات در جهان است و نه صرفاً برهم زدن سیاستهای جهانی.»
سفر در موضع ضعف
جنگ ایران باعث شدهاست که بسیاری از رسانههای غربی دست ترامپ را در سفر به چین ضعیفتر از میزبان تلقی کنند. ترامپ در حالی به دیدار رهبر یک قدرت جهانی رقیب میرود که به تازگی از پیروزی در مقابل یک قدرت میانی ناتوان ماندهاست و بر خلاف تمام ادعاهایش، بعد از هفتهها نبرد و فشار گسترده اقتصادی نتوانستهاست ایران را به تسلیم وادار کند. این ناکامی واشینگتن باعث میشود که در پکن اعتماد به نفس بیشتری ایجاد شود. چرا که قدرتی که توانایی مقابله با یک قدرت میانی را ندارد، به طور قطع توانایی مواجهه با یک قدرت جهانی را نیز نخواهد داشت.
ایان لسر، پژوهشگر برجسته «صندوق مارشال آلمان در ایالات متحده» به «سیانان» میگوید که «جنگِ بیسرانجامِ ایران، مسئلهای است که باعث میشود ایالات متحده آمریکا در پکن به عنوان کشوری دیده شود که «به نوعی ضعیفشدهتر یا دستکم بیش از آنچه باید، حواس پرت است.»
پس از تجربه عملیات موفق ربایش رئیس جمهور ونزوئلا در زمستان گذشته، ترامپ امیدوار بود که با یکسره کردن کار ایران به جهانیان نشان بدهد که واشنگتن توانایی دارد هر چه را اراده کند در سراسر کره زمین عملی کند. استیون کالینسون در پایگاه خبری سیانان مینویسد: «طنز تلخی است که نتایج برخی از تصمیمهای ترامپ، به جای نمایش سلطه جهانی که او امیدوار بود در پکن به رخ بکشد، نشاندهنده محدودیتهای قدرت او باشد.»
کالینسون مینویسد: «ناکامی ترامپ در دستیابی به پیروزی آشکار در قبال ایران و پسلرزههای اقتصادی فاجعهبار ناشی از جنگ او در سراسر جهان، تردیدهای جدیدی را درباره محدودیتهای قدرت آمریکا برمیانگیزد که ممکن است چین به دنبال بهرهبرداری از آنها باشد. آخرین بیمحلی ایران به تلاش ترامپ برای دستیابی به توافق و راه خروج از جنگ در روز دوشنبه، ادعاهای او مبنی بر اینکه ایران در آستانه تسلیم شدن است را نقش بر آب کرد. ایستادگی یک قدرت کوچکتر در برابر عظمت ایالات متحده، باعث شده او از نظر شخصی تضعیفشده به نظر برسد.» سیانان به نقل از یک مقام ارشد پیشین ایالات متحده مینویسد: «اینها وضعیت استراتژیکی نیستند که بخواهید با آنها وارد نشست سران قدرتهای بزرگ شوید.»

ترامپ به کمک چین نیاز دارد
مسئله ترامپ در پکن صرفاً ضعیف دیدهشدن از سوی میزبان نیست، بلکه به اعتقاد بسیاری از کارشناسان در شرایط فعلی رئیس جمهور آمریکا بیش از هر زمان دیگری به کمک چین برای بیرون آمدن از باتلاق جنگ نیاز دارد.
دالی یانگ، استاد علوم سیاسی در دانشگاه شیکاگو به گاردین میگوید ترامپ «در وضعیتی قرار دارد که از رئیسجمهور چین تقاضای کمک میکند.» این موضوع «او را در موقعیتی قرار میدهد که به آن عادت ندارد.»
مقامهای آمریکایی به زبانهای مختلف نیاز به کمک چین را مطرح کردهاند. دونالد ترامپ در مقابل خبرنگاران گفتهاست که تصور میکند رئیس جمهور چین حتماً تمایل داشتهباشد که تنگه هرمز بازگشایی شود. اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا هم در مصاحبهای گفت که وقت آن رسیدهاست که چین برای بازگشایی تنگه هرمز دست به کار شود.
فایننشیال تایمز مینویسد که به گفته مقامات آمریکایی، ترامپ در حالی وارد پکن خواهد شد که آماده است به چین فشار بیاورد تا به میانجیگری برای توافقی جهت پایان دادن به درگیری کمک کند.
مداخله محتاطانه چین
هر چند ممکن است چین هم تمایل داشتهباشد که بتواند در مسئله ایران اثرگذار باشد اما ظاهرا و براساس برخی تحلیلها انگیزه چندانی ندارد که به آمریکا در این پرونده کمک کند. خبرگزاری آسوشیتدپرس مینویسد: «در حال حاضر، چین تمایل چندانی به ورود عمیقتر به این درگیری نشان نداده و به نظر میرسد از اینکه همسو با واشینگتن دیده شود، اکراه دارد.»
کورت کمپبل، معاون سابق وزیر امور خارجه در دوران دولت جو بایدن و رئیس «گروه آسیا» به آسوشیتدپرس گفت: «درگیر کردن عمیق چینیها تحت هر شرایطی دشوار خواهد بود. آنها میخواهند محتاط باشند، زیرا به همان اندازه که دیگران میبینند، آنها نیز متوجه باتلاق سیاسی موجود هستند.»
پکن هر چند صراحتاً آمریکا را محکوم نمیکند اما به صورت تلویحی دائماً از اقدام آمریکا علیه ایران انتقاد کردهاست. موضع رسمی چین این است که اختلافها با ایران صرفاً باید از طریق دیپلماسی حل و فصل شود. اما جنگ علیه ایران، باعث شد تا تیغ انتقادهای تلویحی چین از عملکرد آمریکا در عرصه بینالملل تیزتر شود. شی جینپینگ شخصاً انتقادهایی از ایالات متحده بر سر این جنگ مطرح کرده است. او گفته است که صیانت از حاکمیت قانون بینالملل امری حیاتی است و افزوده که این قوانین «نباید به صورت گزینشی اعمال یا نادیده گرفته شوند» و نباید اجازه داد جهان «به قانون جنگل» بازگردد.
به نوشته آسوشیتدپرس پکن به طور علنی اصرار دارد که خواهان پایان یافتن جنگ است و به صورت دیپلماتیک در پشت صحنه تلاش میکند تا به متحد خود، پاکستان، برای میانجیگری در یک توافق صلح کمک کند. احمد عبدوه، متخصص نفوذ چین در خاورمیانه در اندیشکده چتم هاوس لندن، میگوید که چین همچنین «پیام ظریفی از نارضایتی را به ایران» بابت بستن تنگه هرمز و به ایالات متحده بابت محاصره بنادر و سواحل ایران ارسال کرده است. او گفت: «آنها بسیار محتاط و ریسکگریز هستند و نمیخواهند درگیر هر چیزی شوند که آنها را به سمتی بکشاند که آن را مشکل خود نمیدانند.»

محدودیتهای اثرگذاری چین در قبال ایران
روشن نیست که فشار به چین برای حل و فصل مشکل ترامپ با ایران چقدر کارساز باشد. تحلیلگران معتقدند که چین نمیتواند در رابطه با ایران به تهران امر و نهی کند. دالی یانگ، استاد علوم سیاسی در دانشگاه شیکاگو به گاردین میگوید که رابطه تهران و پکن «ظریف و حساس» است و «زیادهروی است اگر بگوییم چین میتواند ایران را با زبان خوش متقاعد کند یا تحت فشار بگذارد.» یانگ گفت: «چین میداند خاورمیانه جایی نیست که بتوان به راحتی هر کاری را که بخواهد در آن پیش برد.»
وانگ ون، استاد دانشگاه رنمین به گاردین گفت: «چین نه میتواند ایران را کنترل کند و نه قدرت مطلقهای دارد که به طور یکجانبه مسیر بحران هرمز را دیکته کند.»
برای چین موضوع جنگ ایران یک مخمصه خودساخته برای ترامپ است که آمریکاییها باید خودشان آن را حل و فصل کنند. به نوشته گاردین، پکن جنگ در ایران را بحرانی میبیند که ایالات متحده خود آن را پدید آورده است. همچنین، علیرغم پیامدهای جهانی، این بحرانی است که فرسنگها از مرزهای چین فاصله دارد.
هدیهای برای رقیب
برخی از تحلیلگران معتقدند که جنگ ترامپ علیه ایران، هدیهای راهبردی برای چین بود. چین به انحای مختلف از گرفتاری آمریکا در جنگ ایران منفعت میبرد. از یک سو متحدان طبیعی آمریکا در جنوب شرقی و شرق آسیا که قرار بود در مواجهه احتمالی چین و آمریکا در جبهه آمریکا باشند، روز به روز بیشتر آمریکا را به عنوان یک قدرت غیرقابل اتکا و دمدمیمزاج میبینند.
جنگ ایران باعث شدهاست بخشی از نیروهای نظامی آمریکا که قرار بود برای مقابله با نفوذ چین در اقیانوسهای هند و آرام استفاده شود، به سمت خاورمیانه منحرف شوند. این اقدام باعث تضعیف چتر امنیتی آمریکا برای متحدان در شرق و جنوب شرقی آسیا میشود.
نیویورک تایمز مینویسد تصمیم ترامپ برای تغییر مسیر یک گروه ضربت ناو هواپیمابر از اقیانوس آرام و انتقال مهمات از کره جنوبی برای جنگ در ایران، ممکن است انگیزه و شتابی برای جابهجاییهای گستردهتر ایجاد کرده باشد. زمانی که پنتاگون اعلام کرد در پی ابراز ناراحتی ترامپ از صدراعظم آلمان، دستکم ۵۰۰۰ نیرو را از آلمان خارج میکند، متحدان در آسیا بار دیگر به یاد آوردند که بازدارندگی جمعی چقدر سریع میتواند تضعیف شود. ترامپ در گذشته تهدید کرده بود که نیروهای خود را از ژاپن ـ که میزبان حدود ۵۳۰۰۰ پرسنل نظامی آمریکایی است (بیش از هر کشور دیگری) ـ و کره جنوبی که ۲۴۰۰۰ آمریکایی دیگر در آن مستقر هستند، خارج میکند.
در عین حال ناامنی انرژی نیز به معضل بزرگی برای کشورهای جنوب و جنوب شرقی آسیا تبدیل شدهاست. بسیاری از کشورها آسیایی این ناامنی انرژی را نتیجه عملکرد واشنگتن در آغاز جنگی بیدلیل علیه ایران میبینند. این موضوع جایگاه آمریکا را چه در میان دولتها و چه در میان افکار عمومی کشورهای آسیایی تنزل میدهد. امری که در بلندمدت میتواند باعث ارتقای جایگاه چین به عنوان یک قدرت جایگزین و قابل اتکا شود.
315




نظر شما