مذاكرات اسلام آباد

ساده‌زیستی حضرت علی(ع) و حضرت فاطمه(س) نه از سر «اجبار» که از روی «انتخاب» بود

 اگر حضرت علی(ع) امروز بودند، با نسل زد «پدرانه و مهربانانه» برخورد می‌کردند، بدون هیچ دستکاری، حضرت فاطمه(س) و حضرت علی(ع) را به نسل زد معرفی کنیم، آغاز زندگی زناشویی را با گناه کبیره «اسراف» رقم نزنیم، حیف است که دختران به «تجرد مطلق» برسند.

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، استاد مظاهری، نویسنده و مشاور خانواده معتقد است:‌ رابطه عاطفی امیرالمؤمنین علی(ع) و حضرت فاطمه زهرا(س) بهترین الگو برای زوج‌هاست؛ زندگی‌ای که در آن حتی یک بار نزاع رخ نداد، زهد و ساده‌زیستی در آن حاکم بود و عشقشان از هرگونه آلایشی به دور بود.

«نباید پنداشت که این الگوها کهنگی می‌پذیرند؛ تا زمانی که انسان، انسان است، این ملاک‌ها زنده و قابل الگوبرداری‌اند.»

استاد مظاهری درباره نسل زد با استناد به کلام امیرالمؤمنین(ع) که می‌فرماید: «فرزندان خود را مجبور نکنید که دقیقاً همان آداب و رفتار شما را بیاموزند؛ زیرا آنان برای زمانه‌ای دیگر آفریده شده‌اند»، گفت: «اگر حضرت علی(ع) امروز بودند، با نسل زد پدرانه و مهربانانه برخورد می‌کردند» و هشدار داد: «نباید بترسیم که نسل زد بی‌دین می‌شود؛ بلکه باید بترسیم که ما دین را خراب کنیم.»
 
بنابر روایت شفقنا، گفتگو با حجت الاسلام و المسلمین علی اکبر مظاهری را می خوانید: 

استاد شما در آثار خود بر «رفاقت همسران» به‌عنوان گوهری بی‌بدیل تأکید دارید؛ چگونه می‌توانیم رابطه عاطفی امام علی (ع) و حضرت فاطمه (س) را به عنوان یک «الگوی عملی» برای زوج‌های جوان امروز تبیین کنیم؟

زندگی حضرت زهرا(س) و حضرت علی(ع) در صدر گوهرهای روابط خانوادگی جای می‌گیرد

رفاقت و هم‌نشینی همسران، گوهری بی‌بدیل است. رابطه عاطفی امیرالمؤمنین علی(ع) و حضرت فاطمه زهرا(س) بهترین الگو برای زوج‌هاست. متأسفانه در تاریخ، درباره زندگی مشترک این دو سرور، مطالبی کمی نوشته شده، کم سخن گفته و کم بحث عمیقی صورت گرفته است، حال آنکه زندگی این دو بزرگوار که حدود ۹ سال با یکدیگر زیستند، سرشار از آموزه‌ها و نکات ارزشمند است. آن مقداری که تاکنون بیان نشده، به جای خود؛ اما همان بخش‌هایی که در منابع تاریخی ثبت شده را باید از دل تاریخ بیرون کشید و به‌عنوان الگویی بسیار موفق، پیش چشم همسران، خودمان و جهانیان نهاد. دستمان از اخبار و جزئیات زندگی درون خانه حضرت امیر و حضرت زهرا(س) چندان پُر نیست، اما همین مقدار موجود چنان ارزشمند است که در صدر گوهرهای روابط خانوادگی جای می‌گیرد.

حضرت امیر و حضرت زهرا(س) از آغاز زندگی تا پایان آن، حتی یک بار با یکدیگر نزاع نداشتند. البته خوانندگان نباید بپندارند که این امر صرفاً به سبب عصمت آن بزرگواران است؛ عصمت جای خود محفوظ، اما این دو، انسان بودند؛ انسانی کامل. با این حال، نمی توان نمونه‌ای پیدا کرد که زن و شوهری یک عمر در کنار هم زیسته باشند و هیچ‌گونه مجادله و کشمکشی میان آنان رخ نداده باشد؟

ویژگی دیگر زندگی آنان، زهد و ساده‌زیستی بود که امروزه به‌شدت بدان هم در جامعه خودمان و هم در سراسر جهان نیازمند هستیم. اگر به جامعه خود بنگریم، اسراف‌کاری بیداد می‌کند. اسراف از گناهان کبیره است، حال آنکه در زندگی‌های امروزی، اسراف‌کاری که همان گناه کبیره است، به‌کرات دیده می‌شود؛ گاه حتی زندگی مشترک را با گناه کبیره آغاز می‌کنیم. چگونه است که زن و شوهری مراسم پرتجملی برپا می‌کنند و هزینه‌های گزاف می‌پردازند؟ این اسراف است و اسراف گناه کبیره‌ای است که آغاز زندگی بسیاری از زوج‌ها را رقم می‌زند؛ هرچند استثناهایی نیز وجود دارد.

آغاز زندگی زناشویی را با این گناه کبیره، یعنی اسراف، رقم نزنیم

زنان و مردان بافضیلت بسیاری در میان ما هستند، اما آنان که با تشریفات و خرج‌های زائدِ گناه‌آلود، زندگی را آغاز می‌کنند، باید درنگ کنند. آنچه عرض می‌کنم موعظه نیست، بلکه نکته‌ای مهم است: زندگی‌ای که با گناه کبیره آغاز شود، نحوست در آن راه می‌یابد. متأسفانه این باور درست که «گناه نکنیم تا کارمان با نحوست آغاز نشود» در میان ما چندان رایج نیست.

بنابراین، باید دقت کنیم که آغاز زندگی زناشویی را با این گناه کبیره، یعنی اسراف، رقم نزنیم. این موضوع امروزه در جامعه، به‌ویژه در میان قشر مرفه، مشهود است. حتی اگر ثروتمند و متمکن باشیم، حق اسراف نداریم. برخی می‌پندارند که چون پول داریم، باید خرج کنیم؛ گاه والدین می‌گویند می‌خواهیم برای فرزندانمان هزینه کنیم، یا خود دختر و پسر جوان معتقدند که توانایی مالی دارند و می‌خواهند در شب عروسی به رستوران‌های مجلل بروند و انواع غذاها و خوراکی‌ها را تدارک ببینند. اما باید تأکید کرد که حتی با فراوانی ثروت نیز حق اسراف نداریم. حرمت اسراف برای فقیر و غنی یکسان است. پس نمی‌توان به بهانه دارایی، زندگی را با اسراف آغاز کرد؛ اسراف حرام است، چه برای ثروتمند و چه برای نیازمند.

زندگی حضرت علی(ع) و حضرت زهرا(س) زاهدانه بود

در مقابل، زندگی حضرت امیر و حضرت زهرا(س) زاهدانه بود. باید توجه داشت که این دو بزرگوار فقیر نبودند؛ اگر می‌خواستند، می‌توانستند ثروتمند زندگی کنند. فقر به آنان تحمیل نشده بود و توانایی زیست تجملی را داشتند. البته نکته‌ای ظریف در اینجا وجود دارد و آن اینکه ایشان و پیامبر اکرم(ص) خود را در سطح ضعیف‌ترین خانواده‌ها قرار می‌دادند تا فشار فقر بر دیگر مردم سنگین نیاید. اما ساده‌زیستی آنان نه از سر اجبار، که از روی انتخاب بود؛ آنان خود برگزیده بودند که زندگی زاهدانه‌ای داشته باشند.

سومین ویژگی برجسته این دو بزرگوار، اوج عشق و لطافت عاطفی در روابط زناشویی‌شان بود. عشق امیرالمؤمنین و حضرت زهرا(س) از والاترین عشق‌های جهان است. اگر کسی بخواهد همان‌گونه که نظامی گنجوی داستان لیلی و مجنون یا دیگر عاشقان را سروده، زندگی این دو را به رشته تحریر درآورد، بی‌گمان اثری پربارتر از آن داستان‌ها خواهد آفرید؛ آن هم بدون هیچ‌گونه آلودگی.

داستان‌های عاشقانه افسانه‌ای، آلوده به برخی کاستی‌ها و بی‌مهری‌هاست، اما زندگی حضرت امیر و حضرت زهرا(س) از نظر کشش‌های عشقی و بهره‌مندی عاطفی، بسیار والاتر است و از هرگونه آلایشی به دور است. شعری از حضرت امیر(ع) در رثای حضرت زهرا(س) بر مزار آن بانو نقل شده است که می‌فرماید: «ما دو تن مانند دو کبوتر عاشق در یک آشیانه بودیم که از جوانی و شادابی یکدیگر بهره می‌بردیم.» این ابیات، جلوه‌ای از همان پیوند عمیق عاطفی است که در فراق آن حضرت نیز تداوم یافت.

گاه برخی پنداشته‌اند که نوشتن یا سخن گفتن از عشق حضرت علی(ع) و حضرت فاطمه(س) کسر شأن است و به تقدس آنان آسیب می‌رساند، در حالی که چنین پنداری کاملاً نادرست است. بنده در برخی آثار، از جمله کتاب «جوانان و انتخاب همسر» و مواضع دیگر، بارها تأکید کرده‌ام که عشق این دو بزرگوار باید برجسته، سرلوحه و الگویی برای زوج‌های جهان و به‌ویژه جوانان قرار گیرد. عشقی این‌چنین پاک، انسانی و زمینی است. آنان از تمامی ابعاد عاطفی، زناشویی و جوانی بهره‌مند بودند؛ نکته‌ای بسیار گسترده که خود می‌طلبد کتابی مستقل با عنوانی همچون «عشق علی و فاطمه» بدان اختصاص یابد تا هم‌ردیف آثار عاشقانه کلاسیک، اما بی‌شبهه و پاک‌تر، معرفی شود. این بُعد از زندگی آنان الگویی تازه و زنده است.

نباید پنداشت که این الگوها مربوط به زندگی چهارده قرن پیش است و اکنون کارایی ندارد. معیارهای انسانی هرگز کهنگی نمی‌پذیرند. تا زمانی که انسان، انسان است و بر کره زمین زیست می‌کند، این ملاک‌ها و معیارها زنده، برجسته و قابل الگوبرداری‌اند. ما در تاریخ بشر الگویی در زندگی مشترک سراغ نداریم که به درخشندگی زندگی حضرت علی(ع) و حضرت فاطمه(س) باشد. این زندگی، چراغ راهنمای همه بشریت در طول تاریخ است.

با توجه به دغدغه شما درباره «کاهش ازدواج» و افزایش تشریفات، سیره ساده‌زیستی حضرت زهرا (س) چه راهکارهای اجرایی برای کاهش هزینه‌های ازدواج و ترویج فرهنگ «آسان‌گیری» در مراسم‌ها ارائه می‌دهد؟

مسابقه و رقابت در زمینه تشریفات ازدواج!

آنچه اکنون در جامعه ما به چشم می‌خورد، نوعی مسابقه و رقابت در زمینه تشریفات ازدواج است. این پدیده ریشه در فرهنگ ما دارد؛ فرهنگی که باید در آن، مسابقه و پیشی‌جویی درباره امور فضیلت‌مند جای گیرد. در فرهنگ دینی و اسلام، اصل «تَسابَقوا فِی الخَیرات» یا «سَابِقوا إِلیٰ مَغفِرَةٍ مِن رَبِّکُم» مورد تأکید است؛ یعنی در نیکی‌ها با یکدیگر مسابقه دهید و به سوی آمرزش پروردگارتان پیشی بگیرید. این اصل، فضیلتی است که متأسفانه جامعه ما کمتر به آن توجه می‌کند.

نتیجه این غفلت آن است که میل مسابقه‌جویی و پیشی‌گرفتن انسان، که ریشه در ذات او دارد و در خود امری پسندیده است (زیرا انسان دوستدار پیشرفت است و از درجا زدن گریزان)، در مسیرهای نادرست به کار گرفته می‌شود. اگر مسابقه در فضائل، مانند زهد و ساده‌زیستی، از فرهنگ ما حذف شود، این غریزه پیشی‌جویی به سمت رذائل و امور مادی سوق داده شده و به «تسابق در تشریفات» تبدیل می‌گردد.

اینجانب در جلسات مشاوره خود به‌وضوح مشاهده می‌کنم که خانواده‌ها برای ازدواج فرزندانشان و گاه خود جوانان، در اموری مسابقه می‌دهند که عین رذیلت است و هیچ فضیلتی در آن‌ها نهفته نیست. در مشاوره‌های ازدواج، گاه مسئله مهریه مطرح می‌شود؛ زوجین نمی‌توانند به توافق برسند و موضوع را با مشاور در میان می‌گذارند. گاه نیز خود من موضوع را پیش می‌کشم، زیرا می‌دانم که در آینده با مشکل مواجه خواهند شد و می‌کوشم از همان ابتدا موضوع مهریه را مطرح کنم تا آن را سبک‌تر، آسان‌تر و از تلخی‌های احتمالی‌اش بکاهم.

در این میان، هم متدینان و هم غیرمتدینان با یک استدلال مشابه مواجه می‌شوند: می‌گویند «چون دخترخاله ما یا فلان فامیل مهریه‌اش را این مقدار گرفته‌اند، ما باید کمی بیشتر بگیریم تا جلوتر باشیم، یا لااقل به اندازه آن‌ها بگیریم.» در شرایط کنونی که طلا و سکه بسیار گران است، مثلاً مبلغی مانند چهارده سکه مطرح می‌شود، اما برخی می‌گویند: «اصلاً این زشت است؛ چگونه در برابر طایفه و فامیل سر بلند کنیم که مهریه دختر ما چهارده سکه باشد؟» متأسفانه برخی حتی به دروغ متوسل می‌شوند که این امر بسیار ناپسند است؛ مهریه دخترشان کم است، اما در فامیل پخش می‌کنند که مهریه‌اش فلان مقدار است و به این مبلغ بالا افتخار می‌کنند.

حال آنکه پیامبر اکرم(ص) فرموده‌اند: «بهترین زنان امت من کسانی‌اند که مهریه‌شان کمتر باشد.» البته ایشان فضائل دیگری نیز برشمرده‌اند، اما یکی از همان‌ها «أقَلُّهُنَّ مَهرًا» است. با این حال، من در میان مردم می‌بینم که محور افتخار را بر مهریه بیشتر قرار داده‌اند و گاه با دروغ و مبالغه آن را به رخ می‌کشند؛ در صورتی که باید برعکس باشد و فضیلت شمرده شود که فلانی مهریه‌اش کمتر است. حتی برخی برای فخر فروختن می‌گویند: «مهریه را فلان مقدار قرار می‌دهیم تا فامیل و آشنایان بدانند، ولی پس از ازدواج خودمان آن را می‌بخشیم یا کم می‌کنیم.»

اگر ملاک ما زندگی حضرت امیرالمؤمنین(ع)، حضرت زهرا(س) و پیامبر اکرم(ص) باشد، این روند باید کاملاً معکوس شود. باید بگوییم: «دختر ما مهریه‌اش از دخترخاله‌اش کمتر است» و این را فضیلت بدانیم. یا مسئله تهیه جهیزیه؛ امروزه شاید پدر و مادری که دختر دارند، این دغدغه را بیشتر درک کنند. گاه پدر یا مادر در دل خود (و شاید حتی به زبان) برای تولد دختر اندوهگین می‌شوند، زیرا می‌اندیشند: «با این گرانی‌ها چگونه باید برای او جهیزیه تهیه کنیم؟» و ناخودآگاه نگاهشان به تولد فرزند دختر، تحت تأثیر نگرانی از تأمین چند میلیارد تومان جهیزیه در آینده، ناخوشایند می‌شود.

حال بنگرید به سیره پیامبر(ص) و اهل بیت(ع)؛ زمانی که حضرت امیر(ع) برای خواستگاری حضرت فاطمه زهرا(س) آمدند، پیامبر اکرم(ص) درباره مهریه پرسیدند: «چه چیزی برای مهریه فاطمه داری؟» حضرت امیر فرمودند: «من یک شمشیر دارم (که در میان مردم معروف است)، یک اسب و یک شتر برای آبکشی و بارکشی، و نیز یک زره.» پیامبر(ص) فرمودند: «شمشیر و اسبت را برای جهاد نیاز داری، شترت را نیز برای آبرسانی و باربری، اما زره را نیاز نداری؛ زیرا کسی توانایی ضربه زدن به تو را ندارد که زره بخواهد از آن جلوگیری کند. همین زره مهریه فاطمه باشد.»

حضرت امیر(ع) نیز تسلیم فرمان پیامبر(ص) شدند و زره را به عنوان مهریه نقدی تقدیم کردند. ببینید سنت‌ها چگونه دگرگون شده است! همان زره را به عنوان مهریه نقدی گرفتند، سپس به یاران خود سپردند تا به بازار ببرند و به اندازه پول آن، جهیزیه‌ای برای حضرت فاطمه(س) تهیه کنند. آن بزرگواران رفتند، زره را فروختند و با مبلغ آن جهیزیه خریدند. در این الگو، نه از جیب پدر دختر هزینه‌ای برای جهیزیه خرج شد تا نگرانی‌ای وجود داشته باشد، و نه بر ذمه حضرت امیر(ع) بدهی یا تعهدی ماند، زیرا مهریه‌ها امروزه عمدتاً بر عهده پسر گذاشته می‌شود. در اینجا هیچ تعهدی بر دوش ایشان نیامد، اما مهریه پرداخت شد و کار به کمال رسید.

نه مهریه حضرت زهرا(س) تمام آب‌های جهان بود و نه چنین روایاتی سندیت دارد

این الگو، یعنی سیره پیامبر اکرم(ص)، حضرت امیر(ع) و حضرت فاطمه(س)، برترین الگوی تاریخ بشریت است. مهریه کم و جهیزیه کم، شرافت است. البته به برخی که این را می‌گویید، شاید بشنوید که می‌گویند: «خیر! مهریه حضرت زهرا(س) علاوه بر اینها، تمام آب‌های جهان بود!» این سخن افسانه‌ای بیش نیست و هیچ واقعیتی ندارد. نه مهریه حضرت زهرا(س) تمام آب‌های جهان بود و نه چنین روایاتی سندیت دارد. برخی نیز به بهانه عمل‌گرایی می‌گویند: «شما که لیلی و مجنون را نمی‌آورید، پس چگونه انتظار دارید ما مهریه را به آن کمیت بگیریم؟» پاسخ آن است که شما از الگوی حضرت علی(ع) و حضرت زهرا(س) پیروی کنید؛ آن‌ها معیارهای ما به‌ویژه در مسئله ازدواجشان هستند.

آن بزرگواران حتی برای جشن عروسی نیز اطعامی مختصر تدارک دیدند و همان شب عروسی، با همان جهیزیه‌ای که از فروش زره تهیه شده بود، مراسم را برگزار کردند. حال اگر جامعه ما می‌خواهد ادعا کند که پیرو حضرت امیر(ع)، پیامبر اکرم(ص) و حضرت زهرا(س) است، باید شبیه آن‌ها عمل کند. درست است که ما نمی‌توانیم عیناً زاهدانه زیست کنیم، اما می‌توانیم شبیه آنان باشیم. در نهج‌البلاغه آمده است که حضرت امیر(ع) می‌فرمایند: «شما نمی‌توانید مانند من زاهدانه زندگی کنید، اما می‌توانید در این مسیر مرا یاری دهید و در پرهیزکاری و کوشش، همپای من باشید.» ما برای سعادت خود و فرزندانمان باید آسان‌گیر باشیم.

هم خانواده دختر و هم خانواده پسر باید آسان‌گیر باشند. هرچه سخت‌گیری بیشتر شود، زندگی منحوس و نامبارک می‌گردد. اینجانب در مشاوره‌هایم به‌وضوح می‌بینم کسانی که سخت می‌گیرند، دلخوری‌ها از همان آغاز زندگی شکل می‌گیرد؛ و آنان که آسان می‌گیرند، از همان ابتدا زندگی‌شان شیرین و دلنشین می‌شود.

«زیباترین ازدواج» این است که همه چیز به سادگی و با آرامش برگزار شود و زندگی بسیار شیرینی را سپری ‌کنند. این آسان‌گیری، همان شیوه‌ای است که خداوند از آن خشنود است.

 شما در نوشته‌هایتان از «تجرد مطلق» جوانان ابراز نگرانی کرده‌اید، اگر امام علی (ع) و حضرت فاطمه (س) امروز مشاور جوانان بودند، چه توصیه‌ای برای عبور از موانع روانی و اجتماعی ازدواج داشتند؟

حیف است که دختران ما به تجرد مطلق برسند؛ حیف است که جوانان‌مان از نعمت زندگی زناشویی و لذت‌های دوران جوانی بی‌بهره بمانند. ما هرگز نمی‌پذیریم که جوانان خود را از نعمت همسر و فرزند محروم سازند. بسیاری از دختران و پسران ما از سن مناسب ازدواج گذشته‌اند و اکنون با محرومیت‌ها و محکومیت‌های سنگینی دست‌به‌گریبان‌اند. این تأخیر، آلودگی‌ها، آفت‌ها و گاه گناهانی را به همراه دارد که بار سنگینی بر دوش آنان می‌گذارد.

اگر از حضرت زهرا(س) و حضرت امیر(ع) بپرسیم که در مواجهه با موانع روانی و اجتماعی ازدواج، به جوانان امروز چه توصیه‌ای می‌کنند، پاسخ روشن است: «ببینید ما چگونه ازدواج کردیم؛ از توقعات خود بکاهید، به قناعت گردن نهید و زندگی عاشقانه‌ای چون ما داشته باشید.» و اگر جوانان بپرسند که در این شرایط گرانی و سختی‌های اقتصادی چه باید کرد، پاسخ این است که ازدواج را آسان بگیرید و زندگی عاشقانه را شروع کنید.

یکی از زوجین که از نظر مالی وضعیت چندان مناسبی نداشتند و من معتقدم زیباترین ازدواج را داشتند چون در عین سادگی زندگی خود را آغاز کردند و تنها ملاک آنان اخلاق و تقوا بود.

بنده صفر تا صد آن «زیباترین ازدواج» را رقم زدم؛ چرا که خانواده‌های دختر و پسر به ما سپردند: «این پسر، پسر شماست و این دختر، دختر شما؛ هر گونه که صلاح می‌دانید عمل کنید.» ما نیز با کمترین هزینه ممکن، مراسم ازدواج آنان را برگزار کردیم و خود خطبه عقدشان را جاری ساختم. نه خانواده پسر تمکن مالی داشت، نه خانواده دختر، و نه خود زوجین ثروتمند بودند؛ اما زندگی خوشی دارند، قناعت پیشه کرده‌اند و فضیلت را بر تجمل ترجیح داده‌اند.

حضرت امیر(ع) و حضرت زهرا(س) به جوانان می‌فرمودند: «حیف است که نسل شما قطع شود.» واژه «نسل» واژه‌ای تلخ است و نمی‌خواهم دل جوانان‌مان را بسوزانم؛ اما واقعاً افسوس‌بار است که دخترانی در جامعه ما داریم که پس از سال‌ها تأخیر در ازدواج و بالا رفتن سن، دیگر توان فرزندآوری ندارند، یا پسرانی که اصلاً حوصله و توان فرزندپروری را از دست داده‌اند. دختران و پسرانی هستند که با کلی توصیه و اصرار، تنها یک فرزند می‌آورند و پس از آن، دیگر تحمل فرزند دوم را ندارند. وقتی پس از گذشت چند سال از فرزند اول به آنان پیشنهاد می‌دهیم که فرزند دوم بیاورند تا کودک نخست تنها نماند، پاسخ می‌شنویم که «حوصله پولدار شدن را نداریم» یا «اکنون که ثروت اندوخته‌ایم، دیگر توان و زمان فرزندپروری نداریم.» این وضعیت دقیقاً مانند کسی است که ثروت خود را انباشته می‌کند و صرف نمی‌کند، تا زمانی که بیماری گریبانش می‌گیرد و پزشک او را از بسیاری نعمت‌ها محروم می‌سازد. این است خسارتی که هم دنیا و هم آخرت را می‌سوزاند.

نمی‌خواهم دل جوانان‌مان را بیازارم؛ دردهایشان را به‌خوبی درک می‌کنم. بنده هم در جلسات مشاوره و هم در دانشگاه با جوانان نشست‌وبرخاست دارم؛ هم کلاس‌های ویژه دختران برگزار می‌کنیم و هم برای پسران؛ درد دل‌های آنان را می‌شنوم و می‌بینم. از آنجا که خودمان در زندگی به سادگی و ساده‌زیستی عمل کرده‌ایم، می‌توانیم سربلندانه به آنان بگوییم: «ازدواج کنید.» وقتی می‌پرسند «چگونه؟»، مثال‌های عینی می‌آوریم و کم‌کم قانع می‌شوند و خرافاتی که در ذهن پرورانده‌اند مبنی بر اینکه در این شرایط اقتصادی ازدواج ممکن نیست، رنگ می‌بازد. می‌پذیرند که در همین روزگار، با همین تورم، گرانی و حتی جنگ‌ها نیز می‌توان بدون هزینه‌های اضافی، فرزند خود را عروس یا داماد کرد و دلگرم می‌شوند.

«ازدواج به‌هنگام» را تجویز می‌کنیم که در آغاز جوانی تحقق می‌یابد

ما همواره تأکید می‌کنیم که ازدواج باید در فصل جوانی صورت گیرد. ازدواج‌ها به سه گونه‌اند: زودهنگام، دیرهنگام و به‌هنگام. ما تنها «ازدواج به‌هنگام» را تجویز می‌کنیم که در آغاز جوانی تحقق می‌یابد. نباید بگذاریم دختران‌مان یا پسران‌مان مسن شوند. برای من که هم به عنوان یک مرد و هم به عنوان یک روحانی، شرم‌آور و افسوس‌بار است که دختر و پسرهای ما آن‌قدر سنشان بالا رود که دیگر توان یا امکان ازدواج را از دست بدهند.

اکنون که الگوهایی چون حضرت امیر(ع) و حضرت زهرا(س) را پیش رو داریم، هرچه گرانی و سختی نیز باشد، می‌توانیم حداقل همان «یک زره» را به عنوان مهریه و جهیزیه در نظر بگیریم. می‌دانم که جوانان فوراً می‌گویند: «پول پیش خانه اجاره چه؟ هزینه‌های اولیه چه؟» این دغدغه‌ها را به‌خوبی می‌شناسم؛ من نیز در همین جامعه زندگی می‌کنم و از واقعیت‌های اقتصادی آگاهم. اما خداوند وعده فرموده است که یاری‌رسان ازدواج‌کنندگان خواهد بود. «حَقٌّ عَلَی اللهِ»؛ خداوند بر خود واجب کرده است که کسانی را که برای رضای او ازدواج می‌کنند، یاری رساند. این وعده‌ای قرآنی است که آیات و روایات بی‌شماری نیز بر آن گواهی می‌دهند. سیره حضرت امیر(ع) و حضرت زهرا(س) نیز پیش چشم ماست. اگر آن بزرگواران امروز در تلویزیون یا رادیو حاضر می‌شدند یا به مصاحبه‌ای دعوت می‌شدند، بی‌تردید به جوانان ما می‌فرمودند: «همان‌گونه که ما ازدواج کردیم، ساده بگیرید و به خدا توکل کنید؛ خداوند خود مسئولیت یاری شما را بر عهده گرفته است.»

شما کتاب‌هایی مانند «جوانان و انتخاب همسر» و «از زبان مشاور» را برای هدایت نسل جوان تألیف کرده‌اید؛ چگونه می‌توانیم شخصیت امام علی (ع) و حضرت فاطمه (س) را با زبان و دغدغه‌های نسل زد (نسل دیجیتال) معرفی کنیم؟

بسیار خرسندم که این پرسش را مطرح کردید. من درباره نسل زد، یا همان نسل دیجیتال، سخن‌ها و دغدغه‌های بسیاری دارم، هرچند تاکنون در مصاحبه‌ها کمتر به این موضوع پرداخته‌ایم و البته در کتاب‌هایم نیز مطالبی در این زمینه نگاشته‌ام. اکنون، به‌ویژه درباره همین نسل دیجیتال که اشاره فرمودید، صحبت می‌کنم. این فرزندان، بچه‌های بسیار خوبی هستند. من نسل زد و نسل دیجیتال را فرزندان خود می‌دانم و بسیار دوستشان دارم. آنان دارای دل‌های پاک، انعطاف‌پذیر و حق‌پذیرند. البته کمی شیطنت و بازیگوشی نیز دارند که کاملاً طبیعی است؛ مگر کدام نوجوان و جوانی است که این ویژگی‌ها را نداشته باشد؟ اینان دل‌های رحیم، پاکیزه و نرمی دارند. هرگاه با آنان مهربانی کرده‌ایم، ده برابر پاسخ داده‌اند و هرگاه جفا دیده‌اند، واکنش نشان داده‌اند؛ نه به معنای انتقام‌جویی، بلکه چون دل‌هایشان پاک است، عکس‌العملی طبیعی و انسانی از خود بروز می‌دهند.

اگر به رویدادهای پنج یا شش سال گذشته کشورمان بنگریم که تأثیرات آن تاکنون نیز ادامه دارد، درمی‌یابیم که هرگاه با این فرزندان دیجیتال رفتار شایسته‌ای داشته‌ایم، آنان نیز پاسخ نیکو داده‌اند و هرگاه بدرفتاری شده، عکس‌العملی متناسب نشان داده‌اند. من به این نسل بسیار امیدوارم؛ برخلاف کسانی که با نگاهی ناامیدانه درباره آنان سخن می‌گویند. اینان جوانانی حق‌پذیرند و تأکید می‌کنم که نسل زد، از نسل‌های پیشین حق‌پذیرتر است؛ منتها به‌روز شده‌اند. ما نیز باید به‌روز باشیم. نمی‌توان با نسل دیجیتال امروز، همان‌گونه که با نسل چهل یا پنجاه سال پیش رفتار می‌شد، برخورد کرد. اینان در دنیایی نو زاده شده‌اند و ما باید با آنان نو رفتار کنیم.

حضرت امیرالمؤمنین(ع) ـ که اکنون در بحث ازدواج و الگوسازی مورد اشاره است، فرمان زیبایی دارند و می فرمایند: «لَا تَحْمِلُوا أَوْلَادَکُمْ عَلَی آدَابِکُمْ؛ فَإِنَّهُمْ مَخْلُوقُونَ لِزَمَانٍ غَیْرِ زَمَانِکُمْ.» یعنی فرزندان خود را مجبور نکنید که دقیقاً همان آداب و رفتار شما را بیاموزند؛ زیرا آنان برای زمانه‌ای دیگر آفریده شده‌اند. چقدر سخن ژرف و زیبایی است! آنانی که پیوسته از نسل زد گلایه می‌کنند، نباید چنین کنند. حضرت امیر(ع) می‌فرمایند که این نسل، محصول طبیعت زمانه خویش است. آنان پنجاه یا شصت سال پیش به دنیا نیامده‌اند، بلکه در همین دوران زندگی می‌کنند و این دوران، اقتضائات خاص خود را دارد.

امروز نوجوانان ما هرکدام گوشی هوشمندی در دست یا جیب دارند و با کل جهان در ارتباط‌ هستند. باید زبان آنان را آموخت، با آنان خوش‌رفتاری و مهربانی کرد، و برای آنان پدری و مادری نمود. ما حق نداریم آنان را طرد یا خشمگین کنیم. البته در برابر این مهربانی، به این نسل نیز سفارش می‌کنیم که حرمت بزرگ‌ترها را نگاه دارند. اگر بزرگ‌ترها با کودکان و نوجوانان مهربان باشند و نسل دیجیتال نیز حرمت آنان را پاس بدارد، هیچ مشکلی پدید نخواهد آمد. چرا باید بترسیم؟ برخی از نسل زد می‌هراسند و آن را پدیده‌ای منفی می‌پندارند، اما من آن را پدیده‌ای مثبت و فرصتی می‌دانم که خداوند در اختیار ما نهاده است. اکنون در آزمون الهی قرار گرفته‌ایم تا ببینیم با این نسل چگونه رفتار می‌کنیم.

اگر حضرت علی(ع) امروز بودند، با نسل زد پدرانه و مهربانانه برخورد می‌کردند

آنان مانند ما نمی‌اندیشند؛ ساختار ذهنی، روحیه و فرهنگ آنان با ما متفاوت است و ما باید با آنان مدارا کنیم. حضرت امیر(ع) در نهج‌البلاغه سخن دیگری دارند که ترجمه و شرح آن را در آثارم آورده‌ام: «إِنَّمَا قَلْبُ الْحَدَثِ کَالْأَرْضِ الْخَالِیَةِ، مَا أُلْقِیَ فِیهَا مِنْ شَیْءٍ قَبِلَتْهُ.» قلب نوجوان و جوان، قلبی نو و باطراوت، مانند زمین آماده‌ای است که هر بذری در آن کاشته شود، می‌پذیرد. امروز این سخن حضرت امیر(ع) دقیقاً درباره نسل زد صدق می‌کند. دل‌های آنان نو، پاکیزه، انعطاف‌پذیر، نرم، رحیم و آماده پذیرش است؛ پذیرش محبت، پذیرش صداقت و پذیرش عمل نیکو از سوی ما. اما اگر با این قلب‌ها بدرفتاری شود، در این زمین حاصلخیز، به جای کاشتن بذر و نهال نیکو، اگر سم بپاشیم یا بذر آفت‌زده و نهال بکاریم، طبیعتاً محصولی نیکو نخواهد داد. این زمینِ پاک، بذر فاسد را نمی‌پذیرد یا اگر بپذیرد، پس از مدتی خشک یا رنجور می‌شود و ثمره‌ای جز زیان به بار نمی‌آورد. حضرت امیر(ع) در زمان خود با نسل جوان چگونه رفتار می‌کردند؟ با این نسل نیز باید همان‌گونه رفتار کرد. اگر ایشان امروز بودند، با نسل زد پدرانه و مهربانانه برخورد می‌کردند.

بدون هیچ دستکاری و پیرایشی حضرت فاطمه(س) و حضرت علی(ع) را به نسل زد معرفی کنیم

اکنون به بخش اصلی پرسش شما می‌رسم که تأکید ویژه‌ای بر آن دارید: «حضرت امیر(ع) و حضرت فاطمه(س) را چگونه به نسل زد معرفی کنیم؟» پرسش بسیار نیکویی است.

پاسخ روشن است: همان‌گونه که بودند، باید معرفی شوند. نباید حضرت علی(ع) و حضرت فاطمه(س) را تغییر دهیم، نباید بر چهره‌شان نقاب سلیقه شخصی خود را بگذاریم یا زندگی‌شان را دگرگون سازیم. باید این دو بزرگوار را آینه‌وار، بدون هیچ دستکاری و پیرایشی، به نسل زد معرفی کنیم. آنگاه این نسل، به‌سبب پاکی دل‌هایشان، علی(ع) و فاطمه(س) را می‌پذیرند و به عنوان الگوی خود برمی‌گزینند. اما اگر بخواهیم با سلیقه‌های خودمان، شخصیتی عاریه‌ای و دلخواه خود را بسازیم و به نسل زد عرضه کنیم، آنان به این سادگی آن را نخواهند پذیرفت. آنگاه است که خسارت می‌بینیم و حتی اسلام نیز زیان می‌کشد.

یکی از دغدغه‌های همیشگی من همین است که مبادا به اسلام ضرر برسد. اگر ما بد رفتار کنیم، اگر اسلام را چنان جلوه دهیم که با ذائقه نسل امروز سازگار نباشد، یا اگر آن را مطابق سلیقه خود دستکاری و ارائه کنیم، نسل زد آن را نخواهد پذیرفت. امام خمینی(ره) می‌فرمودند: «اگر به اسلام سیلی وارد شود، تا پانصد سال دیگر سر بلند نخواهد کرد.» همین دستکاری‌هاست که ضربه می‌زند. اسلامِ دلپسند، همان اسلامی است که خدا، پیامبر(ص)، حضرت امیر(ع)، حضرت فاطمه(س) و ائمه اطهار(ع) معرفی کرده‌اند. اگر همان را، بی‌کم‌وکاست و بدون اعمال سلیقه شخصی، به نسل زد ارائه دهیم، می‌پذیرند. پس نگرانی باید متوجه رفتار و ارائه ما باشد، نه نسل زد؛ نباید بترسیم که نسل زد بی‌دین می‌شود؛ بلکه باید بترسیم که ما دین را خراب کنیم. باید دین را همان‌گونه که هست، زیبا و اصیل، بدون سلیقه‌اندازی‌های ما، به آنان عرضه کنیم. آنگاه، به‌سبب فطرت الهی که «فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا» است و حدیث «کُلُّ مَوْلُودٍ یُولَدُ عَلَی الْفِطْرَةِ»، هر نوزادی، از جمله این نسل، بر پایه همان فطرت پاک زاده شده است. اگر خدا، دین و اهل‌بیت(ع)، به‌ویژه حضرت علی(ع) و حضرت فاطمه(س) را همان‌گونه که هستند، با همان زیبایی اصیل به آنان معرفی کنیم، با فطرتشان سازگار خواهد افتاد و آن را می‌پذیرند. اما اگر دستکاری کنیم و با سلیقه خود بیاراییم، با فطرتشان ناسازگار می‌شود و هرگز آن را نخواهند پذیرفت.

اگر بخواهیم یک «برنامه عملیاتی سه‌ماهه» برای خانواده‌ها طراحی کنیم تا با الهام از سیره فاطمی و علوی، اخلاق خانوادگی خود را ارتقا دهند، سه اولویت اصلی چه خواهد بود؟

پیشنهاد می‌شود در بازه‌ای سه‌ماهه، برنامه‌ای سه‌محوره به مرحله اجرا درآید که نخستین محور آن، مطالعه‌ای میانه‌حال و جامع درباره سیره و زندگی آن دو بزرگوار، حضرت فاطمه زهرا (س) و حضرت امیرالمؤمنین (ع) است. اگرچه تاکنون مطالب بسیاری پراکنده درباره ایشان شنیده‌ایم و مطالعاتی داشته‌ایم، این دستاوردها به جای خود ارزشمندند؛ لکن اکنون شایسته است آن‌ها را موقتاً در حاشیه ذهن نگاه داریم و رویکردی نو، بی‌طرفانه و منصفانه را در پیش گیریم.

خود این پرسش، پرسشی ماهرانه، استادانه و ادیبانه است که از دیدگاه نگارنده بسیار حائز اهمیت و زیبا می‌نماید. همان‌گونه که اشاره شد، در این دوره سه‌ماهه، نخستین گام، گذر از مطالعات پراکنده پیشین و ورود به پژوهشی منصفانه و بی‌غرضانه درباره زندگی آن دو الگوی والا است. این مطالعه باید مبتنی بر آثار تازه‌نشر، نوپدید و تحلیلی باشد که توسط نویسندگان و اندیشمندان معاصر تألیف شده‌اند. منظور از «متوسط» بودن این مطالعه، آن است که نه آن‌چنان مفصل باشد که در فرصت محدود سه‌ماهه میسر نگردد، و نه چنان مختصر که دستاوردی ملموس در پی نداشته باشد.

در کنار این مطالعه، برگزاری نشست‌هایی دو یا سه‌جلسه‌ای با حضور اندیشمندان روشن‌فکر و گفت‌وگومحور پیشنهاد می‌شود؛ نشستی که از قالب یک‌سویه سخنرانی خارج شده و به جای آن، فضایی تعاملی و پرسش‌وپاسخی شکل گیرد. باید تأکید کرد که نشستی که در آن تنها یک گوینده سخن بگوید و دیگران صرفاً شنونده باشند، اگر نه بی‌فایده، دست‌کم کم‌بازده خواهد بود. بنابراین، شایسته است نشست‌های سمیناری کاملاً گفت‌وگومحور طراحی شوند؛ نشست‌هایی که در آن اساتید نواندیش و صاحب‌نظر حضور یابند و گفت‌وگویی عمیق درباره سیره حضرت امیرالمؤمنین (ع) و حضرت زهرا (س) شکل گیرد. از همان آغاز، باید این اصل را مبنای کار قرار داد که ساختار جلسه، سخنرانی‌محور نباشد، بلکه بر پایه پرسش و پاسخ و تبادل نظر استوار گردد. همچنین، مجریان و کارشناسان حاضر در این نشست‌ها باید از سعه‌صدر بهره‌مند باشند، از پیش‌فرض‌های ذهنی صلب دوری کنند، انعطاف‌پذیر باشند و فضایی امن برای طرح اندیشه‌ها و گفت‌وگوی سازنده فراهم آورند.

در ادامه، پیشنهاد می‌شود اردوهای ویژه‌ای نیز در برنامه گنجانده شود؛ اردوهایی که از قالب‌های تکراری و برنامه‌ریزی‌های پیش‌ساخته‌ای که صرفاً بر حضور سخنرانان متکی است، فاصله بگیرند. در این اردوها، مبنای کار باید «زیست علی‌گونه و فاطمه‌گونه» باشد. در همان روزهایی که شرکت‌کنندگان در اردو به سر می‌برند، باید طرحی نو دراندازیم که بر الگوی زندگی حضرت فاطمه زهرا (س) و حضرت امیرالمؤمنین (ع) استوار باشد. این برنامه باید با حضور خانواده‌ها، جوانان و نوجوانان برگزار شود و از شیوه‌های مرسوم گذشته فاصله گیرد. همنشینی‌ها و تعاملات در این اردو باید بر اساس «نقشه راه» مستخرج از سیره آن دو بزرگوار تنظیم گردد. سپس، این الگوها به‌شیوه‌ای به‌روز و متناسب با مقتضیات عصر حاضر پیاده‌سازی و در زندگی روزمره تجربه شوند. هدف از حضور در این دوره‌ها، شرکت در کلاس‌های درس، گوش سپردن به سخنرانی‌ها یا دریافت نمره نیست؛ بلکه هدف، زیستن عملی و آزمون‌شده بر مدار سیره آن بزرگواران برای مدتی معین است. تجربه نشان می‌دهد که با این رویکرد، دستاوردهای ملموسی حاصل خواهد شد؛ آنچه را که بتوانیم به مرحله اجرا درآوریم، در زندگی تثبیت می‌کنیم و در مواردی که امکان پیاده‌سازی کامل وجود ندارد، با واکاوی دقیق، ریشه چالش‌ها را شناسایی و موانع را برطرف خواهیم ساخت.

در پایان، چه پیامی برای جوانانی که امروز در آستانه ازدواج یا تشکیل خانواده هستند، از زبان «اخلاق علوی و فاطمی» دارید؟

نخستین توصیه آن است که پیش از تشکیل زندگی مشترک یا در آستانه آن، با مشاوری دانا و توانا دیدار و گفت‌وگو صورت پذیرد. بر این امر تأکید می‌ورزم که مشاور، حتماً باید از دانش و توانایی لازم برخوردار باشد؛ در غیر این صورت، نه‌تنها سودمند نخواهد بود، بلکه گاه می‌تواند زیان‌بار نیز باشد. شایسته است با مشاور خود صریحاً بیان کنیم که قصد تشکیل زندگی مشترک داریم و از او بخواهیم راهکارهای عملی در این زمینه ارائه دهد. چه نیکو است که دختران و پسران، و به‌ویژه زن و شوهرها، همواره دست در دست مشاوری آگاه و کارآمد داشته باشند و مشاوره را به‌عنوان جزئی جدایی‌ناپذیر از زندگی خود بپذیرند؛ درست همان‌گونه که پیش از ازدواج، آزمایش‌های پزشکی و دوره‌های آموزشی برگزار می‌شود که البته اقدامی پسندیده است؛

باید مشاوری گزینش شود که هم از نظر فکری و هم در ترسیم مسیر زندگی، یار و همراه ما باشد. مراجعه به مشاور نه‌تنها هیچ ایرادی ندارد، بلکه ضروری است؛ هدف ما بهره‌گیری از راهکارهای او برای زیستن بهتر است. اگر زن و شوهری در طول مسیر زندگی مشترک، از همراهی مشاوری دانا و توانا برخوردار باشند، این امر نعمتی بزرگ به شمار می‌رود. در ادبیات و معارف دینی ما نیز همواره تأکید شده است که مسیر زندگی را بدون راهنما نپیمایید و همواره همراهی آگاه داشته باشید. این اصل در بستر زندگی مشترک، جلوه‌ای ویژه می‌یابد. بنابراین، شایسته است این همراه و راهنمای آگاه را از همان پیش از ازدواج برگزینیم و در تمام مراحل زندگی، از خرد و تجربه او بهره بگیریم.

زندگی مشترک خود را بر الگوی علی‌گونه و فاطمه‌گونه استوار سازیم

گام بعدی، مطالعه کتاب‌های اصیل و معتبر در این زمینه است. اگرچه استفاده از فضای مجازی نیز امکان‌پذیر است، اما هنگامی که از جوانان مراجعه‌کننده برای مشاوره ازدواج پرسیده می‌شود که چه مطالعه‌ای درباره این موضوع داشته‌اند، بسیاری پاسخ می‌دهند که تنها مطالبی را در گوشی هوشمند و شبکه‌های اجتماعی مطالعه کرده‌اند. آن مطالب به جای خود محترم‌اند؛ مشروط بر آنکه سالم، مستند و درست باشند. اما پرسش اصلی این است: چه کتابی در این زمینه خوانده‌اید؟ متأسفانه بسیاری از جوانان هنوز کتاب معتبری در این باره مطالعه نکرده‌اند. پیشنهاد می‌شود یک، دو یا سه کتاب (نه بیشتر از آن که موجب سردرگمی شود) با موضوع ازدواج، تشکیل و اداره زندگی مشترک، با دقت و تمرکز مطالعه گردد.

سپس، این مطالعه و تأمل باید بدون حب و بغض، و بدون هرگونه موضع‌گیری پیشین نسبت به آرای گذشتگان یا سیره آن دو بزرگوار صورت پذیرد. شایسته است با خلوص نیت، بر پایه ایمان و تقوا، به زندگی حضرت امیرالمؤمنین (ع) و حضرت فاطمه زهرا (س) بنگریم و عهد ببندیم که زندگی مشترک خود را بر الگوی علی‌گونه و فاطمه‌گونه استوار سازیم و در این مسیر استقامت ورزیم. باید با خداوند به گفت‌وگو بنشینیم و از درگاه حضرت امیر و حضرت زهرا (س) یاری بطلبیم تا این مسیر را با ذهنی پاک و دلی روشن ادامه دهیم و از زیبایی‌ها و عمق سیره ایشان الهام بگیریم.

کد مطلب 2220817

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 6 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین