پایان فریب خواست توده ها و اهداف مقدس / شومپتر و بازتعریف دموکراسی به مثابه یک «روش نظم دهنده» / شورش علیه رمانتیسیسم کلاسیک

شهرت شومپتر در بین دانشمندان علوم سیاسی معاصر، برای بحث جالبی بود که از دموکراسی در کتاب سرمایه داری، سوسیالیسم و دموکراسی که در سال ۱۹۴۲ منتشر شد، مطرح کرد. شومپتر در این کتاب دموکراسی را به عنوان یک روش مطرح می کند که اساساً برای انتخاب رهبران سیاسی به کار گرفته می شود و نه به عنوان یک هدف فی نفسه.

گروه اندیشه: ریچارد سوئدبرگ Richard Swedberg در مقاله ای در دایره المعارف دموکراسی که زیر نظر سیمور مارتین لیپست منتشر شده، به معرفی نظریه یوزف شومپتر می پردازد. این دایره العمارف که از سوی وزارت خارجه ایران در سه جلد منتشر شده، مقاله سوئدبرگ توسط نورالله مرادی را  در خود دارد. اهمیت مقاله سوئدبرگ در معرفی نگاه یوزف شومپتر چیست؟ شومپتر در تاریخ علوم سیاسی، مبنای نظم را در ارزیابی های تحولات، وارد تحلیل های سیاسی کرد تا جایی که در تحلیل موج سوم دموکراسی، نظم از نظر این اندیشمند، مبنای تحلیل تاریخی هانتینگتون قرار گرفت. هانتینگتون با اخذ نظریه های شومپتر، تلاش کرد کمبودهای تئوری کلاسیک دموکراسی (موج سوم دموکراسی) را بر طرف سازد. او با نفی شناخت تحولات بر اساس اراده مردم (منبع)، نفع عامه (هدف و مقصود)،  نظم را جایگزینی دقیق برای فهم تحولات دموکراسی سازی قلمداد کرد. متن سوئدبرگ نیز  به تبیین نظریه دموکراسی جوزف شومپتر در کتاب «سرمایه‌داری، سوسیالیسم و دموکراسی» (۱۹۴۲) می‌پردازد و نشان می‌دهد که او چگونه روایت کلاسیک و آرمان‌گرایانه‌ی دموکراسی را واسازی می‌کند. از نظر شومپتر، دموکراسی نه یک هدف غایی یا تجلی «اراده مردم»، بلکه صرفاً یک ترتیب نهادین و روشی قاعده‏‌مند برای انتخاب رهبران سیاسی از طریق رقابتِ عریان بر سر کسب آرا است. او با رد مفهوم موهوم «صلاح عمومی»، شهروند عادی را فردی نامعقول و غیرمسئول در پهنه‌ی سیاست قلمداد کرده و برعکس، نظمِ نخبگانی را مستقر می‌سازد که در آن، سیاستمداران بازیگران اصلی و هدایت‌کننده‌ی این چرخه هستند. این نگاه واقع‌گرایانه که مبنای مکتب انتخاب عمومی شد، در تحلیل پیوند سوسیالیسم و دموکراسی نیز جاری است؛ شومپتر تذکر می‌دهد که اگر در یک جامعه‌ی سوسیالیستی، نظم و تفکیک ساختاری میان قدرت سیاسی و مدیریت اقتصادی از بین برود و سیاستمداران حاکم بر منابع تولید شوند، دموکراسی به‌سرعت فروپاشیده و سیستم به ورطه‌ی دیکتاتوری سقوط خواهد کرد؛ سرنوشتی که تماماً برخاسته از اختلال در نظمِ موازنه‌ی قدرت است.

****

پایان فریب خواست توده ها و اهداف مقدس / شومپتر و بازتعریف دموکراسی به مثابه یک «روش نظم دهنده» / شورش علیه رمانتیسیسم کلاسیک
یوزف شومپتر

یوزف شومپیتر یکی از اقتصاددانان نامی سده بیستم؛ شهرتش بیشتر برای نظریه «کارآفرین» (آنتروپروتور) او است. شومپتر (۱۸۸۳-۱۹۵۰) در امپراتوری اتریش - مجارستان در شهر کوچکی که امروزه جزئی از اسلوونیا است به نام «ترست» به دنیا آمد. در سال ۱۹۰۶ از دانشگاه وین درجه دکتری گرفت سپس به عنوان اقتصاددان در دانشگاه های اتریش و آلمان به کار مشغول شد. در سال ۱۹۳۲ به ایالات متحد مهاجرت کرد و تا پایان عمر در دانشگاه هاروارد به خدمت مشغول بود.

شومیتر از دوران جوانی علاقه ای شورانگیز به سیاست و همچنین اقتصاد داشت در ۱۹۱۹ وزیر دارایی اتریش شد. در سراسر دوران زندگی خود به نگارش و نقد و بررسی در موضوع های گوناگون سیاسی پرداخت لیکن اساساً شهرت او در بین دانشمندان علوم سیاسی معاصر برای بحث جالبی بود که از دموکراسی در کتاب سرمایه داری، سوسیالیسم و دموکراسی که در سال ۱۹۴۲ منتشر شد، مطرح کرد. شومپتر در این کتاب دموکراسی را به عنوان یک روش مطرح می کند که اساساً برای انتخاب رهبران سیاسی به کار گرفته می شود و نه به عنوان یک هدف فی نفسه رویکردی که متأثر از آرای جامعه شناس آلمانی ماکس وبر است.

نظریة «شومپتر - ویر» درباره دموکراسی بر افکار بسیاری از دانشمندان بزرگ علوم سیاسی در ایالات متحد تأثیر داشته است، از جمله رابرت دال و سیمور مارتین لیپست. همچنین بین این نظر شومپتر که فرآیند سیاسی در واقع رقابت برای کسب آرا است، و رویکرد «مکتب انتخاب عمومی» قرایت خاصی وجود دارد. به این معنا که هر دو رویکرد که بیشتر مبتنی بر منافع شخص هستند تاآرمان گرایی (ایدئالیسم) واقعاً موضوع سیاست هستند.

شومپتر در فصل های ۲۰ تا ۲۳ کتاب سرمایه داری، سوسیالیسم و دموکراسی نظریه خود را درباره دموکراسی عرضه می کند که با آموزه کلاسیک دموکراسی در تضاد است. بنابر نظر او، آموزه کلاسیک دموکراسی را ترتیبی نهادین برای تصمیم گیری سیاسی می داند که صلاح عموم را از طریق انتخاب مردم فراهم می آورد. مردم افرادی را انتخاب می کنند تا برای اجرای اراده مردم گرد هم آیند. آموزه کلاسیک ریشه در اندیشه سیاسی و همچنین فلسفه سودگرایی سده هجدهم دارد.

شومپتر یادآور می شود که آموزه کلاسیک هنوز هم در بین رأی دهندگان طرفداران پروپا قرص دارد و عموماً در تبلیغات سیاسی به آن ارجاع می شود. با این حال، شومپتر معتقد بود که چنین آموزه ای با واقعیت غرابت کاملی دارد. او بر این نکته اصرار می ورزد که صلاح عمومی هیچ گاه تحقق نمی باید و حتی اگر چنین چیزی هم پیش بیاید آن قدر کلی است که هیچ کمکی به تصمیم گیری برای
مسائل خاص نخواهد کرد.

شومپیتر همچنین مفهوم اختیار فردی را که او آن را قطب و محور آموزه کلاسیک می داند نمی پذیرد. بنابر مفهوم اختیار فردی شهروندان کاملاً می دانند که در هر مسأله ای چه می خواهند. در مقابل، شومپتر شهروند عادی را به چشم فردی مردد، نامعقول و غیر مسؤول در مسائل سیاسی نگاه می کرد.

چنین لحن نخبه گرایانه ای هرگز از خلاقیت و قدرت بزرگ استدلال شومپتر، بخصوص از مفهوم دموکراسی به مثابه یک روش نمی کاهد. شومپتر، به جای آن که سیاستمداران را در فرایند سیاسی افرادی درجه دوم به حساب آورد و آن ها را در حکم مجاری انتقال خواست های رأی دهندگان بداند، آن ها را بازیگران اصلی در جریان دموکراسی می شناسد. با پیروی از این خط فکری و نتیجه منطقی آن بود که او تعریف دیگری از دموکراسی عرضه کرد.

او دموکراسی را به مثابه ترتیب نهادینی برای تصمیمگیری سیاسی می داند که در آن افراد قدرت تصمیم گیری را از طریق مبارزه رقابت جویانه برای رأی دادن به دست می آورند. از این منظر دموکراسی شکلی از نظام سیاسی است که در آن سیاستمداران ناچارند برای کسب آرا به رأی دهندگان متوسل شوند. در نتیجه هر کس می تواند از مفاهیمی چون صلاح عمومی و اعتقاد به این که شهروندان همواره می دانند که چه می خواهند چشم بپوشد. نظریه شومپتر از دموکراسی به مثابه یک روش به مراتب از آموزه کلاسیک واقع گرایانه تر است.

بحث شومپتر درباره دموکراسی بخشی از استدلال گسترده تری است که درباره رابطه بین سوسیالیسم و دموکراسی مطرح می شود. شومپتر، به رغم آن که شخصاً از همه انواع سوسیالیسم بیزار بود، اعتقاد داشت که اصولاً برخورداری از دموکراسی در جامعه ای سوسیالیستی هم امکان پذیر است، مشروط بر این که سوسیالیسم از طریق مسالمت آمیز حاکم شود و سرمایه داری به بالاترین سطح رشد خود رسیده باشد-- دو شرطی که در اتحاد شوروی نادیده گرفته شد.

شومپتر می گوید که حتی اگر نوعی سوسیالیسم دموکراتیک کاملاً اصیل هم ،روزی، احتمالاً بر سر کار آید، بسیار شکننده خواهد بود. شومپتر این بار با ویر همصدا می شود که چنین سیاستمداران سوسیالیستی دیر یا زود وسوسه می شوند که قدرت خود را به اقتصاد بکشانند، و چون چنین چیزی محقق شود، قدرت آنها خیلی زود سر از دیکتاتوری در خواهد آورد. (نیز بنگرید به دال رابرت: سوسیالیسم؛ لیپست، سیمور مارتین: وبر، ماکس)

۲۱۶۲۱۶

کد مطلب 2230429

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 5 =

آخرین اخبار