ترور دانشگاه توسط آمریکا؛ آغاز فصل ترمیم زخم‌ها وتوسعه ایران

مسیری که در این نبرد آغاز شد، چراغی است فراراهِ همهٔ نهادهای علمی کشور؛ چراغی که با خاموشی‌های موقت، پرفروغ‌تر خواهد شد.اینک چشم‌ها به ۱۴۰۵ و سال‌های پس از آن دوخته شده است؛ سال‌هایی که باید دید آیا بذرهایی که امروز در خاکستر جنگ کاشته می‌شوند، به نهال‌های تناور تمدنی بدل خواهند شد یا خیر. پاسخ به این پرسش، بیش از هر زمان دیگری، در گرو همت و خرد دانشگاهیان ایران است. دانشگاهی که از دل آوار سر برآورد، دیگر هرگز فرو نخواهد ریخت.

 گروه اندیشه: آروین تنها دبیرکل اتحادیه انجمن‌های علمی دانشجویی علوم سیاسی ایران در یادداشتی که در اختیار خبرگزاری خبرآنلاین قرار داده، با تاکید بر جایگاه راهبردی دانشگاه به عنوان موتور محرکه فلسفه، علم و پیشران بومی‌سازی دانش در دوران تحریم، به واکاوی دلایل تهاجم آگاهانه آمریکا و اسرائیل به نهادهای علمی و آکادمیک ایران در جریان جنگ رمضان می‌پردازد. این حملات مستقیم که با نقض آشکار کنوانسیون چهارم ژنو و حقوق بین‌الملل بشردوستانه همراه بود، آشکارا هراس دشمنان را از قدرت نرم و زیرساخت‌های دانش‌بنیان کشور عیان ساخت. آروین تنها معتقد است دوران پساجنگ، فصل ترمیم زخم‌ها و ساخت شکوهمندانه آینده است؛ مأموریتی خطیر که در آن نخبگان و تشکل‌های دانشجویی باید با بازتعریف روایت حقیقت و به‌کارگیری دیپلماسی علمی، مانع از دیکته شدن روایت‌های دروغین نظام سلطه به افکار عمومی جهان شوند. بر این اساس آروین تنها در مطلب خود بر عملکرد مسئولانه «اتحادیه انجمن‌های علمی دانشجویی علوم سیاسی ایران» به عنوان یک الگوی موفق دانشگاهی تاکید می کند؛ نهادی که با برگزاری نشست‌های تخصصی تبیینی و مکاتبه مستند با مجامع بین‌المللی برای محکومیت تجاوز به مراکز غیرنظامی، نشان داد آکادمیا می‌تواند مرجعیت فکری خود را حفظ کند. این کنشگری فعال، بذر امیدی است که در خاکستر جنگ کاشته شده تا چشم‌انداز توسعه تمدنی ایران را در سال ۱۴۰۵ و پس از آن تضمین کند. این مطلب را در ادامه می خوانید:

****

دانشگاه همواره «نقطهٔ جوشش تغییرات بزرگ» در هر جامعه‌ای بوده است؛ جایی که ایده‌های نو، پیش از آنکه در خیابان‌ها و سیاست‌گذاری‌ها جاری شوند، در ذهن دانشگاهیان جوانه می‌زنند. انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ خود گواه این مدعاست که دانشگاه، از همان روزهای نخست، نبض بیداری و خاستگاه شکل‌گیری گفتمان تحول‌خواهی بود و در دهه‌های بعد نیز با تربیت نیروی انسانی متخصص، نقشی بی‌بدیل در پیشرفت‌های کشور ایفا کرد و ایران را در زمرهٔ کشورهای پیشرو در عرصه‌های گوناگون علمی و فناورانه قرار داد. اما نقطهٔ اوج این مسیر را باید در سال‌های تحریم دید؛ آنجا که دانشگاهیان ایران به خط‌شکن مبارزه با فشارهای خارجی بدل شدند و با بومی‌سازی دانش، یک‌به‌یک در حوزه‌های اقتصادی، فناوری، پزشکی، نانو، و اکنون نظامی، در پیشانیِ مقابله با محدودیت‌ها ایستادند.

هدف نخست دشمن: موتور علم و فناوری

این حقیقت راهبردی را حتی دشمنان ما نیز به‌خوبی دریافته‌اند؛ آن‌ها می‌دانند که برای متوقف‌کردن پیشرفت ایران، باید در نخستین گام، موتور محرکهٔ علم و فناوری آن را هدف بگیرند: دانشگاه، استادان و دانشجویانش. بر همین اساس بود که در جنگ رمضان، آمریکا و اسرائیل در کنار زیرساخت‌های نظامی و اقتصادی، عمداً و آگاهانه دانشگاه‌ها و نهادهای علمی ایران را مورد حملهٔ مستقیم قرار دادند. پیام این اقدام روشن بود: آن‌ها از قدرت نرم و دانش‌بنیان ایران بیش از هر چیز دیگری هراس دارند.

زخم‌های بر پیکر دانایی؛ نقض کنوانسیون‌های بین‌المللی

حال که بیش از ۹۰ روز از آغاز جنگ رمضان می‌گذرد، آثار زخم‌های دشمن هنوز بر پیکر این سرزمین پیداست: از مراکز نظامی‌ای که برای دفاع از امنیت مردم ساخته شده بودند و مورد تهاجم قرار گرفتند، تا بیمارستان‌ها و زیرساخت‌های غیرنظامی‌ای که بر اساس کنوانسیون چهارم ژنو، حمله به آنها ممنوع و مصداق بارز نقض حقوق بین‌الملل بشردوستانه است مدارسی که دیوارهایشان پر از صدای کودکانی بود که فردای ایران را می‌ساختند، و دانشگاه‌هایی که تاروپود آگاهی، تمدن‌سازی و هویت نسل آیندهٔ این مرزوبوم در آنها بافته می‌شد. دشمن با حمله به این نهادهای ممنوعه، نه‌تنها چارچوب‌های حقوقی را زیر پا گذاشت، بلکه نشان داد که از ریشه‌های هوشمندی و امید ما بیش از هر چیز دیگری هراس دارد.

معماران حقیقت، پاسداران امید

اکنون ایران عزیز بیش از هر زمان دیگری به نخبگان دانشگاهی خود نیاز دارد تا از چالش‌های پساجنگ عبور کند و زخم‌هایش را التیام بخشد، چراکه دوران پساجنگ نه زمان تماشای ویرانه‌ها، که فصل ساخت شکوهمندانهٔ آینده است؛ و درست در همین برهه است که می‌توان بیش از همیشه بر نقش‌آفرینی نهادهای دانشجویی حساب باز کرد، نهادهایی که امروز وظیفه‌ای دوچندان بر دوش دارند: اگر در گذشته در آگاهی‌بخشی به جامعهٔ دانشگاهی و افکار عمومی سهیم بودند، اکنون می‌توانند در بازتعریف روایت جنگ و تصویرسازی حقیقت آن چنان ظاهر شوند که نگذاریم دشمن روایت دروغین خود را از این نبرد به جهان دیکته کند و از قضا، دیپلماسی علمی را که امروز بیش از هر زمان دیگری ضرورت یافته است، به میدان بیاورند.

الگویی از جنس کنش علمی: تجربهٔ اتحادیهٔ علوم سیاسی

تجربهٔ اتحادیهٔ انجمن‌های علمی دانشجویی علوم سیاسی ایران در این برهه می‌تواند الگویی قابل تعمیم برای سایر نهادهای دانشگاهی باشد. این اتحادیه از همان روزهای آغازین جنگ رمضان، در راستای رسالت ملی، میهنی و علمی خود، بی‌وقفه به میدان آمد و با برگزاری سلسله‌نشست‌های تخصصی «تحلیل و واکاوی تحولات جنگ رمضان» که با حضور اساتید برجسته و نخبگان علمی کشور همراه بود، تلاش کرد ابعاد مختلف این جنگ را برای عموم مخاطبان تبیین و تحلیل کند؛ نشست‌هایی که با استقبال گستردهٔ جامعهٔ علمی و مخاطبان روبه‌رو شد و نشان داد دانشگاه می‌تواند حتی در دل بحران، مرجعیت فکری خود را حفظ کند.

هم‌زمان، اتحادیه با ارسال نامه‌های رسمی به سازمان‌های بین‌المللی، نهادهای منطقه‌ای و تشکل‌های همتراز علمی در جهان، ضمن روایتگری مستند از آنچه بر ایران عزیز گذشت، خواستار همکاری علمی و محکومیت تجاوز به نهادهای غیرنظامی و دانشگاهی شد. هدف آن بود تا از مسیر دیپلماسی علمی، روایت حقیقی جنگ بازتعریف شود و دشمن نتواند نسخهٔ دروغین خود را به افکار عمومی جهانی تحمیل کند. این مسیر، نه یک انتخاب، که یک مأموریت مستمر، عملیاتی و راهبردی برای همهٔ نهادهای دانشجویی و علمی این کشور است؛ مأموریتی که در آن اتحادیهٔ علوم سیاسی نشان داد می‌توان از جایگاه یک تشکل علمی، به کانون بازتعریف روایت ملی و پیشران دیپلماسی آکادمیک بدل شد و از این رهگذر، دانشگاه را در خط مقدم نرم‌قدرت و بازسازی پس از بحران نشاند.

بذرهایی در خاکستر جنگ

آنچه در این میانه بیش از هر چیز امید می‌آفریند، حضور زنده و پویای نهادهای علمی و دانشجویی است که داوطلبانه و مسئولانه، بیرق آگاهی را در روزگار سخت بر دوش می‌کشند. نهادهایی که روزی صرفاً محفلی برای مباحث نظری تصور می‌شدند، اینک در قامت «معماران حقیقت» و «پاسداران امید» ظاهر شده‌اند. از انجمن‌های علمی گرفته تا دیگر تشکل‌های دانشگاهی، همه نشان داده‌اند که می‌توان با روشنگری، دیپلماسی آکادمیک و شبکه‌سازی نخبگانی، نه‌تنها زخم‌های این جنگ را التیام بخشید، بلکه بنیان تمدنی نوینی را پی‌ریزی کرد.

مسیری که در این نبرد آغاز شد، چراغی است فراراهِ همهٔ نهادهای علمی کشور؛ چراغی که با خاموشی‌های موقت، پرفروغ‌تر خواهد شد.اینک چشم‌ها به ۱۴۰۵ و سال‌های پس از آن دوخته شده است؛ سال‌هایی که باید دید آیا بذرهایی که امروز در خاکستر جنگ کاشته می‌شوند، به نهال‌های تناور تمدنی بدل خواهند شد یا خیر. پاسخ به این پرسش، بیش از هر زمان دیگری، در گرو همت و خرد دانشگاهیان ایران است. دانشگاهی که از دل آوار سر برآورد، دیگر هرگز فرو نخواهد ریخت.

۲۱۶۲۱۶

کد مطلب 2227732

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 1 =

آخرین اخبار