به گزارش خبرآنلاین،رضا سعیدی رئیس مرکز جوانی جمعیت، سلامت خانواده و مدارس وزارت بهداشت اظهار کرد: وضعیت جمعیتی کشور از نظر زاد و ولد رو به کاهش است.
تسنیم در خبری نوشت: وی توضیح داد: به عبارت دیگر، شاخص TFR یا باروری کل که مربوط به تعداد موالید در خانمهای در سن فرزندآوری است، رو به کاهش است. زمانی در دهه ۶۰، به ازای هر خانم در سن فرزندآوری حدوداً ۶.۵ فرزند به دنیا میآمد. الان این عدد به حدود ۱.۴ فرزند رسیده و به شدت کاهش پیدا کرده است.
سرعت بالای کاهش ولادتها در ایران
سعیدی با بیان اینکه ایران تقریباً سریعترین کاهش نرخ زاد و ولد را در سطح جهانی داشته است، تصریح کرد: در کشورهای دیگر ممکن است یک یا دو قرن طول بکشد تا TFR آنها از ۶.۵ یا ۷ به یک یا ۱.۵ برسد، اما این کاهش در کشور ما بسیار سریع رخ داد و در ۲، ۳ دهه رخ داد.
وی افزود: از نظر تعداد ولادتها نیز در دهههای گذشته بیش از ۲ میلیون ولادت در سال داشتیم، اما الان این عدد به کمتر از ۹۰۰ هزار ولادت در سال رسیده است. به طوری که در سال ۱۴۰۴ حدود ۸۹۲ هزار ولادت نوزاد ایرانی در کشور ثبت شد.
افزایش نیم درصدی جمعیت کشور در سال
رئیس مرکز جوانی جمعیت وزارت بهداشت با اشاره به کاهش شدید رشد جمعیت کشور بیان کرد: از نظر رشد جمعیت، رشد جمعیتی ما زمانی حدود ۳ تا ۴ درصد بود و هر سال به جمعیت کشور این درصد اضافه میشد، اما اکنون حدود نیم درصد به جمعیت کشور اضافه میشود.
وی ادامه داد: به عبارت دیگر، سالانه حدود ۹۰۰ هزار ولادت داریم و حدود ۴۵۰ هزار فوت. در نتیجه سالانه چیزی حدود ۴۵۰ هزار نفر به جمعیت اضافه میشود. اگر با همین روند پیش برویم و ولادتها کاهش یابد، از آنجا که جامعه به سمت سالمندی میرود، مرگ و میر افزایش پیدا میکند و نرخ تولد با نرخ مرگ تقریباً یکسان میشود. آن زمان باید بگوییم رشد جمعیت صفر است. الان نیم درصد است، اما در آن زمان صفر میشود.
رشد جمعیت کشور به صفر میرسد
سعیدی هشدار داد: با ادامه یافتن این روند، اگر تعداد مرگ از تعداد ولادتها پیشی بگیرد، رشد جمعیت ما منفی میشود. برخی کشورها مانند ایتالیا و لهستان الان رشد جمعیتشان منفی شده، یعنی تعداد ولادتهایشان کمتر از تعداد فوتهایشان است و به عبارت دیگر هر سال چند هزار نفر از جمعیتشان کاسته میشود.
وی افزود: در ایران نیز این اتفاق برای بعضی شهرستانها و استانهای ما، مثل برخی استانهای شمالی، افتاده و رشد جمعیتشان صفر یا حتی منفی شده است، اما مابقی استانها هنوز به رشد جمعیت صفر یا منفی نرسیدهاند.
چرا زوجین ایرانی از ۶ فرزند به کمتر از ۲ فرزند رسیدند؟
رئیس مرکز جوانی جمعیت در تشریح دلایل وقوع این بحران جمعیتی در کشور به دو گذار جمعیتی در ایران اشاره و تصریح کرد: جمعیتها در دورهای نرخ زاد و ولد و در عین حال مرگ و میر بالایی داشتهاند و سپس به سمتی رفتهاند که نرخ مرگ و میر کاهش یافته است. برای مثال میزان مرگ و میر نوزادان در سالهای ابتدایی پیروزی انقلاب اسلامی ۱۲۰ نفر در هر هزار تولد بود اما اکنون این شاخص به حدود ۱۰ مورد رسیده است. به عبارت دیگر، زمانی از میان هر هزار نفر نوزادی که زنده متولد میشدند ۱۲۰ نفر از دنیا میرفتند، اما اکنون این رقم به دلیل رشد شاخصها و مراقبتهای بهداشتی به حدود ۱۰ نفر رسیده است.
وی ادامه داد: با بهتر شدن سطح بهداشت، خانوادهها میگویند چون بچهها دیگر فوت نمیکنند و شانس زنده ماندنشان بالاست، تصمیم میگیرند تعداد بچه کمتری بیاورند. این گذار جمعیتی اول بوده است. در این مرحله، چون بهداشت بهتر شده و مرگ و میر کاهش یافته، امید به زندگی بالا رفته است.
این مسئول افزود: برای مثال قبل از انقلاب، امید به زندگی در ایران حدود ۴۵ تا ۵۰ سال بود، اما الان حدود ۷۶ تا ۷۸ سال است (برای خانمها دو سال بیشتر و برای آقایان دو سال کمتر است)؛ به عبارت دیگر امید به زندگی تقریباً نزدیک به دو برابر شده است بنابراین در گذار جمعیتی اول، کاهش مرگ و میر و بهبود بهداشت و سلامت باعث میشود مردم تصمیم به فرزندآوری کمتر بگیرند.
سعیدی بیان کرد: از مرحلهای به بعد، گذار جمعیتی نوع دوم اتفاق میافتد. یعنی از جایی به بعد، دلیل فرزند نیاوردن، بهداشت بهتر و زنده ماندن بچهها نیست، بلکه بیشتر عوامل فرهنگی است. برای مثال طی سالیان اخیر الگوی ازدواج تغییر کرده است. در گذشته، افراد ازدواج و فرزندآوری را یک وظیفه و هنجار اجتماعی میدانستند، اما نسل جدید هم ازدواج را به تأخیر میاندازد و هم پس از ازدواج به راحتی تصمیم به فرزندآوری نمیگیرد. فرزندآوری به یک انتخاب تبدیل شده، روحیات فردگرایانه و کمالگرایانه در افراد بیشتر شده است. افراد دوست دارند بچهشان از بهترین امکانات برخوردار باشد، خودشان به تفریحات و مسائل شخصیشان برسند و تمایلی ندارند از استراحت خود بزنند و چند بچه بیاورند و به آنها رسیدگی کنند.
وی ادامه داد: اینها اتفاقاتی است که در گذار جمعیتی دوم رخ داده است. مثال آن نیز این است که میبینیم که حتی در مناطق بالای شهر تهران، علیرغم اینکه مشکلات اقتصادی ندارند، ازدواج نمیکنند، یا اگر ازدواج کنند فرزند نمیآورند، یا اگر بیاورند تنها یک فرزند میآورند. آنجا دیگر افکار و فرهنگها تغییر کرده و با مشوقهای مالی نمیتوان آن مسئله ذهنی را حل کرد. مشوقها برای گذار اول بیشتر تأثیرگذار هستند تا گذار دوم.
میانگین سن ازدواج یک دهه افزایش یافته است!
سعیدی به افزایش سن ازدواج به عنوان یکی دیگر از چالشهای جدی فرزندآوری اشاره و خاطرنشان کرد: در سالهای گذشته میانگین سن ازدواج به ۱۸ تا ۱۹ سال رسیده بود، اما اکنون این عدد به حدود ۲۸ تا ۳۲ سال رسیده است. به عبارت دیگر، جوانان ایرانی نسبت به چهل تا پنجاه سال گذشته تقریباً یک دهه دیرتر ازدواج میکنند.
فاصله زیاد ازدواج تا تولد اولین فرزند در زوجین ایرانی
سعیدی افزود: در کنار این مسئله، فاصله ازدواج تا فرزندآوری نیز بسیار افزایش یافته به طوری که در سالیان گذشته زوجین به طور متوسط حدود ۲ سال پس از ازدواج اقدام به فرزندآوری میکردند اما اکنون این فاصله به نزدیک ۵ سال رسیده است.
وی افزود: این موضوع باعث میشود تعداد فرزندانی که در هر خانواده به دنیا میآیند نیز نسبت به گذشته کاهش یابد.
۲۳۳۲۱۷




نظر شما