به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، «محسن کدیور» که استاد مطالعات اسلامی دانشگاه دوک در کارولینای شمالی در آمریکا میباشد، یکی از نخبگان ایرانی مقیم خارج از کشور است که در پی جنگ رمضان علیه ایران گفتگویی با ایرنا داشته است.
اهم سخنان وی را می خوانید؛
* آمریکا در هر دو نوبت زمانی به ایران حمله کرد که در حال مذاکره با ایران بود. ترامپ به دنبال تسلیم بیقید و شرط ایران بود و هست. اطلاعات غلط این توهم را در او ایجاد کرده بود که هیچ کشوری توان مقاومت در برابر سلاحهای پیشرفته آمریکا و اسرائیل را ندارد.
*ترامپ و نتانیاهو از ارتکاب جنایت جنگی واهمهای ندارند. در مصاحبه با روزنامه فرانسوی لومانیته (L’Humanité) گفتم این "بربریت مدرن" است. تمدن ایران لقمه گلوگیری است که متجاوزان طمعکار را خفه خواهد کرد. پس از انتخابات میاندورهای آمریکا در نوامبر (آبان)، احتمال از دست رفتن اکثریت جمهوریخواه در کنگره و سنا بسیار زیاد است و متعاقب آن استیضاح و محاکمه ترامپ به دلیل ارتکاب جنایات جنگی محتمل است. همین سرنوشت در انتظار نتانیاهو هم هست.
*دستیابی آمریکا به اهداف خود دروغی بزرگ است که در رسانههای آمریکایی مکرراً افشا شده است. ترامپ به اغوای نتانیاهو، آمریکا را به باتلاق این جنگ کشاند. این تجاوز باعث شکاف جدی بین آمریکا و ناتو شده و هزینههای فراوانش، از جمله افزایش قیمت بنزین و تورم، ترامپ را به فکر حداقل نمایش تجدیدنظر در روابطش با اسرائیل انداخته است.
*ترامپ دو سیاست مخرب را ادامه خواهد داد: محاصره دریایی بنادر ایران و تشدید تحریمهای سنگین. اما ادامه وضعیت عدم صلح دائم به نفع هیچکس جز اسرائیل نیست. ایران جنگ را آغاز نکرده، آماده دفاع است، تسلیم هم نمیشود، اما طالب پایان دائمی تجاوز با ضمانت معتبر بینالمللی است.
*آمریکا در موقعیتی نیست که بتواند خواستههای خود را به ایران تحمیل کند. اگر واقعبینانه به قضیه بنگریم ایران هم در موقعیتی نیست که بتواند تمام خواستههای برحقش را به طرف آمریکایی تحمیل کند. مذاکره جای بده و بستان است. مهم این است که نمایندگان ایران در این مذاکرات بتوانند با درایت و تدبیر مطالبات بیشتری را به نفع منافع ملی ایران تحصیل کنند.
*خوشبختانه تا کنون دولت پزشکیان و شورای عالی امنیت ملی، مواضع معقول و قابل قبولی داشتهاند.
*صداهایی که در داخل، مذاکره را مردود، پیمان صلح را خیانت و مذاکرهکنندگان ایرانی را سازشکار میخوانند مورد سوء استفاده ترامپ واقع شده و در راستای منافع اسرائیل است.
*ما مکررا از این شعارهای تند انقلابینمای کارشناسینشده آسیب دیدهایم. دیگر نباید از یک سوراخ دوباره گزیده شویم. باید مطابق مقدوراتمان (منطق هزینه و فایده) پیش برویم و مقدوراتمان هم نامحدود نیست.
*مردم ایران، خردمندی فراوانی از خود نشان دادند. به جای استقبال از متجاوزان، برای دفاع از میهن به خیابان آمدند، آنچنان که ترامپ، تصاویرشان را ساخته هوش مصنوعی قلمداد کرد، اما حضور خبرنگاران بینالمللی ادعای او را باطل کرد.
*این مقاومت، جلوه تنها یک جنبه از "مسئله ایران" است: دفاع شورمندانه اکثریت قاطع ایرانیان از استقلال، تمامیت ارضی، هویت ملی، پیشینه تمدنی و فرهنگی، زیرساختهای خدماتی، اقتدار قوای مسلح کشور، و صنایع خودکفای غیرنظامی و نظامی.
*در سه دهه اخیر هر دو سال و هفت ماه شاهد تظاهرات اعتراضی بودهایم. این مطالبات مردمی را نمیتوان نادیده گرفت. مردم در زمان جنگ، پیگیری این مطالبات را به تعویق انداختند؛ حاکمیت باید آنها را مطمئن کند که پیگیر انجام این مطالبات است.
*نخبگان ایرانی خارج، سه گروه متمایزند: گروه اول پیگیر هر دو جنبه استقلال و آزادی هستند. گروه دوم فقط پیگیر استقلال، و گروه سوم فقط پیگیر آزادی هستند و دغدغه استقلال ندارند. این گروه سوم از ترامپ و نتانیاهو برای حمله به ایران دعوت کردند و پایگاهشان، رسانههای فارسیزبان خارج و رسانههای همسو با سیاست ترامپ و اسرائیل است. آنها این دو جنگ را جنگ اسرائیل و آمریکا با جمهوری اسلامی (نه با ایران و ملت ایران) تفسیر کردند و میپندارند به هر قیمتی باید جمهوری اسلامی تغییر کند ولو با فرشتههای نجاتی به نام نتانیاهو و ترامپ! گروه اول به دلیل مواضع انتقادیشان به جمهوری اسلامی ایران در جنبه آزادی، دفاعشان از ایران در جنبه استقلال بسیار تأثیرگذار بوده و مقالات و مصاحبههایشان مرجع رسانههای مستقل غربی شده است.
*همان جریانی که تجاوز آمریکا به لیبی، عراق، و افغانستان را "تجاوز بشردوستانه" خواند، کوشید این دو جنگ را نیز جنگ آمریکا و اسرائیل با نظام جمهوری اسلامی - نه با ملت ایران - توجیه کند. این تفسیر در میان "اپوزیسیون ملی" ایرانی مقبول نیفتاد. این منتقدان جمهوری اسلامی که طعم زندان را هم چشیدهاند، تمامقد این تجاوز را محکوم کردند. از دیدگاه گروه اول و دوم نخبگان ایرانی، هرکسی که مداخله خارجی را قبحزدایی کند یا از جنایتکارانی چون نتانیاهو و ترامپ برای حمله به ایران دعوت کند، یا "نادان" است، یا بیلکنت زبان "خائن و مزدور اجنبی"، یا هر دو.
*پایگاه تاثیر گروه سوم (اپوزیسیون وابسته به اسرائیل و آمریکا) بدون تردید رسانههای فارسی زبان خارج از کشور است.
*نخبگان ایرانی در زمره تحصیلکردهترین و موفقترین اقلیتهای مهاجر در آمریکا و اروپا هستند. بازگشت آنها میتواند به چرخه ارتقای آبادی و آزادی ایران کمک فراوانی کند؛ هم از حیث تخصص و سرمایه، هم از حیث تجربه در کشورهای پیشرفته. اما بازگشت موقت یا دائم نخبگان در گرو امنیت سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی واقعی است. نخبه ایرانی باید احساس کند که در کشورش دانش، تجربه و سرمایه او مورد احترام مسئولان است و با اشاره برخی نهادها بدون طی مراحل قانونی احضار و برایش دردسر درست نمیشود.
* "خلیج فارس" مطابق کلیه اسناد بینالمللی و سازمان ملل همواره همین نام را داشته است. برخی کشورهای عربی با پرداخت دلارهای نفتی نقشههایی با نامهای مجعول منتشر کردهاند که فاقد هرگونه پشتوانه حقوقی است. تنگه هرمز آبراه استراتژیکی است که یکسوی آن ایران و سوی دیگر عمان است. عبور و مرور از آن آزاد است، اما اگر کشورهای منطقه خاک خود را در اختیار متجاوزان به ایران قرار داده و پایگاه نظامی در خاکشان تاسیس شده باشد، ایران بر اساس اصل دفاع مشروع مطابق موازین حقوق بینالملل حق دارد عبور شناورهای نظامی کشورهای متجاوز و همپیمانان منطقهایشان را محدود یا ممنوع کند. در مقابل، محاصره بنادر ایران در زمان آتشبس موقت، نقض آتشبس و از مصادیق جنایات جنگی است.
۲۹۲۱۸




نظر شما