رضا مختاری اصفهانی، سندپژوه|خبرآنلاین: روزگاری عباس اقبال آشتیانی از نوشتن درباره گذشتهای که هنوز درباره آن حب و بغض وجود دارد، نهی کرده بود. این وضعیت اگرچه در سالهای نخست هر حکومت جایگزین طبیعی به نظر میرسد، اما بهمرور و تثبیت حکومت جدید، اوضاع به روال عادی بازمیگردد. جمهوری اسلامی نیز در دهه نخست دچار چنین وضعیتی بود؛ نوشتن درباره سلطنت پهلوی در انحصار کسانی بود که گاه قلم به مسائل شخصی و جنسی میآلودند. پژوهش تاریخی در نوشتههایی از این دست جایی نداشت و نقاط منفی فقط ذکر میشد.
جالب اینکه کار به جایی رسیده بود که حتی سلسلههای سلطنتی پیش از پهلوی هم از طعن و مذمت و نادیدن نقاط مثبت روزگارشان از این نگاه برکنار نبودند. چنین رویهای به ترجمهها نیز راه یافته بود و مترجمی در ترجمه سفرنامهای مربوط به دوره صفویه از عنوان میدان امام خمینی به جای میدان شاه اصفهان استفاده کرده بود!
با گذشت زمان و تثبیت جمهوری اسلامی، بهمرور لکنت زبان پژوهشگران تاریخ درباره دوره پهلوی از بین رفت. بعضی از آثار علمی که در خارج از ایران منتشر شده بودند، ترجمه و منتشر شدند. انقلاب مشروطه و نهضت ملی شدن صنعت نفت از حصار روایات و تفاسیر تاریخنگاری ایدئولوژیک خارج شدند. دیگر پیشگفتار انتشارات امیرکبیر بر «تاریخ بیداری ایرانیان» نوشته ناظمالاسلام کرمانی و «تاریخ مشروطه» ایران اثر سیداحمد کسروی بیمعنا مینمود. چه مدیران انقلابی انتشارات روایت راویان اصلی مشروطه ایران را متفاوت از روایت رسمی دیده بودند که در کتابهای درسی و صداوسیما تبلیغ میشد. اسناد آرشیوهای گوناگون که منتشر شدند، روایات مستند فاصل معناداری با روایت رسمی پیدا کردند.
در نورافشانیهای جدید به صفحات تاریخ جایگاه بعضی از افراد نیز تغییر کرد. بسیاری از حوادث به مدد اسناد و پژوهشهای علمی تصویری متفاوت از پیش در افکار عمومی یافتند. بعدها و با گسترش فضای مجازی روند جدید با آفت و آسیب جدیدی مواجه شد. سیاستها و وضعیت امروز بر روایات و تحلیلهای تاریخی سایه انداختند. به جای نقد امروز به سراغ گذشته رفته و از میان بعضی از شخصیتهای تاریخی به دنبال مقصر گشتند. دوقطبیهایی برای تحلیل امروز برساخته شد. به بهانه نقد تاریخنگاری در چنبره ایدئولوژی، سخنان غیرمستند گفته شد. چنین تاریخنگاری ایدئولوژیک، ژورنالیستی و سیاستزده بود که همچون تاریخنگاری رسمی نگاه غیرعلمی، غیرمستند و سیاه و سفید به گذشته و آدمها داشت. همچنانکه بعضی از تاریخنگاران غیررسمی برای بعضی از شخصیتهای ملی مانند محمد مصدق قدسیت قائل بودند، حال مخالفانشان ضمن قدسیزدایی از این شخصیتها، برای سلسله پهلوی قدسیزایی کرده و به مصداق: «هرچه آن خسرو کند، شیرین بود» به روایت تاریخ پرداختند. آنان به بهانه مقابله با تاریخنگاری ایدئولوژیک رسمی، روایتی ایدئولوژیک از گذشته را جایگزین کردند. این بار بعضی از رسانههای تصویری خارج از کشور و فضای مجازی محمل چنین روایاتی شدند. کار بدانجا رسید که تصویری باژگونه از آدمها و وقایع برساخته شد. در این باره راویان جدید روی دیگر تاریخنگاری رسمی بودند.
در این میان، آنچه مغفول ماند، تاریخنگاری علمی و غیرایدئولوژیک بود. برخی رخدادهای اخیر سیاسی کشورمان، آفت و آسیب این نگاه به تاریخ را بازنمایاند. برای مقابله با آن اما باز بر طی کردن راههای اشتباه پیشین تکیه و تأکید شد؛ مسیری که نهتنها نسل جدید را به روایات رسمی جلب و جذب نمیکند، بلکه راه را بر روی تحریفکنندگان میگشاید. آنچه آسیب میبیند، تاریخنگاری علمی و غیرایدئولوژیک است. در این نوع از تاریخنگاری تفاوتی میان مصدق و فروغی، ناصرالدینشاه و رضاشاه، مصدق و کاشانی، قوام و مصدق و... نیست. در نگاه علمی و مستند به تاریخ از نیک و بد گذشته سخن گفته میشود. همچنانکه کسروی در تاریخ مشروطه خود از پایمردی فقیهانی چون سیدعبدالله بهبهانی و سیدمحمد طباطبایی در کنار نقد رفتار منورالفکرانی مانند سیدحسن تقیزاده نوشت. در تاریخنگاری علمی نهادها و مؤسسات مدرن فارغ از زمان تولدشان، بر مبنای کارکرد و نتایجشان بررسی میشوند. در مقابل، تاریخنگاری ایدئولوژیک رسمی با وجود استمرار و نتایج مثبت چنین نهادهایی، در نفی و مذمت آنان میکوشد.
امید است که تاریخ به کسانی سپرده شود که با دغدغه علمی و ملی پژوهش میکنند نه کاسبکاران فرصتطلب. این مهم نیز زمانی میسر میشود که نگاه سیاسی و امنیتی به تاریخ حذف شود.
۲۵۹



نظر شما