گروه اندیشه: مقاله رابرت لانگلی (Robert Longley) با هدف تبیین مفهوم «خیر عمومی» (The Common Good) در سایت اندیشه کو، نگاشته شده است. رابرت لانگلی، کارشناس تاریخ و حکومت دارای مدرک کارشناسی از دانشگاه تگزاس ای اند ام (Texas A&M) کارشناس تاریخ و دولت ایالات متحده، با بیش از ۳۰ سال سابقه فعالیت در حوزه مدیریت شهری و برنامهریزی شهری است. او معتقد است «خیر عمومی» در علوم سیاسی به هر چیزی اشاره دارد که به نفع همه اعضای یک جامعه مشخص بوده و به طور طبیعی میان آنها مشترک است؛ این مفهوم در مقابل چیزهایی قرار میگیرد که صرفاً منافع خصوصی افراد یا بخشهای خاصی از جامعه را تأمین میکنند. در برخی موارد، تضمین و حفاظت از امور خدمترسان به خیر عمومی، نیازمند اقدام جمعی و مشارکت در فرآیندهای سیاسی است. لانگلی در این مقاله به مجموعهای از امکانات، زیرساختها و نهادهای حیاتی (مانند امنیت، نظام قضایی، آموزش و محیط زیست پاک) میپردازد که سود آنها شامل حال تمامی اعضای جامعه میشود و فرسودگی آنها ریشه اصلی بحرانهای اجتماعی است. نویسنده با مرور تاریخچه دو هزار ساله این مفهوم در اندیشه افلاطون و ارسطو، سه دیدگاه جریانساز غربی را بررسی میکند: ژان-ژاک روسو که مشروعیت قوانین را در گرو تبلور «اراده عمومی» برای بقای جمعی میدانست؛ آدام اسمیت که معتقد بود در بازار آزاد، «دست نامرئی» جاهطلبی فردی در نهایت ثروت همگانی را رشد میدهد؛ و جان رالز که خیر عمومی را توزیع عادلانه فرصتها و اولویت دادن به منافع محرومترین لایههای جامعه تعریف میکرد. لانگلی در بخش پایانی، متن با تکیه بر مصادیق مدرن استدلال میکند که تحقق مصلحت عامه همواره مستلزم گذشتن از مدل «اول کلاه خودت را بچسب» و پذیرش فداکاریهای فردی است؛ فداکاریهایی که از جنس پرداخت مالیات بیشتر برای توسعه عمرانی، پذیرش قوانین سختگیرانه زیستمحیطی توسط صنایع، یا ابطال داوطلبانه یا قانونی «امتیازات نژادی» در مسیر برابری حقوق مدنی هستند و امروزه با ابزار قانون و سیاستگذاریهای دولتی ضمانت اجرایی پیدا میکنند. نکات کلیدی مطلب خیر عمومی به شرح زیر هستند:
تعریف: «خیر عمومی» به آن دسته از امکانات، ساختارها یا نهادهایی اطلاق میشود که سود و منفعت آنها شامل حال تمام اعضای یک جامعه میشود.
وجه تمایز: خیر عمومی در تضاد با چیزهایی قرار دارد که تنها به نفع افراد خاص یا بخشهای محدودی از جامعه هستند.
نمونهها: از نمونههای تشکیلدهنده خیر عمومی میتوان به حقوق و آزادیهای اساسی، سازمانهای آتشنشانی و پلیس، دفاع ملی (ارتش)، دادگاههای قضایی، بزرگراهها، مدارس عمومی، آب و غذای سالم، و منابع طبیعی اشاره کرد.
هزینه جمعی: در بیشتر موارد، فراهم کردن عناصر خیر عمومی نیازمند سطحی از فداکاری فردی، مانند پرداخت مالیاتهای جدید یا سنگینتر است.
چالشهای امروز: امروزه بسیاری از مشکلات اجتماعیِ تأثیرگذار و عمیق، ناشی از کمبود یا ناکارآمدی عناصر حیاتیِ خیر عمومی هستند.
این مطلب را در ادامه می خوانید:
****
تعریف خیر عمومی
امروزه اصطلاح «خیر عمومی» (The Common Good) معمولاً به آن دسته از امکانات، ساختارها یا نهادهایی اشاره دارد که همه یا بیشتر اعضای یک جامعه همعقیدهاند که وجود آنها برای برآوردن برخی منافع مشترک حیاتی است. چند نمونه از چیزهایی که خیر عمومی را در یک دموکراسی مدرن تشکیل میدهند عبارتند از: حقوق و آزادیهای اساسی، سیستم حملونقل، نهادهای فرهنگی، پلیس و امنیت عمومی، سیستم قضایی، نظام انتخاباتی، آموزش عمومی، آب و هوای پاک، زنجیره تأمین غذایی سالم و کافی، و دفاع ملی. به عنوان مثال، مردم ممکن است بگویند: «این پل جدید به خیر عمومی خدمت خواهد کرد» یا «همه ما از این مرکز همایشهای جدید سود خواهیم برد». از آنجا که سیستمها و امکانات رفاهیِ مربوط به خیر عمومی بر تمام اعضای جامعه تأثیر میگذارند، بدیهی است که ریشه اکثر مشکلات اجتماعی به نوعی با عملکرد خوب یا ضعیف این سیستمها و امکانات گره خورده است.
از منظر اقتصادی و فلسفی، فرض بر این است که تأمین خیر عمومی نیازمند سطحی از فداکاری و ایثار از سوی بسیاری از اعضای جامعه است. این فداکاری اغلب در قالب پرداخت مالیاتهای بیشتر یا تحمل هزینههای بالاتر تولید صنعتی نمود پیدا میکند. رابرت جی. ساموئلسون، ستوننویس نشریه نیوزویک، در مقالهای درباره مشکلات اقتصادی و اجتماعی جامعه آمریکا نوشت: «ما با یک انتخاب روبرو هستیم؛ انتخاب میان جامعهای که در آن مردم فداکاریهای کوچکی را برای یک هدف مشترک میپذیرند، یا جامعهای پر از مناقشه که در آن گروهها با خودخواهی تمام صرفاً از منافع خود محافظت میکنند.» در بسیاری از مواقع، دستیابی به خیر عمومی در جوامع مدرن مستلزم غلبه بر این تمایل انسانی است که میگوید: «اول کلاه خودت را بچسب».
ادبیات بحث
مفهوم خیر عمومی علیرغم اهمیت روزافزونش در جامعه مدرن، نخستین بار بیش از دو هزار سال پیش در نوشتههای افلاطون، ارسطو و سیسرون مطرح شد. حتی در قرن دوم میلادی، سنت مذهبی کاتولیک خیر عمومی را اینگونه تعریف کرد: «مجموعهای از آن شرایط زندگی اجتماعی که به گروههای اجتماعی و تکتک اعضای آنها اجازه میدهد تا با رفاه بیشتر و سرعت بالاتر به کمال و شکوفایی خود دست یابند.»
ژان-ژاک روسو در کتاب «قرارداد اجتماعی»
ژان-ژاک روسو، فیلسوف، نویسنده و نظریهپرداز سیاسی سوئیسی در کتاب خود به نام قرارداد اجتماعی (مصوب ۱۷۶۲) استدلال میکند که در جوامع موفق، «اراده عمومی» (General Will) مردم همواره معطوف به دستیابی به خیر عمومیِ مورد توافق جمع است. روسو میان «اراده همگان» — که مجموع خواستههای تکتک افراد است — و «اراده عمومی» — یعنی «اراده واحدی که معطوف به حفظ منافع مشترک و رفاه همگانی است» — تمایز قائل میشود. روسو در ادامه استدلال میکند که اقتدار سیاسی در قالب قوانین، تنها زمانی مشروع و لازمالاجرا تلقی میشود که بر اساس اراده عمومی مردم اعمال شده و جهتگیری آن به سوی خیر عمومی باشد.
آدام اسمیت در کتاب «ثروت ملل»
آدام اسمیت، فیلسوف و اقتصاددان اسکاتلندی در کتاب کلاسیک خود به نام ثروت ملل (مصوب ۱۷۷۶) استدلال میکند که در سیستمهای «آزادی طبیعی» که در آن به مردم اجازه داده میشود از طریق «دست نامرئی» اقتصاد بازار آزاد منافع شخصی خود را دنبال کنند، «جاهطلبی فردی به خیر عمومی خدمت میکند». اسمیت با بیان این مطلب معتقد است که «ثروت همگانی که تا پایینترین سطوح مردم گسترش مییابد»، در نهایت به پیشبرد و ارتقای خیر عمومی منجر خواهد شد.
جان رالز در کتاب «نظریه عدالت»
جان رالز، فیلسوف اخلاق و سیاست آمریکایی، تا حد زیادی همانند ارسطو، خیر عمومی جامعه را قلب یک سیستم اخلاقی، اقتصادی و سیاسی سالم میدانست. رالز در کتاب خود به نام نظریه عدالت (مصوب ۱۹۷۱)، خیر عمومی را به عنوان «برخی شرایط عمومی که... به طور برابر به نفع همه است» تعریف میکند. در این چارچوب، رالز خیر عمومی را معادل ترکیبی از شرایط اجتماعیِ به طور برابر به اشتراک گذاشته شده، مانند آزادیهای اساسی و فرصتهای اقتصادی منصفانه میداند که همراه با حق شهروندی به دست میآیند.
رالز نیز مانند آدام اسمیت معتقد است برای تحقق خیر عمومی، جامعه مسئولیتی مشترک بر عهده دارد تا از حفظ رفاه کمبرخوردارترین طبقه اقتصادی اطمینان حاصل کند. در واقع، «اصل دوم عدالت» او تصریح میکند که برای حفظ خیر عمومی، تمام نابرابریهای اجتماعی و اقتصادی باید به گونهای اولویتبندی شوند که «بیشترین سود را برای محرومترین اعضای جامعه» داشته باشند و در سیاستگذاریها، «مناصب و موقعیتها باید تحت شرایط برابری منصفانه فرصتها به روی همه باز باشند».
نمونههای عینی و مدرن
دستیابی به خیر عمومی همواره نیازمند سطحی از فداکاری فردی بوده است. امروزه، موازنهها و فداکاریهای لازم برای خیر عمومی اغلب شامل پرداخت مالیات، پذیرش برخی دشواریهای شخصی، یا دست کشیدن از برخی باورهای فرهنگی و امتیازات دیرینه است. گرچه این فداکاریها گاهی به صورت داوطلبانه انجام میشوند، اما معمولاً در قالب قوانین و سیاستهای عمومی گنجانده میشوند. برخی از نمونههای مدرن خیر عمومی و فداکاریهای مرتبط با آنها عبارتند از:
بهبود زیرساختهای عمومی
در بیشتر موارد، بهبود زیرساختهای عمومی — مانند ساخت بزرگراهها و امکانات حملونقل عمومی ایمنتر و راحتتر، شبکههای جدید آب، فاضلاب و برق، سدها و مخازن آب، و امکانات فرهنگی — نیازمند پرداخت مالیاتهای جدید یا افزایشیافته است. علاوه بر این، قوانین «حق تملک اراضی توسط دولت» (Eminent Domain) به دولت این حق را میدهد که در ازای پرداخت غرامت عادلانه، املاک خصوصی را در صورتی که برای ساخت تأسیسات زیربناییِ خدمترسان به خیر عمومی (مانند مدارس عمومی، پارکها، سیستمهای ترانزیت و خدمات شهری) مورد نیاز باشد، تصرف کند.
در سال ۲۰۰۵، دیوان عالی ایالات متحده در پرونده کلو علیه شهر نیو لندن، دامنه حق تملک اراضی را گسترش داد تا به دولتها اجازه دهد املاک خصوصی را برای بازسازی یا احیای مناطق محروم اقتصادی تصرف کنند. دادگاه در این رأی، اصطلاح «استفاده عمومی» را برای توصیف منافع عمومی یا رفاه همگانی بازتعریف کرد؛ مفاهیمی که از دیرباز به عنوان عناصر خیر عمومی شناخته میشوند.
حقوق مدنی و برابری نژادی
در قلمرو دست کشیدن از امتیازات فرضی و باورهای فرهنگی عمیق به خاطر خیر عمومی، نمونههای اندکی مانند مبارزه برای برابری نژادی و حقوق مدنی در ایالات متحده برجسته هستند. حتی پس از جنگ داخلی و پایان بردهداری سیاهپوستان از طریق «اعلامیه آزادی بردهها» و متمم سیزدهم قانون اساسی، اجرای فداکاریهای فرهنگیِ مطالبهشده توسط جنبش حقوق مدنی دهه ۱۹۶۰ بدون مداخله گسترده دولت ممکن نبود.
واگذاری بقایای دیرینه «امتیاز سفیدپوستان» که به ندرت به صورت داوطلبانه رخ میداد، نیازمند نیروی قانون در مقیاسی تاریخی بود؛ از جمله تصویب قانون حقوق مدنی ۱۹۶۴، قانون حق رای ۱۹۶۵ و قانون مسکن منصفانه ۱۹۶۸.
کیفیت محیط زیست
امروزه در این باره که آب و هوای پاک به همراه منابع طبیعی فراوان به نفع خیر عمومی است، بحثی وجود ندارد. با این حال، فرآیند تضمین کیفیت محیط زیست از نظر تاریخی همواره نیازمند مداخله دولت همراه با فداکاریهای فردی بوده و احتمالاً در آینده نیز خواهد بود. از اوایل دهه ۱۹۶۰، آمریکاییها نگرانی فزاینده خود را نسبت به تأثیرات مخرب رشد صنعتی بر محیط زیست ابراز کردهاند. این نگرانیها از طریق تصویب سخت و نفسگیر مجموعهای از قوانین برطرف شد؛ از جمله قانون هوای پاک (۱۹۶۳)، قانون آب پاک (۱۹۷۲)، قانون گونههای در حال انقراض (۱۹۷۳) و قانون آب آشامیدنی سالم (۱۹۷۴).
اجرای این قوانین و صدها مقررات فدرالِ اغلب بحثبرانگیز که برای اعمال آنها لازم است، منجر به فداکاری اقتصادی قابلتوجهی از سوی بخش صنعتی میشود. به عنوان مثال، خودروسازان مجبور به پیروی از یک سری مقررات پرهزینه در زمینه مصرف سوخت و آلودگی هوا شدهاند. با این حال، فعالان محیط زیست استدلال میکنند که دولت تعهدی اجتماعی برای محافظت از محیط زیست طبیعی به خاطر خیر عمومی بر عهده دارد، حتی اگر انجام این کار نیازمند قربانی کردن بخشی از رشد اقتصادی باشد.
منابع و مراجع بیشتر
-
Velasquez, Manuel, et al. “The Common Good.” Markkula Center for Applied Ethics, August ۲, ۲۰۱۴.
-
Skousen, Mark. “It All Started with Adam.” Foundation for Economic Education, May ۱, ۲۰۰۱.
-
Samuelson, Robert J. “How Our American Dream Unraveled.” Newsweek, March ۱, ۱۹۹۲.
-
Tierney, William G. “Governance and the Public Good.” State University of New York Press, ۲۰۰۶.
-
Reich, Robert B. “The Common Good.” Knopf, February ۲۰, ۲۰۱۸.
-
Rawls, John. “Theory of Justice.” Harvard University Press, ۱۹۷۱.
۲۱۶۲۱۶




نظر شما