محور تخریب مذاکرات در ایران چه کسانی هستند؟ / بررسی عملکرد سه جریان داخلی «وحدت شکن» در تضعیف دیپلماسی رسمی نظام

در شرایطی که از برقراری آتش‌بس در جنگ اخیر بیش از چهل روز نمی‌گذرد و تیم دیپلماسی ایران مشغول پیگیری جزئیات تفاهم‌نامه پایان جنگ در چارچوب مصوبات شورای عالی امنیت ملی است، در داخل کشور الگوی مشخصی از مخالفت سازمان‌یافته با روند مذاکرات مشاهده می‌شود. این مخالفت‌ها نه از جنس نقد کارشناسی که در قالب اتهام‌زنی، تخریب شخصیت‌ها و القای بدبینی عمومی نسبت به هرگونه تعامل دیپلماتیک با آمریکا برای دفاع از دستاوردهای جنگ را نشان می‌دهد. الگوی رفتار سیاسی که پیامد آن، تفرقه بین مردم است.

خبرآنلاین - رسول سلیمی: در شرایطی که از برقراری آتش‌بس در جنگ اخیر بیش از چهل روز نمی‌گذرد و تیم دیپلماسی ایران مشغول پیگیری جزئیات تفاهم‌نامه پایان جنگ در چارچوب مصوبات شورای عالی امنیت ملی است، در داخل کشور الگوی مشخصی از مخالفت سازمان‌یافته با روند مذاکرات مشاهده می‌شود. این مخالفت‌ها نه از جنس نقد کارشناسی که در قالب اتهام‌زنی، تخریب شخصیت‌ها و القای بدبینی عمومی نسبت به هرگونه تعامل دیپلماتیک با آمریکا خود را نشان می‌دهد.

بر اساس مستندات موجود، سه طیف اصلی در این زمینه فعالیت منسجمی دارند: سازمان صداوسیما (به عنوان رسانه‌ای که از بودجه عمومی تغذیه می‌کند)، طیف حامی دولت سیزدهم (به ویژه چهره‌های نزدیک به ابراهیم رئیسی) و جبهه پایداری (با شبکه رسانه‌ای و نمایندگان خود در مجلس) که محور تخریب دیپلماسی را پیگیری می کنند. این گزارش با استناد به اظهارات علنی و عملکرد ثبت‌شده این سه گروه نشان می‌دهد که چگونه آنها با بی‌توجهی به منافع ملی، اولویت خود را به جای حمایت از تیم مذاکره‌کننده، به جنگ‌های داخلی و اختلاف‌افکنی اختصاص داده‌اند.

این در حالی است که محمدباقر قالیباف رئیس مجلس شورای اسلامی در چهارمین فایل صوتی خود خطاب به مردم، به این نکته اذعان کردند که « برخلاف تصور برخی که گمان می‌کنند میان مسئولان کشور هماهنگی وجود ندارد، تأکید می‌شود که هماهنگی کامل برای دستیابی به اهداف تعیین‌شده میان مسئولین برقرار است. نیروهای مسلح ما همواره برای اقدام آماده بوده و بر اساس تدبیر، برنامه‌ریزی درست و تصمیمات مصوب عمل می‌کنند.»

قالیباف تاکید کرد «هدف ما، پایان جنگ و ایجاد امنیت پایدار است؛ نه عادی‌سازی روابط با آمریکا. به طرف مقابل نیز هیچ اعتمادی نداریم. روش ما احساسی عمل کردن یا صرفاً اعلام حقوق ملت ایران و محکوم کردن دشمن نیست. راه روشن و میدان مشخص است. تنها اراده می‌خواهد که میان انقلابی‌گری و کنش دیپلماتیک، بر بستر اقتدار عقلانی حرکت کند.»

قالیباف با گلایه از افراد و گروه هایی که به دنبال تخریب وحدت در جامعه هستند، گفت «با تأسف، برخی افراد در این روزها به نام تبعیت از رهبری، برخلاف این خط عمل می‌کنند. لذا یک بار دیگر و بدون هرگونه شرح و بسط، محورهای مورد تأکید معظم‌له را تکرار می‌کنم تا هر کس – چه مسئول، چه نخبه سیاسی و چه فعال رسانه‌ای – بخواهد خارج از این چهارچوب اقدامی انجام دهد، با پاسخ سخت امت حزب‌الله مواجه گردد.»

اما به راستی چه گروه ها و جریان هایی در آستانه موفقیت ایران برای ذخیره دستاوردهای خود در جنگ با امریکا و اسرائیل، به دنبال وحدت شکنی و تفرقه در جامعه هستند؟ در ادامه به بررسی جزئیات رفتار سیاسی این جریان ها و گروه ها پرداخته ایم.

صداوسیما؛ ترازوی شکسته در پوشش خبری مذاکرات

۱.۱. بودجه عمومی در خدمت یک جریان خاص
سازمان صداوسیما سالانه حدود ۲ هزار و ۵۰۰ میلیارد تومان از بودجه عمومی کشور دریافت می‌کند. این سازمان در قانون اساسی به عنوان «رسانه ملی» تعریف شده است که موظف به پوشش متوازن دیدگاه‌ها و انعکاس واقعیت‌های کشور بدون جانبداری جناحی است. اما بررسی عملکرد این سازمان در هفته‌های اخیر نشان می‌دهد که این رسانه عملاً به تریبونی برای مخالفان مذاکره تبدیل شده است.

برای نمونه، در برنامه «خیابان انقلاب» که با حمایت سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران برگزار و توسط صداوسیما پوشش گسترده داده می‌شد، سخنرانی‌هایی علیه اصل مذاکره صورت گرفت. غلامرضا قاسمیان، یکی از سخنرانان این برنامه، در تاریخ ۱۵ خرداد ۱۴۰۵ گفت: «هر کس مذاکره می‌کند، مطمئناً بی‌باور به سنن الهی است» و «مذاکره حرام است». شیخ اسماعیل رمضانی نیز در همین برنامه گفت: «۹۰ روز کاسبی کشور را تعطیل کرده‌اند، رهبرت را شهید کرده‌اند، دیگر چه باید بکنند تا بگویید شرایط به نفع ما نیست؟»

این اظهارات در شرایطی از رسانه ملی پخش می‌شود که رهبر جمهوری اسلامی در پیام اخیر خود صراحتاً نسبت به «ایجاد بدبینی، اختلاف، یأس و سرخوردگی در جامعه» هشدار داده و تأکید کرده بود «هر اقدامی که موجب بدبینی مردم شود، در عمل کمک به دشمن محسوب می‌شود»
۱.۲. حذف بخشی از پیام رهبری؛ سهو یا رویه؟

این در حالی است که در جریان پخش پیام اخیر رهبر انقلاب از شبکه تلویزیونی، بخش مهمی از بیانات ایشان که ناظر بر هشدار نسبت به اختلاف‌افکنی و تضعیف انسجام ملی بود، از پخش حذف شد. صداوسیما این اتفاق را «اشتباه سهوی» اعلام و عذرخواهی کرد. اما این نخستین بار نیست که چنین اتفاقی رخ می‌دهد.

همچنین مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور، در تاریخ ۲۰ بهمن ۱۴۰۴ در مراسم بهره‌برداری از نیروگاه خورشیدی، در واکنش به تلاش مجری شبکه خبر برای قطع برنامه گفت: «شبکه خبر خیلی مهم نیست. ما داریم کار خودمان را می‌کنیم... شبکه خبر به جای آن حرف‌های بی‌ربط از این حرف‌ها بزند که مردم هم بدانند دارد کمک می‌کند.» پس از این اظهارات، صداوسیما پخش برنامه را متوقف و به جای آن نطق یک نماینده عضو جبهه پایداری را پخش کرد.

از سوی دیگر، بخش‌هایی از سخنرانی رئیس‌جمهور در ۲۲ بهمن که به موضوع اعتراضات دی ۱۴۰۴ مربوط می‌شد که در بخش‌های خبری صداوسیما منعکس نشد. نشست پزشکیان با خانواده‌های جانباختگان اعتراضات دی ۱۴۰۴ در استان گلستان نیز در بخش خبری ۲۰:۳۰ با تغییر عنوان «دیدار با خانواده شهدا و ایثارگران» گزارش شد.

۱.۳. نادیده گرفتن هشدارهای رئیس‌جمهور

پزشکیان در دیدار با مدیران صداوسیما گفت: «گاهی برخی کارشناسان در رسانه ملی سخنانی مطرح می‌کنند که با واقعیت‌های جاری کشور فاصله جدی دارد، اما دولت به منظور جلوگیری از اختلاف و حفظ آرامش جامعه، از واکنش پرهیز می‌کند.» او همچنین نسبت به نحوه بازنشر بیانات رهبر شهید درباره مذاکره انتقاد کرد و گفت: «در مواردی، کلیپ‌هایی از بیانات رهبر شهید درباره مذاکره به گونه‌ای بازنشر می‌شود که گویا نظام به صورت مطلق مخالف هرگونه مذاکره بوده است، در حالی که رهبر شهید هیچ‌گاه با مذاکره عزتمندانه، مبتنی بر اقتدار و در چارچوب منافع ملی مخالفت نداشتند.»

نکته قابل توجه این است که صداوسیما نه تنها به این هشدارها عمل نکرده، بلکه در موارد متعدد، مواضع خود را در جهت مخالف با سیاست رسمی کشور پیش برده است. محمد هاشمی، رئیس اسبق سازمان صداوسیما، در گفت‌وگو با روزنامه اعتماد در این زمینه گفت: «امروز کشور در آستانه یک مذاکرات حساس و حیاتی قرار دارد... صداوسیما باید در راستای مصوبات شورای عالی امنیت ملی و خواسته‌های رهبری و رئیس‌جمهور حرکت کند. پرداختن به رویکردهای شخصی و جناحی به جز اینکه به منافع کلان ملی ضرر بزند و دشمنان را نسبت به وجود اختلاف در درون کشور امیدوار سازد، فایده دیگری ندارد.»

حامیان دولت سیزدهم؛ تداوم تخریب دولت قبل به بهای تضعیف دیپلماسی نظام

۲.۱. اتهام‌زنی به جای تحلیل

طیف حامی دولت ابراهیم رئیسی که تا تابستان ۱۴۰۴ قدرت اجرایی را در دست داشت، در هفته‌های اخیر الگوی مشخصی از مواجهه با مذاکرات را دنبال کرده است: نسبت دادن هرگونه مذاکره به «خطای محاسباتی دولت روحانی» و متهم کردن تیم دیپلماسی فعلی به پیروی از «نقشه راه ظریف خائن» از مهمترین محورهای پیگیری شده توسط آنها است. دولت سیزدهم که خود نیز بعد از ترور سردار سلیمانی، چندین مرحله مذاکره با امریکایی ها بر سر دفاع از منافع ملی ایران داشت، حالا مسئله مذاکره را به میدان تصفیه حساب های سیاسی کشانده تا رقیب پیشین انتخاباتی را بار دیگر تخریب کنند.

میثم نیلی، برادر داماد ابراهیم رئیسی، در توئیتی نوشت «اصل مذاکره و توافق با یزید زمان و قاتل رهبرمان آن هم زیر سایه تهدید و ترور و تجاوز مستمر آنان، عین بی‌شرافتی و بی‌خردی است. متن توافق تخیلی‌شان هم عیناً منطبق با نقشه راه ظریف خائن در مقاله فارین افرز بوده و قطعا از برجام خسارت‌بار، برای وضع اقتصاد و سیاست و امنیت ایران فاجعه‌بارتر و به مراتب بدتر است»

همچنین سپهر خلجی، رئیس شورای اطلاع‌رسانی دولت رئیسی، نیز در برنامه «خیابان انقلاب» گفت: «تصور اینکه ما می‌توانیم همه مشکلات را از طریق مذاکره با آمریکا حل کنیم اشتباه بود... خسارت محض برجام، سند نگین ۲۰۳۰، تقویت جریان نفوذ تا دفتر رئیس‌جمهور و تیم مذاکره‌کننده که از آن جاسوس درآمد، همه ناشی از خطای محاسباتی مسئولان در دهه ۹۰ بود.»

۲.۲. بی‌ارتباطی حملات به روحانی با مذاکرات فعلی
نکته اساسی در این اظهارات این است که این حملات به حسن روحانی و محمدجواد ظریف، چه نسبتی با مذاکرات کنونی دارد؟ تیم مذاکره‌کننده فعلی به ریاست عباس عراقچی، هیچ ارتباط تشکیلاتی با دولت روحانی ندارد. قالیباف، رئیس مجلس، که از بازیگران اصلی پشتیبانی از مذاکرات است، شخصیتی اصولگراست که هیچگاه عضو دولت روحانی نبوده است. با این حال، حامیان دولت سیزدهم اصرار دارند هر مذاکره‌ای را با برجام و دولت روحانی گره بزنند. این الگو نشان می‌دهد که اولویت آنها نه نقد محتوای مذاکرات، که تخریب مستمر چهره‌های سیاسی رقیب است؛ حتی اگر این تخریب به قیمت تضعیف باور عمومی به امکان موفقیت دیپلماسی تمام شود.

۲.۳. تأثیر این اظهارات بر فضای مذاکره
محمد هاشمی رئیس سابق صداوسیما نیز در گفت‌وگوی پیش‌گفته توضیح می‌دهد «برخاستن یک صدای واحد در زمان بحران‌های مختلف از جمله جنگ یا آتش‌بس، مهم‌ترین ضرورتی است که کشورها را در دستیابی به منافع‌شان یاری می‌رساند. اظهارنظرهای افراطی و مخالفت‌خوانی‌ها با تصمیمات دولت و نظام این پالس را به بیرون صادر می‌کند که در داخل کشور اختلاف وجود دارد. دشمنان نیز در بطن این شکاف‌ها است که منافع خود را جست‌وجو می‌کنند. توییتی که ترامپ اخیراً درخصوص اختلاف میان مسئولان ایرانی منتشر کرده با تکیه بر این نوع حرکت‌های افراطی در داخل منتشر شده است.»

این تحلیل نشان می‌دهد که رفتار حامیان دولت سیزدهم در عمل، خوراک تبلیغاتی برای طرف مقابل فراهم می‌کند. وقتی یک مقام سابق دولت می‌گوید تیم مذاکره‌کننده سابق «نفوذی و جاسوس» داشته، این جمله مستقیماً در رسانه‌های خارجی بازتاب می‌یابد و به استدلالی علیه اعتبار دیپلماسی ایران تبدیل می‌شود.

جبهه پایداری؛ فراتر از مخالفت با مذاکره

۳.۱. ادعاهای بدون سند و جایگزینی به جای مراجع رسمی
جبهه پایداری و رسانه‌های نزدیک به آن، در هفته‌های اخیر الگوی مشخصی از موضع‌گیری را دنبال کرده‌اند: انتشار اخبار تأیید نشده و تحلیل‌هایی که با گزارش‌های رسمی دستگاه‌های دیپلماسی و امنیتی کشور در تضاد است.

در همین راستا علی خضریان، نماینده عضو جبهه پایداری در مجلس، در اظهاراتی که در صداوسیما پخش شد، گفت: «ایران درباره خروج مواد هسته‌ای از خاک کشور هیچ مصالحه‌ای را نخواهد پذیرفت و متنی نخواهد بود که ایران و آمریکا روی آن توافق کنند.» او همچنین در ادعایی دیگر گفت: «عباس عراقچی وزیر امور خارجه قرار است سفری به نیویورک داشته باشد و مذاکره‌ای با برخی از کشورهای حاشیه خلیج فارس در نیویورک انجام دهد.»

پس از این اظهارات، اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت خارجه، توضیح داد که «با توجه به ریاست دوره‌ای چین بر شورای امنیت سازمان ملل و برنامه این کشور برای برگزاری نشست ویژه وزرای خارجه درباره مباحث مرتبط با صلح و امنیت بین‌المللی، وزیر امور خارجه کشورمان نیز برای شرکت در این نشست دعوت شده‌اند. شرکت کردن عراقچی در این نشست قطعی نشده است.» بقائی همچنین گفت: «مراقب توطئه‌های دشمن در انتشار اخبار و تصاویر فیک باشیم و بر اساس آنها تجزیه و تحلیل نکنیم.»

حالا سوال اینجاست که یک نماینده مجلس که به اطلاعات طبقه‌بندی شده شورای عالی امنیت ملی دسترسی ندارد، چگونه از جزئیات سفر وزیر خارجه که هنوز قطعی نشده، خبر می‌دهد و آن را «مذاکره با کشورهای حاشیه خلیج فارس» تفسیر می‌کند؟ این الگو نشان می‌دهد که جبهه پایداری از ادعاهای خود به عنوان ابزاری برای ایجاد بدبینی نسبت به عملکرد دستگاه دیپلماسی استفاده می‌کند، حتی اگر این ادعاها بعداً تکذیب شود.

۳.۲. توهین به تیم مذاکره‌کننده فعلی جمهوری اسلامی
سایت رجانیوز در تاریخ ۱۸ خرداد ۱۴۰۵ مطلبی با عنوان توهین‌آمیز منتشر کرد و نوشت: «خبرگزاری رویترز ادعا کرد وزیر خزانه‌داری آمریکا تیمی برای غارت دارایی‌های بلوکه‌شده ایران تشکیل می‌دهد... این چه "مذاکرات موفقی" بود که نه تنها غرامتی در کار نبود، بلکه طلبکار را بدهکار کرد؟»

این مطلب در شرایطی منتشر شد که خبر رویترز هنوز از سوی هیچ منبع رسمی در ایران یا آمریکا تأیید نشده بود. همچنین سفر قالیباف به قطر و پیگیری‌های دیپلماتیک تیم مذاکره‌کننده، بر اساس اعلام رسمی مسئولان، با پیشرفت‌هایی همراه بوده است. با این حال، رجانیوز بدون ارائه هیچ سند جایگزین، کل فرآیند مذاکرات را ناموفق و حتی مضر معرفی کرد.

۳.۳. آیا برخی از خطوط قرمز نظام عبور کردند؟

منصور حقیقت‌پور، نماینده ادوار مجلس و معاون پیشین سپاه قدس نیز، در گفت‌وگو با رویداد۲۴ تحلیلی از جبهه پایداری ارائه داده که درک عمیق‌تری از این جریان به دست می‌دهد. او گفت: «این دوستان عزیز ما در بخش خالص‌گرا، هم از رهبری شهید عبور کردند، هم از رهبری جدید ما عبور کرده و خواهند کرد.» حقیقت‌پور با اشاره به حملات به علی لاریجانی افزود: «چقدر به آبروی این مرد شریف و بزرگ و شهید ما لطمه وارد کردند. چقدر با آزار و اذیت روحی، موجبات تصمیم غلط یک مجموعه را فراهم کردند و باعث شدند کشور برای مدت‌های مدیدی از توانمندی‌های این مرد بزرگ محروم شود»

او تأکید کرد: «خدا را شاهد می‌گیرم و حاضرم با هر کسی که تمایل داشت در این رابطه شرط‌بندی کنم که در آینده ما علائم و قرائن بیشتری از عبور اینها از بحث رهبری و ولایت فقیه مشاهده خواهیم کرد.» این تحلیل نشان می‌دهد که مسئله جبهه پایداری صرفاً مخالفت با مذاکره نیست، بلکه الگویی از مواجهه با هرگونه عقلانیت سیاسی و دیپلماتیک است که با برداشت حداقلی‌گرایانه آنها از سیاست خارجی سازگاری ندارد.

۳.۴. تناقض در رفتار سیاسی

نکته جالب توجه در عملکرد جبهه پایداری، تناقض آشکار در موضع‌گیری‌های آنهاست. امیرحسین یزدان‌پناه، عضو تیم رسانه‌ای قالیباف، در شبکه اجتماعی ایکس نوشت که «نمایندگان با سلایق مختلف در جریان انقلابی بیانیه حمایت از تیم مذاکره‌کننده و به خصوص دکتر قالیباف را امضا کرده‌اند از جمله آقایان... خضریان، ذوالنوری، کوثری، حاجی‌دلیگانی، صمصامی و...» (همه اعضای جبهه پایداری). یزدان‌پناه همچنین نوشت: «دسته‌بندی موافقان و مخالفان تیم مذاکره‌کننده، بازی در زمین دشمن است.»

اما در عمل، افرادی مانند علی خضریان در صداوسیما می‌گویند «توافق شکل نمی‌گیرد» و رجانیوز مذاکرات را محکوم به شکست و خیانت می‌داند. این تناقض میان اعلام حمایت رسمی و اقدام عملی برای تخریب، یکی از الگوهای رفتاری این جریان است.

 الگوی مشترک سه جریان مخالف وحدت شکن در کشور

بررسی عملکرد سه طیف صداوسیما، حامیان دولت سیزدهم و جبهه پایداری نشان می‌دهد که با وجود تفاوت در ادبیات و سبک، آنها الگوی مشترکی را دنبال می‌کنند. نخست، نسبت دادن هرگونه مذاکره به «ضعف»، «خیانت» یا «نفوذ» است. واژگانی مانند «بی‌شرافتی»، «بی‌خردی»، «خائن»، «جاسوس» و «یزید زمان» در اظهارات هر سه گروه تکرار می‌شود. این واژگان امکان هرگونه نقد کارشناسی را از بین می‌برند و فضا را برای گفت‌وگوی عقلانی مسدود می‌کنند. دوم، تمرکز بر تخریب شخصیت‌های سیاسی به جای نقد محتوای مذاکرات است.

حملات به حسن روحانی، محمدجواد ظریف و حتی عباس عراقچی و محمدباقر قالیباف نشان می‌دهد که اولویت اصلی این جریان‌ها، حذف رقبا از صحنه سیاسی است، نه ارزیابی دقیق توافق احتمالی؛ سوم، نادیده گرفتن مصوبات شورای عالی امنیت ملی و مواضع رسمی رهبری است. در حالی که شورای عالی امنیت ملی به عنوان عالی‌ترین مرجع تصمیم‌گیری در حوزه سیاست خارجی، چارچوب مذاکرات را تعیین کرده و رهبری نیز در پیام اخیر خود بر ضرورت حفظ انسجام ملی تأکید کرده‌اند، این سه گروه مواضعی اتخاذ می‌کنند که عملاً در تضاد با این چارچوب‌هاست. چهارم، ایجاد فضای دوقطبی در جامعه است. القای این ایده که «یا مذاکره برابر خیانت است یا مقاومت مطلق برابر وفاداری»، جامعه را به دو بخش متخاصم تقسیم می‌کند. این دوقطبی‌سازی در شرایط حساس آتش‌بس، نه تنها کمکی به تیم مذاکره‌کننده نمی‌کند، بلکه دست‌اویزی برای طرف مقابل به منظور افزایش فشار فراهم می‌آورد.

فراتر از تأثیر خارجی، این حملات هزینه‌های داخلی سنگینی نیز به همراه دارد. کاهش سرمایه اجتماعی دولت و تیم مذاکره‌کننده نخستین پیامد است. وقتی رسانه ملی و نمایندگان مجلس به طور مداوم تیم دیپلماسی را متهم به «خیانت» یا «نفوذ» می‌کنند، بخشی از جامعه به تدریج نسبت به هرگونه توافق بدبین می‌شود. این بدبینی، حتی اگر توافقی خوب نیز حاصل شود، پذیرش آن را برای مردم دشوار می‌کند. دوم، ایجاد فرسودگی در تیم مذاکره‌کننده است. مذاکره با یک قدرت جهانی در شرایط تحریم و تهدید نظامی، به خودی خود فشار روانی بالایی دارد و افزودن فشار تخریب‌های داخلی به این بار، می‌تواند تمرکز و توان تیم را کاهش دهد. سوم، از دست دادن فرصت‌های تاریخی است. تجربه نشان داده کشورهایی که در زمان آتش‌بس توانسته‌اند انسجام داخلی حفظ کنند، امتیازات بیشتری گرفته‌اند.

تاریخ نشان داده که آنهایی که در زمان بحران به جای کمک، مشغول تخریب بوده‌اند، بعداً ناچار به عقب‌نشینی شده‌اند، اما هزینه این عقب‌نشینی‌ها را همیشه مردم و کشور پرداخته‌اند.

۲۱۳

کد مطلب 2232052

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
8 + 4 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین