به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، پاسخ به سؤالِ یک پرسشگر از مرکز ملی پاسخگوئی به سوالات دینی ارائه شده است:
پرسش:
مگر مطابق آیه 55 سوره آلعمران مسیحیان نباید همیشه بر یهودیان غلبه و تفوق داشته باشند؟ پس چرا امروزه برعکس شده است؟
پاسخ:
مطابق آیه 55 سوره آلعمران خداوند تا روز قیامت کسانی که از حضرت عیسی صلیاللهعلیهوآله پیروی میکنند را بالاتر از یهودیانی که کافر شدند، قرار میدهد:
«إِذْ قٰالَ اَللّٰهُ یٰا عِیسیٰ إِنِّی مُتَوَفِّیکَ وَ رٰافِعُکَ إِلَیَّ وَ مُطَهِّرُکَ مِنَ اَلَّذِینَ کَفَرُوا وَ جٰاعِلُ اَلَّذِینَ اِتَّبَعُوکَ فَوْقَ اَلَّذِینَ کَفَرُوا إِلیٰ یَوْمِ اَلْقِیٰامَهِ ...؛
[یاد کنید] هنگامیکه خدا فرمود: ای عیسی! من تو را [از روی زمین و از میان مردم] برمیگیرم و بهسوی خود بالا میبرم و از بودن در میان اجتماعِ آلوده کافران پاک میکنم و آنان را که از تو پیروی کردند تا روز قیامت برتر از کسانی که کافر شدند قرار میدهم ... .»
معناشناسی برتری مسیحیان بر یهودیان گرچه درباره معناشناسی برتری و مصداقشناسی در آیه یادشده دیدگاههای متعددی ارائه شده است، (1) ولی توجه به دو نکته به ما کمک میکند این آیه را بهتر و بیشتر درک کنیم:
1. حضرت عیسی فقط بهسوی بنیاسرائیل مبعوث شده بودند؛ (2)
2. خدا در این آیه در حال صحبت کردن با حضرت عیسی قبل از عروج ایشان به آسمان است و در این فضا منظور از کسانی که از حضرت تبعیت کردند، حواریون و شاید شمار اندکی مسیحی و منظور از کافران، کسانی هستند که به ایشان ایمان نیاوردند.
بنابراین، یهودیان زمان حضرت عیسی در مقابل ایشان دودسته شدند، یک دسته به حضرت ایمان آوردند و مسیحی شدند و دسته دیگر بر همان دین یهودیت باقی ماندند. (3) به نظر میرسد منظور از پیروان، مسیحیان و مراد از کافران، یهودیان هستند و آیه از تفوق مسیحیان بر یهودیان تا قیامت خبر داده است.
ازجمله قرائن این قول آیه چهاردهم سوره صف است. (4) مطابق این آیه، آن طایفهای از بنیاسرائیل که ایمان آورد که مسیحیان هستند بر آن طایفهای که کفر ورزید که یهودیان هستند، غلبه پیدا کرد؛ البته این آیه برخلاف آیه 55 سوره آلعمران فقط از غلبه در گذشته خبر میدهد، اما دال بر استمرار غلبه مسیحیان بر یهودیان تا قیامت نیست. افزون بر این، آیه چهاردهم سوره صف میتواند قرینه باشد که «تفوق» و بالاتربودن مسیحیان بر یهودیان در آیه 55 سوره آلعمران نیز از جهت غلبه است.
اکثر مفسران، مسیحیان را به دلیل اعتقاد به اموری همچون تثلیث یا ترک شریعت تورات، مصداق پیروان حضرت عیسی نمیدانند؛ این مطلب هرچند ازنظر لغوی درست است و آنان واقعاً پیرو حضرت عیسی نیستند، اما قرآن در آیه 27 سوره حدید (5) از همین مسیحیان با عنوان تبعیتکنندگان و پیروان حضرت عیسی یاد کرده است.
وعده الهی به غلبه مسیحیان بر یهودیان
یهودیان امروزه نسبت به گذشته از قدرت، ثروت و نفوذ بیشتری برخوردار شدهاند، اما مسیحیان همچنان نسبت به آنان چه از جهت قدرت و چه از جهت ثروت و چه از جهت کثرت، بالاتر هستند و دست بالا را دارند. برای نمونه، هرچند امروزه یهودیان در فلسطین اشغالی رژیمی یهودی تشکیل دادهاند، اما ایجاد این رژیم با کمک دولت مسیحی بریتانیا و بقای آن با کمک دولت مسیحی آمریکا بوده و همچنان نیز بدون کمک این دولتها نمیتواند به حیات خود ادامه دهد. (6)
نتیجه:
1. مطابق آیه 55 سوره مائده خداوند از برتری همیشگی پیروان حضرت عیسی بر یهودیان کافر خبر داده است؛
2. مسیحیان هرچند با اعتقاد به تثلیث، ترک شریعت و... حقیقتاً از حضرت عیسی پیروی نمیکنند، اما خود را پیرو حضرت عیسی میدانند و قرآن در آیه 27 سوره حدید بههمیناعتبار از آنان با عنوان پیرویکنندگان از حضرت عیسی یاد کرده است؛ 3. در تفسیر برتری مسیحیان بر یهودیان، آرای مختلفی مطرح شده است؛ به قرینه آیه 14 سوره صف، این برتری از جهت غلبه و سیطره در دنیاست و جنبه اخروی و معنوی ندارد؛
4. هرچند امروزه یهودیان نسبت به گذشته از قدرت، ثروت و نفوذ بیشتری برخوردار شدهاند، اما هنوز تحت سیطره دولتها مسیحی است و تشکیل رژیم یهودی در فلسطین اشغالی و بقای آن وابسته به کمک دولتهای مسیحی بریتانیا و آمریکا بوده و هست.
برای مطالعه بیشتر:
سیمبر، رضا و کیانوش نظری، «یهودیان آمریکا، دقیقاً چگونه بر این کشور سیطره دارند؟» مطالعات منطقهای، اسرائیل شناسی - آمریکا شناسی، بهار 1394 ش، ش 56، صص 113 تا 128.
پینوشتها:
1. مقاتل بن سلیمان، تفسیر مقاتل بن سلیمان، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چاپ اول، 1423 ق، ج1، ص 279؛ طبری، محمد بن جریر، جامع البیان فی تفسیر القرآن (تفسیر الطبری)، بیروت، دار المعرفه، چاپ اول، 1412 ق، ج3، ص 205؛ طبرانی، سلیمان بن احمد، التفسیر الکبیر: تفسیر القرآن العظیم، اربد اردن، دار الکتاب الثقافی، چاپ اول، 2008 م، ج2، ص 61؛ طبرسی، فضل بن حسن، مجمعالبیان فی تفسیر القرآن، تهران، ناصرخسرو، چاپ سوم، 1372 ش، ج2، ص 760؛ فخر رازی، محمد، مفاتیح الغیب (التفسیر الکبیر)، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ سوم، 1420 ق، ج8، ص 239؛ بلاغی، محمدجواد، آلاء الرحمن فی تفسیر القرآن، قم، وجدانی، چاپ دوم، بیتا، ج1، ص 288؛ ثعلبی، احمد بن محمد، الکشف و البیان (تفسیر ثعلبی)، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چاپ اول، 1422 ق، ج3، ص 83؛ ابن عاشور، محمدطاهر، التحریر و التنویر، بیروت، مؤسسه التاریخ العربی، چاپ اول، 1420 ق، ج3، ص 109؛ طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، مؤسسه الأعلمی للمطبوعات، 1390 ق، ج3، ص 208 و ... .
2. سوره آلعمران، آیه 49.
3. طبری، جامع البیان، ج3، ص 205.
4. «یٰا أَیُّهَا اَلَّذِینَ آمَنُوا کُونُوا أَنْصٰارَ اَللّٰهِ کَمٰا قٰالَ عِیسَی اِبْنُ مَرْیَمَ لِلْحَوٰارِیِّینَ مَنْ أَنْصٰارِی إِلَی اَللّٰهِ قٰالَ اَلْحَوٰارِیُّونَ نَحْنُ أَنْصٰارُ اَللّٰهِ فَآمَنَتْ طٰائِفَهٌ مِنْ بَنِی إِسْرٰائِیلَ وَ کَفَرَتْ طٰائِفَهٌ فَأَیَّدْنَا اَلَّذِینَ آمَنُوا عَلیٰ عَدُوِّهِمْ فَأَصْبَحُوا ظٰاهِرِینَ؛ ای اهل ایمان! یاران خدا باشید، همانگونه که عیسی پسر مریم به حواریون گفت: یاران من در راه خدا چه کسانیاند؟ حواریون گفتند: ما یاران خداییم. پس طایفهای از بنیاسرائیل ایمان آوردند و گروهی کافر شدند؛ درنتیجه کسانی را که ایمان آوردند، بر ضد دشمنانشان یاری دادیم تا پیروز شدند.»
5. «ثُمَّ قَفَّیْنٰا عَلیٰ آثٰارِهِمْ بِرُسُلِنٰا وَ قَفَّیْنٰا بِعِیسَی اِبْنِ مَرْیَمَ وَ آتَیْنٰاهُ اَلْإِنْجِیلَ وَ جَعَلْنٰا فِی قُلُوبِ اَلَّذِینَ اِتَّبَعُوهُ رَأْفَهً وَ رَحْمَهً وَ رَهْبٰانِیَّهً اِبْتَدَعُوهٰا مٰا کَتَبْنٰاهٰا عَلَیْهِمْ إِلاَّ اِبْتِغٰاءَ رِضْوٰانِ اَللّٰهِ فَمٰا رَعَوْهٰا حَقَّ رِعٰایَتِهٰا فَآتَیْنَا اَلَّذِینَ آمَنُوا مِنْهُمْ أَجْرَهُمْ وَ کَثِیرٌ مِنْهُمْ فٰاسِقُونَ؛ سپس به دنبال آنان پیامبران خود را پیدرپی آوردیم و پس از آنان عیسی پسر مریم را [به رسالت] فرستادیم و به او انجیل عطا کردیم و در قلب کسانی که از او پیروی میکردند رأفت و رحمت قرار دادیم و رهبانیتی که از نزد خود ساخته بودند، ما بر آنان مقرّر نکرده بودیم، ولی [خود آنان آن را] برای طلب خشنودی خدا [بر خود واجب کرده بودند]، اما آنگونه که باید حدود خودساخته را رعایت نکردند؛ پس پاداش کسانی از آنان را که ایمان آوردهاند، عطا کردیم و بسیاری از آنان نافرماناند.»
6. مکارم شیرازی، ناصر و جمعی از نویسندگان، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الإسلامیه، چاپ 10، 1371 ش، ج2، ص 570.




نظر شما