به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، روزی روزگاری، شهری ساحلی در کالیفرنیا که از جذابیتِ افسانهای سرشار بود، با سختگیرانهترین و ضدحالترین قانون ممکن روبهرو شد: دیگر خبری از بستنی قیفی نبود یا دستکم چنین به نظر میرسید. با وجود زوایای پشتِ این قانونگذاری، شهرتِ رؤیایی این شهر با لقب تازه «شهرِ اسکروج» (نماد خساست و بدخلقی) لکهدار شد. تا اینکه یک ستاره هالیوودی وارد ماجرا شد و این خوراکیهای شیرین را به خیابانهای دلفریب شهر بازگرداند.
خلاصه ماجرا این است که ظاهراً در دهه ۱۹۸۰ در شهر کارمل-بای-د-سی رخ داد؛ جایی که کسی نبود جز کلینت ایستوود، قهرمان واقعیِ این شهر در ماجرای بستنی. اما این داستان، دقیقاً همه ماجرا نیست.
کتی اوکانل، کتابدار تاریخ محلی در کتابخانه عمومی کارمل، میگوید: «این قانون در اصل یک ممنوعیت برای بستنی قیفی نبود.» ماجرا پیچیدهتر از این حرفهاست.
گتی ایمجز
پناهگاه مسافران
کارمل بای. د. سی (Carmel-by-the-Sea) - که به اختصار کارمل نامیده میشود - در یکی از تماشاییترین بخشهای کالیفرنیای مرکزی واقع شده است؛ جایی که سواحل شنی سفید و آرام، تضاد زیبایی با صخرههای ناهموار دارند. مدتها پیش از آنکه این منطقه در سال ۱۹۱۶ رسماً به عنوان شهر ثبت شود، سکونتگاه بومیان قبایل «اسلن» (Esselen) و «اولونی» (Ohlone) بود. کاشفان اسپانیایی نخستین بار در قرن هفدهم به آنجا رسیدند و پدر ژونیپرو سِرا در سال ۱۷۷۱ یک مأموریت مذهبی کاتولیک (میسیون) در آنجا بنیان گذاشت.
اگرچه کارمل تنها ۱.۱ مایل مربع مساحتِ دنج دارد، زیباییهای طبیعیاش جمعیتی از نویسندگان و هنرمندانی را به سوی خود جذب کرد که در جستوجوی الهام و آرامش بودند. نویسندگانی همچون جک لندن و جورج استرلینگ از نخستین ساکنان این شهر بودند و باور بر این است که رابرت لوئیس استیونسون زمانی که ایده کتاب «جزیره گنج» در ذهنش شکل میگرفت، در نزدیکی «پوینت لوبوس» (Point Lobos) قدم میزده است. در دهه ۱۹۲۰، کلبههایی به سبک روستایی انگلیسی که توسط معمار «هیو کامستاک» طراحی شده بودند به خیابانهای این شهر اضافه شدند و شهرت افسونگر و خیالانگیزِ آن را تثبیت کردند.
همزمان با این سبک زندگیِ بهشتی، یک چالش طبیعی نیز پدید آمد. با افزایش اشتیاق مردم برای داشتن سهمی از این جادو، توسعه و ساختوساز چنان اوج گرفت که جذابیتِ شهرِ کوچکی را که کارمل را تا این حد فریبنده کرده بود، تهدید میکرد. اوکانل میگوید: «برای حفظ این سبک زندگی، شهر شروع به ایجاد شهرتی برای محدودیتهای غیرمعمول کرد که برخی از آنها بیش از حد یا بیهوده تلقی میشدند.»
ازجملهی این محدودیتها میتوان به این موارد اشاره کرد: عدم استفاده از پلاکگذاری برای خانهها، ممنوعیت رستورانهای زنجیرهای، نبودِ پارکومتر و عدم وجود چراغهای خیابانی؛ قوانینی که همگی هنوز هم در این شهر اجرا میشوند.
در تاریخ ۹ آوریل ۱۹۸۶ در حال برگزاری کنفرانس مطبوعاتی.
خبرگزاری فرانسه (AFP) از طریق گتی ایمجز
ماجرای بستنی: تبدیل شدن به «شهر اسکروچ»
اما رشد اجتنابناپذیر بود. در سال ۱۹۸۴، شهر یک «طرح جامع» تدوین کرد تا به نگرانی ساکنان درباره این موضوع پاسخ دهد؛ نگرانیهایی مبنی بر اینکه هجوم کسبوکارها و گردشگران در حال فرسایش زندگی مسکونی کارمل است. هارولد و آن گیلیام در کتاب «خلق کارمل: چشمانداز ماندگار» این موضوع را شرح میدهند.
اولویت اصلی این بود که محدوده منطقه تجاری تا حد امکان کوچکتر شود، «هرجا که ممکن بود»؛ بهویژه در مورد غذای بیرونبر، چون این نوع کسبوکار بیشتر برای گردشگران مناسب تلقی میشد تا ساکنان محلی. در حالی که مقررات جدید، کسبوکارهای موجود را مشمول قانونِ قبلی میکردند و از آنها محافظت مینمودند، این مقررات برای کسبوکارهای تازهای که برای مجوز درخواست میدادند، لازمالاجرا بود. بنابراین، وقتی دو زنجیره فستفود اجارهنامههای خود را از دست دادند، یک فروشگاه کفش جای آنها را گرفت.
«گیلیام»ها مینویسند: «داستان میتوانست همانجا تمام شود، اگر فروشنده کفش همزمان برای افتتاح یک بستنیفروشی بیرونبَر در همان ساختمان درخواست نداده بود.» درخواست او به دلیل نقض سیاست جدید کارمل درباره فروش بیرونبَر رد شد—سیاستی که با یک مقرره مربوط به مصرف آب نیز تقویت شده بود.
با وجود این جزئیات، داستان توجه ملی را به خود جلب کرد. شبکههای تلویزیونی یک خبر کوتاه ۱۰ ثانیهای پخش کردند که اعلام میکرد کارمل فروش بستنی قیفی را ممنوع کرده است و طبق گزارشی در لسآنجلس تایمز در سال ۱۹۸۵، این اتفاق باعث شد شهر به لقب «شهر اسکروچ» معروف شود.
کارمل آنقدر از این تیترهای جنجالی وحشتزده شد که شهر رویدادهایی به نام «لیک-این» برگزار کرد و در آن بستنی قیفی رایگان توزیع میشد. با این حال، این ماجرا به نام «ماجرای بستنی» شناخته شد و بهخوبی با روایت شهرت آن زمان کارمل برای سختگیریهای غیرمعمول جور درمیآمد؛ همانطور که اوکانل توضیح میدهد.
در ۷ آوریل ۱۹۸۶ برای ساکنان کارملِ کالیفرنیا سخنرانی میکند.
خبرگزاری فرانسه (AFP) از طریق گتی ایمجز
شهردار ایستوود به میدان میآید
کلینت ایستوود، بازیگر و کارگردان، که از قبل یک ستاره مشهور هالیوودی بود، در حاشیه نظارهگر ماجرا بود. . او نخستین بار در دهه ۱۹۵۰، زمانی که به عنوان نیروی وظیفه ارتش در پادگان سابق «فورت اورد» خدمت میکرد، پایش به کارمل باز شد. خیلی زود آنجا به «وطن دوم» او تبدیل شد؛ او ساختمانی چندمنظوره در خیابان سان کارلوس خرید و در سال ۱۹۷۰ رستوران «هاگز برث این» (Hog’s Breath Inn) را در آنجا افتتاح کرد. (او بعدها در سال ۱۹۹۹ آن را به یکی از دوستانش فروخت.) اولین تجربه کارگردانی او، فیلم «برایم میستی را بنواز» (۱۹۷۱) نیز در همان منطقه فیلمبرداری شده بود.
اما حتی یک ستاره هالیوود هم از مقررات دستوپاگیر شهری در امان نبود. در اواسط دهه ۱۹۸۰، او برای دریافت مجوزها، ۱۸ ماه مذاکرات طاقتفرسا با مقامات شهری را پشت سر گذاشت. به نوشته «گیلیام»ها، او در نهایت آنقدر کلافه شد که از شهر کارمل شکایت کرد و سیاستمداران را به تلاش برای کنترل زندگی مردم متهم کرد. اگرچه مجوزهای او در نهایت صادر شدند، اما این ماجرا تأثیر خودش را گذاشت و این ستاره فیلمهای اکشن، غافلگیرکنندهترین حرکتش را انجام داد: در ژانویه ۱۹۸۶ نامزدی خود را برای شهرداری اعلام کرد.
هیجان تبدیل شدن یک ستاره سینما به شهردار یک شهر کوچک، آشکارا بر شهروندان کارمل تأثیر گذاشت. ایستوود با اختلاف فاحشی پیروز شد و ۲۱۶۶ رأی به دست آورد، در حالی که شهردار وقت، شارلوت تاونزند، تنها ۷۹۹ رأی کسب کرد. (جمعیت شهر کمی کمتر از ۳۲۰۰ نفر بود).
روزنامه The Herald شهرستان مونتری در ژانویه ۱۹۸۸ گزارش داد که دیدن همان گزارش لسآنجلس تایمز در سال ۱۹۸۵ با تیتر «شهر اسکروچ» بود که واقعاً او را مصمم کرد.
آنطور که «گیلیام»ها اشاره میکند یکی از اولین اقدامات ایستوود به عنوان شهردار، لغو «ممنوعیت غیرموجود برای بستنی قیفی»، و اجازه دادن به Chocolate Dreams برای باز کردن و فروش ژلاتو بیرونبر بود. آنها مینویسند: «بسیاری از اقدامات ایستوود به عنوان شهردار، ادعاهای حامیان او را که میگفتند کارمل به کسی نیاز دارد که بتواند بوروکراسی را کنار بزند و کارها را به انجام برساند، تأیید میکرد.»
از ستاره سینما تا شهردار
تسهیل محدودیتها توسط شهردار ایستوود، منجر به تغییری آگاهانه در کارمل شد و ساختوساز و توسعه بیشتری نسبت به دورههای گذشته صورت گرفت. اما اوکانل میگوید در کنار دوران مسئولیت او، یک «تأثیر ناخواسته» نیز پدید آمد: «شهرت ایستوود، کارمل را بیش از پیش در نقشه جهانی برجسته کرد.»
به گزارش روزنامه سانفرانسیسکو کرونیکل، در طول مبارزات انتخاباتی او، نشانهای سینهای با شعار «روز مرا بساز» (Make My Day - دیالوگ معروف او) و سایر یادگاریها در شهر پدیدار شدند. طبق گزارش لودی نیوز-سنتینل، پیوند او با این منطقه به چنان جاذبه بزرگی تبدیل شد که هتل «هایت ریجنسی» در شهر مجاور (مونتری)، حتی شعار خود را به «اقامت مرا بساز» (Make My Stay) تغییر داد.
اما این موضوع برای شهردار خوشایند نبود. به گزارش نیویورک تایمز، ایستوود در روزهای آغازین شهرداریاش به هفتهنامه کارمل پاین کون گفت: «من هیچکدام از اینها را دوست ندارم. از نظر من، کارمل “کلینتویل” (شهرِ کلینت) نیست.»
با وجود اینکه شهرت او بر دوران مسئولیتش سایه انداخته بود، ایستوود شهرداری کاملاً فعال بود؛ او در تمام جلسات عادی شورای شهر شرکت میکرد، به دغدغههای ساکنان گوش میداد و حتی ستونی در روزنامه پاین کون مینوشت. اوکانل در مصاحبه با ساکنان قدیمی خاطرنشان میکند که گردشگری از دهه ۱۹۶۰ بهطور پیوسته در حال افزایش بود و توجه رسانهها به این سلبریتی، احتمالاً آن را تشدید کرده است.
امروز، بستنی قیفی در کارمل دیگر یک موضوع جنجالی یا سیاسی نیست و رفتارهای «اسکروچگونه» به فراموشی سپرده شده است. اوکانل میگوید: «در حالی که باورهای عامیانه، دستاوردهای دوره دوساله و تنها دوره شهرداری ایستوود را سطحی جلوه میدهند… حقیقت این است که بسیاری از اقدامات او ردی ماندگار بر شهر “کارمل-بای-د-سی” بر جای گذاشته است.» او میافزاید که اثر انگشت ایستوود را میتوان در جایجای شهر دید؛ از ساختمان الحاقی کتابخانه در بخش «پارک برنچ» گرفته تا سرویسهای بهداشتی عمومی بیشتر در ساحل کارمل و حمایت از هنر.
امی هرزوگ، مدیر اجرایی موسسه Visit Carmel، میگوید: «بهراحتی میتوان پیوندی مستقیم میان چیزهایی که شهردارِ آن زمان، کلینت ایستوود، به آنها اشتیاق داشت و چیزهایی که مسافرانِ امروز عاشقانه در کارمل دوست دارند، پیدا کرد.
منبع: www.history.com
ترجمه: امیرمهدی نادری
۲۵۹






نظر شما