الهه جعفرزاده: با نزدیک شدن به فصل گرما، نگرانیها درباره تکرار آتشسوزیهای گسترده در جنگلها و مراتع زاگرس بار دیگر افزایش یافته است؛ نگرانیای که با تجربه حریقهای سالهای اخیر در استانهای غربی کشور، رنگ بیشتری از واقعیت به خود گرفته است.
زاگرس یکی از مهمترین رویشگاههای جنگلی ایران و زیستگاه هزاران گونه گیاهی و جانوری است؛ اکوسیستمی که طی سالهای اخیر علاوه بر خشکسالی، تغییرات اقلیمی، آفات، فشارهای انسانی و بهرهبرداریهای مختلف، بارها در معرض آتشسوزیهای گسترده قرار گرفته است.
عباس محمدی، مدیر انجمن دیدهبان کوهستان و کنشگر محیط زیست، در گفتوگو با خبرآنلاین توضیح میدهد: «کوهستان زاگرس و همینطور جنگلهای شمال از دیرباز مانند بسیاری از جنگلهای دنیا با آتشسوزی مواجه بودهاند و این موضوع جدیدی نیست. آنچه جدید است، افزایش تعداد آتشسوزیها و گستره آنها نسبت به ۳۰ یا ۴۰ سال گذشته است. هم تعداد حریقها بیشتر شده و هم وسعت مناطقی که در معرض سوختگی قرار میگیرند افزایش یافته است.»
چرا زاگرس بیشتر از گذشته میسوزد؟
به گفته او، یکی از مهمترین عوامل این وضعیت، گرمایش زمین است؛ پدیدهای که در کشورهای واقع در کمربند خشک جهان شدیدتر از میانگین جهانی خود را -به نسبت نیمقرن گذشته- نشان داده است.
او توضیح میدهد: «بر اساس گزارشهای مختلف جهانی، میانگین افزایش دما در جهان حدود یک و نیم درجه سانتیگراد برآورد میشود، اما در مناطق خشک خاورمیانه، شمال آفریقا، غرب آمریکا و استرالیا این افزایش به حدود سه درجه رسیده است. این موضوع تأثیر مستقیمی بر افزایش خطر آتشسوزی دارد.»
۵۰ سال سوءمدیریت در عرصههای طبیعی/ از قاچاق چوب تا کشاورزی؛ ردپای انسان در آتشسوزیهای زاگرس
محمدی عامل دوم را «سوءمدیریت طولانیمدت در حوزه منابع طبیعی» میداند و میگوید: «حدود پنج دهه است که مدیریت شایستهای بر عرصههای طبیعی کشور اعمال نشده و کنترل مؤثر دولت بر این مناطق به شدت تضعیف شده است.»
به باور او این حرف صرفاً یک انتقاد نیست؛ «چرا که در بسیاری از مناطق جنگلی میتوان ردپای انواع مداخلات انسانی را مشاهده کرد؛ از قاچاق چوب و ورود و خروج بیضابطه دام گرفته تا گردشگری کنترلنشده، جادهسازی، پروژههای عمرانی و ساختوساز. اینها نشان از بیمبالاتی و عدم نظارت صحیح در عرصه محیطزیست است.»
این فعال محیط زیست تأکید میکند که بخشی از آتشسوزیها نیز با انگیزههای اقتصادی رخ میدهند؛ از تولید زغال و برداشت چوب گرفته تا تلاش برای گسترش اراضی کشاورزی.
با این حال، به باور او مهمترین عامل انسانی، شلختگی در ورود و خروج افراد به طبیعت است: «از چوپان و عشایر گرفته تا گردشگران و حتی برخی نیروهای حاضر در منطقه، بدون رعایت اصول لازم وارد عرصههای طبیعی میشوند. هنوز بسیاری از عشایر برای پختوپز به چوب جنگلی وابستهاند، یا چوپانان با سوزاندن گون، برای دم کردن چای، آتش به پا میکنند و همین مسئله احتمال وقوع آتشسوزی را افزایش میدهد.»
آتشسوزیها از همین حالا آغاز شدهاند/ زاگرس روی انبار باروتِ علفهای خشک
محمدی معتقد است خطر آتشسوزی امسال صرفاً یک هشدار یا پیشبینی نیست، بلکه نشانههای آن از همین حالا دیده میشود. او با اشاره به حریقهای اخیر در استان فارس میگوید: «متأسفانه همین حالا که هنوز در خردادماه هستیم، آتشسوزیها شروع شدهاند. در استان فارس چند مورد آتشسوزی بزرگ داریم و جنگلها در حال سوختن هستند. آغاز حریقها در روزهایی که هنوز فصل گرما به اوج خود نرسیده، نشان میدهد تابستان و حتی پاییز دشواری پیش روی جنگلها و مراتع کشور قرار دارد. نیروهای مردمی و دستگاههای مسئول از هماکنون درگیر مهار آتش در برخی مناطق هستند و این موضوع زنگ خطری برای ماههای آینده به شمار میرود.»
محمدی اضافه میکند: «بارندگیهای بهاری نیز باعث رشد گسترده علفهای هرز یکساله یا همان گراسها شده است. در برخی نقاط زاگرس اکنون میتوان در میان علفهایی حرکت کرد که تا کمر انسان ارتفاع دارند. این پوشش گیاهی پس از خشک شدن، به حجم عظیمی از مواد قابل اشتعال تبدیل میشود و عملاً مانند انبار باروت عمل میکند.»
چرا نیروهای مردمی در خط مقدم مهار آتش قرار دارند؟
محمدی درباره نقش نیروهای مردمی در مهار آتشسوزیها میگوید: «اتکای عملیات اطفای حریق به نیروهای داوطلب، پدیدهای مختص ایران نیست و در بسیاری از کشورهای جهان نیز تجربهای شناختهشده و موفق به شمار میرود. به عنوان مثال، در استرالیا سالهاست ساختارهای گستردهای برای سازماندهی و آموزش نیروهای مردمی ایجاد شده و بخش مهمی از مقابله با آتشسوزیهای جنگلی بر عهده همین داوطلبان است. در آمریکا و کانادا نیز با وجود برخورداری از امکانات گسترده، همچنان بخش قابل توجهی از نیروهای اطفای حریق در عرصههای طبیعی را نیروهای داوطلب تشکیل میدهند.»
به گفته این کنشگر محیطزیست، دولتها به دو دلیل اصلی از این الگو استفاده میکنند: «نخست اینکه مردم محلی معمولاً اولین کسانی هستند که وقوع آتشسوزی را مشاهده میکنند و پیش از آنکه دستگاههای دولتی از وقوع حریق مطلع شوند، با آتش روبهرو میشوند. اگر در همان ساعات اولیه اقدامی صورت نگیرد، آتش میتواند ظرف مدت کوتاهی گسترش پیدا کند و مهار آن دشوارتر شود.»
دلیل دوم به ماهیت آتشسوزیهای طبیعی بازمیگردد: «گستردگی و قدرت آتش در عرصههای طبیعی به اندازهای است که حتی دولتهای ثروتمند نیز نمیتوانند به تنهایی مسئولیت کامل مهار آن را بر عهده بگیرند. تجربیات جهانی نشان داده است که بدون مشارکت نیروهای محلی و داوطلب، مقابله مؤثر با آتشسوزیهای گسترده جنگلی عملاً امکانپذیر نیست و به همین دلیل مشارکت مردم به یکی از ارکان اصلی مدیریت حریق در بسیاری از نقاط جهان تبدیل شده است.»
محمدی تأکید میکند که در ایران نیز هم نیروهای مردمی و هم مأموران منابع طبیعی، محیط زیست، هلال احمر و آتشنشانی در مهار حریقها نقش دارند و نباید نقش هیچیک از این دو بخش را نادیده گرفت.

آتشسوزی در ایران یعنی نابودی زیستگاه/ احیای مناطق سوخته، امری ناممکن
این کنشگر محیط زیست معتقد است یکی از برداشتهای نادرست درباره آتشسوزیهای جنگلی، مقایسه شرایط ایران با برخی جنگلهای آمریکای شمالی است: «در برخی جنگلهای غرب آمریکا، آتش بخشی از چرخه طبیعی اکوسیستم محسوب میشود و حتی به جوانهزنی برخی گونههای گیاهی کمک میکند، اما در ایران چنین وضعیتی وجود ندارد. در زاگرس آتشسوزی تقریباً همیشه به معنای تخریب زیستگاه است؛ پوشش گیاهی از بین میرود، پناهگاه جانوران نابود میشود و ساختار اکولوژیک منطقه آسیب میبیند.»
او هشدار میدهد که در شرایط فعلی تغییر اقلیم و فشارهای انسانی، احیای بسیاری از مناطق آسیبدیده بسیار دشوار شده است: «عرصههایی که میسوزند، اغلب در معرض انواع تجاوزها قرار میگیرند؛ از توسعه کشاورزی گرفته تا جادهسازی، معدنکاوی و ساختوساز. به همین دلیل بسیاری از مناطقی که در سالهای اخیر دچار حریق شدهاند، هنوز به وضعیت طبیعی خود بازنگشتهاند.»
کمبود نیرو، آموزش و تجهیزات/ بیل و شاخه درخت؛ ابزار مقابله با آتش در قرن ۲۱؟
محمدی راهحل اصلی را در پیشگیری میداند و تأکید میکند که حفاظت از طبیعت نیازمند سرمایهگذاری جدیتر است.
او میگوید: «تعداد محیطبانان، جنگلبانان و نیروهای حفاظتی باید افزایش پیدا کند. همچنین کشور به نیروهای آموزشدیده و متخصص برای مقابله با آتشسوزیهای جنگل و مرتع نیاز دارد. هنوز در بسیاری از مناطق، مردم محلی با ابزارهای ابتدایی مانند بیل و شاخه درخت برای مهار آتش وارد عمل میشوند؛ در حالی که تجهیز نیروهای محلی به دمندهها، لباسهای ایمنی و تجهیزات استاندارد اطفای حریق هزینه چندان سنگینی ندارد. روستاییان، عشایر و نیروهای داوطلب محلی باید به صورت سازمانیافته آموزش ببینند و تجهیز شوند، زیرا نخستین کسانی هستند که وقوع آتش را تشخیص میدهند و مهمترین نقش را در مهار آن در ساعات اولیه بر عهده دارند.»
این فعال محیطزیستی هشدار میدهد که اگر ضعفهای موجود در حوزه پیشگیری، آموزش و تجهیز نیروها برطرف نشود، آتشسوزی همچنان یکی از جدیترین تهدیدها برای زاگرس باقی خواهد ماند؛ تهدیدی که نهتنها جنگلها و مراتع، بلکه آینده یکی از مهمترین اکوسیستمهای کشور را نشانه گرفته است.
۴۷۲۳۲







نظر شما