۰ نفر
۱۶ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۵:۳۶
 گردوخاکِ معدن‌ها در کشور!

تمایل به مقصریابی و نسبت دادن مشکلات شخصی یا داخلی به دیگران، عادتی است که هم در میان همگان و هم در میان مدیران کشور فراگیر است. کار ساده‌ای است که علت ناکامی‌ها و شکست‌های خود را به گردن دیگری بیندازیم و زحمت آستین بالا زدن و رفع مشکل را به خود ندهیم.

گردوخاک‌هایی که در کشور بروز می‌کنند نیز مشمول همین ماجرا هستند؛ درست است که بخش بزرگی از این گردوخاک‌ها از کشورهای عراق و سوریه و حتی از شمال آفریقا وارد غرب و جنوب‌غربی کشور می‌شوند، یا منشأ بزرگ گردوخاک‌های سیستان و بلوچستان کشور افغانستان است، یا ریزگردهایی که چند سالی است استان‌های شمالی را درگیر کرده از ترکمنستان وارد می‌شود، اما سهم خودمان نیز ناچیز نیست. عامل اصلی برخاستن ریزگردهای با منشأ خارجی خشک شدن تالاب‌ها به علت سدسازی روی رودها است که یک نتیجه‌ی آن برخاستنِ خاک نرم کف تالاب‌ها در پی وزیدن هر باد است.

گذشته از این که بخشی از مسئولیت سدسازی‌های بی‌رویه در ترکیه و عراق و افغانستان بر عهده‌ی ما است که نتوانسته‌ایم در این زمینه با یک دیپلماسی درست با کشورهای همسایه به توافق‌های اصولی دست یابیم، تعداد بی‌شماری «چشمه‌»ی گردوغبار ساختِ ایران هم در داخل کشور داریم. چشمه‌هایی دوزخی که در همه‌ی طول سال به کم و زیاد، به‌ویژه در شرایط وزش باد، نفس کشیدن را دشوار می‌کنند.

این چشمه‌های داخلی معدن‌های سنگ و شن‌وماسه هستند. معدن‌ها در بیشتر کوهستان‌های کشور سبب تخریب بافت زمین و در نتیجه نابودی پوشش گیاهی و آسیب‌دیدگی شدید منابع آب  شده و کیلومترها اطراف خود را آغشته به گردوخاک کرده‌اند. مثال‌ها در این زمینه بسیارند که برای نمونه به دو سه مورد که تعطیل هم شده‌اند، اما اثر تخریبی‌شان رفع نشده، اشاره می‌کنم:

معدن سنگ آلمینیوم کوه شاهوار در شمال شاهرود، یک تخریب عظیم در رخ رو به روستای تاش را موجب شده است. برداشت از این معدن، با پیگیری چندین ساله‌ی مردم و مسئولان شهر شاهرود در سال ۱۳۹۷ متوقف شد، اما از اوایل امسال دوباره زمزمه‌هایی درباره‌ی برداشت سنگ از این معدن، این بار با عنوانِ برداشت سنگ‌های «دپو شده» شنیده می‌شود. در بازدیدی که در اردیبهشت از منطقه داشتیم، سیمای از ریخت‌افتاده‌ی کوهستان که هیچ تلاشی برای مرمت آن نشده، حکایت از این داشت که تخریب شیب‌های تند کوهستانی اثرات منفی بسیار پایداری دارد. این اثرات، به‌سادگی رفع نمی‌شوند و خاصیت دومینویی دارند؛ به این معنی که ریزش یک بخش سبب رانش بخش‌هایی در بالا و بالاترها می‌شوند. آلوده شدن منطقه به گردوخاک و پدیدار شدن یک کانون عظیم غبارزایی هم کاملاً مشخص و محسوس بود. روشن است که فعال شدن دوباره‌ی این معدن، آوردِ چشمه‌ی اهریمنی غبار را بیشتر و بیشتر خواهد کرد.

پروانه‌ی برداشت از معدن پوکه‌ی ملکِوا (ملک آباد) در دامنه‌ی شمال شرقی کوه دماوند در سال ۱۴۰۰ پس از چند سال پیگیری کوه‌نوردانِ فعال محیط زیست تمدید نشد و این معدن تعطیل شد. در اوایل خرداد همین سال در بازدیدی که از منطقه داشتیم، دیدیم که وزش باد موجب برخاستن گردوخاک غلیظ در یک گستره‌ی چندین کیلومتری شده است.

سدسازی‌ها و برداشت‌هایی بی‌رویه‌ی آب از همه‌ی رودخانه‌های کشور، بخش‌های بزرگی از طول رودخانه و تالاب‌های انتهایی آن را خشک کرده و بستر آن‌ها آماج برداشت شن و ماسه شده است. نمونه‌ی این‌گونه معادن، بستر رودخانه‌ی کن در غرب و جنوب‌غرب تهران است که شن‌چاله‌های ایجادشده در آن یکی از کانون‌های اصلی گردوخاک پایتخت است. این معدن‌ها و همچنین معدن‌های شن و ماسه‌ی روی شیب‌های کوهستانی که به نظر می‌رسد به‌عنوان پیشکش تقدیم اشخاص ویژه می‌شوند، از کانون‌های بزرگ خاک‌آلود کردن کشور هستند.

معدن‌کاران در پاسخ به منتقدان این برداشت‌های بی‌ملاحظه که باید آن را «سرزمین‌فروشی» خواند، به مجوزهایی که گرفته‌اند و به قانون معادن اشاره و کار خود را توجیه می‌کنند. واقعیت اما این است که نمی‌توان هر چیزی را که عنوان قانون و مقررات دارد، درست یا مفید به حال جامعه دانست. یک مصداق بارز قانونِ بد، همین قانون معادن ایران است که همه‌جوره دست برداشت‌کنندگان را باز گذاشته و منافع جامعه‌های محلی متأثر از معدن‌کاری، و مصالح محیط زیست و نسل‌های آینده‌ی ایران را نادیده گرفته است. در چنین وضعیت، فقط کنش‌های فعالانه و پیگیر مردم می‌تواند بر چنین سرزمین‌فروشی‌ها لگام بزند.

*کنشگر محیط‌زیست

بیشتر بخوانید:

کوهستان کرکس و نکبت معدنکاری بیضابطه

اینجا میهن است، نه معدن!

۴۷۴۷

کد مطلب 2229380

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 3 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین