انتخابات پارلمانی ۷ ژوئن ارمنستان و منافع ملی ایران در قفقاز جنوبی

در ارزیابی تاثیر نتایج انتخابات پارلمانی ارمنستان بر ایران می توان گفت در هیچ حالتی با پیروزی یا شکست نیکول پاشینیان در انتخابات پارلمانی ۷ ژوئن در ارمنستان، منافع و اهداف حداکثری ایران در قفقاز جنوبی تامین نخواهد شد و در هر حالتی ایران تنها می تواند به بخشی از اهداف و منافع خود در منطقه دست یابد. بخشی از این وضعیت حاصل ماهیت اهداف و منافعی است که ایران در قفقاز جنوبی برای خود تعریف کرده است و بخشی دیگر نیز حاصل شکاف ها و اختلافات در داخل منطقه است که اساساً ارتباطی به ایران ندارد.  لذا در هر حالتی ایران مجبور به انتخاب بین اهداف و منافع تعریف شده خود براساس اولویت های خود خواهد بود.

خبرآنلاین - به جرات می توان گفت انتخابات پارلمانی ۷ ژوئن ۲۰۲۶ میلادی/ ۱۷ خرداد ۱۴۰۵ در ارمنستان مهم ترین انتخابات پارلمانی این کشور پس از فروپاشی شوروی و استقلال ارمنستان است. در ساختار سیاسی نیمه ریاستی ارمنستان که رهبر حزب یا ائتلاف پیروز، مسئولیت نخست وزیری را در دست می گیرد، و رئیس جمهور نقش و جایگاه تعیین کننده ای ندارد، نتایج این انتخابات بسیار مهم است.

پیروزی مجدد حزب حاکم «قرارداد مدنی» به رهبری نیکول پاشینیان به معنی تداوم و تقویت روندی است که در سیاست خارجی ارمنستان از ماه می ۲۰۱۸ آغاز شده است که تنش زدایی و صلح با جمهوری آذربایجان، عادی سازی روابط با ترکیه، فاصله گرفتن از روسیه به ویژه خروج احتمالی از سازمان پیمان امنیت دسته جعی و اتحادیه اقتصادی اوراسیا و نزدیکی به غرب (اتحادیه اروپا، ناتو و ایالات متحده) و حتی اسرائیل از مهم ترین شاخصه های آن بوده است.

اما در مقابل اگر احزاب ملی گرا و محافظه کار ارمنی به قدرت برسند، شرایط به گونه ای دیگر رقم خواهد خورد. حزب کنگره ملی ارمنستان به رهبری لئون تِرپطروسیان (نخستین رئیس جمهور ارمنستان) و لوون زورابیان، ائتلاف ارمنستان به رهبری روبرت کوچاریان (دومین رئیس جمهور ارمنستان) و فدراسیون انقلابی ارمنی (داشناکسوتیون)، ائتلاف ارمنستان شکوفا به رهبری گاگیک زاروکیان و آندارنیک توانیان و حزب ارمنستان قوی به رهبری ساموِل کاراپتیان (از رهبران شاخص اپوزیسیون که از تابستان گذشته در زندان به سر می برد)، ائتلاف گسترده ای را در مقابل حزب حاکم قرارداد مدنی به رهبری نیکول پاشینیان شکل داده اند. اگر این احزاب ملی گرا و محافظه کار ارمنی به قدرت برسند، بسیار محتمل است که ارمنستان به سیاست ها و رویکردهای قبل از ۲۰۱۸ برگردد و در این راستا انتظار می رود رویکرد سرسختانه تری در قبال جمهوری آذربایجان و ترکیه اتخاذ شود، هر دو روند موافقتنامه صلح با باکو و عادی سازی روابط با ترکیه متوقف شود، مساله قره باغ و به ویژه پناهندگان ارمنی قره باغ در ارمنستان به صورت جدی مطرح شود، روابط ارمنستان با غرب به صورت محدود و کنترل شده قبلی برگردد و روابط سنتی ارمنستان با روسیه و نیز ایران مجددا احیا و تقویت شود.

بنابراین، نتایج انتخابات پارلمانی ۷ ژوئن از نظر جهت گیری سیاست خارجی ارمنستان بسیار مهم است و بر معادلات منطقه قفقاز جنوبی تاثیرات بسیار تعیین کننده ای دارد. پیروزی حزب حاکم قرارداد مدنی به رهبری نیکول پاشینیان و تداوم رویکرد نزدیکی به غرب و فاصله گرفتن از روسیه، عملاً ارمنستان را در کنار جمهوری آذربایجان در رویکردهای یورو- آتلانیکی در قفقاز جنوبی قرار خواهد داد و در این حالت احتمال خروج ارمنستان از سازمان پیمان امنیت دسته جمعی و اتحادیه اقتصادی اوراسیا بسیار افزایش خواهد یافت. در چنین حالتی، ارمنستان نیز همانند جمهوری آذربایجان و گرجستان عضو این دو سازمان منطقه ای روس محور نخواهد بود که این امر کاهش بسیار شد نفوذ اقتصادی، ژئوپلیتیکی و نظامی- امنیتی روسیه در قفقاز جنوبی را به دنبال خواهد داشت. هرچند در چنین حالتی امکان و احتمال اقدامات تنبیهی از سوی روسیه علیه ارمنستان به ویژه در رابطه با افزایش یا قطع گاز صادراتی به ارمنستان، محدودیت واردات کالاهای ارمنی، ایجاد محدودیت برای اقامت، اشتغال و انتقال پول جامعه بزرگ تقریبا دو میلیون نفری ارامنه در روسیه وجود دارد.

اما در نقطه مقابل، اگر مخالفان و جریانات ملی گرا و محافظه کار ارمنی به قدرت برسند و روند دوری از روسیه و نزدیکی به غرب به ویژه توافقنامه صلح با جمهوری آذربایجان و مسیر موسوم «مسیر ترامپ» که به نوعی همان «کریدور زنگه زور» است، متوقف شود، اقدامات تنبیهی و تحریمی غرب علیه ارمنستان نیز محتمل است و امکان دارد ارمنستان نیز وضعیتی مشابه گرجستان را پیدا کند که پس از انتخابات پارلمانی اکتبر ۲۰۲۴ و فاصله گرفتن این کشور از غرب، تحت تحریم های گسترده اتحادیه اروپا قرار گرفته است. هرچند این فشارهای تحریمی نتوانسته است گرجستان را به سمت روسیه سوق دهد و همچنان مناطق جدا شده آبخازیا و اوستیای جنوبی مهم ترین عامل عادی سازی روابط گرجستان و روسیه است. بنابراین در مجموع برخلاف جمهوری آذربایجان که ساختار سیاسی ریاستی و اقتدارگرایی به محوریت رئیس جمهور دارد و انتخابات پارلمانی تقریباً کوچک ترین تاثیری در جهت گیری های سیاست خارجی این کشور ندارد، در ساختار سیاسی نیمه ریاستی ارمنستان و گرجستان که از دموکراسی  نسبی نیز برخوردار هستند و نخست وزیر در راس قدرت اجرایی قرار دارد، نتایج انتخابات پارلمانی بسیار مهم است. لذا نتایج انتخابات پارلمانی ۷ ژوئن در ارمنستان نه تنها جهت گیری های سیاست خارجی این کشور را تعیین می کند، بلکه آرایش سیاسی و توازن قوای ژئوپلیتیک در قفقاز جنوبی را نیز به طور جدی تحت تاثیر قرار می دهد.

حال پرسش مهم این است که نسبت این تحولات و انتخابات پارلمانی ۷ ژوئن در ارمنستان با منافع ملی ایران در قفقاز جنوبی چیست؟ در ارزیابی تاثیر نتایج انتخابات پارلمانی ارمنستان بر ایران می توان گفت در هیچ حالتی با پیروزی یا شکست نیکول پاشینیان در انتخابات پارلمانی ۷ ژوئن در ارمنستان، منافع و اهداف حداکثری ایران در قفقاز جنوبی تامین نخواهد شد و در هر حالتی ایران تنها می تواند به بخشی از اهداف و منافع خود در منطقه دست یابد. بخشی از این وضعیت حاصل ماهیت اهداف و منافعی است که ایران در قفقاز جنوبی برای خود تعریف کرده است و بخشی دیگر نیز حاصل شکاف ها و اختلافات در داخل منطقه است که اساساً ارتباطی به ایران ندارد.

اگر نیکول پاشینیان مجدداً به قدرت برسد و روند تنش زدایی و توافقنامه صلح این کشور با جمهوری آذربایجان و عادی سازی روابط با ترکیه اجرایی شود، تقویت هر چه بیشتر الگوی منطقه ای ۳+۳ در قفقاز جنوبی (ایران، روسیه و ترکیه + ارمنستان، جمهوری اذربایجان و گرجستان) که بدون حضور گرجستان عملاً الگوی ۲+۳ شده است، بیشتر محتمل خواهد بود که این الگوی منطقه ای در راستای سیاست کلان و ثابت ایران در مخالفت با حضور و مداخله قدرت های فرامنطقه ای در معادلات قفقاز جنوبی است.

همچنین با رفع انسداد از مسیرهای ارتباطی می توان انتظار داشت پس از حدود ۳۵ سال مسیر ریلی قدیمی جلفا- نخجوان نیز احیا شود که به منزله اتصال ریلی مجدد ایران با قفقاز جنوبی پس از سه دهه خواهد بود. اما در نقطه مقابل، پیروزی نیکول پاشینیان و تداوم حضور او در قدرت احتمالاً به اجرایی شدن «مسیر ترامپ» بین جمهوری آذربایجان و نخجوان منجر خواهد شد که از دیدگاه ایران ماهیتاً تفاوتی با «کریدور زنگه زور» ندارد و می تواند همان تهدیدات و چالش های مرزی، تجاری، ترانزیتی و ژئوپلیتیکی را متوجه ایران کند. ضمن این که با اجرای این طرح، مسیر زمینی بیله سوار اردبیل به نخجوان از خاک ایران به عنوان تنها مسیر ارتباطی و ترانزیتی بین جمهوری آذربایجان و نخجوان و همچنین کریدور ریلی- جاده ای ارس که در حال ساخت است، کارکرد، اهمیت و ضرورت خود را از دست خواهد داد.

همچنین خروج ارمنستان از سازمان پیمان امنیت دسته جمعی و تخلیه پایگاه های نظامی روسی در این کشور نیز راه را برای توسعه روابط بیشتر ارمنستان با پیمان ناتو و همچنین همکاری های نظامی و اطلاعاتی ارمنستان و ایالات متحده فراهم خواهد کرد که می تواند پس از تجربه دو جنگ ۱۲ روزه در سال گذشته و جنگ چهل روزه اخیر، تهدیدات و چالش های جدیدی را در شمال غربی ایران ایجاد کند وحتی دامنه نفوذ اطلاعاتی و امنیتی اسرائیل در جمهوری آذربایجان به ارمنستان نیز کشیده شود. علاوه بر این، خروج ارمنستان از اتحادیه اقتصادی اوراسیا که این روزها بحث آن در ارمنستان بسیار جدی شده است، می تواند چالش مهمی را برای تجارت و ترانزیت ایران با اوراسیا ایجاد کند، چرا که ارمنستان تنها عضو اتحادیه اقتصادی اوراسیا است که دارای مرز زمینی مشترک با ایران است و سایر اعضا- روسیه، بلاروس، قزاقستان و قرقیزستان- دارای مرز مشترک زمینی با ایران نیستند.

اما در عین حال، خروج ارمنستان از نفوذ و انحصار روسیه در بخش هایی مانند گاز و راه آهن می تواند فرصت هایی نیز برای ایران فراهم کند. طی سه دهه اخیر روسیه برای حفظ انحصار و سلطه خود در زیرساخت های ارمنستان، موانعی جدی در افزایش حجم صادرات گاز ایران به ارمنستان ایجاد کرد از جمله فشار گاز پروم روسیه بر ارمنستان در کاهش قطر خط لوله گاز صادراتی ایران به ارمنستان که عملاً امکان صادرات گاز ایران به گرجستان را نیز سلب نمود. لذا خروج ارمنستان از سلطه و انحصار روسیه در بخش گازی می تواند فرصت و فضایی برای افزایش صادرات گاز ایران به ارمنستان فراهم خواهد نمود که البته پیش شرط آن افزایش ظرفیت و توان تولید و صادرات گاز در داخل ایران است. ضمن این که فراموش نکنیم که صادرات گاز ایران به ارمنستان در قالب سوآپ با برق است و به هر میزانی که صادرات گاز ایران به ارمنستان افزایش پیدا کند، واردات برق از ارمنستان نیز افزایش پیدا خواهد کرد که در شرایط ناترازی کنونی برق در ایران بسیار حائز اهمیت است. در غیر این صورت، جمهوری آذربایجان و نیز ترکمنستان (با سوآپ از طریق ایران)، بخش مهمی از بازار گاز ارمنستان را به جای روسیه در دست خواهند گرفت. در بخش راه آهن نیز روسیه در یک دهه قبل مخالفت آشکاری با ساخت مسیر ریلی مرند- نوردوز- مقری- ایروان نشان داد که هدف آن حفظ سلطه و انحصار روسیه در بخش ریلی ارمنستان بود. بنابراین در این بخش هم با کاهش نفوذ اقتصادی روسیه، فضا برای ایران بیشتر فراهم خواهد شد.   برق و مخابرات و سایر زیرساخت ها نیزتقریبا وضع به همین گونه است.

اما در نقطه مقابل اگر مخالفان و جریانات ملی گرا و محافظه کار ارمنی به قدرت برسند، شرایط به گونه ای دیگر رقم خواهد خورد و آن هم چالش ها، تهدیدات و فرصت هایی را برای ایران به دنبال خواهد داشت. با به قدرت رسیدن مخالفان، به احتمال بسیار زیاد روند مذاکرات و توافقنامه صلح ارمنستان با جمهوری آذربایجان، عادی سازی روابط ارمنستان و ترکیه و وبه ویژه اجرای «مسیر ترامپ» متوقف خواهد شد. در چنین شرایطی احتمال افزایش تنش و تقویت سیاست های تهاجمی جمهوری آذربایجان به شدت افزایش خواهد یافت.

اما نکته بسیار مهم این است که در چنین حالتی روسیه یک مانع بسیار جدی در تامین امنیت ارمنستان خواهد بود و روس ها دیگر به مانند جنگ دوم قره باغ یا جنگ سوم قره باغ که نیکول پاشینیان در راس قدرت بود، عمل نخواهند کرد و با تمامی امکانات و ظرفیت ها از جمله پایگاه های نظامی روسی مستقر در ارمنستان و سازمان پیمان امنیت دسته جمعی به دفاع از ارمنستان خواهند پرداخت. در چنین حالتی موازنه قوا در قفقاز جنوبی مجدداً به  وضعیت قبل از ۲۰۱۸ برخواهد گشت و اتحاد و ائتلاف رسمی روسیه و ارمنستان و انتلاف و اتحاد نانوشته و غیر رسمی ایران- ارمنستان- روسیه در قفقاز جنوبی مجدداً احیا خواهد شد. با توقف پروژه «مسیر ترامپ» که از دیدگاه ایران تقاوتی با «کریدور زنگه زور» ندارد، بخش مهمی از نگرانی ها و تهدیدات ایران که پس از جنگ دوم قره باغ در سال ۲۰۲۰ ایجاد شد نیز برطرف خواهد شد. همچنین با پیروزی مخالفان، روند توسعه روابط ارمنستان با غرب و حتی اسرائیل نیز متوقف خواهد شد- هرچند این امر به معنی قطع روابط نخواهد بود- و ارمنستان همچنان در سازمان امنیت دسته جمعی و اتحادیه اقتصادی اوراسیا باقی خواهد ماند.

اما در مقابل با پیروزی مخالفان در انتخابات پارلمانی ۷ ژوئن و بازگشت سردی و تنش در روابط ارمنستان با جمهوری آذربایجان و ترکیه، الگوی منطقه ای ۳+۳ (به صورت عملی ۲+۳ ) عملاً در قفقاز جنوبی از هم فرو خواهد پاشید. همچنین احیای مسیر ریلی جلفا- نخجوان نیز کاملاً از دستور کار خارج خواهد شد. چرا که جمهوری آذربایجان اگر دسترسی به نخجوان از خاک ارمنستان را نداشته باشد، هرگز اجازه احیای مسیر ریلی جلفا- نخجوان را به ایران و ارمنستان نخواهد داد. اما به موازات این پیامدهای منفی در حوزه ریلی، مسیر زمینی بیله سوار اردبیل به نخجوان از خاک ایران به عنوان تنها مسیر ارتباطی و ترانزیتی بین جمهوری آذربایجان و نخجوان و همچنین کریدور ریلی- جاده ای ارس که در حال ساخت است، کارکرد، اهمیت و ضرورت خود را همچنان حفظ خواهد کرد. بنابراین در تصویری که ارائه شد، می توان این جمع بندی را داشت که نه پیروزی مجدد نیکول پاشینیان می تواند اهداف و منافع حداکثری ایران در ارمنستان و قفقاز جنوبی را تامین کند و نه پیروزی مخالفان. به عبارتی در هر حالتی ایران مجبور به انتخاب بین اهداف و منافع تعریف شده خود براساس اولویت های خود خواهد بود.

* دکتری مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز از دانشگاه تهران و عضو شورای علمی موسسه مطالعات ایران و اوراسیا

۲۱۹

کد مطلب 2229084

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
6 + 2 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین