به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، به نقل از روزنامه میدل ایست آی (Middle East Eye) واقعیتی نگرانکننده و بهشدت قابلمحکومیت را عیان میسازد. واقعیتی که در آن اختلافات سیاسی در میان بخشی از ایرانیان خارج از کشور به شکلی خطرناک از مرز گفتوگو عبور کرده و به خشونت، تهدید و ارعاب سازمانیافته رسیده است. بر اساس این گزارش، برخی از ایرانیان ساکن خارج از کشور که در انتخابات نموده یا با مداخله نظامی خارجی علیه ایران مخالفاند، نهتنها با توهین و آزار آنلاین مواجه شدهاند، بلکه در مواردی هدف تهدیدهای صریح به قتل، تجاوز و حتی حملات فیزیکی نظیر ضرب و جرح با چاقو قرار گرفتهاند.

روایتهایی که در این گزارش آمده، از جمله تهدید به چاقوکشی در تجمعات و زخمی شدن یک معترض در مقابل داونینگ استریت، نشان میدهد که این رفتارها صرفاً در حد شعار و اختلاف نظر باقی نمانده، بلکه به سطحی از خشونت عینی و خطرناک رسیده است که امنیت جانی افراد را بهطور مستقیم تهدید میکند. چنین اقداماتی نهتنها نقض آشکار حقوق انسانی و آزادی بیان است، بلکه نشانهای از رادیکالیزه شدن بخشی از این جریانها و بیتوجهی نگرانکننده نسبت به پیامدهای خشونتآمیز آن است.
به روایت حوزه، در ادامه ترجمه کامل این گزارش میدل ایستآی از نظر میگذرد:
«ما پیدات میکنیم، بهت تجاوز میکنیم، و میکشیمت.»
این فقط یکی از صدها پیامی است که ارژنگ علیدایی، مهندس ایرانی-بریتانیایی ساکن بریتانیا، در ماههای اخیر از سوی هموطنان سلطنتطلب خود دریافت کرده است.
علیدایی نخستین بار زمانی هدف قرار گرفت که در انتخابات ریاستجمهوری ایران در سال ۲۰۲۴ رأی داد؛ انتخاباتی که بسیاری از ایرانیان مخالف حکومت آن را تحریم کردند. آنها رأیدهندگان را همدست جمهوری اسلامی میدانستند، و اکنون بسیاری، ایرانیانی را که با جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران مخالفاند نیز به همین چشم میبینند.
علیدایی از یک کارزار بیوقفه ارعاب سخن میگوید که با آغاز اعتراضات در ایران در ماه ژانویه بهطور قابلتوجهی شدت گرفت.
او بهطور منظم در تجمعات ضدجنگ علیه ایران و نیز راهپیماییهای حمایت از غزه شرکت میکند. به گفته خودش، اغلب از سوی سلطنتطلبانی که در تجمعات اعتراضی متقابل حضور دارند، مورد آزار و شعارهای خصمانه قرار میگیرد.
او به «میدلایستآی» میگوید: «به من میگویند خائن به کشورم هستم.»
غزل دیانی، یک ایرانی ضدجنگ، میگوید: «در یک تظاهرات ضدجنگ علیه ایران بودم و یکی از طرفداران سلطنت تهدید کرد که با چاقو به من حمله میکند».
علیدایی چندین پست در شبکههای اجتماعی را نشان میدهد که از سوی حسابهای مرتبط با سلطنتطلبان ایرانی منتشر شده و در آنها تصاویر او همراه با زبان تهدیدآمیز و توهینآمیز به اشتراک گذاشته شده است.
او میگوید: «از زبان بسیار جنسیشده استفاده میکنند و توهینهایشان کاملاً شخصی است. اطلاعات تماس من را پیدا کردند و شروع به پخش آن در اینترنت کردند مجبور شدم حسابهای شبکه اجتماعیام را ببندم.»
علیدایی همچنین میگوید تماسهای تلفنی تهدید به مرگ از شمارههای بینالمللی دریافت کرده است.
او همه این موارد را به پلیس منچستر بزرگ گزارش داد، اما تنها توصیهای که دریافت کرد این بود که حسابهای اجتماعیاش را ببندد و شماره تلفنش را تغییر دهد.
او میگوید: «ناامیدکننده است، ما نادیده گرفته میشویم. مجبورم همیشه مراقب پشت سرم باشم».
«از روی زمین محو خواهی شد»
تجربه علیدایی منحصربهفرد نیست.
غزل دیانی، بنیانگذار یک استارتاپ فناوری، میگوید: «پیامهایی دریافت کردهام که میگویند مرا پیدا میکنند، با چاقو میزنند و از روی زمین محو میکنند.»
او ادامه میدهد: «ماه گذشته در یک تظاهرات ضدجنگ علیه ایران بودم و یکی از طرفداران سلطنت تهدید کرد که با چاقو به من حمله میکند. توهینهایشان بسیار زنستیزانه است و فقط از طرف مردان هم نیست.»
«اوایل فکر میکنی اینها فقط حرف است و جدی نمیگیری، اما ممکن است اوضاع بدتر شود. واقعاً احساس ترس میکنم».
دیانی این تهدیدها را به پلیس متروپولیتن لندن گزارش داد، اما به او گفته شد که تنها در صورت وقوع اتفاقی جدیتر بررسی خواهند کرد؛ و سپس اتفاقی جدیتر رخ داد. در ۲۲ آوریل، محمدرضا، پدر ایرانی دو فرزند که مقابل داونینگ استریت در اعتراض به جنگ علیه ایران تظاهرات میکرد، توسط یک معترض مخالف با اصالت ایرانی چندین بار با چاقو زخمی شد.
او پیشتر نیز مورد آزار لفظی و فیزیکی قرار گرفته بود، اما از این حمله جان سالم به در برد.
«فرزندان کوروش»
جنبش سلطنتطلب در نقطه مقابل کامل آن چیزی قرار دارد که جمهوری اسلامی نمایندگی میکند.
سلطنتطلبان ایرانی خود را سکولار و ملیگرا میدانند. آنها از زبان و نمادهایی مرتبط با گذشته پیشااسلامی ایران استفاده میکنند، از جمله اینکه خود را «فرزندان کوروش» مینامند. اشارهای به کوروش بزرگ، بنیانگذار امپراتوری هخامنشی در قرن ششم پیش از میلاد.
در تجمعاتشان، پرچم شیر و خورشید را برافراشته میکنند؛ پرچمی که تا پیش از انقلاب اسلامی ۱۹۷۹ نماد ایران بود.
چهره اصلی این جنبش، رضا پهلوی، پسر آخرین شاه ایران، متعلق به دودمانی است که عمداً خود را طرفدار غرب و ضداسلام معرفی میکرد، با وجود اینکه شیعه بودند. حتی نام «پهلوی» نیز به نسخهای قدیمی از زبان فارسی اشاره دارد و یادآور میراث پیشااسلامی ایران است.
رضاشاه، بنیانگذار این سلسله در سال ۱۹۲۵، این ایدئولوژی را با آغاز کارزاری برای «اسلامزدایی» از ایران ترویج کرد؛ از جمله ممنوعیت برخی اعمال اسلامی، اجبار زنان به کنار گذاشتن حجاب، و القای دیدگاههای خاص از طریق نظام آموزشی گسترده که در آن اعراب بهعنوان مهاجمانی که به سرزمین نیاکان ایرانیان حمله کردند، بدنام میشدند.
رضا ضیاءابراهیمی، پژوهشگر تاریخ ملیگرایی و نژاد، میگوید:
«میتوان این پیشزمینه فکری را نوعی ملیگرایی گسستگرا دانست؛ ایدهای که از اندیشههای استعمار اروپایی سرچشمه میگیرد و تلاش دارد ایران را از واقعیتش بهعنوان کشوری مسلمان در خاورمیانه جدا کند و آن را بهصورت نوعی ملت گمشده اروپایی بازتصور کند».
او میافزاید: «این دیدگاه اساساً اسلامهراس است و با استعمار و سلطه غرب همسو است.»
جنگ، ایدئولوژی و همپیمانیها
این منطق توضیح میدهد چرا برخی سلطنتطلبان از بمباران کشورشان استقبال میکنند: آنها دهههاست برای مداخله نظامی غرب و اعمال تحریمها لابی کردهاند، زیرا آن را راهی برای بازگرداندن ایران به وضعیت پیش از ۱۹۷۹ میدانند.
همچنین حمایت برخی از آنها از جنگ اسرائیل علیه فلسطینیان نیز از همین نگاه ناشی میشود.
ضیاءابراهیمی میگوید: «این دیدگاه از این باور ناشی میشود که فلسطینیان عرب هستند و سلطنتطلبان، اعراب را مسئول سقوط خود میدانند، چون اسلام را به ایران آوردند.»
در ماههای اخیر، سلطنتطلبان برخی مساجد را هدف قرار دادهاند و در برابر مراکز اسلامی در بریتانیا نیز درگیریهایی رخ داده است.
سلطنتطلبان، صهیونیستها و راست افراطی
یکی از ویژگیهای مهم این جنبش، همسویی آن با گروههای حامی اسرائیل و راست افراطی است؛ جایی که هر کدام ایدئولوژی دیگری را تقویت میکند.
در تجمعات، حضور پرچمهای اسرائیل و همچنین نمادهای ملیگرایانه بریتانیایی در کنار پرچم شیر و خورشید دیده میشود و شعارهای ضداسلامی سر داده میشود.
به گفته ضیاءابراهیمی: «این اتحاد اکنون رسمی و نهادینه شده است.»
او معتقد است هدف قرار دادن ایرانیان ضدجنگ بخشی از یک کارزار گسترده و هماهنگ است.
«سرمایهگذاری زیادی برای تقویت پیامهای سلطنتطلبان در رسانهها و شبکههای اجتماعی صورت گرفته، جایی که ارتشی از حسابهای جعلی برای حمله، توهین و ارعاب صداهای دیگر ایرانی ایجاد شده است.»
خشونت و افراطگرایی
ویدئوهای اخیر حتی نشان میدهد برخی سلطنتطلبان در شهرهای بریتانیا با پرچمهای ساواک—پلیس مخفی دوران شاه—گردهم میآیند.
ضیاءابراهیمی میگوید: «قبلاً با گروهی مضحک طرف بودیم، اما حالا موضوع بسیار خطرناکتر شده است. آنها از حمایت آشکار بازیگران سیاسی غربی جسارت گرفتهاند.»
قتل مسعود مسجدی، استاد دانشگاه ایرانی-کانادایی که منتقد حکومت ایران و رضا پهلوی بود، نشان میدهد این جنبش تا چه حد میتواند پیش برود.
دو نفر که او را میشناختند و از حامیان سلطنتطلبان بودند، به قتل او متهم شدهاند.
سمیرا محیالدین، روزنامهنگار ایرانی-کانادایی، میگوید:
«مسعود ماهها هشدار داده بود که در خطر است—و این بسیار نگرانکننده است.»
او میافزاید: «بسیاری از ما روزانه تهدید میشویم، اما متأسفانه پلیس تا زمانی که اتفاقی نیفتد اقدامی نمیکند»
او همچنین از صحبتهایی درباره تهیه «فهرستهایی» از افراد هدف سخن میگوید.
محیالدین هشدار میدهد:
«اگر این جنبش کنترل نشود، میتواند بسیار خطرناکتر و خشونتآمیزتر شود.»
او در پایان میگوید:
«شعارهایی مثل یک پرچم، یک رهبر، یک کشور را شنیدهام—که یادآور شعارهای دوران هیتلر است. این مسیر هیچ ارتباطی با آزادی و عدالت ندارد؛ بلکه ما را به سمت نوعی دیگر از فاشیسم بسیار خطرناک میبرد.»
منبع: پایگاه اطلاعرسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی




نظر شما