به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از ایبنا - آناهید خزیر: کتاب «نامههایی از تبریز» مجموعهای خواندنی و مستند از مکاتبات تاریخی میان ادوارد گرانویل براون (شرقشناس پرآوازه انگلیسی) و سید حسن تقیزاده، یکی از رجال سیاسی برجسته مشروطه در تبریز است. چاپ نخست این کتاب در سال ۱۳۵۱ نوشته شده و اکنون چاپ چهارم آن با ترجمه حسن جوادی از سوی نشر خوارزمی منتشر شده است.
ایران در آستانه انقلاب مشروطه و پس از فتح تهران
این نامهها بازتابدهنده وضعیت سیاسی، اجتماعی و فرهنگی تبریز و ایران در آستانه و دوران انقلاب مشروطه، و بهویژه پس از فتح تهران هستند. براون که دل در گرو شرق داشت، برخلاف بسیاری از مستشرقین، نهتنها درک عمیقی از فرهنگ ایرانی یافته بود بلکه از دوستداران پرشور مشروطهخواهان نیز محسوب میشد. او نقش مهمی در معرفی ادبیات، اندیشهها، و جریانهای سیاسی ایران به جهان غرب داشت. در این کتاب، مخاطب با تحلیلها، نامهها، و گزارشهایی مواجه میشود که علاوه بر جنبه تاریخی، روح زنده دوران مشروطه را بهخوبی منتقل میکنند.
این کتاب مجموعه اسناد مکاتبات یک مستشرق انگلیسی است که در آن اطلاعات تاریخی ارزشمندی درباره وقایع سیاسی و حال و روز جامعه تبریز در دوران پس از فتح تهران در عصر مشروطه به چشم میخورد. نامههای گردآوری شده در این اثر مربوط به مکاتبات سید حسن تقیزاده از رجال سیاسی تبریز و ادوارد گرانویل براون (۱۸۶۲.م-۱۹۲۶.م) خاورشناس بریتانیایی است. نامههایی از تبریز که به همت حسن جوادی و انتشارات خوارزمی، از مجموعه اسناد شخصی براون گردآوری و ترجمه شده است مربوط به بحرانیترین دوران مشروطیت در تبریز است. در سالهایی که تقیزاده این نامهها را برای براون ارسال میکرده است تبریز تحت اشغال ارتش روسیه قرار داشته و سایه سنگین یأس و ناامیدی بر ترقیخواهان ایرانی گسترده بوده است.
در گرماگرم آشوبهای پس از انقلاب مشروطه، مشروطهخواهان- بیش از همه، سید حسن تقیزاده- نامههایی به ادوارد براون نوشتند. نامهنگاری با مستشرق انگلیسی تلاشی بود برای برانگیختن بریتانیا و افشای فجایعی که روسیه تزاری در تبریز اشغالی رقم زد. براون قصد انتشار نامهها را داشت تا سیاستمداران هممیهنش را به عمل واردارد، اما موفق نشد. شصت سال بعد که روزهای خونآلود تبریز دیگر به تاریخ پیوسته بود، حسن جوادی کار را به سرانجام رساند و حالا مسئلهای دیگر در میان بود: «در مورد روحیه شکسته و امیدهای برباد رفته و هرجومرجی که در ایران حکمفرماست، روسیه و انگلستان مسئول مستقیمند، و اگر روز بازخواستی فرا برسد، به این مسائل رسیدگی خواهد شد.»
نامههایی که رهبران مشروطهخواه ایران برای براون فرستادهاند
در اوت ۱۹۰۷، در حالی که ایران در تیررس انقلاب مشروطه بود، بریتانیا و روسیه قراردادی محرمانه برای تقسیم کشور بین خود به مناطق نفوذ منعقد کردند. در سال ۱۹۱۰ با حمایت ضمنی انگلیس، روسیه تزاری شمال غرب ایران را اشغال کرد و جنبش مشروطیت را در تبریز، شهر شمال غربی که در مرکز نهضت مشروطیت قرار داشت، با خشونت سرکوب کرد. سبعیت اشغال روسیه، رهبران مشروطهخواهان را غافلگیر کرد و در ناامیدی از ملتهای دموکراتیک کمک خواستند. ادوارد جی براون محقق و استاد دانشگاه کمبریج بود که انقلاب ایرانی و چهار جلدی تاریخ ادبی ایران را نوشت. در گفتار و عمل از مشروطهخواهان حمایت کرد. او که از موافقت دولت انگلیس از قساوت روسها در تبریز وحشتزده شده بود، از طریق نامههایی به سردبیر، لابیهای سیاسی و نوشتن جزوههایی سعی کرد افکار عمومی را بسیج کند تا دولت انگلیس را مجبور به مداخله با روسیه کند. «نامههایی از تبریز»، نشریهای است که توسط براون تهیه شده است، از نامههایی که رهبران مشروطهخواه ایران برای او فرستادهاند و در آن به توصیف شاهدان عینی جنایات روسها در تبریز میپردازند. انتشار آن به دلیل مشارکت انگلیس و روسیه قبل از جنگ جهانی اول متوقف شد و تا کنون هرگز به زبان انگلیسی منتشر نشده است.
قسمت اعظم اطلاعاتی که براون راجع به وقایع دوره مشروطه گردآورد توسط دوستان ایرانی یا انگلیسی برایش فرستاده میشد. مثلا رابینو، کنسول انگلیس در رشت، مجموعه بینظیری از مطبوعات دوره مشروطه فراهم آورد و میرزا محمد علیخان تربیت کتابی درباره مطبوعات فارسی نوشت این دو آنها را در اختیار براون گذاشتند و او با اضافه کردن متن و ترجمه اشعار زیادی از ملکالشعراء بهار، پورداود، عارف، دهخدا و غیره، کتاب «مطبوعات و شعر جدید ایران» را به سال ۱۹۱۴ انتشار داد که میتوان گفت اولین مطالعه جامعی است درباب شعر جدید و سیاسی ایران در آن دوره بود. خود براون در مقدمه فارسی خویش آن را «تاریخ منظوم انقلاب» میخواند و میگوید میخواسته است به مستشرقان اروپایی نشان دهد که روح شعر و طبع سخنپروری در ایران نمرده است، سهل است که به واسطه سوق انقلاب اخیر رونق تازهای یافته و تأثیر بزرگی در آتیه این ملت بهظهور خواهد آورد.
کتاب «یک سال در میان ایرانیان» حاصل سفرهای براون به ایران
مجموعهای از مراسلات دوستان براون به شماره ۷۶۰۴ Add. در کتابخانه دانشگاه کیمبریج محفوظ است که بیشتر به سالهای ۱۹۰۹ تا ۱۹۱۱ مربوط میشود و نامههایی جالب درباره اوضاع ایران دارد. از جمله کسانی که بدو نامه نوشتهاند یکی «و.ا. اسمارت» است که سابقاً شاگرد براون بوده و سپس کنسول انگلیس در تبریز و در شیراز شده است. دیگری شخصی به نام «و.ا. مور۲۴» که در اوت ۱۹۱۰ برای مدتی خبرنگار «تایمز» در تهران بوده به براون نوشته است، که با در دست داشتن این روزنامه «لااقل یکی از دشمنان خود را خلع سلاح کردهایم.»
ادوارد گرانویل براون Edward Granville Browne متولد استوتز هیل، گلاسترشر انگلستان، خاورشناس و ایرانشناس مشهور بریتانیایی بود. او کتابهای زیادی در زمینه تاریخ و ادبیات نگاشته است. ادوارد گرانویل براون در ۷ فوریه ۱۸۶۲ در گلاسترشر در جنوب انگلستان به دنیا آمد. تحصیلات دانشگاهی خود را در کالج ایتن آغاز کرد. پدرش، سِر بنجامین براون، کارخانه کشتیسازی داشت و میخواست که پسرش رشته مهندسی را ادامه دهد، ولی ادوارد به پزشکی بیشتر علاقه داشت، و سرانجام در ۱۸۷۹ در دانشگاه کمبریج به تحصیل در این رشته پرداخت. در این زمان، اخبار جنگ میان ترکیه و روسیه (۱۸۷۷) توجه او را جلب کرد و موجب علاقهمندی او به تاریخ و زبان مردم ترک شد. چنین بود که ضمن تحصیل پزشکی، به آموختن زبان ترکی، و سپس فارسی و عربی پرداخت.
در تابستان ۱۸۸۲ به استانبول سفر کرد. آشنایی او با زبان و ادبیات ترکی وی را به آموختن زبان فارسی نزد میرزا محمد باقر بواناتی و مطالعه شعر و ادب این زبان سوق داد، و از آن پس در دوران تحصیل و پس از آن، اوقات او بیشتر به خواندن کتابهای فارسی، بهویژه شعر و تاریخ، و معاشرت با ایرانیان میگذشت. در ۱۸۸۷ دوره پزشکی را به پایان رساند و جراح بیمارستان شد، ولی هرگز به آن دل نبست. در ۱۸۸۸، به قصد سیاحت، مطالعه و تحقیق رهسپار ایران شد و در اقامت یکساله خود در ایران، با مردم ایران و آداب و اخلاق ایرانیان آشنا شد و زبان فارسی را بهخوبی فراگرفت. کتاب یک سال در میان ایرانیان حاصل این سفر و بیان دیدهها و آموختههای او در این دوران است.
در سال ۱۳۴۷ شرکت سهامی انتشارات خوارزمی با حسن جوادی قراردادی بست تا کتاب چاپ نشده «نامههایی از تبریز» را از عکس دستنویس «ادوارد براون» به فارسی برگرداند. کار ترجمه و نشر بیش از آن به طول انجامید که پیشبینی میشد از آغاز کوشش مترجم و ناشر در این بود که اصل فارسی نامهها را پیدا کنند و چون گمان میرفت که تقیزاده بتواند کمکی در این راه بکند، به ایشان مراجعه شد. ولی ایشان که دچار ضعف کهولت بودند نتوانستند چیزی بیاد آورند و مشکل نام حقیقی نویسنده نامهها و دست یافتن به اصل آنها همچنان باقی ماند تا آنکه آقای جوادی به انگلستان سفر کردند و به یاری دکتر لکهارت اصل نامهها را یافتند. عکس این نامهها در اوایل سال ۱۳۵۰ به تهران رسید. در نامهای آقای جوادی پس از یافتن اصل نامهها خواسته بودند که نامههای اصلی به جای ترجمه ایشان منتشر شود و چون خود ایشان در سفری دراز مدت بودند کار تصحیح و تنقیحنامهها به عهده هیأت دبیران انتشارات خوارزمی افتاد. این کار نزدیک به یک سال طول کشید تا کتاب حاضر فراهم آمد.
همه نامهها به خط و امضای مرحوم تقیزاده است، به جز نامههای شماره ۶ و ۹ که ظاهراً به خط مرحوم قزوینی است؛ در آغاز این دو نامه براون یادداشت کرده است سواد کاغذ تقیزاده... نامه شماره ۱۱ عیناً مطالب مقالهای است که در حبلالمتین - شماره ۳۹ سال نوزدهم - با عنوان «وقایع جانگداز شمال» منتشر شده است، قسمت آخر این مطلب در حبلالمتین حذف شده بود که از روی سوادی به خط مرحوم محمد قزوینی تکمیل شد، نویسنده این مقاله نیز تقیزاده است. نامه شماره ۱۲ به خط دو نفر است گمان میرود قسمت اول آن به خط تقیزاده باشد و بقیه رونوشت مطالبی است که رونویسکننده ناشناس است. نامه شماره ۱۵ دارای مقدمهای به خط و امضای حسین کاظمزاده ایرانشهر است ولی نویسنده دو نامه مفصل ضمیمه آن بر ما معلوم نیست نامه شماره ۱۶ سه مراسله بی امضا به یک خط از مشهد است.
در متن انگلیسی ادوارد براون قسمتهایی از نامههای تقیزاده را که لازم ندیده بود - به سبب خصوصی بودن مطالب یا تکراری بودن آنها و ... حذف کرده بود. هیأت دبیران انتشارات خوارزمی صلاح آن دید که نامهها بی هیچ حذف و افتادگی منتشر شود و چون لازم بود پاس مؤلف کتاب نیز داشته شود، آن جایها که براون حذف کرده بود در [ ] گذاشته شد تا خواننده سیمای اصلی کتاب براون را از آنچه در دست دارد دریابد.
در سرآغاز هر نامه یادداشتی است از براون، که در چاپ حاضر چندان مفید فایده نیست ولی در متن انگلیسی چون نامهها امضای مشخص نداشته است ارتباط آنها را روشن میساخته است. در مورد حواشی آنچه از آن ادوارد براون بود با رمز (ا. ب.) و آنچه از آن مترجم بود با (م.) و نکات و حاشیههایی که هیأت دبیران انتشارات خوارزمی بر کتاب افزوده بود با نگذاشتن هیچ امضا و علامت مشخص شد. در پایان نیز فهرست اعلام کاملی تنظیم شد تا مراجعه به مطالب کتاب آسان باشد.
در مورد عبارتهای فرنگی گاه ممکن است لغزشهایی دیده شود که همه از آن خود تقیزاده است و تنها در چند مورد که به کلی عبارت نادرست بوده است اصلاح شد؛ مانند ص ۲۴۰ کتاب که در اصل نامه Social Democrat Persians بوده که اصلاح شده است. چون اصل کتاب به انگلیسی تدوین شده بود و پیشگفتار مفصل براون و همچنین مقالاتی که در داخل کتاب از «ینی اقدام» و «ترجمانالحقیقت» نقل شده است و آخرین بخش کتاب یعنی «گزارشهای اروپائیان» ترجمه از انگلیسی بود، کتاب به نام «ادوارد براون» و به ترجمه «حسن جوادی» منتشر شد؛ گرچه بخش عمده کتاب را نامههایی تشکیل میدهد که ترجمه نشده است بلکه جانشین ترجمه انگلیسی ادوارد براون شده است.
در این مجموعه نامههای متنوع و متعددی از اکثر رجال دوره مشروطه است نامههای دیگری از تقیزاده وجود دارد ولی فقط دوازده نامه از آنها در کتاب حاضر داده شده است. تقیزاده در اواخر ذیالقعده ۱۳۳۰ در پاریس بوده است و چند روز پس از ۲۵ ذیالحجه (۱۷ دسامبر ۱۹۱۱) عازم استانبول میشود و اولین نامه این کتاب را در ششم ژانویه ۱۹۱۲ از استانبول مینویسد. تقیزاده در آخر مقاله روزنامه ترکی ینی اقدام، که به احتمال زیاد از خود اوست، حروف «س. م. ت.» را به عنوان امضا خود قرار میدهد و براون گویا برای مخفیداشتن هویت او همین سه حرف را اسم مستعار نویسنده نامهها قلمداد میکند. شماره ۱۵ با نامه کاظمزاده ایرانشهر، که هنوز با براون آشنایی زیاد نداشته است شروع میشود و دو نامه دیگر همراه آن از تبریز فرستاده شده است. براون کتاب خود را از مجموعه این نامهها فراهم آورده است و بر روی آن یادداشتی گذاشته است که علت چاپ نشدن آن را بیان میکند و میگوید: «این کتاب ترجمه و برای چاپ پذیرفته شده بود که در اوت امسال جنگ شروع شد و چاپ آن را فعلا غیر مقدور ساخت.»
براون خلاصه وقایع رشت و مشهد را در شماره های ۱۲ و ۱۶ «نامههایی از تبریز» به دست داده است. «نامههایی از تبریز» مدت زیادی از تاریخ مشروطیت را دربرنمیگیرد، ولی بادقت زیاد به ذکر جزئیات وقایع یکی از بحرانیترین ادوار مشروطیت در تبریز میپردازد. شاید بیشتر این وقایع را تواریخ دیگر بازگو کردهاند، ولی چون این نامهها در بحبوحه یاس و ناامیدی و در روزهای تاریک اشغال روسها نوشته شده است، به بهترین وجهی احساسات نویسنده و محیط آزادیخواه تبریز را برای ما مجسم میسازد. همچنین سند جالبی از همکاری تقیزاده و براون در پیشرفت مشروطیت ایران است.
یکی دیگر از مهمترین آثار او، کتاب «نامههای ادوارد براون به سیدحسن تقیزاده» است. این نامهنگاریها از ۵ اوت ۱۹۰۸ م. (۱۲۸۷ ش.) آغاز شده است و آخرین نامۀ موجود او، در تاریخ ۹ اوت ۱۹۲۵ م. (۱۳۰۴ ش.) نوشته شده است. در ادامه، نامۀ شماره ۷۳ ادوارد براون به سید حسن تقیزاده در تاریخ ۲۱ فوریه سال ۱۹۲۴ م. (۱۳۰۲ ش.) آمده است که نشان از تلاشهای مستمر ارباب کیخسرو به جمعآوری منابع برای کتابخانه مجلس شورای ملی دارد. سید حسن تقیزاده، در نخستین انتخابات مجلس شورای ملی، نماینده تبریز شد و به مجلس رفت. اگرچه مدتی از مجلس مرخصی گرفت اما در نخستین انتخابات مجلس سنا که در ۱۳۲۸ ش. برگزار شد، به عنوان نماینده مردم تهران انتخاب شد و تا پایان دوره چهارم همچنان سناتور بود و چند سال نیز ریاست آن را بر عهده داشت. در کتاب «نامههای ادوارد براون به سید حسن تقیزاده» آمده است:
«امروز کاغذ ملفوف از آقای کیخسرو شاهرخ که در شرف سفر ایران بود رسید. چنانچه خواهید دید یک دوره از کتابهای مخلص از برای مجلس ملی را خواستهاند و ظاهراً می خواهد به توسط میرزا محمدخان از راه پاریس بفرستم. ولی چنانچه فهمیده ام، بنا شد این کتابها از برلین به توسط مطبعۀ کاویانی فرستاده شود. آیا بهتر نیست که آنها را مستقیماً به برلین بفرستند و بیجهت راه را دور و دراز نکنند؟ و الّا معلوم است با کمال ممنونیّت و افتخار، حاضرم آثار خود را با وجود عدم لیاقت، پیشکش مجلس شوری بنمایم. به هرحال چون آقای کیخسرو قبل از رسیدن این کاغذ رفته باشد به آن دوست رجوع کنم از برای حل این مشکل».
بخشی از کتاب نامههایی از تبریز
نامه شماره ۲۰
دوست عزیز محترم مکرما، رقیمههای محترمه مورخه ۸ ایلول و ۱۲ ایلول زیارت و اسباب مسرت شد. شرح احوال و سیر شهداء تبریز را خواسته بودید. بهقدر مقدور آنچه توانستم تحریر کرده با مختصری از سایر احوالات تبریز لفاً میفرستم. مخلص در ماه شباط و مارت و نیسان امسال مکاتیب مفصله و مشروحه چندی در خصوص اوضاع تبریز و رشت بهپاریس بهجناب شیخ محمدخان نوشتم، و خواهش کرده بودم سواد آنها را حضور حضرتعالی بفرستد. چون در آن مکاتیب خیلی معلومات مشروحه بود، خصوصاً از بابت شهدای تبریز و غیره، لهذا اگر چنانکه بهجنابعالی رسیده مناسب است که علاوه بر تفصیلی که حالا میفرستم بهآنها نیز رجوع فرمایید. شاید معلومات زیادتری در آنها باشد. و اگر نرسیده، خواهش دارم مخصوصاً سواد آنها را از جناب شیخ محمدخان بخواهید، که کاملاً بهشما بفرستد، که البته آنها در موقع خود نوشته شده و جامعتر است. از بابت کتاب مستر شوستر که مرحمت فرموده بودید تشکر مخصوص میکنم. یک نسخه هم کتاب (رسملی کتاب) یعنی جنگ ماهانه از این پست با یک نسخه از سبیلالرشاد که جریده دینی است در اتحاد اسلام، تقدیم کردم. در صددم که بعضی از عکسهای شهدا را نیز که بهلندن نرسیده برای حضرتعالی تحصیل کرده و بفرستم.
از بابت مقدرات ایران، امروزها خیلی نگرانی حاصل است، که ملاقات بالمورال چه نتیجه میدهد، و چون جراید اینجا چیزی نمینویسند نگرانی رفع نمیشود. مخصوصاً مستدعیم در صورت امکان بعضی از قطعات جراید Cutings در این خصوص مرحمت فرمایید که از جریان امور بیخبر نمانیم. شنیدم یک نفر از تبریز تحت امضای «فیروزخان» بهروزنامه شرق قریب Near East مقالات مضره مینویسد. گمان میکنم این شخص ایرانی نباشد و از روسها یا بعضی ارامنه روسی و غیره باشد. بههر حال اگر بعضی چیزهای مضر از این قبیل در جراید آنجا ظاهر شود، مخلص حاضرم که جواب شافی بدهم، و برای جراید انگلستان بنویسم، تا ترجمه و نشر فرمایند، بهشرط آنکه اصل مقاله فاسده را بتوانم ببینم. مقاله فیروزخان را ندیدهام، فقط شنیدهام.
در مقاله مستر تورنر در منچستر گاردیان دیدم که نوشته، اگر فدائیان رئیس وسرکرده قابلی داشتند، قنسولخانه روس را میگرفتند. لازم میدانم که عرض کنم که مجاهدین ابداً نخواستهاند بهقنسولخانه تعرض کنند، و هرگز خیال تصرف آنجا از خاطرشان نگذشته، والا در ظرف چند ساعت میگرفتند. زیرا که قنسولخانه از اردوی روسی منفصل بود، بلکه بالعکس خود مجاهدین قنسولخانه روس را حفظ کردند. جمعی از مشروطهطلبان از ابتدای امسال متعاقب حادثه به شهبندرخانه عثمانی متحصن شدهبودند و تا حال در آنجا بیتکلیف ماندهاند. بعد از رسیدن سپهدار به تبریز گویا قراردادهاند آنها را هم از مملکت تبعید کنند. از آقای حسینقلیخان نواب دیگر مدتی است خبری ندارم، مکتوبی نوشتم جواب نیامد.
در خصوص رساله آقامیرزا محمدعلی خان تربیت درباره جرائد ایران و مطبوعات فارسی، مرقوم بود که در کمبریج است. نمیدانم بهدست خود حضرتعالی رسید یا نه. چنانکه سابقاً عرض کردم در موقع طبع، بعضی معلومات جدیدالتحصیل میخواهند که اضافه کنند. خوب است یا نمونههای طبع را از مطبعه بفرستند تا تصحیح و اصلاح شود و یا در صورت عدم امکان مرقوم شود که کتباً مواقع علاوه و اصلاحات لازمه مشروحاً نوشته شود، و بههر حال اگر وصول آن را بهنظر عالی بنویسید ممنون خواهد شد. باقی عجالتاً عرض مهمی ندارم، و عریضه را با دعای توفیقات عالی ختم میکنم.
مخلص صمیمی
س. ح. تقیزاده»
کتاب «نامههایی از تبریز» نوشته ادوارد براون با ترجمه حسن جوادی در ۳۱۰ صفحه و با قیمت ۹۴۵ هزار تومان از سوی نشر خوارزمی منتشر شد.
۲۵۹










نظر شما