به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، حجتالاسلام والمسلمین محمدرضا نوری کوهبنانی، پژوهشگر مطالعات قرآنی بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی در گفتوگویی بیان گرد: در تبیین نسبت میان کثرت مذاهب و حقیقت واحد اظهار کرد: در تلاطم فرقهها و نحلههای گوناگون در جهان اسلام، این پرسش بنیادین فراروی هر پژوهشگر حقجویی قرار دارد که نسبت میان این تکثر با حقیقت واحد چیست؟ آیا میتوان به اصالت و حقانیت مساوی تمامی این مسالک حکم راند، یعنی به پلورالیسم دروندینی قائل شد یا آنکه در میان این کثرت، صراط مستقیم و طریق هدایتی وجود دارد که دیگر راهها در رتبهای فروتر از آن قرار میگیرند؟ اگر چنین است ملاک بازشناسی این طریق صواب از میان گسلهای مذهبی چیست؟
بنابر روایت ایکنا، وی با اشاره به شاخصهای رستگاری در قرآن کریم، بیان کرد: مطابق صریح آیات قرآن مجید، معیار غایی رستگاری امت اسلام در پیوندی ناگسستنی میان ایمان به مبدأ و معاد و تعبد بیقیدوشرط به فرامین نبوی نهفته است. قرآن کریم این ضرورت را در چهار محور کلیدی ترسیم کرده است. نخستین محور، لزوم پیروی مطلق است؛ آنجا که قرآن میفرماید: «یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا الله وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِی الْأَمْرِ مِنْکمْ». این آیه طاعت از خدا، رسول و اولیالامر را در یک سیاق و با یک فرمان بیان کرده است.
این پژوهشگر افزود: دومین محور حجیت همهجانبه سنت است، چنانکه در آیه «مَا آتَاکمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاکمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا» آمده و این آیه هرگونه کنش و منش پیامبر اکرم(ص) را حجت شرعی میسازد، سومین محور تلازم طاعت رسول با طاعت حق است؛ «مَنْ یطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ الله» که بیانگر وحدت غایی راه پیامبر(ص) با راه خداست و چهارمین محور نیز بنیاد وحیانی سیره نبوی است؛ «وَمَا ینْطِقُ عَنِ الْهَوَی، إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْی یوحَی» که ساحت قدسی کلام پیامبر(ص) را از شائبه تمایلات بشری پاک میداند.
وی با بیان اینکه لزوم اطاعت از پیامبر اکرم(ص) محدود به زمان حیات ایشان نیست، گفت: بر این اساس، لزوم اطاعت از پیامبر اکرم(ص) به واسطه خاتمیت و اطلاق آیات، فراتر از زمان حیات ایشان بوده و شامل عصر پس از رحلت نیز میشود، از اینرو، تنظیم مسیر حرکت امت پس از پیامبر(ص)، الزاماً باید بر مدار ترسیمشده از سوی ایشان استوار باشد و در واقع تشیع با تکیه بر قرآن کریم، سنت متواتر پیامبر(ص)، عقلانیت روشمند و مرجعیت اهلبیت(ع)، صراط اصیل هدایت را در میان مذاهب اسلامی ترسیم میکند.
نوری کوهبنانی درباره چالش بازشناسی اولیالامر اظهار کرد: نکته کلیدی در آیه اطاعت، همسنگ قرار گرفتن اولیالامر با خدا و رسول است. این تقارن، دلالت بر آن دارد که اولیالامر باید واجد ویژگیهایی باشد که پیروی از او، همچون پیروی از معصوم، تضمینکننده سعادت و مصون از خطا باشد. برخلاف مفهوم خدا و رسول که مصادیقی معین دارند، واژه اولیالامر نیازمند تبیین مصداقی از سوی شارع است تا امت در شناخت مرجع نهایی دچار تحیر نشود.
این پژوهشگر مطالعات قرآنی بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی با اشاره به گسست تاریخی میان مکتب اهلبیت(ع) و مکتب خلفا گفت: امت اسلامی پس از رحلت پیامبر(ص) بر سر تبیین مصداقی رهبری و مرجعیت دینی، به دو نحله کلان منقسم شد. نخست مکتب اهلبیت(ع) یا تشیع است که این مکتب با استناد به نصوص متواتر، بر افضلیت، اعلمیت و عصمت خاندان پیامبر(ص) تأکید ورزیده و امامت را منصبی الهی و استمراری برای رسالت در ساحت تبیین و هدایت میداند؛ منصبی که از حضرت علی(ع) آغاز و به حضرت مهدی(عج) ختم میشود.
پژوهشگر مطالعات قرآنی بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی بیان کرد: دوم، مکتب خلفا یا تسنن است، این مکتب، امامت را امری عرفی و زمینی قلمداد کرده و با نفی شرط عصمت و نص بر سیره خلفا و صحابه در کنار کتاب و سنت تأکید میورزد، بنابراین تمایز این دو مکتب تنها در یک نزاع سیاسی بر سر قدرت نیست، بلکه اختلافی بنیادین در مرجعیت معرفتی و حجیت شرعی است. در تشیع، مرجعیت بر مثلث قرآن، سنت نبوی و سیره معصومین استوار است، در حالیکه در مکتب مقابل، سیره صحابه و خلفا جایگزین سیره معصومین شده است.
نوری کوهبنانی درباره ادله اتقان و حقانیت مکتب اهلبیت(ع) اظهار کرد: تشیع برای اثبات مدعای خود به براهین مستحکمی تمسک میجوید. نخست، ادله قرآنی است؛ آیات شریفی همچون آیه ولایت، تبلیغ، تطهیر، اولیالامر و آیه مباهله که علی(ع) را نفس پیامبر میخواند، بنمایههای وحیانی مرجعیت اهلبیت(ع) هستند، دوم، ادله روایی است؛ احادیث متواتری چون غدیر، ثقلین، منزلت، سفینه و روایات مربوط به دوازده خلیفه که در منابع تراز اول عامه، از جمله صحاح و مسانید نیز به وفور یافت میشود جایگاه انحصاری اهلبیت(ع) در هدایت امت را تثبیت میکند و سوم، ادله عقلی است؛ ضرورت وجود واسطه فیض و تبیینگر معصوم برای حفظ شریعت از تحریف و لزوم تناسب میان هدف هدایت و ابزار معصوم از ارکان عقلانی این مکتب است.
امتیازات انحصاری مکتب تشیع
این پژوهشگر مطالعات قرآنی با اشاره به امتیازات انحصاری مکتب تشیع بیان کرد: در جمعبندی نهایی، میتوان امتیازات این مکتب را در هفت محور برشمرد. نخست، اصالت تاریخی است، بهطوریکه این مکتب، مولود طبیعی وحی و استمرار اصیل جریان رسالت است، نه جریانی پدیدآمده در واکنش به حوادث سیاسی. دوم، استنادپذیری عالی است، یعنی ابتنا بر منابع قطعی، شامل عقل، قرآن و سنت متواتر، به دور از استحسانات شخصی و سوم، مصونیت از انحراف است و وجود رهبران معصوم تا اواخر قرن سوم، سدی سدید در برابر نفوذ اسرائیلیات و تأویلات ناروا ایجاد کرد.
وی ادامه داد: چهارم، استمرار نص و پویایی اجتهاد است و بهرهمندی از حضور معصوم تا غیبت کبری که گنجینهای بیبدیل از روایات را برای اجتهاد پویا فراهم آورد، پنجم، عقلانیت روشمند و برقراری توازن دقیق میان وحی و عقل است که در هیچیک از مذاهب دیگر بدین غنا یافت نمیشود، ششم، اندیشه سیاسی ضابطهمند و تبیین دقیق ویژگیهای حاکم از جمله عدالت، علم و تقوا و نفی سلطه جائرانه است، هفتم، تراث معنوی و عرفانی و برخورداری از اقیانوس بیکران ادعیه و مناجاتهایی همچون صحیفه سجادیه که عالیترین پیوند میان حماسه، عرفان و معرفتشناسی است و در واقع میتوان گفت مکتب اهلبیت(ع) با تکیه بر استدلالهای متقن و میراثی ماندگار، صراطی را ترسیم میکند که در آن، حقیقت دین از پس غبارهای تاریخ، درخشان و ناب به جانهای تشنه میرسد.






نظر شما