۴ نفر
۲۱ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۷:۳۵
زیانهای معطل کردن حکمرانی/ دودش به چشم چه کسانی می رود؟

این نوشتار در پی بررسی چیستی و چرایی اتخاذ استراتژی معطل سازی(مماطله) در حکمرانی و به ویژه سیاست خارجی توسط عده‌ای می‌پردازد.

«معطل سازی» به وضعیتی اطلاق می‌شود که در آن بازیگران داخلی و یا خارجی، از طریق تولید روایت‌های موازی، برجسته سازی راه حل های بدیل ناممکن، وعده آتیه ای بهتر، فرآیندهای تصمیم گیری را به تاخیر می اندازند و با گفتمان سازی پیرامون اینکه شرایط کنونی مناسب توافق و تفاهم سازی نیست، موجب از دست رفتن فرصت های طلایی و بسته شدن پنجره های فرصت برای نظام سیاسی شوند. معطل سازان نه با مخالفت صریح بلکه با طرح دائمی این مساله که آیا شرایط بر

تصور رایج این است که معطل‌سازان کسانی هستند که سکوت می‌کنند و کاری نمی‌کنند. اما واقعیت چیز دیگری است. معطل‌سازان در سیاست خارجی، اغلب به دلیل دسترسی های مشاوره ای و همچنین حمایت رسانه ای توسط برخی کانون های خاص قابلیت بازنشر پربسامد گفتمان خود را در ساحات گوناگون حکمرانی دارند. همانطور که پیشتر ذکر شد آن‌ها نه با سکوت، بلکه با تولید انبوه روایت‌های جایگزین، پرسش‌های معرفت‌شناختی بی‌پایان، و طرح گزاره‌های آرمانی دست‌نیافتنی و یا صعب الوصول و در نهایت تزریق تصلب به نظام تصمیم گیری مانع اقدام عملی می‌شوند.

در نظریه‌های تصمیم‌گیری، این پدیده را «فلج تحلیلی» (Analysis Paralysis) می‌نامند؛ وضعیتی که در آن اطلاعات بیش از حد، یا روایت‌های رقیب بیش از حد، منجر به بی‌عملی می‌شود. معطل‌سازان ماهر دقیقاً این فضا را می‌آفرینند: نه با مخالفت صریح با مذاکره، بلکه با طرح دائمی این پرسش که «آیا شرایط برای مذاکره مناسب است؟

زمستان سخت؛ روایتی که فرصت را سوزاند

در سال‌های ۱۴۰۰ و ۱۴۰۱، در اوج مذاکرات وین برای احیای برجام، گروهی از تحلیلگران، رسانه‌ها و جریان‌های سیاسی داخلی، روایت «زمستان سخت» را به‌گونه‌ای منسجم و هماهنگ در فضای عمومی ایران تزریق کردند. این روایت بر این پایه استوار بود که اروپا و آمریکا به‌زودی با بحران انرژی ناشی از جنگ اوکراین دست‌وپنجه نرم خواهند کرد، زمستان سردی در پیش است، اقتصاد غرب فشار تحریم‌ها را بر ایران احساس خواهد کرد، و در نتیجه آمریکا ناگزیر با شرایط بهتری به میز مذاکره بازخواهد گشت. نگارنده پیشتر در نوشتاری القا و برسازی انگاره «زمستان سخت» را حاصل زمستان فکری مبدعین آن دانستم. با عنایت به فضای حاکم بر سیاست داخلی آن سال ها و مشخصا حاکم بر دولت سیزدهم، برسازی این روایت توسط عالی ترین مقامات دولت وقت هم تشدید می شد در چنین فضایی هرگونه خدشه مبتنی بر گزاره های علمی و متقن ضد کلان روایت برسازی شده زمستان سخت با هجمه های بی سابقه رسانه‌ای و سیاسی مواجه می‌شد.

این روایت به ظاهر یک تحلیل بود، اما کارکرد خواسته و ناخواسته آن بسیار مشخص داشت: ایجاد فشار روانی بر دیپلمات‌های ایرانی برای توقف مذاکرات در لحظه‌ای که توافق در دسترس بود. منطق ضمنی پیام این بود: «صبر کنید. دست نگه دارید. بهتر از این خواهد شد.»

نتیجه چه شد؟ برجام احیا نشد. زمستان سخت گذشت بدون اینکه آمریکا به التماس بیفتد. اروپا با وجود فشار انرژی، به جای تقرب به ایران، در مسیر تحریم‌های بیشتر گام برداشت و جمهوری اسلامی ایران با  با اقتصادی ضعیف‌تر، هندسه منطقه ای متفاوت از پیشا 7 اکتبر و دولتی متفاوت در آمریکا وارد صحنه توافق احتمالی شد.  پنجره فرصت بسته شد، و آن‌هایی که زمستان سخت را وعده داده بودند، بدون هیچ مسئولیت‌پذیری، به سراغ روایت جدیدی رفتند.

آنچه در ماجرای زمستان سخت رخ داد، یک الگوی تکرارشونده در تاریخ دیپلماسی ایران است. معطل‌سازان معمولاً از چند ابزار گفتمانی استفاده می‌کنند:

الف) افق‌سازی موهوم: آن‌ها همواره آینده‌ای بهتر را در افق نشان می‌دهند که اگر صبر کنید، به آن خواهید رسید. این افق همواره در حال عقب‌نشینی است. وقتی به آن نزدیک می‌شوید، دوباره دور می‌شود. توجه داشته باشید پس از آغاز جنگ رمضان در 9 اسفند یکی از مشاورین و اعضای تیم مذاکره کننده که ردپای آن را در معطل سازی های سال های 1400 و 1401 نیز می بینیم، در اظهار نظری مدعی شد تنها تا چند هفته دیگر ذخایر نفت به اتمام خواهد رسید، با سررسید آن موعد و بالطبع غدم اتمام ذخایر نفت غرب، آن اظهار نظر و توصیه از صفحه مجازی وی پاک شد. چندی بعد وی بدون اشاره به چرایی عدم تحقق وعده سابق خود، این بار با رویایی جدید و فریبنده مدعی ظهور جولای سخت ( مطابق با دهه دوم و سوم تیر ماه و دهه اول مردادماه) برای اقتصاد جهانی شد.

ب): شیطانی‌سازی لحظه حال: هر توافق موجود، هر فرصت در دسترس، ناقص، حقیرانه، یا خیانت‌بار توصیف می‌شود. «این توافق شأن ما را پایین می‌آورد»، «ما لایق بیشتر از این هستیم» دال مرکزی چنین گفتمانی را تشکیل می دهد. برسازی روایت تحقیر آمیز از هرگونه توافق احتمالی و انذار به حکمران که هرگونه توافق در شرایط کنونی منجر به از «دست رفتن سرمایه های معنوی نظام نزد طبقات حامی» خواهد شد.

ج): تولید ابهام معرفتی آن‌ها با طرح پرسش‌های بی‌پاسخ «مگر می‌دانیم که آمریکا واقعاً تحریم‌ها را برمی‌دارد؟»، «مگر اطمینان داریم که توافق پایدار خواهد بود؟»  هزینه تصمیم‌گیری را بالا می‌برند، بدون اینکه هزینه بی‌تصمیمی را به حساب آورند.

جولای سخت : تازه ترین تحفه معطل سازان

همانطور که بالاتر نیز اشاره شد، اکنون، در میانه سال ۲۰۲۵ و در آستانه ماه جولای، گروهی از همان صداها با همان منطق، روایتی تازه تولید کرده‌اند: «جولای سخت». گزاره این است که آمریکا در ماه جولای با فشارهای داخلی، اقتصادی، یا سیاسی روبه‌رو خواهد شد و ناگزیر به التماس از ایران خواهد افتاد. پس صبر کید. دست نگه دارید. چانه‌زنی نکنید.

این روایت از نظر ساختاری با روایت زمستان سخت یکسان است. تنها تفاوت آن است که اسم فصل عوض شده؛ زمستان به تابستان تبدیل شده، و سرما جای خود را به گرما داده است. اما منطق معطل‌سازانه دقیقاً همان است: به آنچه الان داری نه بگو، چون بهتر از این خواهد آمد.

چند پرسش اساسی در برابر این روایت وجود دارد: اگر آمریکا زیر فشار زمستان اوکراین و بحران انرژی اروپا تسلیم نشد، چه عاملی در جولای موجب تغییر ترازوی قدرت خواهد شد؟ و مهم‌تر از همه: چه کسی مسئولیت هزینه‌های معطل‌سازی را می‌پذیرد؟ همان کسانی که حتی مسئولیت یک توئیت خود در فضای مجازی را نیز حاضر نیستند بپذیرند؟!

پنجره‌های فرصت در سیاست بین‌الملل

در نظام بین الملل و اصولا در هر امر دیگری، فرصت ها همیشگی نیستند. آن‌ها در تقاطع متغیرهایی پدید می‌آیند که هر کدام عمر محدودی دارند: اراده سیاسی یک رئیس‌جمهور، ترکیب خاصی از کنگره یا پارلمان، موقعیت ژئوپلیتیک منطقه‌ای، یا فشار اقتصادی متقارن دو طرف. وقتی این متغیرها همزمان در یک راستا قرار می‌گیرند، پنجره‌ای باز می‌شود. این پنجره می‌تواند هفته‌ها یا ماه‌ها باز بماند، نه سال‌ها. همانطور که پنجره احیای برجام و یا توافقی مشابه برجام تا حدودی در زمان بایدن باز بود و امروزه متاسفانه توافقی که در آن حق غنی سازی اورانیوم برای ایران توسط آمریکا مورد پذیرش قرار بگیرد( مشابه برجام و قطعنامه 2231 )، بسیار دور از ذهن می نمایاند.

معطل‌سازان به‌طور ذاتی این پنجره‌ها را نمی‌بینند، یا آن‌ها را ترجیحاً نادیده می‌گیرند، چون پذیرش وجود پنجره فرصت، آن‌ها را ملزم به اقدام می‌کند؛ و اقدام، ریسک دارد. اما آنچه آن‌ها نمی‌گویند این است که بی‌اقدامی هم ریسک دارد؛ و اغلب ریسک بزرگ‌تری.

یک نکته مهم را نباید نادیده گرفت: معطل‌سازی اغلب بی‌طرف نیست. در بسیاری از موارد، بازیگرانی که از وضع موجود_هر چقدر هم که بد باشد_ نفع می‌برند، انگیزه قوی برای جلوگیری از تغییر دارند. تحریم‌ها اقتصاد رسمی را فلج می‌کنند، اما شبکه‌های غیررسمی دور زدن تحریم را تقویت. انزوای دیپلماتیک، توان چانه‌زنی دولت را کاهش می‌دهد، اما قدرت بازیگران خارج از کنترل دولت را بیشتر می‌کند. برای این طیف کنشگران احتمالا معطل‌سازی نه اشتباه، بلکه استراتژی است.

درس‌های تاریخ امروز

تاریخ دیپلماسی ایران، خاصه در چهار دهه گذشته، پر است از فرصت‌هایی که در انتظار «بهتر شدن شرایط» از دست رفتند. نه اینکه ایران همواره باید هر پیشنهادی را می‌پذیرفت؛ مذاکره سخت و هوشمندانه ضرورت دیپلماسی است. اما تفاوت بین مذاکره سخت و معطل‌سازی، در پذیرش این واقعیت است که زمان خنثی نیست. زمان همواره در حال ساختن واقعیت‌های جدید است؛ و این واقعیت‌های جدید لزوماً به نفع بازیگری نیستند که از تصمیم‌گیری می‌گریزد.

آنچه امروز از ما خواسته می‌شود نه ساده‌لوحی در مذاکره، بلکه هوشیاری در برابر روایت‌هایی است که زیر پوشش واقع‌بینی، در خدمت معطل‌سازی عمل می‌کنند. «جولای سخت» را باید با همان نگاه انتقادی که «زمستان سخت» می‌طلبید، ارزیابی کرد. و پرسش اصلی این است: اگر جولای هم مثل زمستان گذشت و آمریکا به التماس نیفتاد، روایت بعدی چه خواهد بود؟ و چه کسی پاسخگوی فرصت‌های از دست رفته در این فاصله خواهد بود؟

لازم به توضیح است که نقد حاضر متوجه هر گونه توصیه به احتیاط و صبر در سیاست خارجی نیست. صبر راهبردی (Strategic Patience) در شرایطی که موازنه قدرت واقعاً در حال تغییر است، یک فضیلت دیپلماتیک محسوب می‌شود و تاریخ دیپلماسی نمونه‌های فراوانی از موفقیت آن را ثبت کرده است. آنچه در این نوشتار مورد نقد قرار می‌گیرد، نوع خاصی از معطل‌سازی است که نه بر پایه تحلیل دقیق از تحولات میدانی، بلکه بر مبنای آرزواندیشی (Wishful Thinking) و گزاره‌های تأییدنشده استوار است؛ معطل‌سازانی که با اتکا به پیش‌بینی‌های نادرست، هزینه بی‌تصمیمی را پنهان و هزینه توافق را بزرگ‌نمایی می‌کنند و با عدم انتقال واقعیات میدانی و توان کشور، تصمیمات سخت ولی ضروری را به آینده ای موهوم ارجاع  می دهند.

1717

کد مطلب 2230503

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
7 + 1 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین