به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، در اواخر دهه ۱۳۳۰ خورشیدی، بحرین بهواسطه استخراج نفت به کانونی مهم در خلیج فارس بدل شد. رشد سریع جمعیت و رونق اقتصادی، ترکیب اجتماعی این سرزمین را برجستهتر کرد؛ سرزمینی که با وجود پیشینه تاریخیاش بهعنوان بخشی از خاک ایران، تحت حاکمیت عربی قرار داشت. در این دوره، حاکم بحرین کوشید جمعیت گسترده ایرانیالاصل را بهعنوان «اقلیت» معرفی کند؛ حال آنکه اکثریت ساکنان بحرین از مهاجران جنوب ایران، بهویژه لارستان، بودند که برای تجارت یا اشتغال در صنایع نفتی به آنجا رفته بودند.
سیاستهای محدودکننده علیه ایرانیان، سابقهای طولانیتر داشت و از اواخر دهه ۱۲۸۰ خورشیدی با فشار برای مهاجرت اجباری، محدودیتهای شغلی و منع فعالیتهای میهندوستانه آغاز شده بود. این فشارها پس از آنکه بحرین در تقسیمات کشوری ایران بهعنوان استان چهاردهم شناخته شد، شدت گرفت. جوانان ایرانی بحرین که اغلب تحصیلکرده، مسلط به زبان انگلیسی و شاغل در موسسات مهم بودند، در خرداد ۱۳۳۸ با ارسال نامههایی به مجله «اطلاعات هفتگی» از شرایط دشوار زندگی خود سخن گفتند و حتی آمادگیشان را برای انجام خدمت سربازی در ایران اعلام کردند.
این نامهها تصویری تکاندهنده از تبعیضهای گسترده ارائه میدهد: از ممنوعیت ورود ایرانیان به مجامع عمومی، همردیفکردن آنان با یهودیان در تابلوهای منع ورود، تا تحقیرهای روزمره و سرکوب هرگونه اعتراض. همچنین منع ورود نشریات و فیلمهای ایرانی و تلاش برای تغییر نام «خلیج فارس» به «خلیج عربی» از جمله اقداماتی بود که احساسات ملی ایرانیان بحرین را عمیقاً جریحهدار کرد.
نویسندگان نامهها با وجود رفاه نسبی اقتصادی، زندگی در چنین شرایطی را تحملناپذیر توصیف کرده و اعلام کرده بودند حاضرند همه چیز را رها کنند تا در سرزمین مادری، با کرامت و آزادی زندگی کنند. با این حال، تنها دوازده سال بعد، در مرداد ۱۳۵۰، بحرین با رضایت حکومت وقت ایران از کشور جدا شد و این فصل پررنج از تاریخ ایرانیان بحرین به شکلی تلخ پایان یافت.
متن کامل این گزارش را از اینجا بخوانید.
۲۵۹




نظر شما