به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، بازارچه «صابونپزخانه» یا به قول محلیهای دروازهغار، «صامپزخونه»، تکهای از شناسنامه گمشده تهران قدیم است. روزگاری بوی تند گوگرد در کوچهپسکوچههای باریک این محله، نه یک آزار، بلکه نشانی از رونق اقتصادی بود. اینجا قطب تولیدی پایتخت بود که نه تنها صابون تهران، بلکه نیاز کل ایران را تأمین میکرد و محصولاتش را به دورترین نقاط کشور میفرستاد.
در دهه ۵۰ شمسی، وقتی خبرنگار روزنامه «اطلاعات» به این گذر سر زد، صابونپزخانه در آستانه یک تحول بزرگ بود. کارگاههای معروفی مثل کارگاه «اکبر بیدنده» که با صدها کارگر، از مواد بازیافتی، پیه و استخوان، صابون و اشیای پلاستیکی میساخت، آرامآرام تغییر کاربری میدادند. آن زمان، در انتهای بازارچه هنوز مغازههایی با پیشخوانهای چوبی و درهای کشویی صدساله خودنمایی میکردند و کوچهها چنان تنگ بودند که دو عابر نمیتوانستند پهلو به پهلو از کنار هم رد شوند.
یکی از شگفتانگیزترین ویژگیهای این محله، حضور «شبگردها» بود. در حالی که تهران به سمت مدرنیته پیش میرفت، صابونپزخانه همچنان تحت حفاظت آخرین بازماندگان شغل فراموششده شبگردی بود که در تاریکی شب، امنیت اموال مردم را تضمین میکردند. در آن سالها، بازارچه به مرکز خیاطی و تولید لباسهای ارزانقیمت ۱۵۰ تومانی و کفشدوزی تبدیل شده بود، اما معماری خشت و گلی و طاقهای گنبدیاش، همچنان روح تهران قدیم را در خود داشت.
امروز اما از آن هیاهو خبری نیست. سقفهای ضربی ریزش کردهاند و بوی گوگرد جای خود را به سکوت فقر داده است. صابونپزخانه که روزی نماد تولید و جنبوجوش بود، حالا در حافظه موسفیدانی زنده است که با حسرت به دیوارهای تکیده محله مینگرند؛ جایی که روزگاری نبض زندگی در آن تندتر از هر جای دیگری در تهران میتپید.
متن کامل این گزارش را از اینجا بخوانید.
۲۵۹




نظر شما