چاپ دوازدهم کتاب مستند و جامع «کوروش بزرگ» از سوی انتشارات ققنوس روانه بازار نشر شد.

به گزارش خبرآنلاین، «کوروش بزرگ» نوشته ژرار ایسرائل با ترجمه مرتضی ثاقب فر در شاخه تاریخ و باستانشناسی از سوی نشر ققنوس منتشر شد. این کتاب زندگی کورش هخامنشی را مورد بررسی قرار داده که گویا از دیدگاه قوم یهود تدوین شده و بیشتر حول محور اسارت یهود به دست بخت النصر و تسخیر بابل و آزاد سازی یهودیان به دست کورش کبیر است.

 

عبدالحسین زرین کوب در کتاب تاریخ ایران قبل از اسلام می نویسد: « آن چه از متون و بازمانده‌های تاریخی بر می‌آید این است که تمام دنیای باستان کوروش را همواره چونان مردی فوق‌العاده و بی‌مانند می‌نگریست: پارسی‌هایی – که کوروش آنان را از گمنامی به افتخار رسانید، او را چنان که هردوت نقل می‌کند، «پدر» می‌خواندند. یونانی‌هایی که کوروش آنان را در سواحل آسیای صغیر مقهور قدرت خویش ساخت، با وجود نفرتی که غالباً نسبت به پارسی‌ها نشان می‌دادند، در وی به چشم یک فرمان‌روای آرمانی می‌نگریستند و یهودیانی که کوروش آنان را برای اجرای آیین و بنای معبد، آزادی و یاری بخشید و از تبعید طولانی رهانید،‌ او را همچون مسیح خویش تلقی می‌کردند... کوروش برخلاف فاتحانی چون اسکندر و عمر و چنگیز و ناپلئون، هر بار که حریفی را از پای در می‌افکند، مثل یک شهسوار جوانمرد دست‌اش را دراز می‌کرد و حریف افتاده را از خاک بر می‌گرفت. رفتار او با آستیاگ، کرزوس و نبونید نمونه‌هایی است که سیاست تسامح او را مبتنی بر مبانی اخلاقی و انسانی نشان می‌دهد. تسامح دینی او بدون شک عاقلانه‌‌ترین سیاستی بود که در چنان دنیایی به وی اجازه می‌داد بزرگ‌ترین امپراتوری دیرپای دنیای باستان را چنان اداره کند که در آن کهنه و نو با هم آشتی داشته باشند، متمدن و نیمه وحشی در کنار هم بیاسایند و جنگ و طغیان به حداقل امکان تقلیل یابد. درست است که این تسامح در نزد وی گهگاه فقط یک نوع ابزار تبلیغاتی بود،‌ اما همین نکته که فرمان‌روایی مقتدر و فاتح از اندیشه‌ تسامح، اصلی سیاسی بسازد و آن را در حد فکر همزیستی مسالمت‌آمیز بین ملل مطرح کند، و گر چند از آن همچون وسیله‌ای برای تحکیم قدرت خویش استفاده نماید، باز از یک خودآگاهی اخلاقی حاکی است.»
 

چند بخش کوتاه از کتاب را در ادامه می خوانید:

سناخریب (پادشاه آشور) در هنگام چیرگی بر بابل اذعان می‌دارد که: «شهر و معابد را از پی تا بام در هم کوبیدم،‌ ویران کردم و با آتش سوزاندم؛ دیوار، بارو و حصار نمازخانه‌های خدایان، هرم‌های آجری و گلی را در هم کوبیدم... کوروش بزرگ در زمان فتح بابل افتخار می‌کند که با «صلح» وارد بابل شده، ویرانی‌های گذشته را «آباد» کرده، فقر شهر را «بهبود» بخشیده، «مانع از ویرانی» خانه‌ها شده و پیکره‌ خدایان به تبعید رفته را به جایگاه خود بازگردانده است...

*

یکی از سیاست‌های محوری و درخشان کوروش و جانشینان وی در مواجهه با اقوام مغلوب و تابعه، پرهیز از هر گونه کشتار و ویران‌‌گری به نام و برای دین و خدایشان بود. تا پیش از آن، غالب اقوام بومی و سامی‌تبار خاورمیانه بر آن بودند که به نام دین و خدایان خویش، اقوام و ادیان دیگر را سرکوب و مغلوب سازند و برتری خدایان خویش را با اتکا به خون‌ریزی‌هایشان به نمایش گذارند. به عبارت گزیده‌تر، ایدئولوژی چنین دولت‌هایی، مبتنی بر «جهاد و جنگ‌جویی» بود.

*

 

این کتاب با قیمت 9800 تومان منتشر شده و در فهرست پرفروش ترین آثار ناشر قرار دارد.
 

ساکنان تهران برای تهیه این کتاب کافی است با شماره 20- 88557016 سامانه اشتراک محصولات فرهنگی؛ «سام» تماس بگیرند و سفارش خود را در محل کار یا منزل _ بدون هزینه ارسال _ دریافت کنند. باقی هموطنان نیز می توانند با پرداخت هزینه پستی، تلفنی سفارش خرید بدهند.

6060

کد خبر 222026

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 0 =