مذاكرات اسلام آباد

میانجی‌گری زیر سایه آتش؛ چرا قطر دوباره وارد معادله ایران و آمریکا شد؟ / غرایاق زندی: نیازمند اجماعی شبیه برجام برای فروکش کردن بحران هستیم

 داود غرایاق زندی، استاد علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی در گفتگو با خبرآنلاین تاکید کرد: «به نظر می‌رسد غیر از امارات متحده عربی که به صورت ساختاری با اسراییل در ارتباط است، بقیه کشورها رویکرد مشترکی دارند. اما قطر و عمان نسبت به کویت و حتی عربستان رویکرد همدلانه بیشتری نسبت به ایران دارند. به رغم اگر قرار باشد حمله گسترده علیه ایران توسط غرب صورت گیرد، همه آنها حاضرند که هزینه آن را بپردازند.»

خبرآنلاین - محمد عارف معزی: در سه روز گذشته محمد بن عبدالرحمن آل‌ثانی، نخست‌وزیر و وزیر خارجه ⁧قطر⁩ به یکی از فعال‌ترین چهره‌های دیپلماتیک منطقه تبدیل شده است؛ اقدامی که نشان می‌دهد دوحه می‌خواهد نقش متفاوت‌تری نسبت به مواضع قبلی‌اش در بحران میان ایران و آمریکا ایفا کند. علیرغم اینکه دولت قطر در ابتدای این جنگ گفته بود نقشی در میانجی‌گری ندارد، اکنون شواهد میدانی نشان می‌دهد که مواضعش در حال تحول است و دوحه به‌طور فعال در گفت‌وگوها برای پایان دادن به خصومت‌ها مشارکت می‌کند.

یکی از مهم‌ترین رویدادهای اخیر دیدار آل‌ثانی در میامی آمریکا با «مارکو روبیو» و «استیو ویتکاف»، وزرای امور خارجه و فرستاده ویژه آمریکا بود که به گفت‌وگو درباره مسیر پیش‌رو برای توافق با ایران اختصاص داشت. این دیدار چندجانبه نشان می‌دهد دوحه اکنون در پشت پرده تلاش‌های دیپلماتیک واشینگتن برای پایان دادن به جنگ نقش ایفا می‌کند و به‌ویژه بر اهمیت گفتگو با تهران تأکید می‌ورزد.

همزمان، آل‌ثانی با وزیر امور خارجه ایران نیز گفت‌وگوی تلفنی داشت و در این تماس بر لزوم حفظ آزادی کشتیرانی و کار مشترک برای کاهش تنش‌ها تأکید کرد. او خواستار پاسخ مثبت به تلاش‌های میانجی‌گری برای فراهم آوردن شرایط پیشرفت در مذاکرات شد و تأکید کرد که آزادی عبور و مرور در خلیج فارس باید طبق قوانین بین‌المللی رعایت شود.

تماس‌های قطر با عربستان سعودی و پاکستان نیز در این مدت ادامه داشته‌است. آل‌ثانی در تماس با نخست‌وزیر پاکستان از حمایت کامل دوحه از تلاش‌های اسلام‌آباد برای میانجیگری و دستیابی به راه‌حلی صلح‌آمیز خبر داد و بر لزوم مشارکت همه طرف‌ها تأکید کرد. همزمان، تمرکز بر تقویت روابط با ریاض در چارچوب تلاش‌های مشترک برای کاهش تنش در منطقه دیده می‌شود.

این فعال شدن قطر در دیپلماسی بحران به تغییر محسوسی در مواضعش نسبت به ابتدای جنگ اشاره دارد. در آغاز این منازعه دوحه اعلام کرده بود نقش مستقیمی در میانجی‌گری ندارد، اما اکنون عملاً در مسیر مذاکرات چندجانبه برای پایان دادن به خصومت‌ها مشارکت دارد، از گفت‌وگو با آمریکا گرفته تا تماس با ایران، عربستان و پاکستان، نشان می‌دهد که دوحه به آرامی نقش میانجی فعال‌تری را می‌پذیرد.

این تغییر موضع می‌تواند به دو عامل بازگردد: اول، فشارهای بین‌المللی برای یافتن راه‌حل دیپلماتیک پایان بحران و دوم، تجربه دوحه در مدیریت منازعات منطقه‌ای که آن را به بازیگری معتبر برای گفتگوهای پشت‌پرده تبدیل کرده است. در نتیجه، قطر ممکن است در آینده نزدیک نقش میانجیگر کلیدی میان ایران و آمریکا را جدی‌تر دنبال کند، به‌ویژه اگر مذاکرات جدیدی شکل بگیرد که به توافق نهایی ختم شود.

در همین راستا، خبرگزاری خبرآنلاین، برای بررسی دقیق تر این موضوع به گفتگو با داود غرایاق زندی، استاد علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی پرداخته است.

در ادامه مشروح گفتگوی خبرآنلاین با داود غرایاق زندی را می‌خوانید؛

اقدام موشکی ایران علیه پایگاه آمریکا در قطر برای دوحه غیرقابل تصور بود

*** با توجه به رایزنی‌های اخیر وزیر خارجه قطر با وزیر خارجه و معاون رئیس‌جمهور آمریکا درباره ایران و نیز گفت‌وگوی او با نخست‌وزیر پاکستان و وزیر خارجه ایران، دلیل فعال‌تر شدن قطر در فرآیند میانجی‌گری میان ایران و آمریکا را چه می‌دانید؟

تداوم بسته بودن تنگه هرمز بحران اقتصادی جدی برای کشورهای منطقه به ویژه قطر در پی دارد و روشن هم نیست که دو طرف تا کی تمایل دارند که محاصره یا بستن تنگه را ادامه دهندکشورهای جنوب خلیج‌فارس همواره از بروز هرگونه تنش و ناآرامی در سطح داخلی، منطقه‌ای و حتی بین‌المللی پرهیز می‌کنند و هنگام بروز بحران، تلاش‌های قبال توجهی برای حل آن ابراز می‌دارند زیرا هر تنشی نه‌تنها سرمایه ‌گذاری‌های اقتصادی را در این منطقه تحت تأثیر قرار می‌دهد بلکه به خاطر توانش قدرت آنها به شدت آسیب‌پذیر هستند.

در این میان در چند سال اخیر رابطه ایران و قطر در تحولات منطقه‌ای بسیار نزدیک و همدلانه بوده است و هم ایران در جریان اختلاف قطر با شورای همکاری خلیج‌فارس به این کشور کمک کرد و هم قطر در سه دولت اخیر یعنی از زمان دولت آقای روحانی رابطه بسیار نزدیکی با ایران داشته است.

روی این اصل، اقدام موشکی ایران علیه پایگاه آمریکایی در قطر از زمان جنگ ۱۲ روزه در تیرماه ۱۴۰۴ و همچنین در جنگ اخیر برای دوحه غیرقابل تصور بوده است. بر این اساس، تمایل برای میانجیگری کاهش یافت. در جریان حمله اسراییل به اعضای دفتر سیاسی حماس مستقر در قطر نیز این کشور واکنش شدید نشان داد.  این حمله باعث شد که دولت ترامپ سال گذشته تضمین امنیتی به قطر بدهد. بر این اساس، برداشت اولیه قطر این است که بدون داشتن نقش در بروز بحران و حتی انجام اقدامات صلح‌طلبانه و میانجی‌گرانه، دچار خساراتی شده است.

در حال حاضر دو نکته باعث فعال شدن این کشور شده است: نخست تداوم بسته بودن تنگه هرمز بحران اقتصادی جدی برای کشورهای منطقه در پی دارد و روشن هم نیست که دو طرف تا کی تمایل دارند که محاصره یا بستن تنگه را ادامه دهند. دوم و مهم‌تر این که با احتمال افزایش درگیری، پیامدهای ناخواسته و جدی برای منطقه به وجود خواهد آمد.

اقدام ایران در حمله به پایگاه‌های آمریکایی در منطقه و کنترل بر عبور و مرور کشتی‌ها از تنگه هرمز، نشان از این دارد که احتمالاً ایران تهدیداتی که صدام حسین در سال ۲۰۰۳ مطرح کرده بود و انجام نداد، انجام می‌دهد و تأسیسات و زیرساخت‌های انرژی منطقه مورد تهدید جدی قرار خواهد گرفت. اگر زمینه جنگ از میان نرود، دو طرف درگیری کاملاً اراده و آمادگی تداوم درگیری را در صورت لزوم دارند. این برای کشورهای منطقه بسیار خطرناک است و تجربه اشغال کویت توسط عراق در سال ۱۹۹۱ تجربه سنگین محسوب می‌شود.

حمله ایران به پایگاه‌های آمریکا وابستگی امنیتی منطقه به آمریکا را بیشتر کرد!

*** در طول جنگ، قطر بارها اعلام کرده ‌بود که دیگر نقشی در میانجی‌گری میان ایران و آمریکا ندارد. دلیل این رویکرد چه بود؟ آیا قطر به دلیل حملات از ایران خشمگین بود یا اینکه به دلیل عدم دفاع آمریکا در مقابل حملات ایران و ایجاد ناامنی توسط آمریکا در منطقه از واشنگتن خشمگین بود؟

همان‌طور که در بالا اشاره کردم، قطر از حمله ایران ناراحت است زیرا در هر حال بخشی از خاک این کشور مورد تهاجم قرار گرفته است. اما از سوی دیگر ادعای ایران این است که صرفا پایگاه‌های نظامی آمریکا مستقر در منطقه به‌ویژه در کویت، بحرین، قطر و امارات که در جریان حمله به ایران نقش داشتند در چارچوب یک عملیات دفاعی مشروع مورد حمله قرار گرفته‌است.

در چنین شرایطی بر مبنای ادعای ایران حمله گسترده به قطر صورت نگرفته و تنها پایگاه‌های آمریکایی در قطر مورد حمله قرار گرفته است. حمله به پایگاه‌های آمریکا به معنای بد عهدی آمریکا در حفظ امنیت این کشورها تعبیر نشده و حتی می‌توان گفت این اقدام ایران، وابستگی امنیتی منطقه به آمریکا را افزایش هم داده است.

میانجی‌گری زیر سایه آتش؛ چرا قطر دوباره وارد معادله ایران و آمریکا شد؟ / غرایاق زندی: نیازمند اجماعی شبیه برجام برای فروکش کردن بحران هستیم

عاقلانه‌ترین روش برای کشورهای عربی، کاهش بحران و مساعی جمیله است

*** در طول ماه‌های گذشته گمانه‌زنی‌های زیادی در مورد موضع کشورهای جنوب خلیج فارس در مورد جنگ ایران وجود داشت، گروهی از گزارش‌ها حاکی از این بود که کشورهای جنوب خلیج فارس به آمریکا فشار می‌آورند که «کار را در ایران تمام کند» و برخی گزارش‌های دیگر این بود که این کشورها به دنبال کاهش تنش هستند. به نظر شما موضع مشخص کشورهای عربی جنوب خلیج فارس در زمینه جنگ چه بود؟

به نظر می‌رسد کشورهای کرانه جنوب خلیج‌فارس بر این باورند که از ابتدای شکل‌گیری انقلاب اسلامی، رفتار سیاست خارجی جمهوری اسلامی در منطقه تهاجمی بوده است. لذا اقدامات چندی نظیر ایجاد شورای همکاری خلیج‌فارس، خریدهای کلان تسلیحاتی و تضمین‌های امنیتی از غرب، تلاش برای کاهش تنش‌های منطقه‌ای و ایجاد ارتباط نزدیک با ایران از منظر این کشورها باعث عادی‌سازی رفتارجمهوری اسلامی ایران در منطقه نشده است.

جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، افول نظام دوقطبی، حمله آمریکا به عراق در سال‌های ۱۹۹۱ و ۲۰۰۳، گسترش نفوذ ایران در منطقه پس از بهار عربی، سقوط بشار اسد در سوریه به عنوان کلیدی‌ترین پل جبهه مقاومت در منطقه، ضربات به نیروهای محور مقاومت در لبنان و غزه، جنگ ۱۲ روزه، ناآرامی داخلی ۱۸ و ۱۹ دی ماه ۱۴۰۴ و جنگ اخیر باعث تغییر رژیم در ایران نشد.

بر این اساس، به نظر می‌رسد که عاقلانه‌ترین روش در این زمینه این است که کاهش بحران و زمینه مساعی جمیله برای بهبود وضعیت در منطقه دنبال گردد.

اگر حمله گسترده‌ای علیه ایران صورت گیرد، کشورها عربی حاضرند هزینه‌اش را بپردازند

*** موضع قطر تا چه اندازه با کشورهای دیگر شورای همکاری خلیج فارس در قبال ایران هماهنگ است؟

به نظر می‌رسد غیر از امارات متحده عربی که به صورت ساختاری با اسراییل در ارتباط است، بقیه کشورها رویکرد مشترکی دارند. اما قطر و عمان نسبت به کویت و حتی عربستان رویکرد همدلانه بیشتری نسبت به ایران دارند. به رغم اگر قرار باشد حمله گسترده علیه ایران توسط غرب صورت گیرد، همه آنها حاضرند که هزینه آن را بپردازند. این موضوع در مورد انتشار مطالب ویکی‌لیکس در مورد ایران در زمان آقای احمدی‌نژاد کاملاً روشن شده است.

نیازمند اجماعی شبیه برجام برای فروکش کردن بحران هستیم!

*** فکر می‌کنید ورود قطر به فرآیند میانجی‌گری چه تأثیری بر مذاکرات ایران و آمریکا بر جا بگذارد؟

این موضوع از چند جهت مفید است: نخست این‌که رویکرد عمومی مقامات کشور ما در مورد قطر و عمان مثبت است و اقدام آنها را همراه با حسن نیت تلقی خواهند کرد و هم زمان این برداشت از قطر در ساختار تصمیم‌گیری آمریکا هم وجود دارد.

دو، قطر در رفتار خود در قبال اسراییل بسیار محتاط و در قبال حماس به‌واسطه رویکرد دینی مشابه بسیار مشفقانه بوده است و لذا نوعی همراهی با ایران در عین امکان بهتر برای حل موضوع فلسطین و غزه را فراهم می‌سازد.

سه، تلاش قطر با حمایت ترکیه همراه خواهد بود زیرا ترکیه بر این باور است که در صورت شکستن سنگر ایران، دیگر جلوی اسراییل را نمی‌توان در منطقه گرفت و احتمالاً پس از عراق و ایران، حال باید ترکیه مورد حمله قرار گیرد.

چهار، رویکرد کاهش وخامت بحران رویکرد عمومی تمامی کشورهای منطقه حتی امارات است. پنج، رابطه قطر با پاکستان، چین، هند و روسیه نیز در کنار آمریکا و اروپا در سطح بسیار خوبی است و زمینه اجماع را می‌تواند فراهم سازد.

اما این‌که این اقدام چقدر نتیجه‌بخش خواهد بود، به نظر من بستگی به یک اجماع بین‌المللی نظیر برجام دارد تا بحران فروکش کند و با شرایط کنونی که روسیه و چین از دور دستی بر آتش دارند و اروپا به خاطر بحران اوکراین از دو طرف ماجرا ناراضی است و منطقه در بیم و هراس قرار دارد و تجارت بین‌المللی دورنمای روشنی ندارد، و در نهایت رویکرد ایران در قبال مذاکره به خاطر تجربه ناخوشایند برجام، باعث شده این تلاش‌ها در هاله‌ای از ابهام فرو رود زیرا حتی اگر همه این موارد مهیا گردد، امکان مهار اسراییل در این زمینه موضوع بسیار جدی و پویاتری است.

۲۱۹/۴۲

کد مطلب 2217499

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
7 + 10 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین