به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، پاسخ به سؤالِ یک پرسشگر از مرکز ملی پاسخگوئی به سوالات دینی ارائه شده است:
پرسش:
در شرایط چالشی زندگی - مثل دعواهای زنوشوهری، چه حدومرزهای اخلاقی را در گفتوگو رعایت کنیم تا به زندگی زناشویی ما آسیب وارد نشود؟
پاسخ:
گفتوگوها و ارتباطات خانوادگی گاهی در شرایط عادی و متعارف زندگی است و گاهی در بستر چالشهایی مانند بیماری، غم، ناراحتی، اختلافات و تعارضات رخ میدهد. شرایط دشوار و چالشی زندگی، میتواند کانون خانواده و ارتباطات حاکم برآن را متزلزل و حتی دچار خسارات جبرانناپذیر کند. از همین جهت لازم است مرزهای اخلاقی برای این مواقع ترسیم شود تا بتوان در پرتو کاربست آنها، به مدیریت صحیح روابط زناشویی در شرایط چالشی پرداخته و از خسارات آن جلوگیری نمود. در ادامه به نکاتی دراینباره اشاره میشود.
نکته اول: تعهد نسبت به خطوط قرمز زندگی
بایسته است برای زندگی زناشویی، خطوط قرمزی تعیین شود و هرکدام از زوجین متعهد شوند که هیچگاه آنها را زیر پا نخواهند گذاشت. توهین به عقاید و مقدسات دینی، تهمت به پاکدامنی زن و خیانت مرد، حفظ حرمت بزرگترها، مخصوصاً پدر و مادر همسر، دوری از آسیب و صدمات بدنی و جسمی، ازجمله مواردی است که میتواند بخشی از خطوط قرمزی باشد که در تعهدی طرفینی یا تعهدی وجدانی توسط هرکدام از زوجین قرار میگیرد. علاوه بر اینها، حساسیتهای فوقالعاده همسر، درباره یک سخن یا یک رفتار نیز میتواند خط قرمزی باشد که شکستن آن کانون روابط زناشویی را دچار آسیب میکند.
نکته دوم: شناختن ضعفهای اخلاقی خود و خانواده
بهطورمعمول بسیاری از انسانها یک یا چند ضعف اخلاقی دارند که ممکن است از ناحیه آن ضعف، به استحکام روابط خانوادگیشان آسیب وارد شود. بهعنوانمثال افرادی که زود عصبانی میشوند، احساس حقارت میکنند، بدبین یا بددهن هستند، در شرایط چالشی زندگی این ضعفها بروز پیدا میکند و ممکن است رفتار یا سخنی از آنها صادر شود که جبران آن دشوار یا غیرممکن باشد. شناخت ضعفهای اخلاقی و شناخت دامنه آثار مخرب احتمالی آن و تلاش برای رفع آنها، میتواند از عواقب سوء آنها در شرایط نامتعارف و چالشی زندگی جلوگیری کند.
نکته سوم: اندیشیدن به عواقب سخن و رفتار
روشن است که برخی حرفها یا رفتارها ممکن است اثری پایدار و ناخوشایند بر روح و روان زوجین وارد آورد بهطوریکه سالها از رفتار یا سخن همسر خود آزردهخاطر بوده و عاملی برای فاصله افتادن بین او و همسرش شود؛ بنابراین در دعواهای زنوشوهری باید به عواقب و پیامدهای هر سخن و رفتاری اندیشیده شود. به تعبیر عرفی نباید همه پلهای پشت سر خود را خراب کنند تا جایی که امکان بازگشت وجود نداشته باشد.
نکته چهارم: دوری از جروبحث
زوجین آستانه تحمل خود را بالا ببرند و در کارها و رفتارهای همسرشان با تسامح و تساهل رفتار کنند تا تعارض رخ نداده و ادامه پیدا نکند. حتی اختلافات فکری یا درخواستهای طرفینی نیز نباید آنها را به مشاجره بکشاند. تنها باید با یکدیگر گفتوگو کنند و دلایل را ارائه دهند و به دنبال راهحل باشند. امام هادی علیهالسلام میفرماید:
«مجادله کردن، دوستی دیرین را از بین میبرد و پیوند استوار را از هم میگسلد و کمترین چیزی که در مجادله هست، چیرهجویی است و چیرهجویی، خود عامل اصلی قطع رابطه هست.» (1)
نکته پنجم: کنترل خشم
شاید بتواند ادعا کرد بخش زیادی از خسارات جبرانناپذیری که در گفتوگوهای چالشی زن و شوهر اتفاق میافتد به جهت عدم کنترل و مدیریت خشم است. از همین است که «کظم غیظ»، بهعنوان یکی از برجستهترین صفات پرهیزکاران در آموزههای دینی مطرح شده است؛ بنابراین یکی از کارهای لازم زوجین، تلاش برای مدیریت و کنترل خشم و غضب است. دراینباره توجه به تکنیکهای ذیل توصیه میشود:
الف: شناخت سطح خشم
برخی افراد به علت ترس یا ضعف نفسانی، در عمل خشم و غضب چندانی ندارند، برخی افراد نیز پرخاشگر و تندمزاج محسوب میشوند و در هر موقعیتی و به هر علتی ممکن است خشمگین شوند و نتوانند خشم خود را کنترل کنند. در این میان افرادی نیز هستند که متعادل محسوب میشوند یعنی خشم دارند و البته بر خشم خود کنترل دارند و در مواقع لزوم بر اساس معیارهای اخلاقی از آن استفاده میکنند. اینکه هرکدام از زوجین تشخیص دهند در کدام دسته قرار دارند، قدم اول برای مصون ماندن از آسیبها و حتی فواید آن است.
ب: شناخت عامل خشم
خشم هرگز بدون دلیل نبوده، اما این دلیل بهندرت موجّه و مورد قبول است. (2) گاهی علت خشم یک ضعف یا رذیله اخلاقی است مانند حسد، کینه، لجاجت، سوءظن و طمع و یا ضعف نفسانی و احساس حقارت که در این موارد باید به رفع رذیله اخلاقی پرداخت.
از دیگر علل بروز خشم این موارد است: تحقیر شدن یا مورد تبعیض واقع شدن، فریبکاری، عهدشکنی، رفتارحاکی از بیتوجهی، تجاوز بدنی یا کلامی، پیشداوری. (3) بعد از تشخیص عامل خشم باید بر اساس نوع عامل باید به مدیریت و کنترل آن پرداخت.
ج: یادآوری عواقب دنیوی و اخروی خشم
خشم و غضب راه شیطان را بهسوی انسان باز و به او نزدیک میسازد، زیرا ایمان و عقل که دو مانع قوی در برابر هجمههای شیطان هستند به هنگام غضب، ضعیف و ناتوان میشوند و موانع از سر راه شیطان برداشته میشود. به همین دلیل بهآسانی در انسان نفوذ میکند.
نکته ششم: پرهیز از شک
همسران باید تلاش کنند که از روی گمان حرف و سخنی را در رابطه با همسر خود نپذیرند و در ذهن خود نبرند و بر طریق ظن و گمانها حرف نزنند و قضاوت نکنند. در قرآن کریم آمده است:
«و بیشتر آنها، جز از گمان (و پندارهای بیاساس)، پیروی نمیکنند؛ (درحالیکه) گمان، هرگز انسان را از حق بینیاز نمیسازد (و بهحق نمیرساند)! بهیقین، خداوند ازآنچه انجام میدهند، آگاه است.» (4)
همچنین فرموده است:
«ای کسانی که ایمان آوردهاید! از بسیاری از گمانها بپرهیزید، چراکه بعضی از گمانها گناه است و هرگز (در کار دیگران) تجسس نکنید و هیچیک از شما دیگری را غیبت نکند، آیا کسی از شما دوست دارد که گوشت برادر مرده خود را بخورد؟! (بهیقین) همه شما از این امر کراهت دارید؛ تقوای الهی پیشه کنید که خداوند توبهپذیر و مهربان است.» (5)
در همین رابطه لازم است:
برای هر سخنی، حجت شرعی داشته باشند؛ در ارزیابی کلام همسر احساسی عمل نکنند، بلکه ملاک و معیار خوب داشته باشند؛
در هر امری قبل از آنکه برخورد منفی یا سلبی داشته باشند ابتدا دلایل همسر خود را بشنوند؛
قبل از هر انتقاد، تحلیل و بررسی درباره انتقاد خود داشته باشند.
نکته هفتم: حق پذیر بودن و لجبازی نکردن
ممکن است یکی از زوجین رفتار حقی در همسر خود ببیند و یا رفتار ناحقی را در رفتار خود تشخیص دهد، ولی لج بازی مانع پذیرش حق و تمکین به آن شود. دراینباره توجه شود که لج بازی صفتی زشت و مورد نهی دین است. امیرالمؤمنین علی علیهالسلام فرموده است:
«لجاجت جنگها به بار میآورد و دلها را کینه ور میسازد.» (6)
نکته هشتم: پرهیز از طعنه و تحقیر همسر یا خانواده او
در هنگام گفتوگوی چالشی نباید همسران یکدیگر را تحقیر کنند یا طعنه زنند. اگر فرد چنین وظیفهای در قبال دیگران دارد بهطریقاولی نسبت به همسر خود که حق بیشتری بر او داشته و وظیفه دارد از طعنه و تحقیر او پرهیز کند. در قرآن کریم تأکید شده است که اگرچه فرد از رفتار همسر خود کراهت دارد، ولی این نباید سبب شود با او بهصورت ناشایست برخورد کند. فرموده است:
«با آنان، بهطور شایسته رفتار کنید و اگرچه از آنها، کراهت داشتید.» (7)
نکته نهم: ممنوعیت کنارهگیری
کنارهگیری و قهر زن و شوهر مورد نهی آیات و روایات قرار گرفته است. در مورد کنارهگیری شوهر در سوره مبارکه نساء آمده است:
«شما هرگز نمیتوانید (ازنظر محبت قلبی) در میان زنان، عدالت برقرار کنید، هرچند کوشش نمایید! ولی تمایل خود را بهکلی متوجه یکطرف نسازید که دیگری را بهصورت زنی که شوهرش را ازدستداده درآورید! و اگر راه صلاح و پرهیزگاری پیش گیرید، خداوند آمرزنده و مهربان است.» (8)
عبارت «فَلا تَمِیلُوا کُلَّ الْمَیلِ فَتَذَرُوهَا کَالْمُعَلَّقَهِ،» گویای این نکته است که نباید شوهر به دلیل برخی مسائل (در اینجا وجود همسر دوم) از همسر خود کنارهگیری کند.
نکته دهم: تغافل داشتن
امیرالمؤمنین علی علیهالسلام درباره نقش پراهمیت تغافل در زندگی میفرمایند: «کسی که تغافل نکند و چشم خود را بر بسیاری از امور نبندد، زندگانی تلخی خواهد داشت.» (9)
روایت نشان میدهد یکی از عوامل تلخکامی در زندگی و فاصله افتادن بین زن و شوهر، به رخ کشیدن هرگونه خطا و کوتاهی همسر است؛ بنابراین لازم است هرکدام از زوجین خطای دیگری را به روی خود نیاورد و از کنار آن کریمانه رد شود.
نتیجه:
برای حفظ سلامت زندگی زناشویی در شرایط چالشبرانگیز مانند دعواهای زنوشوهری، لازم است ابتدا با تعیین و پایبندی به «خطوط قرمز» (مانند عدم توهین به خانواده) و شناخت ضعفهای اخلاقی خود و همسر، از آسیبهای جبرانناپذیر پیشگیری شود. همچنین باید پیش از هر سخنی به عواقب آن اندیشیده شود، از بحثوجدل پرهیز شود و خشم، با شناخت ریشهها و یادآوری عواقب دنیوی و اخروی آن مدیریت شود. همچنین پرهیز از قضاوت بر پایه گمان و شک، خودداری از لجبازی و طعنه، اجتناب از کنارهگیری از همسر و درنهایت تمرین «تغافل» (نادیده گرفتن عمدی خطاهای کوچک)، از روشهای کلیدی هستند که میتوانند کانون خانواده را حتی در سختترین لحظات محکم نگه دارند.
منابع جهت مطالعه بیشتر:
1. سالاری، محمدرضا، خانواده در نگرش اسلام و روانشناسی، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، 1398.
2. شعاع کاظمی، مهرانگیز، ارتباط و تأثیر آن بر سلامت خانواده، «معرفت». 1384، ش 91، ص 10.
پینوشتها:
1. «المِراءُ یُفسِدُ الصَّداقَهَ القَدیمَهَ و یَحلُلُ العُقدَهَ الوَثیقَهَ و أقلُّ ما فیهِ أن تَکونَ فیهِ المُغالَبهُ و المُغالَبهُ اُسُّ أسبابِ القَطیعَهِ.» دیلمی، حسن بن محمد، اعلام الدین فی صفات المومنین، قم، موسسه آل البیت علیهمالسلام، 1408 ق، ص 311.
2. گلمن، دانیل، هوش عاطفی، ترجمه حمیدرضا بلوچ، تهران، جیحون، 1379، ص 101.
3. خنیفر، حسین؛ پورحسینی، مژده، مهارتهای زندگی، قم، مرکز مدیریت حوزههای علمیه خواهران،1390، ص 262.
4. «وَمَا یتَّبِعُ أَکْثَرُهُمْ إِلَّا ظَنًّا إِنَّ الظَّنَّ لا یغْنِی مِنَ الْحَقِّ شَیئًا إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ بِمَا یفْعَلُون.» سوره یونس، آیه 36.
5. «یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کَثِیرًا مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَلَا تَجَسَّسُوا وَلَا یغْتَبْ بَعْضُکُمْ بَعْضًا أَیحِبُّ أَحَدُکُمْ أَنْ یأْکُلَ لَحْمَ أَخِیهِ مَیتًا فَکَرِهْتُمُوهُ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَحِیمٌ.» سوره حجرات، آیه 12.
6. «اللجاجُ یَنتِجُ الحروب وَ یُوغِرُ القُلوب.» محمدی ریشهری، محمد، میزان الحکمه، قم، دارالحدیث، 1377، ح ۵۶۶۲.
7. «وَعَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ فَإِنْ کَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسَی أَنْ تَکْرَهُوا شَیئًا وَیجْعَلَ اللَّهُ فِیهِ خَیرًا کَثِیرًا.» سوره نساء، آیه 19.
8. «وَلَنْ تَسْتَطِیعُوا أَنْ تَعْدِلُوا بَینَ النِّسَاءِ وَلَوْ حَرَصْتُمْ فَلا تَمِیلُوا کُلَّ الْمَیلِ فَتَذَرُوهَا کَالْمُعَلَّقَهِ وَإِنْ تُصْلِحُوا وَتَتَّقُوا فَإِنَّ اللَّهَ کَانَ غَفُورًا رَحِیمًا.» سوره نساء، آیه 129.
9. «مَن لم یَتَغافَلْ و لا یَغُضَّ عن کثیرٍ مِن الاُمورِ تَنَغَّصَت عِیشَتُهُ.» تمیمی آمدی، عبدالواحد بن محمد، غررالحکم و درر الکلم، مصحح: سید مهدی رجایی، تهران، دارالکتب الإسلامیه، چاپ دوم، 1410 ق، ح 10375.




نظر شما