پیشتر در جریان هر دو دور مذاکرات ترامپ تاکید زیادی بر این اورانیوم غنی شده نمی کرد؛ اما نه به این دلیل که آن را مهم نمی دانست بلکه چون می خواست با جنگ به آن برسد؛ مذاکرات فقط فریب بود. ایران جدید در چند قرن اخیر هیچ وقت کشور مهاجم نبوده است تا آمریکایی ها نگران باشند که ایران به فکر ساخت سلاح هسته ای باشد. اما آمریکایی ها برنامه خودشان را دارند.
برنامه آمریکایی ها اکنون باید روشن باشد: خلاص شدن از دست اورانیوم غنی شده ۶۰٪، از بین بردن بقیه اورانیوم غنی شده با درصد کمتر و خالی کردن دست ایران. اما برای چه؟ شاید با دادن اورانیوم چند صباحی آرام بگیرند در ظاهر، اما در باطن برنامه نابودی ایران را خواهند پرورد. دیر یا زود آنها دوباره به ما حمله می کنند، تلاش می کنند با تسلیح نفوذی های خودشان در داخل جنگ داخلی درست کنند تا کشور تضعیف شود و نهایتا دوباره به ایران حمله کنند. این برنامه اکنون ممکن نیست و ایران توان نظامی کافی برای دفاع از کیان خود را دارد و غیرممکن است سر تسلیم فرود آورد.
آمریکایی ها نشان داده اند که برنامه ریزی آنها چگونه است؛ مورد نمونه و بارز لیبی است. آمریکایی ها سال ۲۰۰۳ تاسیسات هسته ای لیبی را از میان بردند و تمامی متعلقاتی که می شد برد را به آمریکا بردند حتی مستندات را. قذافی با موافقت خود این کار را کرد و امیدوار بود که با آمریکا کاهش تنش داشته باشد. قذافی به متحدان خود پشت کرد برای دشمن ذاتی اش، آمریکا. اما آمریکایی ها در ۲۰۱۱، یعنی هشت سال بعد، ابتدا لیبی را به جنگ داخلی خانمان سوزی انداختند و سپس قذافی را کشتند و لیبی هنوز که هنوز است نتوانسته است امنیت و آرامش را ببیند؛ حتی اقتصادش بهبودی پیدا نکرده است. هدف آمریکایی ها و اسرائیل نیز همین بود: اینکه لیبی کشوری ضعیف و ناتوان باشد.
سوریه مورد دیگری است که بحث هسته ای در آن وجود نداشت و به همین دلیل به سرعت به طرف کشاندن سوریه به جنگ داخلی رفتند و با تضعیف سوریه در جنگ داخلی و ضعف نظامی نهایتا یک حاکم دست نشانده برای آن گذاشتند و سوریه را به شکلی درآوردند که اسرائیل هر هفته بخشی از خاک آن را تصرف می کند و سوریه نمی تواند از خود دفاع کند.
چیزی که آمریکایی ها برای ایران می خواهند مشابه لیبی است و در درجه بعد سوریه. در وهله نخست می خواهند از اورانیوم و غنی سازی (گرد و غبار) خلاص شوند؛ سپس به سمت تضعیف توان نظامی ایران می روند و سعی می کنند تا ایران را به جنگ داخلی بکشانند. برنامه آنها دو مانع بزرگ دارد: نخست، توان ایران به گونه ای نیست که ضعفی نشان دهد و نتواند از خود دفاع کند. حتی ایران نشان داد اگر بخواهد در مقام مهاجم باشد کشوری قدرتمند و خطرناک است. دوم، برنامه هسته ای صلح آمیز، حتی در حالت صلح آمیزش، نوعی بازدارندگی تولید می کند. ایران سلاح هسته ای نمی خواهد و تاکنون هیچ دلیلی وجود ندارد که اساسا دنبال ساخت سلاح بوده است؛ اما اگر در معرض تهدید هسته ای باشد قضیه فرق می کند. هیچ حکومتی جان مردم غیرنظامی خود را بی اهمیت نمی داند؛ ایران هم مانند هر کشوری برای دفاع از مردم خود هر کاری لازم باشد می کند.
در ایام جنگ و روزهای نخست پس از آتش بس ترامپ چند بار به ایران را به حمله هسته ای تهدید کرد. اگرچه ایران بارها گفته است که به دنبال سلاح هسته ای نیست و هیچ تلاشی در این زمینه نداشته است، اما اگر ایران در معرض تهدید هسته ای واقعی باشد یا دشمن خطا کند و از سلاح هسته ای استفاده کند ایران نیز می تواند برای دفع خطر و ایجاد بازدارندگی در برابر دشمن هسته ای وحشی کارهایی کند که دشمن را دور نگه دارد. اورانیوم غنی شده ۶۰٪ برای ساخت سلاح نیست زیرا برای سلاح بالای ۹۰٪ می خواهد و ایران غنی سازی را در این حد نگه داشته است تا نشان دهد که به دنبال ساخت سلاح نیست با اینکه دانش و توانایی آن را دارد.
فتوای رهبر شهید تاکنون فصل الخطاب بوده است. اما وجود این اورانیوم این فایده را دارد که دشمن می داند که در برابر خطر هسته ای ایران تنها یک گزینه دارد و برای رسیدن به این گزینه دانش و امکانات دارد. حال اگر این اورانیوم را بتوانند از ایران بگیرند چه می شود؟ دیگر بازدارندگی هسته ای از میان می رود و ایران تنها از گزینه های متعارف بهره می برد. راه برای تهدید ایران باز می شود؛ از همین رو است که رهبر معظم ایران دستور داده اند که اورانیوم غنی شده نباید از کشور خارج شود.




نظر شما