به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، هاینریش هیملر که فرزند یک معلم دبیرستان کاتولیک رومی بود، پس از جنگ جهانی اول به تحصیل در رشته کشاورزی پرداخت و به سازمانهای شبهنظامی راستگرا پیوست. او به عنوان یکی از اعضای گروه «رایشسکریگزفلگه» (پرچم جنگ امپراتوری) متعلق به ارنست روم، در نوامبر ۱۹۲۳ در «کودتای آبجوفروشی» (Beer Hall Putsch) نافرجام آدولف هیتلر در مونیخ شرکت کرد.
پیوستن به حزب نازی
هیملر در سال ۱۹۲۵ به حزب نازی پیوست، بهتدریج در سلسلهمراتب حزب ارتقا یافت و در سال ۱۹۳۰ به عنوان نماینده به رایشستاگ (پارلمان آلمان) انتخاب شد. با این حال، پایههای قدرت آینده او با انتصابش به عنوان «رایشسفورر» اساس (Schutzstaffel؛ به معنای یگان حفاظتی) - که محافظان نخبه هیتلر بودند و اسماً تحت کنترل اسآ (SA؛ یا یگان تهاجمی) قرار داشتند - بنا نهاده شد. هیملر بلافاصله شروع به گسترش اساس کرد، به طوری که تعداد اعضای آن تا سال ۱۹۳۳ به بیش از ۵۰ هزار نفر رسید.
معاونت رئیس گشتاپو
در آوریل ۱۹۳۴، هیملر به سمت معاون رئیس گشتاپو (پلیس مخفی دولتی) در پروس منصوب شد و از آن جایگاه، کنترل خود را بر نیروهای پلیس سراسر رایش گسترش داد. او طراح اصلی تصفیه ۳۰ ژوئن ۱۹۳۴ [۹ تیر ۱۳۱۳] بود؛ تصفیهای که در جریان آن، اساس، اسآ را به عنوان یک قدرت درون حزب نازی از میان برداشت.
این تصفیه، تسلط هیتلر بر حزب و نیز بر ارتش آلمان را تقویت کرد؛ ارتشی که اسآ را رقیبی جدی میدانست. هیملر سپس ساختن اساس را به عنوان نیرومندترین نیروی مسلح آلمان پس از نیروهای مسلح رسمی آغاز کرد. او در ۱۷ ژوئن ۱۹۳۶ [۲۷ خرداد ۱۳۱۵]، به عنوان رایشسفورر اساس و رئیسپلیس آلمان، فرماندهی کامل «زیشرهایتسپولیتسای» (Sipo؛ پلیس امنیت) و «اوردنونگسپولیتسای» (Orpo؛ پلیس نظم) را برعهده گرفت.
در دوران هیملر، اساس در آلمان و سرزمینهای اشغالشده اختیارات گسترده پلیسی به دست آورد و همچنین مسئولیت اصلی در حوزههای امنیت، جمعآوری اطلاعات و جاسوسی را کسب کرد.
جنگ جهانی دوم
جنگ جهانی دوم موجب گسترش وسیع قلمروی هیملر و منابع تحت فرمان او شد. پس از حمله آلمان به اتحاد جماهیر شوروی در ژوئن ۱۹۴۱، اداره سرزمینهای اشغالشده با هدف نابودی نظام شوروی به هیملر سپرده شد. در ژوئیه ۱۹۴۲، هیتلر هیملر را به ریاست عملیات ضد پارتیزانی در مناطق اشغالیِ پشت خطوط مقدم منصوب کرد؛ عملیاتی که دشمنان نژادی و سیاسی رایش سوم را هدف قرار میداد و با کشتارهای دستهجمعی و جنایات گسترده شناخته میشد.
او بر استقرار «آینزاتسگروپن» (گروههای عملیاتی) در جریان قتلعام یهودیان و سایر قربانیان در مکانهایی همچون «بابی یار» در اوکراین، در سالهای آغازین جنگ نظارت داشت. هیملر اردوگاههای مرگ را در لهستانِ تحت اشغال آلمان سازماندهی کرد؛ اردوگاههایی که در آنها میلیونها یهودی به طور سیستماتیک قتلعام شدند. این اردوگاهها همچنین نیروی کار ارزان برای بیگاری و سوژههایی برای آزمایشهای پزشکی اجباری فراهم میکردند.
تا سال ۱۹۴۳، هیملر به مقام وزیر کشور و نماینده تامالاختیار اداره رایش رسیده بود. او «وافن-اساس» (اساس مسلح) را چنان گسترش داد که با داشتن ۳۵ لشکر، با ارتش رقابت میکرد. او همچنین کنترل شبکه اطلاعاتی، تسلیحات نظامی (پس از سوءقصد نافرجام به جان هیتلر در ۲۰ ژوئیه ۱۹۴۴ [۲۹ تیر ۱۳۲۳])، «فولکساشتورم» (نیروی دفاع مردمی) که متشکل از سربازگیری تودهای (عمدتاً مردان مسن) بود، و بعدها «ورولف» (نیروی چریکی که قرار بود پس از جنگ به مبارزه ادامه دهد) را به دست گرفت. او همچنین به طور ناموفقی فرماندهی دو گروه ارتش را برعهده داشت.
هیملر که تنها به قدرت نظامی راضی نبود، تلاش کرد تا یک امپراتوری صنعتیِ مستقل برای اساس ایجاد کند. هنگامی که این اقدام با مقاومت آلبرت اشپر، وزیر تسلیحات و تولید جنگی هیتلر مواجه شد، هیملر ظاهراً در فوریه ۱۹۴۴ تلاش برای ترور او را طراحی کرد.
طرد و خودکشی
در ماههای پایانی جنگ، هیملر به طور فزایندهای از بیماریهای روانتنی رنج میبرد و بهتدریج توسط اطرافیان هیتلر به حاشیه رانده شد. در آوریل ۱۹۴۵ مشخص شد که هیملر امیدوار بوده جانشین هیتلر شود و در این راستا هم با «گریوه» (کنت) فولکه برنادوت سوئدی (برای تسلیم شدن به متفقین غربی) و هم مستقیماً با خودِ متفقین غربی (برای تشکیل اتحادی علیه اتحاد جماهیر شوروی) وارد مذاکره شده است. هیتلر بلافاصله هیملر را از تمامی مناصب برکنار و دستور بازداشت او را صادر کرد. هیملر که در پوشش یک سرباز معمولی قصد فرار داشت، توسط متفقین غربی دستگیر شد و با خوردن سم خودکشی کرد.
هیملر یک مدیر بسیار کارآمد و در عین حال یک قدرتطلبِ بیرحم و زیرک بود که تا هفتههای پایانی جنگ، به شکلی بردهوار به هیتلر وفادار ماند. او در نقشِ معمار اصلی هولوکاست، گرایش به عرفانِ فلسفی را با پایبندیِ خونسردانه و متعصبانه به ایدئولوژی نژادی نازیها در هم آمیخت. هیملر بیش از هر فرد دیگری، همان کسی بود که شبکه ترور دولتی را ایجاد کرد؛ شبکهای که رایش سوم از طریق آن مخالفان خود را سرکوب، دشمنان داخلیاش را حذف و شهروندان آلمانی را به اطاعت وادار میکرد.
منبع: بریتانیکا
ترجمه: امیرمهدی نادری
۲۵۹



نظر شما